به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 67
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 آبان 91 [ 12:30]
    تاریخ عضویت
    1391-1-30
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    919
    سطح
    16
    Points: 919, Level: 16
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جدایی از همسر

    من سه سال دارم میسازم ولی اون خراب کرده تا بی کی من بسازم اون خراب کنه به نظر شما با نگاههایی که الان به عنوان زنی که خرج خونه و زندگیشون میده برای شوهرش ماشین میخره که بره کار کنه با اون نگاههایی که باری طلاقه فرق میکنه ... الان هم من نگاهها و بعضی حرفها بهم گفته میشه چه فرقی میکنه ..میگن شوهرتو جمع کردیو نمیدونم اون تو بهترش کردی اون اینجوریه اون اونجوریه من رفتم خونه فامیلش مهمونی در مورد کارش میپرسمن میگم داره با ماشین کار میکنه به من برگشتن میگن اه راستی میگی با ماشین شما نمیدونستیم شما بودی چه میکردی

  2. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 شهریور 91 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1390-9-27
    نوشته ها
    228
    امتیاز
    1,858
    سطح
    25
    Points: 1,858, Level: 25
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    514

    تشکرشده 500 در 163 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جدایی از همسر

    در زندگی فرق مینکه شما نباید به حرف مردم توجع کنی و

    خیلی ها هستند از رو حسادت میخوان ندگیتون رو خراب کنند. مخصوصا خانمهی فامیل در و همسایه.

    فقط زندگیه شما نیست که از این حرفها میشنوند. اینجور زن ها با زندگیه همه کار دارند .چه زندگیشون خوب باشه چه بد.

    یک سوال اگر شما سر کار نرید خرجیه خانه نیارید .به نظرت بهتر نیست .

    آخه مردهای هستند با این کار زن طنبل میشن .میگند خوب زن که کار میکنه لنگ پول که نیستیم امروز رو میخوابم فردامیرم سر کار.

    خوب شما که شوهرتون وزندگیتون رو دوست دارید .بفرست بره دنبال همون شغلی که از پسش بر میاد {تعمیرات موبایل}

    اگر واقعا بخوای زندگیتو سرو سامون بدی. یا علی بگو .منم یه سایت بهش معرفی میکنم اگر در تعمیرات به مشکل بر خوردش از اونجا کمک بگیره.

    انشالله که زندگیتون بهتر میشه.

    ولی نه اگر میخوای جدا بشی این دلیل منطقی نیست.

    بهت قول بدم با این دید به زندگی با یک ازدواج دیگه دوباره شکست میخوری. {چون هیچ مردی کامل نیست که زن نتونه ازش ایراد بگیره}

  3. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 آبان 91 [ 12:30]
    تاریخ عضویت
    1391-1-30
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    919
    سطح
    16
    Points: 919, Level: 16
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جدایی از همسر

    جناب کبوتر من 4 سال درس خوندم و هزینه کردم و الان اخرشه چرا باید نرم سر کار و هزینه که برای تحصیلاتم داشتم آلان در بیارم.... فقط به خاطر اینکه همسرم تنبل نشه این درست نیست ..... من هم به این دلیل نگرانم که نکنه هسرم تبل بشه و یا نکنه به من تکیه کنه از نظر مالی .... و اصلا نمیدونم الان هست یانه با اینکه اصلا به من نگفته پول بده یا اینو بخر ..... اما من باز نگرانم واین نگرانیم هر روز بدتر میشه و باعث اختلاف و درگیری با همسرم میشه.... از طرفی هم دوست دارم زندگی خوبتر و روبه پیشرفت داشته باشم اما هنوز به جای اینکه به فکر بچه و آینده بچه و بزرگ کردن اون باشیم به فکر کار و مسائل همسرم هستیم و روز به روز افسرده تر میشه یک روز خوب و یک روز بد .... هیچ زنی دوست نداره زندگیشون خراب کنه و هیچ زنی دوست نداره زندگیش تباه بشه ...به هر حال اگر موردی بود که به من کمک کنه ممنون میشم بهم بگید الان هم سعی میکنم زیاد کاری به کارش نداشته باشم و نمیدونم این درسته یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  4. #44
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 خرداد 92 [ 09:05]
    تاریخ عضویت
    1391-2-05
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,025
    سطح
    17
    Points: 1,025, Level: 17
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    16

    تشکرشده 16 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جدایی از همسر

    سلام دوست خوب من با صحبتهای همه دوستان موافقم . ببین عزیزم شما خیلی داری زود پیش میری شما همش نکات منفی رو میبینی و تو چشم شوهرت میزنی شوهرت از اینکه خودش هیچ پیشرفتی نداشته و کارش اینه خودش رنج میبره و متوجه همه چی هست شما اولین کاری که میکنی این باشه که بهش دلداری بده طرف شوهرت باش جلو همه بالا ببرش بهش بها بده بعد خودش که متوجه همه اینا شد به مرور پیشرفت میکنید و میفهمی که چقدر پیش رفتی تو زندگیت اگه بخوای به این فکر کنی که اول خواستگاریت بهت هرچی گفته و حالا نشده فقط خودت زجر میکشی و اونو داغون میکنی و از زندگیت لذت نمیبری . شاید برات سخت باشه اما حتما انجام بده مطمئن باش ضرر نمیکنی و حتما بهم خبر بده . منتظر خبرای خوبت هستم

  5. کاربر روبرو از پست مفید 7289 تشکرکرده است .

    7289 (چهارشنبه 20 اردیبهشت 91)

  6. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 آبان 91 [ 12:30]
    تاریخ عضویت
    1391-1-30
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    919
    سطح
    16
    Points: 919, Level: 16
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جدایی از همسر

    سلام و از آشنایی شما خوشبختم ... .حرفهای شما کاملا متینه و منم سعی خودمو میکنم .... اما اینارو بدونید بد نیست .....:::: عدم داشتن یک شغل ثابت خیلی چیزها رو به وجود میاره مثلا اونو خیلی عصبی میکنه و که توی رفتار و عکسالعملش تاثیر بسزایی داره حتی شده چندین بار با حرفهام و یا با کارهام سعی کردم بهش آرامش بدم ولی اون یک روز خوبه یک روز بد .و از همه بدتر اینکه واسواسش بیشتر شده بر فرض مثال قبل در پارکینگ و داخ پارکینگ کنترل نمی کرد الان جدیدا کنترل میکنه میگم مگر چه اتفاقی افتاده میگه چه اشکال داره میگم وقتی باباتون توی خونست ( طبقه بالا) پس دیگه نیاز به کنترل نیست که نکنه دزد باشه یا نباشه .... میگه بابا حواسش نیست از این حرفها ... بهونه های مختلف باورکنید من هم خسته میشم ...... مثلا توی خیابابون با ماشین میریم یک موتوری یا یک ماشین خلاف میره اون سریع بهم میریزه عصبانی میشه ....با من دعوا نمیکنه وشروع میکنه به غرغر کردن و بی حوصله شدن ....

  7. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 آبان 91 [ 12:30]
    تاریخ عضویت
    1391-1-30
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    919
    سطح
    16
    Points: 919, Level: 16
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جدایی از همسر

    بعضی مواقع خیلی توی فکر میره و انگار نمی دونه چه کار باید بکنه و من هم کلافه میشم و نمی تونم بر اعصابم مسلط بشم من حتی جدید نمی تونم راحت بهش بگم مشکل چیه و یا توی شرکت این مشکل برام پیش آمده چه کار باید بکنم چون خیلی زود بهم میریزه و من خیلی احساس تنهایی میکنم اگر من نتونم مشکلم به همسرم بگم و ازش کمک بخوام باید به کی بگم شما بگید اون باید سریع بهم بریزه طوری که من دیگه چیزی بهش نگم

  8. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 شهریور 91 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1390-9-27
    نوشته ها
    228
    امتیاز
    1,858
    سطح
    25
    Points: 1,858, Level: 25
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    514

    تشکرشده 500 در 163 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جدایی از همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط z.helen
    سلام و از آشنایی شما خوشبختم ... .حرفهای شما کاملا متینه و منم سعی خودمو میکنم .... اما اینارو بدونید بد نیست .....:::: عدم داشتن یک شغل ثابت خیلی چیزها رو به وجود میاره مثلا اونو خیلی عصبی میکنه و که توی رفتار و عکسالعملش تاثیر بسزایی داره حتی شده چندین بار با حرفهام و یا با کارهام سعی کردم بهش آرامش بدم ولی اون یک روز خوبه یک روز بد .و از همه بدتر اینکه واسواسش بیشتر شده بر فرض مثال قبل در پارکینگ و داخ پارکینگ کنترل نمی کرد الان جدیدا کنترل میکنه میگم مگر چه اتفاقی افتاده میگه چه اشکال داره میگم وقتی باباتون توی خونست ( طبقه بالا) پس دیگه نیاز به کنترل نیست که نکنه دزد باشه یا نباشه .... میگه بابا حواسش نیست از این حرفها ... بهونه های مختلف باورکنید من هم خسته میشم ...... مثلا توی خیابابون با ماشین میریم یک موتوری یا یک ماشین خلاف میره اون سریع بهم میریزه عصبانی میشه ....با من دعوا نمیکنه وشروع میکنه به غرغر کردن و بی حوصله شدن ....


    اگر در پارکینگ رو چندین بار چک میکنه وسواس نیست .چرا .چون تنهاسرمایع اش همون ماشینه که باهاش کار میکنه . پس بهش حق میدم که چندین بار چک کنه حتی شب بیدار بشه بره به پارکینک سر هم بزنه .وبا خیال راحت بخوابه.

    اینهای که شما در تایپ هاتون عرض کردین هیچ کدوم دلیل قانع کننده ای برای جدایی نیست.

    خیلی ها اینجور هستند در رانندگی کنترول رفتاری ندارند.و حرفهای از دهنشون در میاد .نمیگم کاره خوبی میکنند نه. خوب رانندگی شغلی هست که با عصاب آدم بازی میکنه. خوده شما یک روز کنارش بشین تا آخره شب ببین چه حالی پیدا میکنی.

    اگر دنبال ایراد میگردی اینا ایراد نبودن که شما عرض کردید.
    اینا اخلاقیات همسرتون هست.وشما خوب با این اخلاقیات آشنایی داشتی که به همسری قبولش کردی. ولی الان دنبال بهانه ای که جدا بشی.

    من کاری ندارم از حرفهام خوشت میا یا نه. من تاقت ندارم با یه آدم زحمت کش اینجور برخورد بشه .

  9. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 آبان 91 [ 12:30]
    تاریخ عضویت
    1391-1-30
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    919
    سطح
    16
    Points: 919, Level: 16
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جدایی از همسر

    اولا من از اولش اینا رو نمیدونستم و اشتباه کردم که یک رابطه چندم ماهه باهشون نداشتم که اینا ور بفهمم ... در ثانی چرا قبلا این کنترلها نبود مگه ما قبلا ماشین نداشتیم که کنترل کنه .... در ضمن اون حتی به اینکه من چرا فلان جا روزنامه انداختم و فلان جا نداختم با من بحث میکنه ... باشه اینو چی میگید من دیروز داشتم مطالعه میکردم برای امتحانی که پیش رو داشتم آمد و گفت بریم بیرون دور بزنیم بعد بیا بخون گفتم باشه در حینی که میآمدیم بیرون کادوی روز زن برداشت گفت ببریم عوض کنیم چیزی که میخوای بخر گفتم ما الان وقت نداریم چون دور بزنیم و سریع برگردیم کادو عوض کردن و دنبال چیزی گشتن وقت خاصی میخواد ... بعد پدرش آمد جلو درب منزلمون و برامون چیزی آورده بود سریع پرید به پدرش که چرا اینو آوردی ما نمی خوریم و من هم ساکت بودم و چیزی نگفتم خلاصه بعد کلی بحث با اون راه افتادیم دوباره گفت کادوتو بر نمی داری میدونی چه کار کرد اومد نزدیکم میگه برو بردار یا ببر عوض کن یا پس بده یا پولشو بده ..... حالا چی میگید من هم ناراحت نشستم و چیزی نگفتم شروع کرد تو دستپاچلفتی هستی تو نمیدونم چی هستی ..................... من فکر میکنید چه کردم فقط سکوتتتتتتتتتتتتتتتتت ..... وقتی برگشتم من توی خونه گذاشت و خودش داخل ماشین ماند تا اخر شب وقتی هم امد گرفت خوابید ...... بازم میگید نباید به جدایی فکر کرد .... قبلا هم بهش گفتم موقع حرف زدن دقت کن هر چیزی رو نگو ولی متاسفانه او ن وقتی عصبیه هر چیزی رو میگه

    قبلا کنترل داشت الان از وقتی که رانندگی میکنه بیشتر و بدتر شده اگه رانندی نکنه پس کارش چی اگه بکنه اینا به دنبال داره .... حالا می بینید که کارش چقدر تاثیر داره

  10. #49
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 06 آبان 91 [ 12:30]
    تاریخ عضویت
    1391-1-30
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    919
    سطح
    16
    Points: 919, Level: 16
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    جدایی از همسر

    سلام من قبل در این سایت بودم
    ولی متاسفانه مشکلاتم برطرف نشد
    و الان دوباره آمدم

    من تاپیک جدایی از همسر هستم

    در کل مشکلاتم در این تاپیک شرح میدهم
    1- شغل همسرم که راننده آژانس می باشد و لازم به شرح است که قبلا بیکار بودن با تلاش خودم و کمک خانموادم براش ماشین خریدم تا کار کنه
    2- افسرده و مشکل وسواسی که داره به حدی که اگر من صبح وقتی سر کار میرم صداش نکنم و صبر نکنم تا حاضر بشه و بریم سر کار اون هیچ وقت سر کار نمیره
    3- دست بزنی که داره و یک موضوع که قبلا انجام داده بعد دو روز اونو به رخم میکشه
    4- در هر دعوا اعتیاد پدرم را به رخم میکشد
    و............
    الان هم تقاضای طلاق دادم علی رغم میل باطنی که دارم قراره بریم دادگاه

    فکر میکنم یکم بیشتر باید توضیح بدم
    من 28 ساله همسرم 36 ساله من دانشجوی کارشناسی هستم و هستم هم دیپلم دارن

    من و همسرم از طریق یکی از دوستانم آشنا شدیم بعد از چندین بار مرحله خاوستگاری و هر دفعه هم به خاطر مهریه بود بهم میخورد تا اینکه پدر همسرم قبول کردن اینرو هم بگم همسرم در در دوران نوجوانی مادرشونو از دست دادن و با پدرشون زندگی میکردن

    در زمان ازدواج پدر همسرم گفتن که در زندگی به دلیل شرایط مالی همسرم به او کمک خواهن کرد تا بتواند یک کاری را ثابت داشته باشن ولی بعد از عروسی فقط تنها کمکی که میکرد بعضی از ضروریات زندگی ما رو تامین میکردد من خودم هم شاغل بودم

    تا اینکه یک ماشین برای همسرم به کمک خانواده ام تهیه کردیم تا کار کنه اون کار میکنه اما چطور
    باید صبح وقتی میخوام برم بیدارش کنم و منتر باشم تا کلی طول بکشه حاضر بشه و بعد از اینکه حاضر شد از خونه خارج بشیم وقتی که از خونه خارج می شدیم من از سرویس جا میموندم و منو میرسون میگفتم نمیشه یکم زودتر حاضر بشی و یا زود بیدار بشی من هر روز جا نمونم هی پرخاشگری میکرد و .....

    یا وقتی باهاش قهر میکنم به زور منو سر سفره ناهار یا شام میبره و حتی کتک هم میزنه ........... کاملا وسواس فکری داره و از خودش نمویتونه تصمیم بگیره
    یا مثلا یه کاری بهش میگم انجام بدی انجام میده ولی چطر بعد از دور روز یه کارش که انجام نمیشه با کلی توضیح میگه اون کاری که برای تو انجام دادم باعث شده . از ای قبیل حرفها.......
    یا در هر دعوایی اعتیاد پدرم را به رخم میکشه ....... میگه تو به خاطر خواهرات ازدواج کردی تا اونا نمونن توی خونه ....
    الان هم رفتم تقاضای طلاق دادم و منتظر احضاریه هستیم هر روز بهم زنگ میزنه اما جواب نمیدم


    و موندم آیا کار درستی انجام دادم یا نه

  11. #50
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    569
    امتیاز
    8,026
    سطح
    60
    Points: 8,026, Level: 60
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5,009

    تشکرشده 4,547 در 875 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: جدایی از همسر

    سلام دوست عزیز

    اون پست قبلیتون رو من دنبال میکردم.

    دوستان راهنمایی های برای ساختن زندگیتون انجام دادن .

    اما شما این عنوانتون(جدای از همسر) انگاری هک شده در ذهنتون

    و فقط میخوای جدا بشی . با خودت فکر میکنی جدای بهترین راهه.

    اصلا تصمیم به سا ختن زندگیتون ندارید.

    حدفتون شده فقط فقط جدای.

    انقدر به این افکار فکر کردی پرو بال دادی آخرشم. رفتی تقاضای طلاق دادی .

    شما الان با این مشکلات جزعی زندگی جا میزنید فردای روزگار چطوری میخواید مقابل مشکلات بزرگتر مقاوم باشی.

    من نمیدونم در اون پست تا میتونستم. بهت راهنمایی کردم. از تجربیاتم گفتم که بهتر متوجه بشی .

    اما اما انگار شما تصمیمت رو گرفته بودی از وقتی اومدی اینجا . حرفای ما تاثیری نداشت .


    ...............
    الان ما چیکار کنیم.

    راهکاری برای جدای نشون بدیم.

    با شما شریک بر جدایی همسرت باشیم.

    .................

    این رو تجربه کردم. بهت میگم.

    هیچ زندگی به زندگی اول نمیرسه . هر چقدر بگی خوشبختم.

    سعی کن زندگیتو با چنگ دندون نگه داری .

    یک از کاربران که قبل از جدای پستی زده بود که جدای تنها راه من هست.

    حالا که جدا شده افسوس میخوره که چرا زندگیم رو خراب کردم .کاش میساختم بجای جدای.


    ...............
    دوستان لطفی کنند لینگش رو بزارند ممنون میشم.



  12. 4 کاربر از پست مفید پدربزرگ تشکرکرده اند .

    پدربزرگ (پنجشنبه 02 شهریور 91)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.