وای خدایا!!!خدا میدونه چه تصوری از من دارین؟یه دختر که میره بیرون پسرا رو برانداز میکنه...یا با دوستاش میشینه میگه وای هیکل اون پسره رو..چه خوشگله
نــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــه
من بیرون نه پسرا رو برانداز میکنم نه دربارشون حرف میزنم.اصولا پسرا انقد مهم نیستن که بخوام راجبشون صحبت کنم یا نگاشون کنم.:)
اما جدا از شوخی من کاملا دختر سر سنگینی هستم و خودم هیچ وقت اینکارو نمیکنم.منظور من از پسرا کسایی هستن که سراغم میان.ok؟ضمنا اون پسرایی که میگم چندان خوشگل نیستن..یعنی معمولا دخترا از نوع دیگه ی پسرا خوششون میاد.
ای وای دیگه صفتی نبود که به من نچسبونده باشین.
چیزی که خودم کشف کردم اینه که با تلاشی که کردم اما بطور ناخوداگاه ذهنم بشدت تصویر ساز قوی هست و نه فقط درباره اقایون بلکه کلا مثل یه دوربین از صحنه هایی که مهمن فیلم میگیره ذخیره میکنه و مرتب یاداوری میکنه یا بازبینی میکنه..
دوم اینکه نمیدونم چرا تو ذهن من بین اون بعضی از صفات ظاهری و بعضی خصوصیات مثبت اخلاقی یه رابطه مستقیم برقرار شده..مثلا سینه محکم=حمایتگری.
میگم من خیلی ناواضح حرف میزنم؟؟؟
پس چرا منظورمو متووجه نمیشید؟
ببینید چقد دارم بهتون سرنخ میدم..خودمو کشتم بس انالیز کردم..





یه دختر که میره بیرون پسرا رو برانداز میکنه...یا با دوستاش میشینه میگه وای هیکل اون پسره رو..چه خوشگله




و دنبال ریشه احساسش میگرده تا برطرفش کنه و از طرفی بتونه زمینه های پذیرش مورد اول رو که خانواده ش هم اونو ارجح میدونن بوجود بیاره....

علاقه مندی ها (Bookmarks)