به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 57
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    یه کم جمله هات رو اصلاح کن. آخه "نمیذارم" بری، هم شد حرف ؟

  2. #42
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array
    اقلیما

    این حلقه معیوب رو بشکن!!!

    نمیذاره برم یعنی چی؟

    یکم غرورت رو بگذار کنار ، یک دسته گل و یک جعبه شیرینی بگیر ، خودت برو دیدنشون تنهایی.بگو که دلت تنگ شده و حساس شدی و اشتباه کردی.

    صادقانه بگو این حرفارو. بعد به شوهرت بگو فکر می کنم دیگه وقتشه من و نینی ازت بخوایم که کدروت ها رو کنار بگذاریم و با هم با

    خانواده ها رفت و امد کنیم.

    منم سعی می کنم از اشتباهات گذشته درس بگیرم و دیگه تکرارشون تکنم.

    اقلیما باور کن اگر این سیکل معیوب رو اینبار تو بشکنی و به جای اینکه منتظر وقایع باشی ، تو وقایع رو بسازی همه چیز درست میشه!!!

    میتونی غرورت رو و بگذاری کنار و پیش قدم بشی؟

    برای بدست آوردن چیزی که قبلا نداشتی ، کسی باش که قبلا نبودی!!! و سرنوشت رو طوری بساز به کمک خدا که دوست داری.


    روزی تو خواهی آمــــــــد از کوچه های باران

    تا از دلـــــــم بشويي غمهاي روزگـــــاران...




    ویرایش توسط bahar.shadi : یکشنبه 08 اردیبهشت 92 در ساعت 17:06

  3. 2 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    ویدا@ (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), میشل (یکشنبه 08 اردیبهشت 92)

  4. #43
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام اقلیما جان.

    شادی به نکته کلیدی ای اشاره کرد. تو باید حلقه ای که درش افتادی رو بشکنی. اما فکر نمی کنم درست باشه که معذرت بخوای و بگی که اشتباه کردی. البته شادی تو رو می شناسه، من نه. نمی دونم غرورت تا چه حد در روابطت با خونواده همسرت نقش داشته.

    نظر من اینه که یه چند ساعتی برو خونشون، بگو دلت گرفته بوده تو خونه.

    در مورد مسائل متفرقه صحبت کنید، اصلا بحث رو به مسائلی که بینتون بوده نکش. و اگه اونها اشاره ای کردن، تو ندیده بگیر و حرفو عوض کن. بذار اون ساعت هایی که با هم هستید سبک بگذره.

    اگه از شوهرت پرسیدن بگو حالش خوبه. در مورد صحبتای اخیر بینتون چیزی بروز نده، حتی اگه می دونی که شوهرت بهشون گفته. تو اینطور وانمود کن که هیچ اتفاق منفی ای بین خودت و شوهرت نیفتاده. اما خیلی هم تاکید نکن روی این موضوع، زود حرف رو عوض کن.

    در مورد زمانیکه شوهرت رو باردار بوده ازش سوال کن، بذار برات تعریف کنه. مادرا از تعریف کردن این خاطره ها خوشحال می شن. وقتی برات صحبت می کنه، بهش لبخند بزن. از حرفاش ذوق کن.

    از مادر شوهرت در مورد حالتایی که تو دوره بارداری تجربه می کنی، راهنمایی بگیر. (ولی در مورد حالت آه و ناله نکن) بذار از تجربیاتش برات بگه.

    در کل بیشتر در مورد اونها و حال و احوالشون صحبت کنید. بحث رو زیاد روی خودت نگه ندار. مردم بیشتر دوست دارن در مورد حال خودشون صحبت کنن و از اینکه کسی بهشون گوش بده خوشحال می شن و اگه ازش دلخور باشن، دلشون باهاش صاف می شه.

    یه چند ساعتی با هم خوش باشید. بذار همه چی به دست فراموشی سپرده بشه.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : یکشنبه 08 اردیبهشت 92 در ساعت 18:38

  5. 4 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), del (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), ویدا@ (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), zendegiye movafagh (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  6. #44
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 05 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,287
    امتیاز
    26,066
    سطح
    96
    Points: 26,066, Level: 96
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 284
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    سلام اقلیما جان

    راستش من درست و غلطش رو نمیدونم ولی من شخصا اگه تو این موقعیت بودم نهایتا یک تماس تلفنی میگرفتم اونم در صورتی که مطمئن بودم حداقل در حد متوسط تحویلم میگیرن حضوری نمیرفتم خونشون و عذرخواهی هم که مطمئنا نمیکردم

    نمیدونم شاید من هم جزو اون آدمای مغرور باشم شما حرف اشتباه زدی به عبارتی اعتراضت رو باید مودبانه بروز میدادی ولی ایشون قبلش حرفای جالبی نزده بود پس اونم مقصره پس یه جایی باید بدونه هر عملی عکس العملی در پی داره میشد به جای ایستادن در مقابل شما در کنارت باشه و حتی اگه شما بیخودی هم خودت رو به مریضی زده بودی بگه عروسم حالش خوب نیست و ... از اون بدتر عکس العمل خواهر شوهرت بوده که اون اس ام اس رو داده حالا منت کشی شما به شکل افراطی موجب تکرار این برخوردها میشه

    البته شما یک مشکل داری اونم اینه که شوهرت در مقابلت قرار داره و البته اون توی این قضیه باید خنثی عمل کنه

    اول از همه سعی کن خانواده همسرت تمام زندگیت نباشن نباید رابطه خوب با اونها اوج خوشبختی و به هم خوردن روابط عین بدبختی باشه

    اونا هم یه سری آدما هستند با محاسن و معایب متعدد که در برابر خوبیها تحسین و تایید و در برابر بدیها هم باید پاسخگو باشن

    طبق چیزی که من میدونم شما بچه ات تیر ماه یا اوایل مرداد به دنیا میاد مطمئنم به خودی خود در اون زمان همه روابط عادی میشه

    عکس العمل من در شرایط مشابه: بهشون فکر نمیکردم همسرم حتی اگه میخواست تنها بره هم گارد نمیگرفتم و فقط یک جمله " من هم دوست داشتم همراهیت کنم ولی هر طور صلاح میدونی شما خودت شرایط و اخلاقها رو بهتر میشناسی"

    فقط روز مادر در حد انجام وظیفه و به عبارتی رفع تکلیف یک تماس تلفنی کوتاه و کاملا رسمی بدون هیچ اثری از معذرت خواهی باشون داشتم و تمام

    حتی اگه تا خود زمان زایمان هم همسرم تنها میرفت اهمیت نمی دادم

    چند بار بهت بگم اقلیما اونا حتی در بدترین شرایط هم بعد زایمان رابطه شون رو با شما خوب میکنن چون نوه شون دست شماست و برای دیدنش باید با شما رابطه خوب داشته باشن اون موقع میتونی سعی کنی کم اشتباه تر از قبل رفتار کنی تا به یک تعادل رفتاری با اونها برسی

    قرار بود از این بازیها بیای بیرون و یه مدت بی تفاوت رفتار کنی خیلی عجله میکنی جزع و فزع میکنی ولشون کن بذار یه مدت هم خودت هم اونا راحت باشید

    چرا اینقدر به خانواده همسرت فکر میکنی همه چیز رو در اونها میبینی

    هر وقت هم رابطه حسنه شد سعی کن از قبلش خودت رو آماده کنی پیش خودت بگو اقلیما قرار نیست فلان جا بهت خوش بگذره میری اونجا همه چیز رو تحمل کن و نهایت سعیت رو بکن که ظاهر رفتارت گرم و مودبانه باشه (باطنش هم بستگی به برخورد اونا و شایستگیشون داره ) و کاملا هوشیارانه سعی کن یه دفعه عصبی نشی و برخوردهای عاقلانه و به دور از احساسات داشته باشی
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  7. 3 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 08 اردیبهشت 92), ویدا@ (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), میشل (یکشنبه 08 اردیبهشت 92)

  8. #45
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array
    سلام
    مرسی بابت راهنمایی های خوبتون
    راستش دیروز همسرم با پدرش کار داشت که رفت خونه ی پدر و مادرش و حدود نیم ساعتی اونجا بود
    بعد از اینکه از اونجا اومد بهش sms دادم که ف جان از اینکه پدر و مادرتو دیدی خوشحالم ولی از من نخواه که با پدر و مادرت رفت و آمد نکنم چون الان دیگه من تنها نیستم و بجه ما هم به اونا نیاز داره و لطفا بذار در مورد مسائلم خودم تصمیم بگیرم

    خلاصه دیروز گذشت و من حتی کلمه ای از اینکه چی گفتند و ..... نپرسیدم تا برخوردی بینمون پیش نیاد

    دیشب در کمال آرامش ازش خواستم که روز مادر بریم هم به مادر اون و هم به مادر خودم سر بزنیم که اونم سکوت کرد و منم دیگه ادامه ندادم که نظرش مثبت یا منفی

    تصمیمم اینکه که شب 4 شنبه (چون چهارشنبه روز مادر ما احتمالا نامزدی پسر عمه همسرم دعوتیم ) ازش بخوام که بریم به اونا سر بزنیم اگه قبول کرد که خیلی خوبه در غیر اینصورت چهارشنبه صبح طبق وظیفه یه زنگ می زنم و بهش تبریک می گم

    به نظرتون تصمیمم درسته؟
    خریدن کادو کار درستیه؟
    بچه ها به خدا اونم اون روز خیلی مقصر بود من تو کل 6 ماه بارداریم یه بار مریض شدم و آخ و اوخ راه انداختم دوست ندارم معذرت خواهی کنم آخه کاری نکردم

    - - - Updated - - -

    سلام
    مرسی بابت راهنمایی های خوبتون
    راستش دیروز همسرم با پدرش کار داشت که رفت خونه ی پدر و مادرش و حدود نیم ساعتی اونجا بود
    بعد از اینکه از اونجا اومد بهش sms دادم که ف جان از اینکه پدر و مادرتو دیدی خوشحالم ولی از من نخواه که با پدر و مادرت رفت و آمد نکنم چون الان دیگه من تنها نیستم و بجه ما هم به اونا نیاز داره و لطفا بذار در مورد مسائلم خودم تصمیم بگیرم

    خلاصه دیروز گذشت و من حتی کلمه ای از اینکه چی گفتند و ..... نپرسیدم تا برخوردی بینمون پیش نیاد

    دیشب در کمال آرامش ازش خواستم که روز مادر بریم هم به مادر اون و هم به مادر خودم سر بزنیم که اونم سکوت کرد و منم دیگه ادامه ندادم که نظرش مثبت یا منفی

    تصمیمم اینکه که شب 4 شنبه (چون چهارشنبه روز مادر ما احتمالا نامزدی پسر عمه همسرم دعوتیم ) ازش بخوام که بریم به اونا سر بزنیم اگه قبول کرد که خیلی خوبه در غیر اینصورت چهارشنبه صبح طبق وظیفه یه زنگ می زنم و بهش تبریک می گم

    به نظرتون تصمیمم درسته؟
    خریدن کادو کار درستیه؟
    بچه ها به خدا اونم اون روز خیلی مقصر بود من تو کل 6 ماه بارداریم یه بار مریض شدم و آخ و اوخ راه انداختم دوست ندارم معذرت خواهی کنم آخه کاری نکردم
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  9. 4 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), ava48 (شنبه 14 اردیبهشت 92), فکور (سه شنبه 10 اردیبهشت 92), ویدا@ (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  10. #46
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array
    سلام اقلیما جان

    تاپیکت رو دنبال میکردم و امیدوارم با کمک دوستان به بهترین شکل رابطه با همسر و خانوادش برسی.

    برخورد دیروز و روش صحبت کردنت خیلی عالی و خوب بوده .تبریک!!

    من فکر میکنم بخاطر هم خودت هم همسرت و هم نی نی کوچولو هر چه زودتر این اختلاف تمام بشه بهتره.

    این اختلاف با خرید کادو تبریک تلفنی لحن خوب صورت بشاش و محبت قابل حله!

    دوست من
    اقلیما من راهکار و راهنمایی ندارم و مطمینم با مشاوره دوستان و درایت خودت از این مرحله میگذری.....

    مراقب خودت باش و منتظر خبرهای خوب از جانبت هستیم .......:)
    O.o°•♥خـــٌـدایــا راز دل با تــو چـہ گویَـم ڪِہ تــو خــود راز دِلــــی ♥•°o.O


    http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-674.gif

  11. #47
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    خیلی خوبه تصمیم خوبی گرفتی
    امیدوارم شادی به کانون گرم خانوادتون برگرده تو الان بارداری و دعاهات مستجاب می شه ازت خواهش می کنم برای زندگی من هم دعا کنی
    ممنون
    روزت مبارک

  12. #48
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array
    فکور و میشل عزیز :)

    با توجه به شناختی که تو این 2 سال از اقلیما دارم فکر می کنم این کار خوبیه که خودش این بازی رو تموم کنه.

    به نظر من که خوبه بری خونشون برای تبریک روز مادر :) چه فرصتی بهتر از این.

    اگر اونا بحث رو پیش نکشیدن تو هم دیگه عنوان نکن. اما گاهی زیر پا گذاشتن غرور کاذب و گذشت کردن نشونه ی روح بزرگ ماست و چیزی از شان ما کم نیکنه.

    اقلیمای گلم

    اگر فکر می کنی مقصری از دل مادرشوهرت در بیار. قبول کن تو هم بی تقصیر نبودی.

    برای موفقیتت دعا می کنم


    :o


    روزی تو خواهی آمــــــــد از کوچه های باران

    تا از دلـــــــم بشويي غمهاي روزگـــــاران...





  13. کاربر روبرو از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده است .

    فکور (سه شنبه 10 اردیبهشت 92)

  14. #49
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 05 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,287
    امتیاز
    26,066
    سطح
    96
    Points: 26,066, Level: 96
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 284
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    سلام بر دوستان گلم بهار شادی و اقلیما

    راستش من طرز فکر خودم رو گفتم راستش در مواردی که طرف مقابلم هم مقصر باشه زیاد نیازی به معذرت خواهی نمیبینم

    البته با شناختی که من از اقلیما دارم یه مقدار زود عصبی میشه و عجولانه صحبت میکنه ولی بعدش هم زیادی پشیمون میشه و زیادی جزع و فزع میکنه که همه چیزو برگردونه

    باید در هر دو این موارد با آرامش و تفکر بیشتری برخورد کنه

    الان مورد اول پیش اومده ولی مورد دوم رو باید با تفکر بیشتری پیش ببره

    رفتن پیش ایشون و معذرت خواهی به اون شکل یعنی خانم محترم اشکال کاملا از من بوده و برخورد من اشتباه بوده برای همین من طلب بخشش دارم

    البته رفتن پیش ایشون اشکال نداره ولی معذرت خواهی باعث حق به جانب شدن این جور آدما میشه ایشون یه حرفی زده و یه حرفی هم شنیده کی قراره به اشکالات رفتاری خودش پی ببره

    تماس تلفنی مختصر یارفتن به خونشون دیگه کافیه و معذرت خواهی به نظر من افراط محسوب میشه

    من حتی اگه جای اقلیما بودم برای انتخاب هدیه زیاد فکر و زمان نمیذاشتم و از همسرم میخواستم خودش به سلیقه خودش یه هدیه مناسب بخره میدونی چرا؟

    چون اگه زیاد وقت بذارم این دفعه تو ذهنم حق به جانب میشم تو ذهنم این درگیری ایجاد میشه که فلانی با من اون برخورد رو داشت بعدا من رفتم چقدر گشتم یه هدیه بخرم و حالا هم که این رفتارو داره پس در حدی پیش میرفتم که تو ذهن خودم دلخوری و توقع ایجاد نشه

    من خودم همیشه در حدی برای دیگران مایه میذارم که تو ذهن خودم ازشون توقعی نداشته باشم و همیشه نسبت به همه بی توقع میشم و اینجوری اگه گاهی ناملایمتی ازشون ببینم کم احتمال داره جوش بیارم و جواب تند بدم

    البته اینا نظرات شخصی من هست اقلیما با معذرت خواهی اونم با لحن عجز و لابه باعث تکرار این بازی میشه نه اینکه این بازی رو تموم کنه

    حضور اقلیما یا یه تماس تلفنی کافیه اونم یه حضور خنثی و نه خیلی گرم
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  15. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 دی 92 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-10-26
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    833
    سطح
    15
    Points: 833, Level: 15
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    14

    تشکرشده 64 در 36 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم من تاپیک شما رو از اول مطالعه کردم تصمیم درستی گرفتی .دوست دارم ببینم نتیجه کارت چی شد؟

  16. کاربر روبرو از پست مفید roze sefid تشکرکرده است .

    asemani (پنجشنبه 12 اردیبهشت 92)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو ارتباط با دخترها تو اجتماع مشکلی ندارم، اما وقتی دختری رو دوست دارم برعکسه
    توسط amir800 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آبان 95, 22:01
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  3. من خیلی نقص دارم هم تو رفتارم هم تو ظاهرم نمیتونم خودمو دوست داشته باشم
    توسط پونیو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 43
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 مرداد 93, 00:20
  4. تو انتخاب کمکم کنید تو تصمیم درست مرددم روحیم داغونه
    توسط mona_joon در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 دی 89, 14:23
  5. لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 فروردین 87, 04:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.