به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 67

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آبان 98 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1391-9-15
    نوشته ها
    336
    امتیاز
    7,732
    سطح
    58
    Points: 7,732, Level: 58
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    626

    تشکرشده 656 در 231 پست

    Rep Power
    48
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم

    عزیزم خیلی متاسف و متاثر شدم از داستان زندگیت خیلی دلم گرفت فکر میکردم دیگه اون دورانی که مردها دست رو همسرشون بلند میکنن گذشته ولی انگار این قصه سر دراز داره و حتی به تحصیلات و فرهنگ و جایگاه اجتماعی فرد هم ارتباطی نداره ... نمیدونم چرا این افراد فکر نمیکنن که طرفشون انسانه حق داره و ...

    من وافعا هبچ حرفی واسه گفتن ندارم فقط خواستم باهات همدرد کنم دعا میکنم که بهترین اتفاقی که باید برات بیافته ، بیافته

    امیدوارم مشاوران هرچه سریعتر به تاپیکت بیان و راهنمائی های لازم رو بهت بکنن
    همه را دوست میدارم و همه دوستم میدارند

    او که به ظاهر دشمن است، از در دوستی در می آید، بسان حلقه ای طلائی در زنجیر خیر و صلاح من


    فلورانس اسکاول شین

  2. کاربر روبرو از پست مفید malakeh تشکرکرده است .

    malakeh (یکشنبه 10 دی 91)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم

    با مطالبی که از صبای عزیز خوندم متاسفانه به نتیجه غمگینی رسیدم...حرفهای شما درسته اما اگه شوهر من هر عصبانیتش فقط تخلیه هیجانی باشه و با یه چشم من تموم بشه من حاضرم این کارو بکنم. و بعد در آرامش و با محبت سوتفاهم رو از بین ببرم و نذارم برداشت اشتباهش تو ذهنش بمونه...ولی متاسفانه همسرم برای موجه کردن رفتار غیرانسانیش و اینکه مجبور به پذیرش اشتباهش نشه بعد از هر دعوا یه نتیجه گیری غلط تو ذهنش میمونه و از بین هم نمیره و تو اون نتیجه گیری متهم ردیف اول منم و تنها تقصیر ایشون کتک زدنه! که اگه من خودم رو اصلاح کنم کار به اینجا نمیکشه!
    9 ماهه که شوهر من 12 ظهر بیدار میشه 2 میره سر کار و تا بیاد خونه به خاطر ترافیک و صف بنزین و اینا میشه 11 شب و گاها 12 یا 1.
    من به شوهرم اعتماد دارم خودشم میدونه و میدونم اگه دیر میاد و رفته پیش فلانی و میگه میخواستم فلان چیز رو ازش بگیرم راست میگه!!! ولی هیچ زن جوونی نمیتونه با این شرایط که هرروز تکرار میشه کنار بیاد. پس به شوهرش میگه سعی کن زودتر بیای...ولی شوهرش توجهی نمیکنه و بازهم تکرار میشه تا اینکه یه روز که ظهر مهمون داشتم و مجبور بودم صبح ساعت 10 بیدارش کنم عصبی شد و فرداش دعوا و اون برنامه ها... و حین دعوای شدید از من اعتراف میگیره که عذرخواهی کن!
    چرا؟ ازچی عذر بخوام؟
    ازینکه به من اعتماد نداری!
    و تا میام بگم دارم...یا اصلا چرا اینو میگی؟ جواب کتکه. تا اینکه که من بدون اینکه بفهمم جریان چی بوده عذر میخوام و تموم میشه...بعد میگه دیدی؟ دیدی مقصری؟ دیدی اعتراف کردی؟ باید حتما کتک بخوری که اعتراف کنی؟
    چند روز بعد اگه جرات کنم و بپرسم چرا فکر کردی بی اعتمادم؟ دوباره عصبی میشه که من خودمو میزنم به اون راه...و بالاخره میفهمم فکر میکرده من ازین ناراحتم که شبا که دیر میاد پیش کیه؟؟؟ چرا میره؟؟؟ چکارمیکنه؟؟؟ واسه همین گیر میدم شبا زود بیا!!! و بعد من خودمو میکشم که به هرزبونی بهش بفهمونم من این فکرو نکردم!!! منظورم این نبوده!!! اگه خیلی اشک بریزم یا با محبت زیاد حالیش کنم میپذیره ولی تو همون لحظه...بلافاصله سر یه جریان دیگه ربطش میده که تو بی اعتمادی!!!! من تو هر دعوایی که کتک خوردم یک لقب هم گرفتم...
    بی اعتماد...کم توجه...مغرور...یا فکر کردم اون خسیسه...بی مسئولیته...
    به عبارت ساده تر شوهر من یک انسان سخته! که از کاه کوه میسازه...به خاطر افکار غلطش تنبیه میکنه و هرگز قبول نمیکنه اشتباه فکر کرده و از خاطرش هم پاک نمیشه...

    بسیار بسیار علاقه مندم که با همسر سایقش صحبت کنم ولی متاسفانه هیییچ آدرس و شماره تماسی از ایشون ندارم میدونم تو چه شهری زندگی میکنن ولی اولا به لحاظ مسافت خیلیییی از اینجا دورن ثانیا آدرسی ندارم که بتونم پیداشون کنم.
    کاش از شاخه سرسبز حیات ،

    گل اندوه مرا می چیدی ...

    "فروغ فرخزاد"

  4. 2 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    ahrmb (یکشنبه 10 دی 91)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم

    اسم پدر اون خانم و فامیلیش رو که می دونی، پس زنگ بزن 118 اون شهر و شماره خونه شون رو بگیر.

    اگه از این طریق موفق نشدی از خانواده همسرت کمک بگیر.به هر حال اونا یه جلسه خواستگاری رفتن. یه جوری که همسرت نفهمه و بگو واسه کمک به همسرت می خوای.

    اگه اون خانم هم جایی کار میکنه می تونی از طریق پیگیری شماره محل کارش پیداش کنی.

  6. 2 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    صبا_2009 (شنبه 09 دی 91)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 آذر 95 [ 17:27]
    تاریخ عضویت
    1391-8-16
    نوشته ها
    394
    امتیاز
    4,863
    سطح
    44
    Points: 4,863, Level: 44
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    906

    تشکرشده 891 در 308 پست

    Rep Power
    53
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم

    من گل آرای عزیز، پیشتر هم گفتم راهکار همسر شما به صورت موقت، میتواند محبت کردن، ناز کشیدن، قهر کردن و ...باشد اگر پاسخ بدهد! اینها در دراز مدت بعید می دونم تاثیرش رو بذاره. اگر واقعا "خیانتی" در کار بوده باشد در ارتباط قبلی بایستی چند وچون آن را از فردی اتفاقا غیر از همسر قبلی این مرد بدانید. یک شخص ثالث بی طرف و بدون بهره شخصی.

    اگر قصدتان تغییر رفتار رنج آور همسرتان هست بایستی بدانید چه چیز او را تا به این حد بیمار ساخته است. رفتار ایشان رفتار یک فرد عادی حین عصبانیت نیست. من یک بار پیشتر به شما گفتم راهکاری که برای ایشان مناسب است روانکاوی است . اگر تن به چنین کاری نمی دهند پرس و جو کنید در این ارتباط که در رابطه قبلی ایشان واقعا چه گذشت. فهم آن به شما می رساند که چه می توانید کنید وآیا اصلا کاری از دست شما برمی آید یا خیر.

    موفق باشی خواهر گلم

  8. 3 کاربر از پست مفید mehran21 تشکرکرده اند .

    mehran21 (یکشنبه 10 دی 91)

  9. #5
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم

    از من پرسیده بودی در این شرایط بودی یا نه ؟ باید بهت بگم که بله بودم .

    من نخواستم شما رو مقصر جلوه بدم که انقدر ناراحت شدی ، من میتونم الان بهت بگم آره عزیزم چقدر بد ، همسرت روانیه که با همچین حرفایی زود بهت حمله کرده ، آره این مرد به درد زندگی نمیخوره بهتره طلاق بگیری که خودت رو راحت کنی ..............

    اما من سعی کردم یک راه حل جلوی پات بگذارم که شاید شاید شاید بتونه کمکی بهت بکنه . وگرنه پیشنهاد طلاق که خیلی راحت تره .
    خودت گفتی که من میخوام ببینم تمام تلاشم رو کردم یا نه ، منم برای همین بهت پیشنهادهای دیگه ای دادم ، که خدایی نکرده فردا روزی پشیمون نشی که ای کاش فلان کار رو کرده بودم یا بسان کار رو کرده بودم ...

    اتفاقا وقتی همسرت ناراحته بیشتر دلش میخواد درک بشه ، دلش میخواد صحبت کنه ، نه اینکه بپری تو بغلش که بگی باشه من اشتباه کردم ، برای همسرت این حرکت یعنی" بسه دیگه تمومش کن " . اون این موضوع رو خیلی خوب میفهمه .

    شما اگر میخوای ببینی که میشه این زندگی رو درست کرد یا نه ، باید به این فکر کنی که همسر من همینه ، آیا من میتونم خودم رو طوری تغییر بدهم که رفتار همسرم هم با تغییر رفتار من ، تغییر کنه ؟
    این تمام تلاشی هست که میتونی برای زندگیت انجام بدی .

    9 ماهه که شوهر من 12 ظهر بیدار میشه 2 میره سر کار و تا بیاد خونه به خاطر ترافیک و صف بنزین و اینا میشه 11 شب و گاها 12 یا 1.
    من به شوهرم اعتماد دارم خودشم میدونه و میدونم اگه دیر میاد و رفته پیش فلانی و میگه میخواستم فلان چیز رو ازش بگیرم راست میگه!!! ولی هیچ زن جوونی نمیتونه با این شرایط که هرروز تکرار میشه کنار بیاد. پس به شوهرش میگه سعی کن زودتر بیای...ولی شوهرش توجهی نمیکنه و بازهم تکرار میشه تا اینکه یه روز که ظهر مهمون داشتم و مجبور بودم صبح ساعت 10 بیدارش کنم عصبی شد و فرداش دعوا و اون برنامه ها... و حین دعوای شدید از من اعتراف میگیره که عذرخواهی کن!

    عزیزم شما که میدونی همسرت داره بهت راست میگه ، و میگی 100% بهش اعتماد دارم ، پس چرا میگی زودتر بیا ؟
    اگر دیر اومدنش رو درک میکنی ، و میدونی که دلیلی داره با پرسیدن زودتر بیا یعنی با وجود دلیلش اعتماد ندارم .

    همسرت این طوری فکر میکنه .


    چند روز بعد اگه جرات کنم و بپرسم چرا فکر کردی بی اعتمادم؟ دوباره عصبی میشه که من خودمو میزنم به اون راه...و بالاخره میفهمم فکر میکرده من ازین ناراحتم که شبا که دیر میاد پیش کیه؟؟؟ چرا میره؟؟؟ چکارمیکنه؟؟؟ واسه همین گیر میدم شبا زود بیا!!! و بعد من خودمو میکشم که به هرزبونی بهش بفهمونم من این فکرو نکردم!!! منظورم این نبوده!!! اگه خیلی اشک بریزم یا با محبت زیاد حالیش کنم میپذیره ولی تو همون لحظه...بلافاصله سر یه جریان دیگه ربطش میده که تو بی اعتمادی!!!! من تو هر دعوایی که کتک خوردم یک لقب هم گرفتم...

    آخه این 2تا به نظر همسرت هم همخونی نداره .

  10. 3 کاربر از پست مفید tamanaye man تشکرکرده اند .

    tamanaye man (یکشنبه 10 دی 91)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    2,107
    سطح
    27
    Points: 2,107, Level: 27
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 501 در 152 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم

    گل آراي عزيز

    درسته كه به قول شما وسط دعوا حلوا پخش نمي‌كنن. اما نبايد اجازه بديم كه دعوا به اون مرحله برسه. (البته منظورم اين نيست كه مقصر شما بوديد كه مشاجراتتون به اين مراحل ختم شده)

    اما من هم با صحبت هاي خانم "تمناي من" موافقم.

    هميشه براي پرهيز از جدل، سكوت و ابراز عشق و طفره رفتن، بي خيال شدن، فضا را عوض كردن و .... ابزار خوبي نخواهد بود.
    گاهي اوقات بايد با همسرت همدل بشي. اون بفهمه كه دركش كردي، ناراحتي‌اش را فهميدي.
    به چشماش نگاه كني و بهش بفهموني و اطمينان بدي كه حسش را دريافت كردي، مي‌دوني كه ناراحته.
    بعد از اينكه بهش القاء كردي كه دركش كردي، و اون آرومتر شد، (ممكنه از يك ساعت تا چند روز هم طول بكشه)، مي‌توني باهاش صحبت كني.

    نه اينكه لزوماً تاييدش كني، بلكه جوانب موضوع را براش تشريح كني. با احترام به خواسته‌هاي اون، خواسته‌هاي خودت را هم مطرح كني.

    عزيزم كارگاه رفتار جرأتمندانه را كه از سوي آقاي اسكاي و خان آني مديريت مي‌شد را پيدا كن. فكر مي‌كنم خيلي نكات آموزنده‌اي براي هممون داره.

  12. 3 کاربر از پست مفید omid- zendegi تشکرکرده اند .

    omid- zendegi (یکشنبه 10 دی 91)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 14:00]
    تاریخ عضویت
    1391-2-28
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    1,518
    سطح
    22
    Points: 1,518, Level: 22
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    925

    تشکرشده 957 در 224 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم

    گل آرای عزیز .. چقد جملاتت برام اشناست .. چقدر این حرفها رو از شوهرم شنیدم ..
    ببین شوهر منم مث شوهر توئه .. با این فرق که کتک نمیزنه .. چند بار سر مسئله های بیخود دست روم بلند کرد اما جلوشو گرفتم .. نذاشتم پیشروی کنه .. ولی طرز تفکرش مو نمیزنه با همسر تو .. این که زن باید مطیع مرد باشه و هرچی میگه بگه چشم و سوال جواب نکنه از شوهرش و ............... اما من نمیذارم کار به جاهای باریک بکشه ( که مطمئنا اگه ادامه بدم یا معذرت خواهی کنم ازش بدتر میشه و دعوامون فیزیکی میشه )
    ببین من بهت میگم مقصری ! وقتی اشتباهی نکردی برای چی معذرت خواهی میکنی از شوهرت ؟؟ ما خودمون تعیین میکنیم که دیگران باهامون چطوری رفتار کنن !! وقتی معذرت خواهی میکنی پیامت اینه : همسر عزیزم من با اینکه میدونم این اشتباه از طرف من نبوده ازت معذرت میخوام .. تو حق داری برای چیزایی که تقصیر من نیست منو تنبیه کنی . شوهرتم با خودش میگه پس این حق منه ! حق دارم که به خاطر چیزایی که گل آرا توش مقصر نیست کتکش بزنم و بازخواستش کنم ..
    ببین (( نباید بذاری که شوهرت به اون مرحله ی خشم برسه که بخواد دست روت بلند کنه )) .. یعنی وقتی بهش میگی مثلا بریم بیرون بدون اینکه چیزی بگه عصبانی میشه و میاد گلوتو فشار میده ؟!!! همونطور که خودت نوشتی قبلش با هم بحثتون میشه .. تو پست قبلیم بهت گفتم اینجور وقتا سعی کن زمان بخری که شوهرت اروم شه .. نمیگم بگو تو راست میگی ببخشید من اشتباه کردم ! این کار جری ترش میکنه .. سعی کن زمان بخری برای اروم شدن اوضاع .. مثلا کاری رو ازت میخواد بگو باشه چند لحظه بشین من یه لیوان اب بخورم بیام .. اب رو بریز و براش ببر و با شوخی بگو آب نطلبیده مراده یکم بخور عزیزم .. ببین با اینجور کارای کوچیک زمان میگذره و همسرت اروم میشه ..
    یکی از دوستان تو تاپیک من چند تا مورد خوب گفته بود که خیلی به دردم خورد .. برات میذارم ..

    اما شما سعی کن خودت رو به نحوی ببری تو جبهه همسرت. اونوقت همسرت به خودی که صربه نمی زنه؟
    البته اینکار سیاست لازم داره و صبر زیاد. ادمهایی که زیاد امر و نهی دارند و به قول من مرد سالارند به همون اندازه هم این قابلیت رو دارند که در مقابل زنهاشون در مواقعی کرنش داشته باشند و از حق خودشون بگذرند و خیلی خیلی مهربون باشند (حتی جاهایی که مردهای عادی نمی تونند از حق خودشون بگذرند).


    مثلا میگه درس نخون. هیچی نگو . کل کل نکن. اما به مرور ذهنش رو نسبت به درس خوندن و مزایای بالا رفتن سواد همسر و مزایای سواد داشتن مادر برای فرزندان مثبت کن. (نه به طور مستقیم).

    می گه پول کارتو بده به من. بگو جانم در اختیار سرورم. و بعد حس مردانه اش را تحریک کن. بگو من خیلی حس خوبی دارم و خیالم راحته که می تونم از همه نظر به شما تکیه کنم.


    خلاصه که باید خیلی صبور باشی .ضمن اینکه چون همسرت اخلاق مرد سالاری داره باید در ظاهر نقش زنهای سنتی رو بازی کنی . دیدی زنهای قدیمی چقدر شوهراشون رو جلوی دیگران و در خلوت بالا می برن و .... طوری که وقتی تصمیمی می گیرند مردشون فکر می کنه اون تصمیم خود آقا بوده و تصمیم خانم در زبان و بازوان آقا تجلی می کنه؟
    1- موقعیت هایی که همسرت پذیرش بیشتری رو داره یادداشت کن
    2- شرایط روحی ای و زمان هایی که همسرت پذیرش بیشتری از شما داره
    3- نوع رفتار و گفتاری از شما که باعث پذیرش بیشتری در همسرت شده


    این 3 مورد رو اگر بتونی متوجه بشی کمک زیادی بهت می کنه که ازشون استفاده کنی.

    مثلا در مورد همسر خودم یک مثال برات می زنم:
    مثلا من می خواهم همسرم پول مازاد بر نیاز فعلیمون رو پس انداز کنه. 3 مورد بالا که می تونه به من کمک کنه:

    1- موقعیت : زمانی که همسرم پیش کسانی هست که خیلی براشون ارزش قائله مثل خانوادش
    2- وقتی گرسنه نیست و غذای خوشمزه ای براش درست کرده بودم و سر حاله
    3- وقتی به صورت تعریف کردن از اون و بالا بردنش و محبوب کردنش در بارش صحبت می کنم (البته از صمیم قلب نه تظاهر)

    خوب من یکبار که مهمان هستیم ، بعد از غذا مثلا دارم با مادر شوهرم صحبت می کنم و باهاش گرم گرفتم و البته همسرم هم داره حرفهامون رو می شنوه. سر صحبت رو می کشونم به همسرم و می گم من خیالم خیلی راحته. پسرتون واقعا خیلی گله. همیشه به فکر زندگیشه. عقل معاشش احتمالا به شما رفته. دقیقا می دونه چیو باید کجا خرج کنه.

    دیگه حالت دستوری بهش نمی گم نه اینو خرج نکن یا بکن. من چون اخلاق شوهرم رو می دونم همین حرف رو که من زدم حس می کنه رفته تو اسمونها و از اون به بعد سعی می کنه با دقت تر خرج کنه تا اونچه که به طور مثبت در ذهن من بوده رو به واقعیت نزدیک کنه.

    این فقط یک مثال بود. شما هم سعی کن خصوصیات شوهرت دستت بیاد.
    دوست خوبم من اصلا نمیخوام محکومت کنم .. بخش زیادی از تقصیرها گردن شوهر شماست ..
    اگر این حرفها رو زدم فقط میخواستم کمکی کرده باشم .. چون سخته بشینی و متلاشی شدن یه زندگی رو نگاه کنی و کسی که ازت کمک میخواد رو تشویق کنی به طلاق .. واقعا سخته ..

  14. 5 کاربر از پست مفید الف-ح تشکرکرده اند .

    الف-ح (یکشنبه 10 دی 91)

  15. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم

    سلام...ممنون از همه دوستان خوبم. از راهنمایی های همه ممنونم. حق با شماست...
    گرچه من هنوز هم معتقدم همسرم به خاطر موضوعی که تو ذهنشه و من کاملا بیخبرم یهو عصبی میشه و به من حمله میکنه و بیشتر از اون معتقدم من تو اون شرایط استرس و اضطراب وحشتناکی میاد سراغم که حتی قبل از اینکه به من نزدیک بشه غش میکنم! وقتی این دو تا رو کنار هم میذارم میبینم نشون دادن یه عکس العمل مناسب تو اون لحظه واقعا سخته!!! ولی با تمرین و حفظ آرامش ممکنه... ولی مستلزم اینه که شخصیت من 180 درجه تغییر کنه...و اینکه آیا عشق به کسی که ایییین همه من رو آزار داده اینقدری قوی هست که من انقلابی در خودم ایجاد کنم؟؟؟ یا اصلا عشقی مونده که انگیزه ای بده؟ من خودم فکر میکنم همه چی به رفتار همسرم بستگی داره...مثلا امروز دوستم تماس گرفت...دیشب با شوهرش خونه ما بودن و همسرم ازش خواهش کرده با من تماس بگیره و بگه که چقدر دلتنگ منه...پشیمونه...میدونه تقصیر خودشه...من از دوستم خواستم دخالتی نکنه چون از آخرین تماس شوهرم با خودم 4 روز میگذره که تا میتونست بارم کرد و گفت تمام تقصیرها گردن منه و خودش بی تقصیره و زودتر برم دادخواست بدم!...من انتظار یه برخورد مردونه دارم...مثل یک مرد بیاد و خونوادم رو قانع کنه که خانمم این مشکلات رو داره که منو عصبی میکنه!...
    فکر میکنم چندماهی دوری بهم ثابت میکنه که طرف مقابلم رو اینقدری دوست دارم که به خاطرش کلا بشم یه آدم دیگه!!! و از همه ایده آل هام برای مرد زندگیم دست بردارم؟
    من دوست داشتم شوهرم یک مرد فرهیخته و محترم باشه...نه یک انسان احساساتی خودخواه سنتی...و متاسفانه 1 برخورد نامناسب قبل از ازدواج ندیدم چون ایشون بهره هوشیش 100% و با آنالیز شخصیت من از دوران کودکی تا الان میدونست چطور جلوه کنه...شاید هم من دقیق نبودم.
    با بلاهایی که تا حالا سرم آورده در حال حاضر اونقدری بهش علاقه ندارم که بخوام به خاطرش کلا بشم یه گل آرای دیگه و ترجیح میدم واسه کسی مایه بذارم که قدر بدونه...مگر اینکه گذشت زمان نکات مثبتی از ایشون رو برام متجلی کنه و بهم ثابت بشه ارزش موندن و تلاش کردن رو داشته.
    باز هم از همه دوستان خوبم ممنونم... خیلی خوشحال میشم وقتی میبینم وقت گذاشتید...خوندید...و به درخواست من پاسخ دادید.
    ممنون میشم اگه باز هم راهنماییم کنید.
    کاش از شاخه سرسبز حیات ،

    گل اندوه مرا می چیدی ...

    "فروغ فرخزاد"

  16. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    ahrmb (یکشنبه 10 دی 91)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 فروردین 93 [ 11:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-21
    نوشته ها
    208
    امتیاز
    1,973
    سطح
    26
    Points: 1,973, Level: 26
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    743

    تشکرشده 765 در 189 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم

    گل آرای عزیزم سلام

    من تا به حال پستی برات نگذاشتم چون در این موارد زیاد تحربه ای ندارم و شوهرم تا به حال دست روم بلند نکرده ! جتی صداش رو هم روی من بلند نکرده و کلا آدم خیلی آرومیه!!

    ولی به عنوان یک زن میگم که هیچ مردی با هر توجیهی حق نداره دست روی زنش بلند کنه!! نمیدونم این نظر تا چه حد درسته شاید بعضی ها بگن که صداش از جای گرم در میاد ولی این برخورد فیزیکی همیشه یک بار اول داره! اگه همون بار اول زن نشون بده که شوهرش از خط قرمزش رد شده و به راحتی از این موضوع نگذره و واکنشی نشون بده که اینکار به هیچوجه نمیتونه تحمل کنه شاید کار به دفعات بعدی نکشه!!

    به هر حال اگه شوهرت پشیمون شده و نمیخواد اینکارا رو تکرار کنه باید قول بده حتی یک تلنگر دیگه هم نباید به تو بزنه و جلوی خانواده هاتون باید این قول رو بده!! باید بهش بفهمونی که دیگه اینکاراش رو تحمل نمیکنی و به قول معروف آب از سرت گذشته! و اگه یکبار دیگه این کارو تکرار کنه دیگه نمیتونی گذشت کنی!!

    امیدوارم موفق باشی عزیزم

  18. کاربر روبرو از پست مفید زیبا کردستانی تشکرکرده است .

    زیبا کردستانی (یکشنبه 10 دی 91)

  19. #10
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: خشونت شدید شوهرم

    مرسی دوستم.
    3 ماه پیش جلو خونواده ها قول داد و اینقدر متنبه شده بود که داداشم که بزرگتر خونواده است گفت چون یه مردی و قولت مردونه است...تعهد محضری ازت نمیخوام...لفظی هم قولت ارزش داره...اما دوباره...
    بگذریم. شاید اینبار که میدونه وکیل گرفتم و دنبال کارهای طلاقم یه تصمیم جدی بگیره. گرچه همه میگن مشکل داره و نمیتونه ...
    کاش از شاخه سرسبز حیات ،

    گل اندوه مرا می چیدی ...

    "فروغ فرخزاد"


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.