به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 67

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    رایحه ی عزیزم؛ شرمنده که دیر رسیدم. اما همینکه الان آرامش داری؛ خیلی نشونه ی خوبیه؛ به شرطی که دنبال این باشی که چرا این اتفاق افتاد!
    از آقای sci عزیز و محترم تشکر ویژه دارم و البته ازشون میخوام که در این مورد یه کم بیشتر توضیح بدن!
    من به عنوان یک زن برای اینکه شروع کنم عواطف همسرم رو بشناسم؛ باید از کجا شروع کنم و چکار کنم. باید چه موقعیت هایی رو در نظر بگیرم و بیشتر روی چه مواردی تمرکز کنم.
    ممنون میشم اگر پاسخم رو بدید.

    - عدم شناخت عواطف همسران از يكديگر! بسيار شايع است!!! وقتي زني عواطف شوهرش رو نمي شناسد، پس نمي داند اين عواطف ناشي از چه افكاري است و آن افكار تفسير چه موقعيتهايي است! پس نمي تواند موقعيتي را كنترل كند كه عواقب آن عواطف همسرش باشد... پس عواطف همسرش به دليل عدم شناخت، در كنترل او نخواهد بود و او نمي تواند موقعيتي رو ايجاد كند كه حس خوبي براي همسرش در پي داشته باشد! چون هرگز براي شناسايي عواطف شوهرش، (يا مرد براي همسرش) زمان نگذاشته است...

  2. 7 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (سه شنبه 15 فروردین 91)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    سلام رایحه جان
    اول اینکه یه آفرین برای برخورد خوبت در این موقعیت بهت می گم واقعا خیلی خیلی خوب برخورد کردی
    البته برخورد همسرتم خیلی خوب بوده و اینا همه جای شکرگزاری داره

    منم یه علامت سوال خیلی بزرگ تو ذهنم اومد مرد ها معمولا اهل حرف زدن و درد و دل نیستن و اصلا نمی شه نیازهای عاطفیشونو شناسایی کرد
    sci عزیز میشه تو ضیح بدید چهطور میشه عواطف همسر رو شناسایی کرد
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  4. 4 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (سه شنبه 15 فروردین 91)

  5. #3
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    رايحه، دل، اقليما،
    ببينيد همه اين كارها، كارهاي ساده اي است! فقط احتياج به توجه،‌ تمرين و دقت داره! اما هر كدوم اين كارهاي ساده، مي توانند معجزات عاشقانه اي رو در زندگي شما رقم بزنند...
    يه كاغذ برداريد و هر احساس و عواطفي كه از همسرتون دريافت مي كنيد بنويسيد
    يك طرف كاغذ احساسات و عواطف منفي و يك طرف كاغذ احساسات و عواطف مثبت
    هر طرف سه ستون لازمه، ستون اول احساسات، ستون دوم تفكر، ستون سوم موقعيت
    اصلي كه اين سه ستون رو به هم پيوند مي زنه اينه كه هر احساس و عاطفه اي، نتيجه يك تفكره، و هر تفكري، تفسير يك موقعيت!
    مثلا مي بينيد كه شوهرتون ناراحته! خب ناراحتي يك احساسه! شما نمي تونيد كنترلش كنيد... مي تونيد باهاش همدلي كنيد! اما چي كار كنيد كه ناراحت ديگه نشه!!
    پس در ستون اول مي نويسيد : ناراحتي
    ستون دوم( فكر كنيد ببينيد اين ناراحتي نتيجه چه فكري بوده): فكر كرده كه من دارم سر از كارش در مي آرم و تجسس مي كنم
    ستون سوم:( فكر كنيد كه اين فكر حاصل و تفسير چه موقعيتي بوده؟ ) : چون وقتي تلفنش زنگ زد، من رفتم برداشتم كه بهش بدم!
    همين در مورد احساس خوشحالي هم مصداق داره
    و كلا هر نوع احساس مثبت و منفي
    حالا در مثال بالا اگر بخواهيد كه شوهرتون ديگه ناراحت نشه! مي تونيد موقعيت رو كنترل كنيد! نمي تونيد؟؟؟
    ساده است.. شروع كنيد! حوصله،‌صبر،‌ وقت،‌پشتكار...
    سوالي بود بپرسيد

  6. 15 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (سه شنبه 26 اردیبهشت 91)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    سلام قبل از همه چیز از رایحه عزیز عذرخواهی می کنم که سوالمو اینجا می نویسم
    همه ی متخصص ها و مشاور ها به اتفاق می گن تجسس کار درستی نیست ولی سوالی که اینجا مطرح میشه اینکه مثلا اگه رایحه با کنجکاوی و تجسس پی به مشکل همسرش نمی برد و به همسرش نمی گفت و همسرش هم چنان به راه نادرست خودش ادامه می داد و به جایی می رسید که.....
    اونوقت تکلیف چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  8. 9 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (چهارشنبه 16 فروردین 91)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    ضمن تشکر فراوان از آقای sci و عذرخواهی از رایحه ی عزیز که توی تاپیک ایشون داره این بحث صورت میگیره؛ سوالی از آقای sci عزیز و گرامی داشتم.
    ببینید این موضوعی که اینجا مطرح میشه؛ فقط مختص روابط همسران با یکدیگر هست؛ درسته؟ یا نه؛ میشه به روابط دیگه ای که یه جورایی به ما هم نسبت داده میشه؛ ربط داد؟

    "مثلا مي بينيد كه شوهرتون ناراحته! خب ناراحتي يك احساسه! شما نمي تونيد كنترلش كنيد... مي تونيد باهاش همدلي كنيد! اما چي كار كنيد كه ناراحت ديگه نشه!!
    پس در ستون اول مي نويسيد : ناراحتي
    ستون دوم( فكر كنيد ببينيد اين ناراحتي نتيجه چه فكري بوده): فكر كرده كه من دارم سر از كارش در مي آرم و تجسس مي كنم
    ستون سوم فكر كنيد كه اين فكر حاصل و تفسير چه موقعيتي بوده؟ ) : چون وقتي تلفنش زنگ زد، من رفتم برداشتم كه بهش بدم!
    همين در مورد احساس خوشحالي هم مصداق داره
    و كلا هر نوع احساس مثبت و منفي
    حالا در مثال بالا اگر بخواهيد كه شوهرتون ديگه ناراحت نشه! مي تونيد موقعيت رو كنترل كنيد! نمي تونيد؟؟؟"

    حالا تصور کنید که همسر من ناراحته؛ اما این ناراحتی از بابت من و رفتار من نیست؛ مثال می زنم.
    روز سیزده بدره و من بعد از چند روز مسافرت با همسرم و خانواده اش ازش خواستم که روز سیزده رو با خانواده ی من باشیم. قبول می کنند و من چون از حساسیت های بجا یا نابجای همسرم خبر دارم؛ سعی می کنم شب قبلش و حتی در راه رفتن برای پیوستن به خانواده ام؛ کاملا اوضاع رو کنترل کنم؛ بنابراین همه چیز خوب پیش میره و ما میریم. اونجا با توجه به حرفهایی که زده میشه؛ شوخی همسرم با دامادمون به خواهرم برمیخوره و به حالت قهر تا آخرین ساعات توی ماشین میشینه؛ اما هنوز من و همسرم متوجه نشدیم که از بابت شوخی ایشون هست که خواهرم ناراحته؛ بنابراین توی راه برگشت خواهرم ابراز ناراحتی میکنه و عصبانیت شدید خودش رو بروز میده و وقتی ما به خونه می رسیم؛ همه ی خواهرها به دفاع از خواهرم؛ زبان اعتراض به روی همسرم باز میکنند و تمام اتفافات و موضوعات قبلی بیان میشه!
    همسرم (احساسات) به شدت عصبانی میشه و ما با حالت بحث و دعوای شدید از خونه ی مادرم برمیگردیم. همسرم به شدت عصبانی هست و نتونسته خودش رو کنترل کنه و تصمیم گرفته که دیگه به هیچ عنوان با خانواده ی من رفت و آمدی نداشته باشه؛ خواهرها هم همین تصمیم رو در مورد همسرم گرفتند و به من اعلام کردند که ما دیگه نمی خوایم که با همسرت رفت و آمدی داشته باشیم.
    حالا فکر کنید که من بعد از آروم کردن همسرم؛ وقتی از ایشون علت عصبانی شدنش رو پرسیدم؛ بهم گفت که یه لحظه به این موضوع (تفکر) فکر کردم که من بعد از چند وقت با این خانواده جایی اومدم و همسفر شدم؛ حالا ببین سر چه موضوع مسخره ای؛ چه حرفهایی که بهم نمی زنن؛ اصلا ملاحظه نمی کنند.
    (موقعیت) وقتی زبان اعتراض خواهرهای دیگه ام؛ به دفاع از اون یکی خواهرم بلند شد.
    نتیجه اینکه: یکبار دیگه بحث های رودررویی بین همسرم و خانواده ام درگرفت و همسرم به شدت ایندفعه مصر هست که دیگه رفت و آمدی با خانواده ام نداشته باشه.
    من به عنوان همسر توی این موقعیت باید چی کار کنم؟ چه جوری میتونستم موقعیتی رو که در ایجاد اون دخیل نبودم رو کنترل کنم؟

  10. 7 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 17 فروردین 91)

  11. #6
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    حق با اقلیماست منم یکی از در گیری های ذهنم اینه.
    من که تا قبل از این اتفاق هیچ چیز غیر عادی تو روابط نمی دیدم.رابطه عاطفیمون بر قرار.جنسی هم مثل همون اول.
    من اصلا نمی تونستم فکر کنم یه کمبودی تو زندگیمون هست اما الان خیلی فکر می کنم و به چیزهائی هم رسیدم.
    اگه من نرفته بودم سراغ ایمیلش........

  12. 5 کاربر از پست مفید رایحه عشق تشکرکرده اند .

    رایحه عشق (چهارشنبه 16 فروردین 91)

  13. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    سوال دوم اینکه ما میتونیم این راهکار رو در مورد احساسات و عواطف خودمون هم اجرا کنیم؛ مثلا من اون روز خیلی خیلی احساس خوشحالی و عشق داشتم؛ چون فکر میکردم بعد از گذشت چند وقت این اولین باره که با همسرم در یک موقعیت شاد و خوشحال هستیم و همسرم با انجام دادن تفریحش با من هست که احساس شادی داره؛ مثل بازی والیبالی که روز سیزده با هم داشتیم (موقعیت).

  14. 5 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 16 فروردین 91)

  15. #8
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    اقليما،‌رايحه،
    تجسس نكنيد! تجسس هيچ وقت پسنديده نيست...
    البته بايد اين عبارت روشن بشه... عدم تجسس به معني بي خيالي نيست! به معني عدم ريشه يابي نيست! به معني عدم توجه نيست... به همسرتون توجه داشته باشيد و عواطفش رو شناسايي كنيد! اما براي شناسايي عواطفش لازم نيست بريد سر موبايلش و اس ام اس هاش رو بخونيد! يا بريد ايميلش رو نگاه نكنيد!
    اما هدف چيه؟ هدف محافظت از نهال عشق و بنيان زندگيست.. پس هدف روشنه!
    چرا مي گن تجسس نكنيد؟ چون تجسس عواقبي داره كه به هيچ وجه به رشد نهال عشق كمكي نمي كنه و موجب خواهد شد كه تيشه به ريشه يك زندگي زده بشه... تجسس معمولا از روي كنجكاوي به همراه سو ظن و بدگماني است! آيا غير از اينه؟ آيا زني كه گوشي همسرش رو چك مي كنه به دنبال جك جديد مي گرده كه بخونه و بخنده؟؟ بي شك اينطور نيست و با سوء ظن همراهه!
    اما آيا سوء ظن پاياني دارد؟ هرگز اينطور نيست! كسي كه تجسس مي كنه كم كم دچار وسوسه فكري مي شه و وسواس پيدا مي كنه... كه عواقبي مثل منفي بافي با فيلتر هاي قوي،‌ بي نشاطي،‌ بدگماني مفرط رو به همراه داره و افسردگي هاي شديدي رو به همراه داره.. تجسس موجب خواهد شد حريم بين زن و شوهر از بين بره و اين بسيار بده در روابط همسران...
    اما خب اگرتجسس نكنيم نمي فهميم چه وضعيتي داريم؟ چه خطري داره زندگيمون رو تهديد مي كنه؟ اين نمي شه كه ما هر طور خواستيم زندگي كنيم،‌ تمام اون مواردي رو كه گفتم زندگي زناشويي رو تهديد مي كنه رو رعايت نكنيم... روابط زناشويي سردي داشته باشيم، به آراستگي خودمون اهميتي ندهيم... بعدش مراقبت كنيم و با پليس بازي و تجسس كردن، از زندگيمون مراقبت كنيم! با اين تفسير متوجه خواهيم شد كه تجسس يك راهكار اشتباه براي مراقبت از زندگي است! براي مراقبت از زندگي بايد راهكارهايي رو برنامه ريزي كنيم كه نهال عشق پرورش پيدا كنه... نه اينكه ويران بشه
    زوجي كه مراقب نهال عشقشون هستند، با راهكارهايي صحيح زندگيشون رو مراقبت مي كنند، بي شك نيازي به تجسس ندارند...
    تجسس موجب بد گماني مي شود،‌ موجب افكار منفي و پرورش اونها مي شود و پايان ندارد و براي زندگي بسيار مضر است... زني كه موبايل همسرش رو چك مي كنه! چيزي پيدا نمي كنه! فكر مي كنيد دلش آروم مي گيره؟ به هيچ وجه... اون تصور مي كنه كه حتما جايي هست كه من نمي بينم! حتما ارتباطي هست كه من نمي دونم...
    مثلا فرض ديگري اينكه مردي دچار سو ظن شود كه همسر خانه دارش در خانه، در غياب او چه مي كند و چه نمي كند؟ مي دانيد چه بلايي سرش مي آيد؟؟؟ به جاي تجسس عيب يابي كنيد و ريشه يابي كنيد!
    تجسس جايي براي تعمق نمي گذارد! "ان الظن لايغني من الحق شيئا". ظن و گمان در فهم حق و حقيقت سودي ندارد . سوره نجم آيه 28
    پس وقتي شما درست زندگي كنيد، نيازي به تجسس نخواهد بود
    اما نكته ديگر، حريم فردي شما كجاست؟ حريم فردي شوهر شما كجاست؟ آيا ازدواج و زندگي مشترك ( كه با اين واژه زياد مانوس نيستم)، به شما اجازه اين را مي دهد كه همه زير و بم زندگي يك نفر رو بفهميد و يا به همسر شما اين حكم رو مي دهد كه زندگي شما رو زير و رو كنه؟ به هيچ وجه اينطور نيست... هر كدام از افراد حريم شخصي دارند كه بايد به اون حريم احترام گذاشته شود و حق دارند از حريم شخصي خودشون محافظت كنند... ارتباط جرات مندانه و صريح،‌ حكم مي كنه:
    1. وقتي شما مي خواستيد چيزي رو جويا بشويد، سوال بپرسيد،‌ صريح و روشن و نسبت به جوابي كه مي گيريد مطمئن باشيد
    2. به حريم شخصي طرف مقابل،‌ همسرتان،‌ دوستتان و خودتان احترام بگذاريد... شما لازم نيست همه اسرار مگوي خود رو به همسرتون بگيد! هيچ وظيفه اي بر دوش شما نيست!
    3. حقوق فردي طرف مقابل رو در نظر بگيريد و به آن احترام بگذاريد.
    رايحه نوشته كه هيچ چيز غير عادي در رابطه نمي ديده است... اما آيا واقعا همه چيز خوب بوده است؟ نگذاريد عادت، موجب توقف رشد نهال عشق شما بشه... نهال عشق بايد همواره شاداب بمونه و رشد كنه! بي شك امروز با ريشه يابي كه مي كنه متوجه خواهد شد كه مشكلاتي بوده كه اصلا نمي ديده!
    پس تاكيد مي كنم، عدم تجسس به معني عدم هوشياري، كور بودن و كر بودن نيست! تجاهل در امور زندگي نيست! گفتن "به من چه"، و عدم توجه نيست... زني كه عواطف شوهرش رو شناسايي كرده، كوچكترين تغيير رو در شوهرش متوجه مي شه و اون رو ريشه يابي در زندگي مي كنه! نه اينكه بره تو موبايل شوهرش ريشه اش رو پيدا كنه!
    اميدوارم موضوع رو روشن كرده باشم، اگر سوالي بود بپرسيد
    __________
    جواب Del:
    ( البته براي شناسايي عواطف، فكر كنم بايد تاپيك جدايي باز كنيد، اما با اين حال با اجازه از رايحه عشق و اينكه پاسخ به خانم del، مشمول حال ايشون هم مي شه، جواب مي دهم)
    ببينيد شناسايي عواطف مختص همسران الزاما نيست..
    در روابطي كه كنش ها و واكنش ها در اون زياد باشند، شناخت عواطف مي تونه ما رو در كنترل رابطه كمك كنه!
    و البته تنها راهكار نيست...
    ما مي توانيم با شناختي كه از اطرافيانمون داريم، اطلاعات مشخصي رو در اختيار همسرمون قرار بديم و از قرار گرفتن در بسياري از موقعيتها، جلوگيري كنيم! يكي از توصيه هايي كه مي كنم اينه كه همسران، قبل از ورود به هر جمعي، به طرف مقابل اطلاعاتي درباره وضعيت رواني افراد انجا بدهند... مثلا وقتي مي خواهيد به همراه شوهرتون به خانه مادر و پدرتون برويد، خيلي خوبه كه نسبت به مسائل كلي، ( به هيچ وجه وارد جزئيات نشويد) به شوهرتون اطلاعات بدهيد نه راهكار! لازم نيست بهش بگيد چطور رفتار كنه... بگيد امروز پدرم روز سختي رو داشته! يا مادرم بسيار ناراحته چون براي برادرم دلتنگي مي كنه... اينها فضاي رواني و صفحه فكري شوهرتون رو به فضاي فكري جمعي ه به آن وارد مي شه نزديك مي كنه
    مثلا اگر به ايشون گوشزد مي كرديد كه شوهر خواهرتون، يا خواهرتون اهل شوخي نيستند، بسيار بهتر بود... و از قرار گرفتن در موقعيتهاي احتمالي جلوگيري مي كرد!
    اما وقتي شما عواطف شوهرتون رو مي شناسيد، عواطف خواهرتون رو هم مي شناسيد، پس حتما مي دونيد كه در چه موقعيتي هر دو خوشحال مي شوند... پس موقعيت رو ايجاد كنيد!
    اگر خوب دقت كنيد هيچ كس در مثالي كه زديد سعي نكرده موقعيتي رو ايجاد كنه! بلكه موقعيتها يكي بعد از ديگري خود به خود ايجاد شده اند! وقتي عواطف كسي رو مي شناسيد بايد با ايجاد موقعيتها، عواطفش رو تغيير بديد...نه اينكه منتظر موقعيت بعدي بمونيد!
    نكته ديگه اينه كه وقتي متوجه اين ناراحتي از سوي خواهرتون شديد، مي توانستيد به شوهرتون با توجه به عواطفي كه از او مي شناسيد، منتقل كنيد و صراحتا به او بگوييد تا او راهكاري بيانديشد!
    مثلا اگر مي گفتيد: عزيزم، فكر مي كنم خواهرم، از شوخي تو ناراحت شده، اين برداشت من بوده،‌ تو خودت با صلاحديد خودت توجهي به اين موضوع داشته باش! ( اين نه دادن راهكاره، نه الزام به انجام كاري، نه سرزنش،‌ صرفا دادن اطلاعاتي است كه شما با توجه به شناختي كه از عواطف خواهر داريد،‌ مي گوييد)

    در مورد سوال دوم del در پست 48:
    بله،‌ بدون شك بايد ابتدا،‌ در بدو امر، اين شناسايي عواطف در مورد خودمون باشه، بي شك بايد تمامي عواطف خودمون نسبت به موقعيتها، دقيقا بشناسيم! اين خيلي به زندگي شخصي و زندگي با همسرمون كمك خواهد كرد...

  16. 15 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (دوشنبه 23 مرداد 91)

  17. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    یه دنیا ممنوننننننننننننننننننننن ننننننننننننننننننننننننن نننننننننننننننننننننن از آقای sci عزیز و گرامی!
    امیدوارم همیشه دنیا به کامتون بچرخه و زندگیتون روز به روز زیباتر باشه!


    ------------------------------
    راستش باید بسیار روی پستتون دقت کنم و بخونم؛ اما در یک نگاه گذرا به نظرم پاسختون برای من فوق العاده بود. و من از امروز روی خودم و شناسایی عواطفم تمرکز میکنم. اما سوالی برام پیش اومده؛
    من میخوام شروع کنم خودم و عواطفم رو بشناسم؛ آیا حق دارم که این عواطف رو به رفتار و حرکات دیگران نسبت بدم یا نه اینجا فقط حالات روحی و روانی خودم به شخصه محور هست!
    مثلا من چند روز قبل رنجیدم؛ احساس کردم همسرم برای من ارزشی قائل نیست و بود و نبود من هیچ تغییری در نوع برخورد ایشون با خانوم ها نداره؛ موقعیت در جایی بود که همسرم مدام سعی میکرد که توی جمع خانوم ها؛ شوخی و بگو و بخند کنه!
    اینجا من باید بگم که همسرم در ایجاد این احساس دخیله یا اینکه بگم من حساسیت زیادی دارم و باید در پذیرش کامل شخصیت و رفتار همسرم باشم؟
    ----------------------------------------------
    به نظرتون نیازه که تاپیک جداگانه ای برای این موضوع باز بشه؟
    -------------------------------------------------
    و سوال دوم از شما برادر خوبم میخوام که راهکاری رو برای حل مساله ی به وجود اومده در رابطه با خانواده و همسرم بهم ارائه بدید!
    --------------------------
    با همه ی وجودم از شما تشکر میکنم و آرزو میکنم هر لحظه از زندگی برای شما پر از شادی و عشق باشه.

  18. 5 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 17 فروردین 91)

  19. #10
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: انتظارم از شوهرم این نبود

    سوالات شما رو تفكيك مي كنم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط del
    ------------------------------
    1. من میخوام شروع کنم خودم و عواطفم رو بشناسم؛ آیا حق دارم که این عواطف رو به رفتار و حرکات دیگران نسبت بدم یا نه اینجا فقط حالات روحی و روانی خودم به شخصه محور هست!

    2. مثلا من چند روز قبل رنجیدم؛ احساس کردم همسرم برای من ارزشی قائل نیست و بود و نبود من هیچ تغییری در نوع برخورد ایشون با خانوم ها نداره؛ موقعیت در جایی بود که همسرم مدام سعی میکرد که توی جمع خانوم ها؛ شوخی و بگو و بخند کنه!
    اینجا من باید بگم که همسرم در ایجاد این احساس دخیله یا اینکه بگم من حساسیت زیادی دارم و باید در پذیرش کامل شخصیت و رفتار همسرم باشم؟
    ----------------------------------------------
    3. به نظرتون نیازه که تاپیک جداگانه ای برای این موضوع باز بشه؟
    -------------------------------------------------
    4. و سوال دوم از شما برادر خوبم میخوام که راهکاری رو برای حل مساله ی به وجود اومده در رابطه با خانواده و همسرم بهم ارائه بدید!
    [/color]
    جواب سوال 1 :
    ببينيد مهم عواطف شماست! احساسي هست كه شما داريد... بي شك ديگران در ايجاد موقعيتها دخالت دارند.. چون ما در تعامل و نقابل با افراد زندگي مي كنيم
    مثالي مي زنم: زني وقتي كه شوهرش از راه مي رسه از اينكه جلوي در بايد مدتها معطل بشه كه شوهرش با همسايه اي صحبت كنه، ناراحت مي شه و احساس بسيار بدي پيدا مي كنه! خب حالا مي تونه نسبت بده به شوهرش و موقعيتي كه ايجاد شده... بله بي شك اين موقعيت ايجاد شده! تفسير اين موقعيت يك فكره : اون فكر اينه كه شوهرم با اينكه مي دونه من ناراحت مي شم، اصلا براش مهم نيستم! و عاطفه حاصل از اين فكر: ناراحتيه!
    حالا موقعيت كدومه؟ و اون خانم بايد چه چيزي رو كنترل كنه؟ وضعيت شوهرش رو؟ موقعيت خودش رو؟
    جواب اينه كه وقتي عواطفتون رو شناسايي كرديد مهم نيست ديگران چه مي كنند... مهم اينه كه اون خانم، بايد موقعيتي كه در اون قرار گرفته رو كنترل كنه! چون توانسته عواطف خودش رو در اين موقعيت رو شناسايي كنه، خودش رو در اون موقعيت ديگه قرار نمي ده! پس وقتي شوهرش مي اد ديگه جلوي در معطل نمي شه! موقعيتي رو ايجاد مي كنه كه احساس بهتري رو هم تجربه كنه! اما اگر همين خانم عواطفش رو شناسايي نكرده باشه، جلوي در بارها و بارها مي ايسته!

    جواب سوال 2.
    ببينيد مي توانيد بسيار جرات مندانه، موضوع رو چند روز بعد از اين داستان، به همسرتون بگيد و احساستون رو با ايشون در ميون بگذاريد... لازم به هيچ تنبيه يا تهديدي نيست! اين رو بدونيد كه تنبيه يا تهديد، مي تونه رفتار رو در فرد، ماندگار كنه!
    اما اين رو بدونيد كه موقعيتها رو هميشه نمي شه در لحظه كنترل كرد! يعني شما وقتي احساست رو مي شناسي و مي دوني در اين موقعيت ناراحت مي شي! مي توني موقعيت رو ترك كني تا بعدا در موردش صحبت كنيد...

    جواب سوال 3.
    در اين رابطه شما صاحب اختياريد... من هر جا كه لازم باشه در خدمتم

    جواب سوال 4.
    مشكلي بوجود نيومده... اين مسائل اتفاق مي افته... هر چند نبايد پيش بياد اما سو تفاهماتي كه بوجود مي آد.. چند روز كه گذشت با همسرتون صحبت كنيد و بگيد سو تفاهمي بوده و باهاش همدلي كنيد... همينطور با خواهرتون هم صحبت كنيد و همدلي كنيد و با يه دور هم جمع شدن ساده در منزل شما، كدورت رو سريعا برطرف كنيد!


    در پاسخ به اقليما بايد بگم:
    در اين مواقع از آداب گفتگو كمك بگيريد...
    گاهي واقعا مهم حرفي كه ديگران مي زنند نيست... گاهي خستگي افراد،‌ فشارهاي كاري و ... موجب مي شه چيزهايي رو از سر ناخشنودي بيان كنند... اما مهمه كه اين مواقع شما بتواني با يك همدلي موثر، آتش رو به گلستان تبديل كنيد. اين مهارته!


  20. 9 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (دوشنبه 11 اردیبهشت 91)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.