به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 190

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    Question تاثیرپذیری مفرط همسرم از خانواده اش

    حقیقتش نمی دونستم این مشکل رو ئدر قسمت درگیری زن و شوهر باز کنم یا اینجا!

    متاسفانه شوهر من آدم بسیار دهن بینیه و بسیار بسیار بسیار از خانوادش تاثیرپذیره! یک خواهر بزرگ داره که حرفش برای شوهرم حجته! البته من خیلی دیر با این خواهرش آشنا شدم، وقتی این موضوع را فهمیدم هرچند که استقلال و کامل بودن شوهرم بعنوان تکیه گاه زندگیم بشدت تو ذهنم مخدوش شد، اما تصمیم گرفتم که با این خواهرش دوست شم و از طریق اون حتی بتونم به شوهرم نفوذ کنم. چون فکر می کردم یه عمر جنگیدن با خواهرشوهری اینچنین بانفوذ روی شوهرم، بی فایده ست!
    ولی هرچه سعی کردم، اونقدر فاصله تفکری و فرهنگی (خواهرشوهرم از 15 سالگی که ازدواج کرده رفته شهرستان) بین ما وجود داشت که نشد. و دیدم اینهمه انرژی و وقتی که باید صرف برقراری ارتباط با اون بکنم، اگه روی شوهرم بکنم بهتره!

    خلاصه که الان مشکل من اینه که از یه طرف شوهر من مثل یه موم می مونه تو دست مادر و این خواهرش و اونها هم از دخالت تو زندگیمون دریغ نمی کنن و از طرف دیگه زمین تا آسمون بین طرز زندگی و نگاهمون به زندگی بین من و اونها تفاوت وجود داره (تو رو خدا نگید که چرا اول متوجه نشدی که روزی هزاربار خودم رو سرزنش می کنم)!
    رفتار خانواده شوهرم خیلی تحقیر آمیزه و عروس رو کارگر خودشون می دونن. در ضمن از شوهرم هم می خوان که راننده دربست اونها باشه. اگه یه مهمونی مشترک بخواهیم بریم، من باید با آزانس برم و شوهرم از کار و درآمدش بزنه و بشه راننده اونا!

    تو این بازدید اخیر، خواهرشوهرم جلوی روی شوهرم مدام زبانبازی می کرد و می گفت همه جا در اختیار شماست و زنت هرجا می خواد بخوابه و ... ولی وقتی من تنها می شدم هم اون و هم بقیه به شدت بی حرمتی می کردن! اونقدر که مستقیم برگشتم و گفتم که زن وقتی شوهر می کنه تابع شوهرش می شه و هرجا اون بگه باید بره، دست خودش نیست که تصمیم بگیره جایی بره که دوستش دارن!
    از این واضح تر نتونستم بگم که نمی خواهین بیاییم اینجا به برادرتون بگین! (هرچند که حدس می زنم که دلشون می خواد برادرشون تنها بره!!!!!!!!!!!!)

    جالبه غیبت من رو به شوهرم می کنن ولی سر یه موضوعی که من خواستم ناراحتیم از خواهرش رو به شوهرم بگم، هنوز حرف نزده سرم داد می کشه که تو می خوای دروغ بگی و ....
    چند وقته بابت این جریانات استرس دارم و شوهرم هم غرغر می کنه که تو شرایط الانت (بارداری) تو باید خودت استرس رو از خودت دور کنی و حتی حاضر نیست به حرفم گوش کنه و فقط به سرم غر می زنه!
    اونقدر رفتارش غیرقابل تحمل شده که پریروز نشستم جادو باطل کن بنامش خوندم. حالا منی که اصلا به سحر و جادو اعتقاد نداشتم!

    ببخشید خیلی طولانی نوشتم.
    اما در کل می خوام بدونم با این تفاصیل چطور می تونم زندگیم رو مدیریت کنم؟
    چطور به شوهرم یاد بدم که جلوی خانوادش بهم احترام بذاره تا اونها هم یاد بگیرن؟
    چطور نفوذ مادر و خواهرش تو زندگیمون را از بین ببرم؟
    و در کلام آخر چطور میشه با یه مرد دهن بین زندگی کرد؟

  2. 4 کاربر از پست مفید هستی تشکرکرده اند .

    هستی (یکشنبه 30 مرداد 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.