رابطه ات با خانواده همسرت چطوره؟ از اون ها بخواه كه كمكت كنند.
تشکرشده 208 در 54 پست
رابطه ات با خانواده همسرت چطوره؟ از اون ها بخواه كه كمكت كنند.
ليلا موفق 2 (شنبه 19 فروردین 91)
تشکرشده 10 در 3 پست
مرسی دوستان
مدیر همدردی عزیز
این مطلبو واسه این نوشتم که بگم نیاز انسانها اگه برآورده نشه چه فشاری روشون میاره و بگم چقدر احساس این خانومو درک میکنم. من با اینکه مذهبی نیستم ولی خیلی به اخلاقیات پایبندم. حتی بخاطر شوهرم الان حجاب کامل دارم.
مرسی سانازی و اقلیمای عزیز
من عاشق همسرم هستم و واقعا نمیتونم ازش جدا بشم.
همسرم خیلی به من محبت میکنه، با لبخندش، با نگاه مهربونش، با جملات و کلمات محبت آمیزش. ولی فیزیکی اصلا.
کبوتر عزیز. شوهرم منو چک میکنه و پسورد ایمیلمو داره. من اگه ازش بخوام پسوردشو بهم میده. خیلی وقتا جلوی خودم ایمیلشو چک میکنه. فقط خوشش نمیاد من زیاد برم اینترنت
لیلا جان. پدر و مادر خودش سالهای ساله که جدا میخوابن.
یادمه اوایل آشناییمون یه بار شوهرم بهم گفت بابام همیشه میگه هیچ وقت از زن درخواست رابطه نکنید. زن پررو میشه!!! باید زن بیاد ازتون درخواست کنه.
خوب شوهرم هم داره همین کارو میکنه. ولی با این تفاوت که اگه من هم درخواست کنم فایده نداره. چون بدش میاد که من حس ج ن س ی دارم.
اقلیما جان
مشاور 2-3 بار رفتم. همین حرفای شمارو زده بهم. من هم همه رو انجام دادم. ولی بیفایده بود
دوستان عزیزم
چرا فکر میکنید شخص سومی درمیونه؟ همسرم از اول آشناییمون همینجوری بود. از اول ازدواج هم همینطور. نمیشه که از اول با یکی بوده باشه![]()
تشکرشده 338 در 108 پست
منظورم دوستان از شخص سوم یعنی شما یه نفری رو که ایشون قبولش دارن بیان باهاشون صحبت کنن.
1majid (شنبه 19 فروردین 91)
تشکرشده 657 در 204 پست
سلام
شما دنبال راه حل اشتباه هستی
خانومی شما نمی تونی به همسرت هیچ حسی نداشته باشی و خودت رو هی سرکوب کنی ایشون همسرتونن و قطعا شما نسبت به ایشون تمایل دارید
شما نرمالید اونی که باید خودش رو اصلاح کنه همسرتونو نه شما
یعنی چه که زن باید نجیب باشه ؟؟؟ این درخواست رو از همسرتون نداشته باشین پس باید از کی انتظار داشته باشین که نیازتون رو برطرف کنه ؟؟
با ایشون خیلی جدی صحبت کنید و ازشون بخوایین که با شما پیش یه مشاور بیاد و مشاور بعنوان یه آدم بی طرف وظایف ایشون رو بهشون گوشزد میکنه
bloom (شنبه 19 فروردین 91)
تشکرشده 10 در 3 پست
بله متوجه شدم.
ولی بعضی دوستان عزیزم تصور کردن که همسرم چیزیو ازم پنهان میکنه یا مثلا نیازشو جای دیگه برطرف میکنه. البته دوستان گلم با حسن نیت کامل این حرفو زدن. ولی خوب من شوهرمو خوب میشناسم و به دوستان گلم توضیح دادم که اینطور نیستش که فکر میکنن
bloom عزیز.
مشاور هم همین صحبت های دوستان رو بهم گفت که انجام دادم. ولی اثری نداشت.
از طرفی من ساکن ایران نیستم. البته الان واسه تعطیلات اومدم ایران. خوب اونجا هم نمیتونم برم مشاور. چندباری هم که رفتم وقتی بوده که ایران بودم.
تشکرشده 3,442 در 1,036 پست
ساناز جان ببخشید
ولی دوای درد شما سرکوب میل جنسی و یا کوتاه اوندن و پذیرفتن این قضیه نیست
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
eghlima (یکشنبه 20 فروردین 91)
تشکرشده 657 در 204 پست
شما چرا خودت رو مقصر میدونی و هی خودت رو سرزنش میکنی ؟؟؟؟؟؟
عزیزم همسرتون یه مشکلی دارن و باید اونو برطرف کنه واسه چی صورت مسئله رو پاک میکنی؟؟؟
الان که ایران هستین سعی کنید با یه مشاور خوب صحبت کنید و بهش بگید که راهکارهایی که گفتن پاسخگو نبوده
این مشکل را باید ریشهای حل کنید
bloom (شنبه 19 فروردین 91)
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
ببین عزیزم من هم این مشکلو تو دوران عقدم داشتم و الکی موضوعو بزرگ کردم اومدم یه تاپیک زدم به اسم راهی برای کم کردن میل جنسی
در صورتی که مشکل فقط این بود که شوهرم تو خونه ما راحت نبود و همش فکر میکرد که
حالا عقدیم اگه کسی بفهمه چقد بد میشه و فکر میکرد باهامون برخورد میکنن و ازمون ایراد میگیرن که چرا همچین رابطه ای با هم داریم......
حالا عروسی کردیم و خدا راشکر هیچ گونه مشکلی هم تو این زمینه نداریم
فقط میخوام بگم اون موقع الکی شلوغش کردم و فکر کردم چه مشکل غیر قابل حلی داریم.
میخوام بهت بگم که ریشه مشکلتو پیدا کن و سعی در حلش داشته باش نه صورت مساله رو پاک کنی.
عزیزم آروم باش و سعی کن که بفهمی مشکل کجاست
گلنوش67 (شنبه 19 فروردین 91)
تشکرشده 10 در 3 پست
از مدیر همدردی خیلی متشکرم که نام تاپیک را عوض کردن![]()
تشکرشده 10 در 3 پست
وااای!!! باورم نمیشه، باورم نمیشه
دو روز پیش که خیلی ناراحت بودم مشکلمو به خانوادم گفتم. پدرم خیلی توی فکر رفت.
امشب یهو همسرم اومد و منو بغل کرد و بوسید!!!!!!!!
خیلی ناراحت بود.
بهم گفت که پدرم باهاش صحبت کرده و همه چیزو گفته و ازش خواسته مشکلو حل کنه.
بهم گفت پدرم بهش گفته که خیلی داره اشتباه میکنه و تفکراتش خیلی غلطه. پدرم بهش گفته بود که واسه یه زن چقدر این مساله مهمه و گفته بود اینکه تو داری با این کارت زنتو تربیت میکنی که این حسو نداشته باشه چقدر غیر منطقیه. بهش گفته بود که چقدددر طبیعیه که زنها هم نیاز ج ن س ی دارن و حتی از مردها هم بیشتر. گفته بود که اگه تو زنتو محروم کنی نه تنها از سرش نمیفته بلکه مطمئن باش همیشه تشنه این مسئله میمونه و ناخوداگاه ممکنه جای دیگه دنبال ارضای این حس بره و ......
خلاصه بابایی جون گلم کاملا واسش قضیه رو روشن کرده بود
شوهر گلم خیلی ناراحت بود که باعث شده انقدر بهم سخت بگذره. البته بهم گفت تمایلات من هییییچ وقت اندازه تو نیست و خیلی کمتره ولی بخاطر تو از این به بعد باهات همراهی میکنم
آخیش. چقدر احساس میکنم شوهرمو بیشتر از قبل دوست دارمخیلی خیلی.
دوستان گلم مرسییییییییییییی![]()
sanaz2 (دوشنبه 21 فروردین 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)