به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 47 , از مجموع 47
  1. #41
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: پسر بدبخت (عذاب وجدان بیش از حد به خاطر گناه در گذشته)

    نمونه تاپیک دیگر با نام دیگر از شما


    نقل قول نوشته اصلی توسط reza18
    سلام،
    من یه مشکل خیلی بدی دارم، خیلی روی روانم تاثیر بدی گذاشته، من 18 سالمه و امسال پیش دانشگاهی هستم، دوستان کمی دارم، معمولا آدم تنهایی هستم و توو خودم هستم، افسردگی دارم و تحت نظر پزشک دارو مصرف میکنم ولی یه احساس گناه همیشه همراه منه، من وقتی پیش دوستام وایمیستم عذر میخام حالت Erection (نعوظ) پیدا میکنم، خیلی احساس گناه میکنم، میترسم گناه کرده باشم، از خودم خجالت میکشم، به گریه میافتم، میترسم خدا منو عذاب کنه، برای همین همیشه از پیش دوستام میرم، یا معمولا تنها وایمیستم که گناه نکنم، اینقدر این مساله برام عذاب آور شده بود، که از همه دوستام فاصله گرفتم تا گناه نکنم، اینقدر میترسم که حتی خجالت میکشم به کسی بگم، اهل خودارضایی نیستم و 5 سالی هست اینکارو نمیکنم، البته با همه دوستام اینطوری نیستم، ولی معمولا با دوستای نزدیکم اینطوری هستم، اصلا درباره ی مسائل بخصوصی حرف نمیزنیم، ولی همین که یکم پیششون وایمیستم یا مثلا دستشونو میگیرم، این حالتو پیدا میکنم، خیلی احساس گناه میکنم، همش خودمو به خاطر کارم سرزنش میکنم، تورو خدا کمکم کنید؟ آیا این کارم گناه داره؟ من اصلا قصد لذت ندارم، خیلی افسرده شدم...

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (پنجشنبه 25 آبان 91)

  3. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: پسر بدبخت (عذاب وجدان بیش از حد به خاطر گناه در گذشته)

    شما درست می فرمایید، من معذرت میخوام.
    رفتن پیش روانشناس و گفتن حرفای تکراری فایده ای نداره، چون مطمئنم خودم از پسش برمیام، اگر پیش روانشناس برم باید تمام موضوع رو شرح بدم و این یعنی داغون شدن دوباره ی من، من میتونم درمان بشم، ازتون کمک خواستم ممنون که کمکم کردین
    تمام آزمایشات رو تکرار کردم هم هپاتیت و هم ایدز، خوشبختانه همه منفی بوده، نمیدونم چه ترسی هنوز در وجودم هست، هنوز نتونستم خودمو ببخشم، ببخشی که باید 3 سال پیش میشد و نه شد و حالا هر روز عوارض بیشتری میده، مثه لاغریم، افسردگیم، من میخوام نجات پیدا کنم، من دارم تباه میشم و باید خودمو بیرون بکشم، وسواس باعث شده من محدود بشم و همش خودمو شکنجه بدم، روزای تکراری رو بگذرونم، 3 سال روز تکراری، 3 سال درد و رنج و اشک به خاطر گناهی که کردم، خسته شدم، هرکی جای من بود خسته میشد، از سن 15 سالگی قرص بخوری خیلی سخته برات، وقتی همه خوشحالن وقتی همه توو فکر فوتبال بازی کردن و با دوستاشون بیرون رفتنن و اونوقت تو بشینی خونه و گریه کنی به خاطر گناهت، کلی نماز و دعا بخونی، نتونی به خودت کمک کنی، خیلی درد داره، برای خودم نگران نبودم، برای بقیه ناراحت بودم، هیچوقت یه خنده از ته دل نکردم، اینقدر غم و غصه داشتم که همیشه از جمع دور بودم، از پدر و مادرم هم دوری میکردم، چون خودمو گناهکار و لایق مجازات میدونستم، تا هر وقت میخواستم شروع کنم، درونم میگفت: تو گناهکاری، چند نفرو بدبخت کردی و منو خفه میکرد، هیچ دوستی نداشتم منو توو 15 سالگی و توو اون کوران احساسات و غمم بفهمه چون این کارا براش لذت بود، تا اینکه هر روز یه فکر جدید میکردم و نوشخوار های جدید حالا هم این فکر که کسی رو بیمار کرده باشم افتاده توو جونم و با آزمایش هم آروم نمیشه، حتما یه راهی پیدا میشه تا من خلاص شم...
    ترس عمده ام از اینکه اونا مریض شده باشن و کاری از دستم بر نیاد... حتی نتونم باخبرشون کنم

  4. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: پسر بدبخت (عذاب وجدان بیش از حد به خاطر گناه در گذشته)

    مطمئنم میتونم کاری انجام بدم و از این وهم و خیال رها بشم

  5. 2 کاربر از پست مفید alireza_m تشکرکرده اند .

    alireza_m (یکشنبه 19 آذر 91)

  6. #44
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آذر 91 [ 14:55]
    تاریخ عضویت
    1391-8-01
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    259
    سطح
    5
    Points: 259, Level: 5
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: پسر بدبخت (عذاب وجدان بیش از حد به خاطر گناه در گذشته)

    داداشم خوشحالم که جواب آزمایش هات خوب بوده ایشاله با لطف خدا و اراده خودت میتونی از این وسواس و افسردگی خلاص بشی مهم اینه که پشیمونی و توبه کردی پس فقط همت کن که به خودت کمک کنی و این اتفاقات رو فراموش کنی.
    ما هم همه واستون دعا میکنیم

  7. 2 کاربر از پست مفید رباب تشکرکرده اند .

    رباب (دوشنبه 13 آذر 91)

  8. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: پسر بدبخت (عذاب وجدان بیش از حد به خاطر گناه در گذشته)

    سپاس گزارم، ممنون از دعای خیرتون...
    هرچی با خودم فکر میکنم، اگر جنبه ی منفی قضیه رو ببینم، بر فرض اصن من مریضشون کرده باشم، بعد 4،5 سال چرا خودم مریض نشدم؟ چرا همه چی آرومه و من کاملا سالمم؟ (خدایا شکرت) حتی اگر بیماری منتقل کرده باشم چه کاری از دستم بر میاد بعد 4 سال؟ چیکار میتونم براشون بکنم؟ حتی اگر اوضاعشون بد باشه آیا با کمک من حالشون خوب میشه؟ من تمام تلاشمو میکنم که این فکر پوچ رو بیرون بریزم و به زندگیم رنگ جدید بدم و رویاهام که چند وقته مردن، دوباره زندشون کنم و برای جامعه و مردمم مفید باشم، حداقل جوابی داشته باشم برای خودم و خدام، با ماتم گرفتن و وسواس فکری داشتنم چیزی حل نمیشه...

  9. 3 کاربر از پست مفید alireza_m تشکرکرده اند .

    alireza_m (دوشنبه 13 آذر 91)

  10. #46
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 فروردین 93 [ 13:46]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    298
    امتیاز
    2,164
    سطح
    28
    Points: 2,164, Level: 28
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,619

    تشکرشده 1,636 در 313 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: پسر بدبخت (عذاب وجدان بیش از حد به خاطر گناه در گذشته)



    احسنت علی آقا
    حرفی رو که بچه ها تو پنج صفحه خواستن بهت بگن رو چه خوب گرفتی و می خوای عملی می کنی...

  11. 2 کاربر از پست مفید gole kaghazi تشکرکرده اند .

    gole kaghazi (دوشنبه 13 آذر 91)

  12. #47
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: پسر بدبخت (عذاب وجدان بیش از حد به خاطر گناه در گذشته)

    برام دعا کنید...

  13. کاربر روبرو از پست مفید alireza_m تشکرکرده است .

    alireza_m (جمعه 26 آبان 91)


 
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دست دادن دختر به پسر عمو و پسر خاله ها
    توسط Amir ali1234 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 فروردین 97, 12:35
  2. تیکه انداختن پسرم وسط کلاس درس...بازیگوشی بی اندازه پسرم
    توسط آرام دل در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: جمعه 18 مهر 93, 00:57
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  4. علاقه ی شدید پسر به پسر از نوع دیوانه وارش
    توسط hadimoradi38 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 آبان 90, 10:09

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.