به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 63
  1. #41
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 مهر 90 [ 09:56]
    تاریخ عضویت
    1390-6-23
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    1,290
    سطح
    19
    Points: 1,290, Level: 19
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات من با همسرم و خانواده اش در شروع زندگی مشترک

    سلام.عزیزم خوبه که شما نیمه پر لیوان رو میبینی ولی تا ابد که نمیتونی زجر بکشی.ممکنه بعد از ادواج مدام گذشته رو به رخت بکشه میتونی تحمل کنی؟ تازه بعد از ازدواج به خانواده شوهرت نزدیکتر میشی .فکرات رو از احساسا تت فاصله بده

  2. #42
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 اسفند 92 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1390-4-25
    نوشته ها
    643
    امتیاز
    4,583
    سطح
    43
    Points: 4,583, Level: 43
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,779

    تشکرشده 2,844 در 585 پست

    Rep Power
    81
    Array

    RE: مشکلات من با همسرم و خانواده اش در شروع زندگی مشترک

    سلام.فقط خواستم ابراز تعجب کنم!کار شما از کجا به کجا کشیده شد؟به نظرتون اگه این همه وقت و انرژی که برای درخواست نفقه و غیره گذاشته بودین روی خودتون و رابطه تون کار میکردید الات بهتر نبود؟ شما از 6 ماه پیش این تاپیکو باز کردین اما مشکلتون هنوز حل نشده من که فکر نمیکنم با دادگاه هم حل شه.راستش اصلا نفهمیدم مشکل اصلیتون چیه! فحاشی؟ بی توجهی؟ زیر بار نرفتن مسولیت مالی از جانب همسرتون. خدا کنه خودتون دقیقا بدونین واسه چی میخاین از همسرتون جدا شین!البته نزدیک به سه ماه که به تاپیکتونم سر نزدین فقط آرزو میکنم بهترینها براتون اتفاق افتاده باشه

  3. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 بهمن 92 [ 17:25]
    تاریخ عضویت
    1386-7-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    89
    امتیاز
    7,705
    سطح
    58
    Points: 7,705, Level: 58
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    174

    تشکرشده 189 در 69 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات من با همسرم و خانواده اش در شروع زندگی مشترک

    با سلام
    از آنجا كه مشكل زندگي هر كس با توجه به نوع زندگي اش مهم است تا راهنمايي شود و يه مشاور متخصص بتواند رانماييش كند بايد گفت كه شما خود هنوز كامل شرايط جدايي رانداريد
    1- خوبي هاي او را به ياد مي آوريد
    2- همسر سرسختي داريد و ظاهرا بد دهن
    3- همسرتان آدمي است كه بد بين است
    و احتمالا مشكل شخصيتي دارد كه بايد بررسي شود
    و هر دوي شما فاقد مهارت هستيد
    شما بايد بدانيد كه جدايي طبعاتي دارد كه هم خودتان وخانوادتان بپردازند اما در وهله اوا بهترين راه حل نيست.
    شما بايد مطالعاتي نيز در باره مهارتهاي ارتباط موثر با همسر ، مهارت زندگي ، باورهاي غلط همسران از همديگر و بخش هاي شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند و مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده در اين تالار را بخوانيد .
    و در صورت امكان به يه مشاور خانواده ؛ ومشاور حقوقي مراجعه كنيد.
    ان شاا... موفق باشيد.

  4. #44
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 آبان 91 [ 14:32]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,931
    سطح
    26
    Points: 1,931, Level: 26
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات من با همسرم و خانواده اش در شروع زندگی مشترک

    نقل قول نوشته اصلی توسط jili4000
    سلام.عزیزم خوبه که شما نیمه پر لیوان رو میبینی ولی تا ابد که نمیتونی زجر بکشی.ممکنه بعد از ادواج مدام گذشته رو به رخت بکشه میتونی تحمل کنی؟ تازه بعد از ازدواج به خانواده شوهرت نزدیکتر میشی .فکرات رو از احساسا تت فاصله بده
    سلام من اومدم
    دوران عقدم میگشت تو گذشته من بهم سرکوفت میزد
    یه روز میگفت مهم الانه یه روز میگفت قبلا چیکار کردی فلان اینا
    از من چیزی ندیده بود که خودش مشکل داشت
    قبل از ازدواج با من با دختری دوست بود که با اونم همین وضعیت بوده..

    بعد از شکایت 1 ماه بعدش تو دادگاه حل اختلاف دیدمش من پدرم اونم با پدرش
    کلی دروغ گفتن و رفتن .
    تو دادگاه به من گفت خودت بگو چی میخوای .. من فکر کردممنظورش اینه که منو میخواد اما زرنگ تر از این حرفاست میخواسته من خودم اسم طلاق بیارم .منه ساده ام شبش زنگ زدم بهش گفتم اگه میخوای همه چیو درست کنیم اونم گفت که خیلی دیره و اینا تو باید طرفه من باشی نه خانوادت کلا باید هرچی میگم گوش کنی.
    بعد فرداش همدیگرو دیدیم تا 2 روز خوب بود اما روز سوم یا دوم بود یادم نیست سر یه حلقه قاطی کرد که تو چون یادت رفته حلقتو دستت کنی واسه من ارزش قایل نیستی و فلانو اینا. حلقشو از دستش دراورد پرت کرد محکم تو داشبورد ماشین . بعد دوباره تلفنی با هم حرف زدیم که من تو اون دو روز ازش با مهربونی قول گرفته بودم که حتما بریم یه مشاور اونم قبول کرد و تا چند روز یاداوری میکردم میگفت باشه ... تا اینکه رفته بود پیش باباش گفته بود زنگ زد به من گفت بابام گفته پاتون به پاسگاه و اینجور جاها باز نشه .. تو دلم گفتم عقب موندن . پامون به دادگاه باز شده اونوقت پیش مشاور باز نشه که زندگیمونو درست کنیم .
    همه فکراشون اینجوریه .
    خلاصه با اون همه قولش نیومد . منم گفتم نمیتونیم با هم بسازیم تمومش کردم اونم براش نمیدونم مهم بود یا نه فقط میگفت میخوای چیکار کنی..
    2 ماه صبر کردم بعد مهریمو گذاشتم اجرا که تازه الان حکمش اومده . البته 4 ماه پیش بهش اس دادم که یارانمو بریز بعد از چندبار که نمیریخت منم وابسته بودم هنوز بهش گفتم بیا بجای اینکاارا زندگیمونو درست کنیم قبول کرد
    اما 2 روز خوب بود حرفای عشقولانه و اینا بعد روز سوم دوباره شروع کرد واسه من شرط میذاشت که باید مهریتو بکنی 24 تا تامن اعتماد کنمو خیالم راحت باشه و بریم زندگی کنیم .. منم گفتم نمیخوام . که فردا راحت تر از قبل به طلاق تهدید کنی و یا شایدم نخوای زندگی کنی . اونم میگفت اره بابام مهر و میده من مشکلی ندارم و دیگه منو نمیبینی وکیلمو میفرستم. میخواست بگه تو ضرر میکنی . این تموم شد و الان حکم مهریم اومده اونم وکیل داره منم بعدش وکیل گرفتم . البته اون چند بار با وکیلش اومد منم اخرین بار نرفتم وکیلمو فرستادم .
    هنوزم هم دوسش دارم هم میدونم زندگی با اون بیشترش عذابه . یا فرهنگا جور در نمیاد . بعضی وقتا احساساتی میشم خیلی سخته برام ولی بعضی وقتام بر عکسش..
    دعا کنید هرچی میشه زود بشه تموم شه .
    بلا تکلیفی بیشتر عذابم میده .
    در ضمن میخوام اگه تونستم حتی کمی مهرمو بگیرم بعد کار طلاق .
    مرسی از شما که خوندید .
    دعا کنید زود تموم شه .
    اگه راهی واسه زودتر انجام شدن کارای دادگاه دارید بگید . ممنون

  5. #45
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 بهمن 90 [ 00:53]
    تاریخ عضویت
    1390-11-15
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    800
    سطح
    14
    Points: 800, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 100
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات من با همسرم و خانواده اش در شروع زندگی مشترک

    سلام
    دختری 27 ساله هستم و با هم دانشگاهی ام که 26سال داره و 5سال دوست بودم .1سا ل و10 ماه است عقد کردم و هنوز نامزدیم .ما از 2شهر مختلف هستیم.با فرهنگ مختلف.با اینکه در طول دوستی متوجه رفتار نادرست مادرشون بودم اما بگفته همسرم بهش توجه نکردم چون با خودش مشکلی نداشتم...
    اما بعد عقد دچار مشکلات جدی از طرف مادرش شدیم .طوری که حرمت بین خونواده ها شکسته شده و یا اینکه همسرم میدونه که خونوادش مقصرن ولی کاری هم از دستش بر نمی آد...
    خیلی سرد شدم .چشم دیدن خانوادشو ندارم.در ضمن همسرم الان دانشجوی فوقه و هیچ استقلال مالی نداره
    اصلا نمیخوام بهم بگید با مادرش چطور برخورد کنم. چون دختر عاقلی هستم وتا حالا کوچکترین بی احترامی نکردم.
    میخوام بدونم تصمیم به ادامه به علت دلسوزی کار درستیه؟ واقعا سرد شدم وا حساسم مثل گذشته نیست .نگران آینده ام وتحمل نامزد موندن رو ندارم
    ممنون از پاسختون

  6. #46
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    130
    Array

    RE: مشکلات من با همسرم و خانواده اش در شروع زندگی مشترک

    نقل قول نوشته اصلی توسط rajan
    سلام
    دختری 27 ساله هستم و با هم دانشگاهی ام که 26سال داره و 5سال دوست بودم .1سا ل و10 ماه است عقد کردم و هنوز نامزدیم .ما از 2شهر مختلف هستیم.با فرهنگ مختلف.با اینکه در طول دوستی متوجه رفتار نادرست مادرشون بودم اما بگفته همسرم بهش توجه نکردم چون با خودش مشکلی نداشتم...
    اما بعد عقد دچار مشکلات جدی از طرف مادرش شدیم .طوری که حرمت بین خونواده ها شکسته شده و یا اینکه همسرم میدونه که خونوادش مقصرن ولی کاری هم از دستش بر نمی آد...
    خیلی سرد شدم .چشم دیدن خانوادشو ندارم.در ضمن همسرم الان دانشجوی فوقه و هیچ استقلال مالی نداره
    اصلا نمیخوام بهم بگید با مادرش چطور برخورد کنم. چون دختر عاقلی هستم وتا حالا کوچکترین بی احترامی نکردم.
    میخوام بدونم تصمیم به ادامه به علت دلسوزی کار درستیه؟ واقعا سرد شدم وا حساسم مثل گذشته نیست .نگران آینده ام وتحمل نامزد موندن رو ندارم
    ممنون از پاسختون
    شما بايد براي مشكل خود تاپيك جداگانه باز كنيد.براي اين كاراينجا كليك كنيد


  7. کاربر روبرو از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده است .

    گلنوش67 (شنبه 15 بهمن 90)

  8. #47
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 آبان 91 [ 14:32]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,931
    سطح
    26
    Points: 1,931, Level: 26
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات من با همسرم و خانواده اش در شروع زندگی مشترک

    سلام
    من مشکلم هنوز حل نشده
    تو برزخم
    مراحل دادگاه طولانیه .
    برام دعا کنید زود تموم شه. الان یک ساله ندیدمش اما فکرش باهامه. فکر کنم رسما جدا شیم فکرشم باهاش میره . هیچکس نمیدونه بهم چی میگذره.
    دعا کنید برام فقط همین .


  9. #48
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: مشکلات من با همسرم و خانواده اش در شروع زندگی مشترک

    سلام سوزی جان

    من همه تاپیکت رو خوندم.

    الان دقیقا در چه مرحله ای هستید؟

    مهریه ات رو میده کامل؟

    از مهریه ات تا میتونی نگذر
    حکم تمکین نداده؟

    حتی یه روزنه کوچیک هم برای اشتی نیست؟

    اره.متاسفانه یا خوشبختانه مراحل دادگاه طولانیه و ممکنه طولانی تر از اینم بشه
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  10. #49
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 شهریور 91 [ 03:11]
    تاریخ عضویت
    1390-12-26
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    1,027
    سطح
    17
    Points: 1,027, Level: 17
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    163

    تشکرشده 159 در 82 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات من با همسرم و خانواده اش در شروع زندگی مشترک

    ولی من با اجرا گذاشتن مهریه موافق نیستم. آخه چرا؟!!!!
    خوب مشکل دارید، جدا شید. چرا باید طرفو توی دردسر مادی انداخت؟
    آدم بدیه؟ باشه ولی نباید که تاوان بدیشو با پول بده.
    به نظر من که اجرا گذاشتن مهریه اونم توی دوران عقد خیلی ستمه.
    حالا یه وقت 2 نفر چند ساله دارن باهم زندگی میکنن، بچه دارن، مرد خرجی نمیده، کتک میزنه، ظلم میکنه و .... اونموقع مهریه اجرا گذاشتن معنا داره. ولی الان، توی عقد!!!!

  11. #50
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 آبان 91 [ 14:32]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,931
    سطح
    26
    Points: 1,931, Level: 26
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 11 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکلات من با همسرم و خانواده اش در شروع زندگی مشترک (فوری)

    سلام من بازم اومدم و [size=large]ازتون راهنمایی میخوام[/size]
    الان 1 سال و نیم از جدایی ما میگذره
    مرحله مهریه آخرشه و جلب گرفتم ولی خودشو نه هنوز.. واسه طلاق هم اقدام نکردم...
    تو این مدت خیلی وقتا غصه خوردم .. خیلی وقتا هم گفتم کاش صبر میکردم..
    بعضی وقتا هم میبینم اون همش میخواست من زیر سلطش باشم و دیگه نمیتونستم حرفای غیر منطقیشو قبول کنم..
    اما به طلاق هم که فکر میکنم قلبم درد میگیره.. نمیتونم تحمل کنم یه وقتایی هم میگم تموم شه .. تکلیفم با خودم مشخص میشه....
    من احساساتی هم هستم...
    فکر میکنم هرچقدر هم بد باشه بهتر از اون پیدا نمیکنم...
    خانوادم کلا میگن تموم شه ..
    مهریه هم قسط بندی شده ...
    مامانم میخواد 7 سکه اولشو بگیره با طلاق تموم شه...
    یعنی مامانم کاری نکرد فقط هفته ی پیش رفت در خونشون با مادرش حرف زد ..
    اون قبول کرد 14 بدن تموم شه با طلاق...
    بعد زنگ زد مادرش گفت نه آقامون قبول نکرده چک میدیم واسه 1 ماه دیگه..جلبم پس بگیرید..
    کلی کلکن... چون دیگه الان جلب نمیکن قانونه جدیده..فقط واسه قسط جلب میدن...
    مامانم هم بعد 1 ماه پریروز زنگ زد بهش (مادرش) گفت 1 ماه تموم شده ... اونم گفت باشه آقامون قبول کرده کم کنید 14 تا زیاده 7 تا خوبه .. که بریم تموم کنیم با طلاق...


    ((البته این وسطا به مامانم گفته بود که بیان زندگی کنن و شما جهاز بدین و ماهم عروسی نمیگیریم ... مامانم گفته بود اینجوری نمیشه ...
    پیارسال یه تالار واسه عقد گرفتیم که یه قسمتی ازشو ما دادیم بقیرو اونا .. که اونا همه شاباشارو برداشتن با خرجشون یکی شد...بعدشم که سرویس و کادوهایی که داده بودن واسه مناسبت (طلا) با کلک قبل آخرین دعوا ازم گرفت...))


    خلاصه مامانم گفت منم مشورت کنم خبر میدم...
    بعدروزی که من اخطار مهریه فرستادم از طریق دادگاه به خونشون چون همیشه اخطار میرفت مغازه که حالا جمع کردن.... بعد 1 سال تو فیس بوک واسه من پیغام گذاشته ...
    نمیدونم دوسم داره یا از ترس حکم جلب میخواد گولم بزنه ..
    راهنماییم کنید چه جوری بفهمم اینو.............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رابطه نامشروع (موضوع فراگیر، راه حلی هست؟)
    توسط رامتین 777 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 اردیبهشت 97, 00:08
  2. عشق ممنوع
    توسط فرشته درون در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 23 فروردین 94, 23:59
  3. پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 تیر 93, 04:32

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.