به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 53

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    من از angry_boy معذرت میخوام چون انقدر درگیر مساله ی خودم بودم یادم رفت جواب سوال ایشون رو بدم.
    بعضی از اوقات خانمها برای ابراز احساستشون به طرف مقابل نگاه میکنند البته بستگی به شرایط و موقعیت داره.در کل من جمله ی زیر رو بهت توصیه میکنم:
    (اگر کسی را دوست داری به او بگو زیرا قلبها معمولا با کلماتی که ناگفته می مانند می شکننند)

  2. کاربر روبرو از پست مفید setareh 1390 تشکرکرده است .

    angry_boy (چهارشنبه 15 خرداد 92)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 تیر 99 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1391-9-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    7,727
    سطح
    58
    Points: 7,727, Level: 58
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 100 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ستاره عزیز در کت میکنم منم تو دانشگاه عاشق همکلاسیم شدم 2سال تمام عاشقش بودم حتی تا 3-4 ماه بعد از آشنایی با همسرم اونو دوست داشتم.
    اونم برای من از هر جهت کامل بود شاگرد اولمون بود ظاهرش خوب بود پسر مودبی بود تا جایی که تحقیق کردم خانواده خوبی داشت همشهریم بود. عشق منم از یک نگاه شروع شد سر کلاس نشسته بودم احساس میکردم یکی نگاهم میکنه سرمو بلند کردم داشت نگاهم میکرد بعد زود نگاهشو دزدید. میدونی من دختر خیلی خوشگلی بودم(اعتماد به نفسو دارین;)!!!!!!) اون از ظاهرم خوشش میومد و نگاه میکرد منم فکر میکردم عاشقم شده. اونقدر بهش فکر میکردم که ترم 1و2 مشروط شدم.
    بعد با همسرم آشنا شدم و بعد از مدتی فهمیدم علاقه یک طرفه اصلا نمیشه اسمش رو گذاشت عشق. عشق بعد از شناخت به وجود میاد در حقیقت تو فقط میتونی بگی ازش خوشم میاد. تو عاشق تصورت از اون فرد شدی شاید اون ویژگی هایی داشته باشه که برای تو اصلا قابل تحمل نباشه.
    دوست عزیز اصلا به فکر این نباش که بهش پیشنهاد آشنایی بدی چون اکثر پسرها دوست دارن خودشون طالب باشن و طرفشون مطلوب فکر نکنم.
    سعی کن اصلا بهش فکر نکنی چون راهی برای رسیدن بهش نداری مخصوصا که مطمین نیستی بهت علاقه داره. اگه بهت علاقه داشت خودش پیش قدم میشد

  4. 3 کاربر از پست مفید tati تشکرکرده اند .

    asemani (شنبه 11 خرداد 92), reihane_b (شنبه 11 خرداد 92), فرهنگ 27 (شنبه 11 خرداد 92)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 مرداد 92 [ 22:24]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    311
    سطح
    6
    Points: 311, Level: 6
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    107

    تشکرشده 7 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان عزیز من تازه امروز این سایتو پیداکردم.....مطالبتونم خوندم خوشحالم میکنید نظراتونو بگید...........من دختردانشجوییم 22سالمه و از یکی از پسرای کلاسم خوشم اومده نه بخاطر تیپ و قیافش فقط بخاطر حالت مردونه ای که داره و مثل خیلی از پسرای کلاسمون اهل جلف بازی و کارایی نیس که بخواد کسیو جلب کنه. اونم با رفتار و اداهای زننده!!!!..راستش خودمم اهل دوستی واین جور چیزا نیسم و به این معتقدم که اون شخص باید پیش قدم شه و بهشم مصرم ولی خب ...جالبه من تابحال از هیچ پسری خوشم نیومده بود اینم درحدعشق نیس که بگم خ بهش فک میکنم نه..فقط خ دلم میخواد حسشو نسبت به خودم بدونم .

    - - - Updated - - -

    این حس کنجکاوی من نسبت بهش وقتی اوج گرفت که متوجه نگاهاش شدم...وقتی سرمو بالا میگرفتم زودی نگاشوبرمیداشت و این بارها تکرارشد...کم کم تو ردیف من میشست درحالی که جا واسه نشستن زیادبود...کنارمن با یک صندلی فاصله!!!!!!!!!!!!!طوری که خ سمت صندلی خالی بینمون برمیگشت و برگه و کیفشو میذاشت و ی نیم نگاهی میومد..راستش من با اینکه دلم میخواست ببینمش ولی به خودم اجازه این کارارو نمیدم...ینی بهتون بگم وقتی نزدیک من میشینه خ شاده و بلندمیخنده مخصوصا وقتی استاد جو کلاسو شادمیکنه میخنده و ب سمت من برمیگرده.....نمیدونم شای اینا اصن دلایل خوبی نباشه...ولی خب من حسمو گفتم براتون...بعضی وقتام اصن حوصله شو ندارم همش فک میکنم ممکنه اشتباه کنم و نگاش نمیکنم ولی .....بعضی وقتام میگم نیکی توهم نزن و واقعیت نگر باش ولی خب...............

    - - - Updated - - -

    یکی از دوستام ازم خواست جزوه ای رو ازش بگیرم چون اون این جزوه رو داشت.....درضمن من بگم این حسو نگاهو من به هیچکدوم از دوستام نگفتم>>>>>منم این فرصتو دیدمو بعد تعطیلی کلاسم اونم داشت میرف تو راهرو صداش کردم و وایساد ولی شرو کرد ب اگوشی ور رفتن حتی سرشم بلند نکرد منم منتظر شدم صحبتش باگوشی تموم بشه بعدحدود5دق درحالی ک وایساده بودو جابجامیشد درحالی باگوشیش ورمیرفت ولی مکالمه ای نبود داشت میرف.....من بهت زده موندم برم یا ادامه بدم....اصن متوجه کارش نبودم..اصلا...دوباره صداش کردم و گفتم یبار صداتون کردم ومنتطر شدم حرفتون تموم شه اون فقط مث.....نگام کرد نه معذرت خواس بابت کارش.. منم خ مودبانه و ااروم بابت جزوه بهش گفتم ک بجه ها خواستن بیام ازتون بگیرم اونم گف برام میاره....بغد جداشدیم

    - - - Updated - - -

    یکی از دوستام ازم خواست جزوه ای رو ازش بگیرم چون اون این جزوه رو داشت.....درضمن من بگم این حسو نگاهو من به هیچکدوم از دوستام نگفتم>>>>>منم این فرصتو دیدمو بعد تعطیلی کلاسم اونم داشت میرف تو راهرو صداش کردم و وایساد ولی شرو کرد ب اگوشی ور رفتن حتی سرشم بلند نکرد منم منتظر شدم صحبتش باگوشی تموم بشه بعدحدود5دق درحالی ک وایساده بودو جابجامیشد درحالی باگوشیش ورمیرفت ولی مکالمه ای نبود داشت میرف.....من بهت زده موندم برم یا ادامه بدم....اصن متوجه کارش نبودم..اصلا...دوباره صداش کردم و گفتم یبار صداتون کردم ومنتطر شدم حرفتون تموم شه اون فقط مث.....نگام کرد نه معذرت خواس بابت کارش.. منم خ مودبانه و ااروم بابت جزوه بهش گفتم ک بجه ها خواستن بیام ازتون بگیرم اونم گف برام میاره....بغد جداشدیم

    - - - Updated - - -

    حالا روزی که بایدجزوه هارومیاورد اورد ولی من هرچی منتطرشدم که بیاره نداد!!!!!!!!!!!اصن موندم خدایا من چ کاربدی مرتکب شدم ک این بی احترامیو دیدم....حتی ی همکلاسی سادم میتونس بساره برام...واقعیتش منم بهم برخورد و اصن ازش نگرفتم!!!!!!!!کارمنو چطورمیبینید؟اشتباه کردم؟تو این موندم خودمم که میگم من کاردرستی کردم...جالبه بعضی اوقات کنارمن میشینه ولی اصن از جزوه چیزی نمیگه!!!!!!!!تعجب اوره...فک نمیکردم همچین ادمی باشه...شما چی میگید؟

    - - - Updated - - -

    نگاهاش تو خلوت تو راهرو و محوطه زیاده ولی تو کلاس اگه کنارم نشینه ب روی خودشم نمیاره...همه اینارومیفهمم ولی رفتاراش متناقضه و اذیت میشم...

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 مرداد 92 [ 22:24]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    311
    سطح
    6
    Points: 311, Level: 6
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    107

    تشکرشده 7 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    لطفا نظراتتونو بگید من منتظرم...................بگید

  7. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 13:27]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,979
    سطح
    33
    Points: 2,979, Level: 33
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    747

    تشکرشده 434 در 128 پست

    Rep Power
    32
    Array
    به همدردی خوش اومدی
    نیکی جان شما الان توی تاپیک یه نفر دیگه هستین و بقیه نمیتونن بهتون راهنمایی بدن
    وارد موضوعی که میخوای بشو و یه تاپیک ایجاد کن
    تا بچه ها بیان راهنماییت کنن .

  8. کاربر روبرو از پست مفید سنجاب بازیگوش تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (یکشنبه 12 خرداد 92)

  9. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 مرداد 92 [ 22:24]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    311
    سطح
    6
    Points: 311, Level: 6
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    107

    تشکرشده 7 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون عزیزم ............چطوریه این کاری که گفتی؟؟

    - - - Updated - - -

    ممنون راهشو یداکردم...دوست عزیزم معذرت میخوام که ندونسته وارد تاپیکشون شدم....سلامت باشید

  10. کاربر روبرو از پست مفید nikafarid تشکرکرده است .

    سنجاب بازیگوش (یکشنبه 12 خرداد 92)

  11. #7
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    وارد سئوالات ارتباط دختر و پسر می شی روی ارسال موضوع جدید

    می زنی مطلبتو کپی می کنی یک عنوان مناسب م انتخاب می کنی و ارسال.


  12. کاربر روبرو از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده است .

    سنجاب بازیگوش (یکشنبه 12 خرداد 92)

  13. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    tatiجان ازت ممنونم.من همیشه از جانب خواهرم به این متهم میشم که همیشه بیش از حد منطقی هستم.شاید بخندید ولی من وقتی ایشون رو شناختم عاشقش شدم.اون پسر خیلی خوبیه.حرف شما کاملا درسته و نمیتونم انکارش کنم که اره من از اون خوشم اومده و دیوانه وار دوسش دارم. وتنها گناه اون اینه که شاید به من حسی نداره.اما ارزو کردن که برای یه دختر عیب نیست؟ ؟؟من فقط از خدا خواستم که اون هم من رو دوست داشته باشه. ( وقتی عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می اورد)

  14. #9
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-12-11
    نوشته ها
    396
    امتیاز
    15,136
    سطح
    79
    Points: 15,136, Level: 79
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 214
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,467

    تشکرشده 2,190 در 377 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    اگر کسی را دوست داری به او بگو زیرا قلبها معمولا با کلماتی که ناگفته می مانند می شکننند
    وقتی عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می اورد
    ...
    لطفا خودتونو با این جملاتِ "پر از احساس" و "خالی از منطق" بازی ندید.

    می‌گید عاشقید، ما قبول می‌کنیم.
    در پست‌های اولِ تاپیک گفتید که خیلی به ازدواج امیدوار نیستید و (در نتیجه) بیشتر به دوستی امیدوارید!
    دوستی برای چی؟ آخرش جدایی یا ازدواج؟

    با جدایی که احتمالا بدترین دوران عمر خودتون و آقا پسر رو خواهید ساخت.

    عملی شدنِ ازدواج بعد از دوستی هم بستگی زیادی به فرهنگ خانواده‌هاتون (+چند شرط دیگه) داره و شما از فرهنگ خانوادهٔ پسر اطلاعی ندارید.
    حتی با فرض موافقت خانواده‌ها، اگر کمی در مورد دوستی قبل از ازدواج مطالعه داشته باشید، متوجه می‌شید که اولا احتمال ایجاد بعضی مشکلات در این ازدواج‌ها بیشتره، ثانیا به دلیل کمتر شدن تفاوت لذت دریافتی در قبل و بعد از متعهد شدن، میزان لذتی که بعد از متعهد شدن کسب می‌کنید، از حالت معمول کمتره(گاهی اوقات خیلی کمتر!) و همین یعنی یک ازدواج می‌تونست بهتر باشه، اما با دوستی قبل از ازدواج، اینطور نشد.


    گفتید که عاشقید. البته عشق در نظر هر کس، معنای خاص خودشو داره. اما آیا این عشق، به اون اندازه هست که برای آیندهٔ آن پسر اهمیت قائل باشید؟
    اگر بله:
    - با توجه به اینکه با دوست شدن با او، از میزان رضایت از زندگی خودتون و این فرد در آینده می‌کاهید، دنبال دوستی و رابطهٔ احساسی بدون تعهد نرید.
    - احساسات خودتونو با خوندن جملات عاشقانه، گشت زدن در پیج‌های احساسی فیس‌بوک(!)، گوش دادن آهنگ‌های عاشقانه و ... مشتعل نکنید.
    - خودتونو کوچیک نکنید و ابراز علاقه نکنید! از او خواستگاری هم نکنید! البته ممنوع نیست، اما اکثر اوقات، عاقبت خوبی نداره.
    - دلبری احساسی و غیر عاقلانه نکنید! مطمئنا رفتار خوب و سنگین شما، برای کسانی که طالب ازدواج باشند (شاید این آقا جزوشون باشه و شاید هم نه)، بهترین نوع دلبری هست.
    - حتی اگر خود این پسر برای دوستی پیشنهاد داد، نپذیرید! رابطهٔ رسمی، نتیجه‌بخش‌تر و امن‌تره. پس در صورت درخواست احتمالی ایشون، شما مسیرو با قاطعیت به کانال رسمی هدایت کنید.
    - بگذارید زندگی در روال معمول خودش جلو بره. شما کسی رو دوست دارید، او هم اگر واقعا دوست داشته باشه، رسما اقدام می‌کنه.


    .

    تا به حال چند پست خوب از شما در تالار دیدم. مشخصه که فردی منطقی و عاقل هستید. برای موفقیت، کافیه به رابطهٔ خودتون هم با دید عقل نگاه کنید.
    موفق باشید.

  15. 4 کاربر از پست مفید مسافر زمان تشکرکرده اند .

    khak (چهارشنبه 13 شهریور 92), reihane_b (چهارشنبه 15 خرداد 92), ویدا@ (سه شنبه 14 خرداد 92), سنجاب بازیگوش (دوشنبه 13 خرداد 92)

  16. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام به مسافر زمان.
    بابت دو تا جمله ای که گفتی اولین جمله خطاب به کس دیگه ای بود.دومیش هم به نظرم یه جورایی واقعیته.
    نسبت به قسمت دوم حرفهات اره هر کسی از عشق تعریف خاص خودش رو داره.شاید من بیشتر از هر کس دیگه ای اینده ی اون فرد برام مهم باشه و همیشه ارزوی خوشبختیش رو دارم.( یه عمره با خودم میگم خدارو شکر خوشبخته خدارو شکر خوشبختی چقدر این گفتنش سخته) اره گفتن این جمله از همه ی دردهای دنیا دردناکتره.
    من نه خواستم کار احمقانه ای بکنم نه از زندگی کردن افتادم.فقط خواستم در جمع دوستانی که من رو نمیشناسند و قرار نیست راز من رو فاش کنند به عشقم اعتراف کنم و ازشون کمک بخوام تا اینجا هم خیلی از دوستان کمک کردند و من تونستم از راهنماییهاشون استفاده کنم.من دلبری غیرعاقلانه نکردم همیشه خیلی عادی با این اقا برخورد کردم چند بار هم تاکید کردم که کسی از اعضای خانواده و دوستانم از این عشق خبر ندارند.فقط یکی از دوستانم در جریان هست که اونم توی یه شهر دیگه زندگی میکنه.فراموشش نمیکنم .اره فراموشش نمیکنم چون که اون بهترین فردی بود که تو عمرم دیدمش تا جایی که میتونم با یادش زندگی میکنم ولی شاید هیچوقت دیگه کسی از این احساس مطلع نشه.
    شاید نتونم سالها به کسی دلبسته بشم یا اصلا ازدواج کنم.چون بعید میدونم فردی بهتر از این اقا پیدا بشه.
    از همه ی دوستانم ممنونم از شما هم مسافر زمان جان ممنونم باور کنید ادم بی منطقی نیستم و کاری نخواهم کرد که بابتش یه عمر عذاب بکشم.

  17. 2 کاربر از پست مفید setareh 1390 تشکرکرده اند .

    angry_boy (چهارشنبه 15 خرداد 92), asemani (سه شنبه 14 خرداد 92)


 
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو سایت همسر یابی اشنا شدیم به دوستم گفته خیلی دوستم داره نمی دونم دوستم داره یا نه
    توسط arshida در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 96, 21:27
  2. چی کار کنم که شوهرم دوستم داشته باشه
    توسط نازنین 2 در انجمن نامزدی و عقد
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: دوشنبه 25 خرداد 94, 10:22
  3. شوهر دوستم فوت کرده...خودکشی...چه کمکی میتونم به دوستم بکنم؟
    توسط یک زن در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 خرداد 94, 16:40
  4. پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: سه شنبه 31 اردیبهشت 92, 09:09
  5. چطور از عشقم دل بکنم ؟ (به خاطر دوستم)
    توسط Hamdardi2 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: شنبه 04 آذر 91, 13:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.