به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 15 نخستنخست 1234567891011121314 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 144

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    از صحبتهاي آقاي sci چند نكته رو گرفتم كه ميگم. اگر نياز به تصحيح يا توضيح اضافي داره سراپا گوشيم جناب آقاي sci.

    - جرأتمندي براي مني كه جرأتمند نيستم يك فرآينده و نه يك تصميم يك شبه. يعني چي؟ يعني اينكه امروز اگر من تصميم گرفتم جرأتمند بشم به اين معني نيست كه حتما به نتيجه ميرسم. من علاوه بر جرأتمندي بايد به مسائل ديگه اي توجه كنم تا بقول آقاي sci اول در فهرست علاقمندي آقا قرار بگيرم. مطمئنا در اوايل ازدواج كه همه چي نو و تازه هست من يقينا در فهرستهاي اول هستم اما به مرور و روزمرگي، كم كم به ته ليست مي رم و اين من همسر هستم كه با خلاقيت و انجام كارهاي جديد بايد خودم رو در بالاي ليست نگه دارم. گاهي اوقات حتي اين كارها بايد بي منت انجام بشه. مثل خلق لحظات رمانتيك، تهيه لوازم علاقمندي آقا، سوال كردن در مورد موضوعات مورد علاقه آقا..فلان پروژه ات چي شد؟ تيم فوتبال مورد علاقه ات برد يا نبرد؟ و حتي پاي درددل هاي او در موارد خيلي پيش پاافتاده نشست.
    اينجاست كه بعد انجام اون كارها با طرح يك جمله جرأتمندانه مطمئنا آقا تلاشش رو براي جلب رضايت خانم مي كنه.
    اما همونطور كه آقاي sci خودشون گفتند اون ادبيات در جمله مورد مثال كمي سنگين هست و در محاوره عادي استفاده نميشه...
    حالا من يك جمله ميگم ببينم آقاي sci اين جمله رو مي پسندند و بنظر ايشون احتمال نه شنيدن پايين مياد يا نه؟

    خانم: عزيزم... حالت چطوره؟ خوبي؟ اوضاعت رديفه؟
    آقا: آره. خوبم تو چطوري؟
    خانم: راستش خيلي دلم مي خواد حالم خوب باشه. انقدر دلم مي خواد يه پياده روي باهم داشته باشيم كه نگو! پيش خودم گفتم با بچه ها قرار بگذارم يكسر بريم بيرون اما ديدم هيچ كسي نمي تونه اون حال خوبي رو كه تو به من مي دي بهم بده! اصلا مي دوني چيه؟ امروز نمي دونم چمه! حتي فكر قدم زدن با تو هم منو ديوانه مي كنه! چقدر خوب مي شد اگر امروز مي تونستي بياي! اگرم وقتشو نداشتي اصلا خودتو ناراحت نكن. با بچه ها مي رم بيرون.
    آقا: (البته من حدس مي زنم آقا اينجوري بگه)
    بذار ببينم چي ميشه. اگه بتونم امروز حتما باهات ميام.
    خانمم ديگه چيزي نمي گه و فقط يكبار ديگه نزديك عصر كه ميشه يه سوال در مورد اومدن آقا مي پرسه و آقا نه تنها اونروز مياد بلكه خانم انقدر رمانتيك حرف زده كه احتمالا شب خوبي رو هم باهم خواهند گذراند و اون ميشه همون كوبيده اضافي كه خانم آني فرمودند كه ميشه بهشون داد!


  2. 5 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    سرافراز (دوشنبه 04 اردیبهشت 91)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    با تشکر از همه میشه لطفا رفتار جرات مندانه یا جند تا جمله در مورد مسائل مالی هم بگید .
    مثلا من میخام به همسرم بگم که انقدر پول حروم نکنه به فکر جمع کردن باشه که به جای اینکه ت خونه من بشینیم اون یع خونه اجاره کنه چون مثلا من میخام خونمو اجاره بدم وکمک خرج خودم باشه یا شاید دیگه نخام سر کار برم که اون میگه اگر تنستم میکنم اگر نه خداحافظ چطوری برا این کار ازش درخواست کنم .
    چطوری وبا چه جملات جراتمندی بهش بگم که قسط رو ساف کنه و اون مقدار کم درامد و خرج زندگیمون کنه همیشه قسط داره برا یه ماشین مسخره دیگه خسته شدم
    مثلا میره با بقیه پوله وامی که مونده قسطشو پرداخت می کنه یا خرید خونه می کنه چطوری بهش بگم که این کارش اشتباهه به نظرم اینطوری وام حروف شده .
    نمی دونم جملات جرات مندش چه دارم دیونه میشم انقدر منفعل بودم حرص خوردم و تو خودم ریختم که گردنم گرفته هورمانهام بهم ریخته و حاله خوبی ندارم لطفا کمکم کنید این قضیه ها خیلی رو اعصابه منه خواهش می کنم ؟

  4. 4 کاربر از پست مفید جان سخت تشکرکرده اند .

    جان سخت (یکشنبه 04 دی 90)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    ممنونم انی جان
    بله قبض تلفن نسبت به دفعه های قبل بیشتر شده.پس تا این جا به پدرم حق میدم ناراحت باشه.منم اصلا دلم نمیخواد هزینه تلفن بالا بره و پولی که خودمون میتونیم استفاده کنیم بره تو جیب مخابرات.اما مسئله اینجاست که من ازتلفن استفاده نمیکنم.استفاده من اینترنت بوده که هزینش بالا نبوده.اما پدرم بجای توجه به هزینه مکالمات گیر داده به اینترنت.اتفاقا تو خونه من از همه صرفه جو ترم.
    شنیدی میگن گنه کرد در بلخ اهنگری به شوشتر زدن گردن مسگری..بابای من اینجوریه زورش رو سر اون که دم دست تره خالی میکنه.با این موضوع شدید مشکل دارم
    یه مثال دیگه میزنم که فکر نکنید من همش حقو به خودم میدم.مثلا اگه من تو خونه دست به سیاه و سفید نزنم ،یه لیوان اب رو هم از رو زمین برندارم و همه کارا رو مامانم تنهایی انجام بده،تازه کلی وسیله رو زمین بریزم فکر میکنید بابام چیکار میکنه؟به من تذکر میده؟نه...به مامانم میگه برشون دار و اگه مامانم اعتراض کنه که من خستم همه کارا رو من انجام دادم به خودش بگو،با اینکه من روبروش نشستم میگه حالا من به او بگم اینکارو کنه خودت انجام بده....
    حالا اگه من جای مامانم باشم این اتفاق برای من میفته.....جالبه.نه؟!!

    یه نکته دیگه سختگیری بیش از حد بابام نسبت به خودش و دیگرانه.
    بازم یه مثال.اگه دوستای پدرم بهش پیشنهاد بدن که بریم بیرون گردش یا رستوران به احتمال 90درصد پیشنهاد رو رد میکنه.و نمیره و بعد میاد خونه و میگه دلم نمیومد بدون شماها برم.
    خوب تا اینجا نشون میده چقد ادم خونواده دوستیه و جای یه کف مرتب داره.
    اما مسئله اینجاست.که اینکار باعث ایجاد توقع و انتظار براش میشه و علنا میگه من بدون شما فلان جا نمیرم پس شما هم نباید برین مثلا بیرون.ضمنا به نظر من بهتره گاهی ازجمع خونواده دور بشه اما اینکارو نمیکنه و توقع داره همه هم مثه خودش باشن.جوری که بهش میگیم باباجان خوب پیشنهادشون رو قبول کن با هم برین بیرون.تازه ما خوشحالم میشیم.اما زیر بار نمیره.کلا نسبت به خودش و دیگران سختگیره...گاهی با خودم فکر میکنم یعنی بابام فکر میکنه دنیا فقط جای محنت کشیدنه و توش نباید خوشی باشه...
    البته خوشی هم هست ولی اون چیزی که بابام تعیین کرده باید باشه.همه چیزو اون باید تعیین کنه و همه باید اطاعت کنن و گرنه تنبیه میشن.

    در مورد لجبازی...خودش بارها گفته نذار لج بکنم فلان کا رو بکنما...یا چند شب پیش داشت به یکی میگفت بهشون(یعنی ما) لج کردم فلان کارو کردم که البته این لج کردن هیچ وقت نتیجه خوبی براش نداره اما نمیدونم چرا بازتکرار میکنه؟

  6. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (یکشنبه 04 دی 90)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    خانم انی عزیز من کلاس تی ای رفتم و همه این مسائل در باره من خوبم تو خوبی و غیره را میدونم اما خیلی هاشو عملا نمیشه اجرا کرد چون انجام می دی ولی در طرف مقابل تاثیر نداره مثلا من حاله خودمو خوب می کنم اما وقتی می بینم همسرم باز هم همون خرابکاریهارو می کنه افسرده میشم چون زندگی مشترک هست نمی شه بی خیال شد و این زمانی و این مکانی فکر کرد چون بالغم می گه که خوب مشکل که حل نشده ؟؟؟؟؟؟؟پس درنتیجه دوباره افسرده می شم و حرص می خورم و پرخاش می کنم .
    این چند وقت باهم خوب بودیم الان هم عملا هستیم اما من تو دلم چون می بینم باز همون اشتباهاترا می کنه دارم دوباره ازش دور میشم حتی وقتی میاد طرفم کنار میکشم خیلی حالم بده لطفا چند جمله در مورد مسائل مالی که جرات مند باشه بگید جناب دانشمند لطفا برام مثال بزنید که متوجه بشم چی بگم خواهش می کنم ؟

  8. 4 کاربر از پست مفید جان سخت تشکرکرده اند .

    جان سخت (شنبه 27 آبان 91)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 اسفند 91 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    423
    امتیاز
    5,445
    سطح
    47
    Points: 5,445, Level: 47
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    3,495

    تشکرشده 3,519 در 509 پست

    Rep Power
    58
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    باتشکر فراوان از سبکتکین،آنی،sci،بالهای صداقت

    راستش ضمن تایید سخنان شما عزیزان بنده دچار یه سری ناهنجاری ها در ذهنم شدم.
    به نظر من 90 درصد جامعه ما افراد منفعلی هستند و نه جرات "نه" گفتن دارند ونه شنیدنش رو.
    خب این از عدم آگاهی و نداشتن مهارت های زندگی ناشی میشه اما به هر حال به راحتی میشه گفت به جز همدردی (حالا اون هم به تعداد محدود) تقریبا هیچ جا نمی تونیم رفتار درستی درمقابل غیر منفعل بودن یا جرات مند بودن ببینیم.
    واین میشه که آدم ترجیح میده این زیان هارو در خودش ایجاد کنه (با نگفتن) تا اینکه روابط رو به هم بزنه.

    برای مثال:
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    مثال: پدر شما، اصرار دارند كه به همراه آنها مهماني برويد:
    شما: من به دليل اينكه با دوستم قراري دارم كه قبلا برنامه ريزي شده نمي آيم!
    پدر شما به مادرتان: چرا نمي اد؟
    مادر شما: چرا نمي اي؟
    شما: چون من با دوستم قرار گذاشتم و اين قرار از قبل برنامه ريزي شده... سلام برسونيد و عذر خواهي كنيد!
    پدر شما: بيا بريم...
    شما: با همه احترامي كه براي شما قائلم و علاقه اي كه دارم باهاتون بيام،‌ اما با دوستم قراري دارم و نمي تونم كنسلش كنم! من رو ببخشيد پدر...
    مادر: بيا بريم دخترم،‌ لجبازي نكن! ببين الان بابات قاطي مي كنه!
    شما: ( همدلي مي كنيد) مي دونم خيلي دوست داريد بيام و بهتون خيلي خوش مي گذره... اما نمي تونم قرارم رو كنسل كنم! دوست دارم با شما همراه بشم،‌ اما متاسفم كه مجبورم نيام! هرگز پدر من اين كار رو نمي كنه...
    و و و
    در اکثرمواقع واقعا قاطی می کنند.یعنی چاره ای جز پذیرش نداریم.
    حالا یک مثال دیگه:
    من به هیچ وجه دلم نمی خواد برم خانه مادرشوهرم اما بایستی برای ادامه زندگیم وبه هم نخوردن رابطه با همسرم
    تن به این کار بدم .درحالی که مطمئننا این هربار رفتن ها عقده های جدیدی تو دلم ایجاد می کنه.


  10. 3 کاربر از پست مفید داملا تشکرکرده اند .

    داملا (یکشنبه 04 دی 90)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 اسفند 90 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1390-8-29
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    1,896
    سطح
    25
    Points: 1,896, Level: 25
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    287

    تشکرشده 292 در 154 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    من یه نظری داشتم و می خواستم اینجا عنوانش کنم ،
    که آیا رفتار جراتمندانه اگر خیلی بکار برود به قول معروف لوئس نمیشه؟ و به طرف مقابل این احساس منتقل نمیشه که خیلی زیادی منطقی شدی یا کتابی حرف میزنی ؟ و...
    یعنی طرف مقابل احساس کمبود نمی کنه ؟ که در افراد پرخاشگر به این گونه میشه که میگن فکر نکن خیلی عقل کلی ، یا با من اینجوری حرف نزن فکر کردی که چی؟ و.... ( دراصل واسه این پرخاش میکنن که احساس کمبود دارن اما به جای تحول دوست دارن از این وضع رها شن.)
    در بعضی از افراد هم مثلا شخصیت های ( از خود راضی) اعتماد به نفسشون بیش از حد بالا نمیره؟ که دیگه اگه یه وقت کمتر واسشون احترام قائل بشیم دیگه از نظرشون بد اخلاق میشیم. آخه اعتماد به نفس زیادی هم
    خوب نیست و موجب خیلی مسائل دیگه واسه طرفین میشه.
    ممنون میشم اگر اشتباه گفتم متوجهم کنید و اگر درسته جزئی تر بهش بپردازیم.
    آقای sci خوشحال میشم نظر شمارو هم بدونم.

  12. 3 کاربر از پست مفید فرانک68 تشکرکرده اند .

    فرانک68 (یکشنبه 04 دی 90)

  13. #7
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    پاسخ به خانم فرانك 68،
    نه خواهرم، چرا فكر مي كنيد كه بايد كتابي حرف بزنيم؟ اگر مي بينيد كه ما كتابي مي نويسيم همانطور كه قبلا عرض كردم به واسطه آموزش و بكارگيري كليد واژه هاست نه اينكه اينطور بگيم.. هركسي ادبيات و گنجينه لغات خودش رو در كلام داره..
    اما مسلما طرف مقابل اوايل از نوع حرف زدن، از اينكه به حقوقش احترام گذاشته مي شه،‌ از اينكه شما تغييراتي كرده ايد تعجب خواهد كرد و طي مدت زمان اين موضوع عادي خواهد شد.
    در مجموع جرات مندي يك ابزار نيست كه ما گاهي ازش استفاده كنيم... جرات مندي يك سبك رفتاري اكتسابي و مهارت حرفه اي است و اصلا مهم نيست كه ديگران چه نظري دارند..
    البته بايد عرض كنم كه وقتي شما جرات مند عمل مي كنيد اصلا خودشيفته نيستيد... اصلا ناراحت نيستيد! اصلا خود خواه نيستيد... شما جذابتر هستيد! زيباتر به نظر مي رسيد! و ديگران دوست دارند نظر شما رو بدونند و با شما معاشرت كنند... چون شما به ديگران احترام مي گذاريد و از اونها به سادگي ناراحت نمي شويد! چون شما شنونده خوبي هستيد و آداب همدلي رو بلديد... شما فقط همين يك مورد همدلي رو بكار ببنديد! معجزه مي شه!
    شخصي كه جرات منده از سبك گفتگوي صريح استفاده مي كنه نه در لفاف و متلك و گمانه... صريح حرفش رو با احترام به طرف مقابل مي زنه... هيچ وقت بلاتكليف نيست چون احساسات خودش رو نسبت به موقعيتها مي دونه! پس تكليف ديگران هم با او روشنه...

    در جواب خانم جان سخت: به نظرم شما جرات مندي رو يك تكنيك براي انجام كارها و پيشبرد اهدافتون تصور كرديد... در صورتيكه اينطور نگرش به جرات مندي جواب مناسب براي شما نيست! جرات مندي يك تكنيك براي پيشبرد نظرات و كارهامون نيست كه استفاده اش كنيم.. بگيم جواب نداد! بعد پرخاش كنيم يا منفعل باشيم...

    خانم داملا،‌
    بله متاسفانه بسياري از افراد جامعه از اين مهارت بي بهره اند و من آمار دقيقي ندارم... اما خب خيلي ها هم بهره مند هستند... بي شك شما افراد و زوجهاي سعادتمند زيادي رو مي شناسيد كه جرات مندانه برخورد مي كنند، جالبه كه همه اين زوجها و افراد رو دوست دارند و بهشون احترام مي گذارند و خاطرات خوبي با اونها دارند... و در بسياري مواقع مراكز توجه هستند!
    نمي تونيم بگيم چون ديگران نمي دونند... پس ما هم منفعل عمل مي كنيم! اين صحيح نيست

    در جواب خان سرافراز:
    شما نوشتيد»»
    خانم: راستش خيلي دلم مي خواد حالم خوب باشه. انقدر دلم مي خواد يه پياده روي باهم داشته باشيم كه نگو! پيش خودم گفتم با بچه ها قرار بگذارم يكسر بريم بيرون اما ديدم هيچ كسي نمي تونه اون حال خوبي رو كه تو به من مي دي بهم بده! اصلا مي دوني چيه؟ امروز نمي دونم چمه! حتي فكر قدم زدن با تو هم منو ديوانه مي كنه! چقدر خوب مي شد اگر امروز مي تونستي بياي! اگرم وقتشو نداشتي اصلا خودتو ناراحت نكن. با بچه ها مي رم بيرون.
    بسيار عاليست.. البته بهتره در شروع درخواست،‌ چند كار مهم و نتايجي كه داشته رو هم چاشني كلام كنيد.. مثلا هيچ وقت كاري رو كه برام ديروز كردي رو فراموش نمي كنم عزيزم! برام خيلي مهم و با ارزش بود...
    هميشه درخواست بايد با كلماتي مثل "لطفا" و "مي شه محبت كني" و نظائر اين واژه ها باشه متناسب با بزرگي درخواست... در مثال شما: مي شه خواهش كنم امروز براي 10 دقيقه قدم زدن برنامه ريزي كني
    همواره درخواست بايد روشن و واضح و صريح باشه... به هيچ وجه مقدمه درخواست رو طولاني نكنيد!
    ذهن خواني در درخواست ممنوع! جواب شما رو مي دهند.. جواب خودتون رو خودتون نديد! پس جمله آخر كاملا اضافيه! "اگرم وقتشو نداشتي اصلا خودتو ناراحت نكن. با بچه ها مي رم بيرون."
    اما به هر حال ادبيات خوبي داشت... موفق باشيد

  14. 13 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 07 فروردین 92), Opal (جمعه 05 مهر 92), sci (پنجشنبه 05 بهمن 91), باران بهاری11 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92)

  15. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    دوستان خوبم سلام
    دارم این تاپیکو میخونم شاید یه چیزی یاد بگیرم
    جناب Sci، گفتین بهتره "چند كار مهم و نتايجي كه داشته رو هم چاشني كلام كنيد"
    خب من همیشه خداشاهده، از کمترین کارش تشکر میکردم، یا با وجودیکه از کار من میزد برای کار ساختمان وقت میزاشت باوجودیکه اصلا دوست نداشتم ولی چند بار بهش گفتم مثلا "بله دیگه، هرکسی که مدیر نیست، مدیر فقط مدیر ساختمون خودمون" ، یا مثلا "قربون مدیر ساختمونمون برم که عاشقشم" یا هرکاری برای ساختمون میکرد تشویقش میکردم، نظر میدادم، همراهیش میکردم
    یا مثلا راجع به چیزهای کمی که برام میخرید، همیشه سپاسگذار بودم، وقتی یه چیزی لازم داشتم میگفتم مثلا مانتویی که برام خریدی رو هر وقت میپوشم حس خوبی دارم، یا مثلا اگه سرکار میپوشم باعث میشه حس کنم همیشه پیشمی و کمتر دلتنگ بشم
    میدونین جواب من همیشه چی بود؟ "خب حالا، خر شدم"
    ببینید آدم چه حالی میشه، یا مثلا اگه اینو نمیگفت، وقتی ازش تعریف میکردم و حتی گاهی بدون اینکه از قبل تعیین شده باشه ، اتفاقی یه چیزی ازش میخواستم یه دفعه قاطی میکرد، انگار نه انگار این همون آدمیه که داشتم ازش تعریف میکردم و داشت برام ناز میکرد
    در کل همسر من وقتی پای مسائل مالی میومد وسط، تو لحظات رمانتیک، در حال تعریف ازش، در حال دعوا، در حالت عادی و استراحت، وسط عروسی، وسط عزا، برخوردش همون بود و هیچ فرقی نمیکرد و سریع میگفت : مگه حقوق نمیگیری؟ پس حقوقتو چکار میکنی؟
    من واقعا باید چکار میکردم؟

  16. 4 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (یکشنبه 04 دی 90)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    اجازه هست منم یه چیزی از آقایsci بپرسم.
    وقتی درخواستمون درمورد خود جناب همسر باشه چطوری باید مطرح بشه؟
    مثلا شوهر من برخورد و روابط اجتماعیش در مورد بعضی ادما خیلی خوبه و در رابطه با عده ای دیگه کاملا سایلنته!
    خیلی وقتا سعی کردم جلوش اون برخوردی رو که میدونم صحیحه روانجام بدم تا مگه غیرمستقیم بفهمه (مثلا داشتن روابط شاد و صمیمانه با کسی که اومده مهمونیمون به جای یه برخورد رسمی و خیییییلی خیلی خشک، تشکر و قدردانی از هدیه ای که واسمون آوردند به جای به کوچه علی چپ پناه بردن و خودشو به نفهمیدن زدن)
    اما به هیچ نتیجه ای نرسیدم.
    سعی کردم از خوبیهاش بگم و بعد ازش انتقاد کنم اما بازم در جوابم میگه:آها پس تعریفات واسه این بود که ازم ایراد بگیری! نه اتفاقا تو خودتو کوچیک میکنی من برخوردم خیلی هم جالبه!!!!
    جای اون یه دونه انتقاد من،صدتا ازم انتقاد میکنه و .....
    و در نتیجه
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  18. 3 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (یکشنبه 04 دی 90)

  19. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    در جواب خانم جان سخت: به نظرم شما جرات مندي رو يك تكنيك براي انجام كارها و پيشبرد اهدافتون تصور كرديد... در صورتيكه اينطور نگرش به جرات مندي جواب مناسب براي شما نيست! جرات مندي يك تكنيك براي پيشبرد نظرات و كارهامون نيست كه استفاده اش كنيم.. بگيم جواب نداد! بعد پرخاش كنيم يا منفعل باشيم...

    نه باور کنید من جرات مندی را برای پیش برد اهدافم نمی خوام
    من می خوام همسرم بفهمه که وظیفه اونم هست که خرج خونه رو بده و به فکر این زندگی باشه نه مادامی که هست می خوره و وقتی نیست خدا بزرگه البته که خدا بزرگه ولی .......
    می خوام متوجه اشتباهاتش بشه و اینهمه بار هم یکمش از رو دوش من برداشته بشه خوب منم خسته شدم مثل یه مرد 40 ساله همه بار زندگی رو دوش منه .
    و این اهدافی که میگین خوب حق منه این حق منه که اون خرج منو بده و پولشو حروم نکنه به باد نده اگر هم نتونه برا م خونه اجاره کنه نباید بفهمه که وظیفه اونه و یه فکری براش بکنه من پرسیدم که چجوری صحبت کنم که متوجه بشه و به فکر باشه یعنی اشتباه می کنم ؟

    سر افراز عزیز ممنون از راهنماییت به خدا حالم خیلی بده هیچ کی منو دوست نداره هیچکی منو نمی فهمه دیگه خسته شدم ببخشید جناب دانشمند .

  20. 4 کاربر از پست مفید جان سخت تشکرکرده اند .

    جان سخت (یکشنبه 04 دی 90)


 
صفحه 5 از 15 نخستنخست 1234567891011121314 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.