ممنونم از راهنماييتون . ديروز با پدرم هم مشورت كردم گفتم كه ديگه منم راضيم به طلاق . پدرم گفت اصلا مهم نيست فقط يه خورده زمان بده تا بعدا پشيمون نشي كه چرا انقدر زود اقدام كردين . چه تو چه اون . حداقل بعد از يه مدت ديگه تكليف خودتونو مي دونين . گفت به اونم بگو اگه خيلي ناراحته از اين وضعيت خودش اقدام كنه واسه طلاق . تو صبر كن كه بعدا نگي كاش نمي كردم و پشيمون شي . منم قبول كردم خوشبختانه با روي باز استقبال كرد فكر مي كردم باهاش لجبازي كنه ولي حتي در مورد مهريه هم گفت ما به پول اون احتياجي نداريم حتي بعد از طلاق هم اينجا خونشه مي تونه بياد و بره و اگه قضيه جدي شد اگه خودتم راضي هستي نمي خواد مهريه هم بگيري . الان مطمئنم اول صبحي زنگ مي زنه مي گه چي شد با پدرت صحبت كردي . ماشا... خيلي هم عجله داره . منم مجبورم همينو بگم . ديگه خودش مي دونه چيكار كنه اگه مي خواد و فكر مي كنه خودش اقدام كنه زودتر به نتيجه مي رسه خوب بره بكنه . ديگه چيكار مي تونم بكنم . يه هفتست كه نديدمش . خيلي ناراحتم و غصه مي خورم ولي مي دونم كه محكومم به زندگي و بايد زندگيمو بكنم . شما هم واسم دعا كنيد فقط خدا مي دونه چي مي شه .









علاقه مندی ها (Bookmarks)