به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 42 , از مجموع 42
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 فروردین 89 [ 16:46]
    تاریخ عضویت
    1387-1-15
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    3,989
    سطح
    40
    Points: 3,989, Level: 40
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 161
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمک کنید ( خواهش می کنم )

    سلام
    بعد 1 سال این تاپیکو دارم جواب میدم .
    متاسفانه نتونستم فراموشش کنم .

    تصمیم به استغاره گرفتم .
    گفتم اگه خوب اومد ، عاشقش می مونم . اگه بعد اومد فراموشش می کنم .
    که خوشبختانه ، خیلی خوب اومد .

    تصمیم گرفتم پایه باشم .
    می خوام هرجوری شده بهش بگم .

  2. #42
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 آذر 87 [ 11:59]
    تاریخ عضویت
    1387-7-07
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    4,069
    سطح
    40
    Points: 4,069, Level: 40
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کمک کنید ( خواهش می کنم )

    داشتم میگشتم که یک دفعه چشمم به این موضوع افتاد و دیدم که خیلی شبیه به گذشته خودم است.
    من با نظر جناب گردآفرید و مابقی دوستانی که نظراتی مانند ایشان دارند موافقم ولی نه به دلایلی که آنها بیان کرده اند.
    جناب گردآفرید پیشنهاد میکنم یک نگاه به آدرس زیر بندازید:
    http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=3823

    من نیز در سن 10 سالگی عاشق شدم و همیشه اعتقاد داشتم که عشق من از روی هوا و هوس نیست چه را که به هیچ وجه روم نشد که حتی بخوام بهش زول بزنم چه برسه که باهاش حرف بزنم، اون اول به خودم گفتم عشقت از روی هوسه فراموشش کن اما نمیشد و وقتی به سن 16 سالگی رسیدم واقعاً به عشق پاک خودم ایمان داشتم اما بزرگترین مشکل من کمرویی یا شایدم غرورم بود اما به هر حال حتی جرأت گفتن این موضوع به دوستانم را هم نداشتم و بزرگترین مشکل من همین بود که نتونستم این عشق را بروز بدم تا تابستان پارسال که پس از 8 سال فهمیدم او به کس دیگری علاقه مند است و همه آرزوهای من بر باد رفته است.
    و تا امسال توانستم به هر زحمتی که بود فراموشش کنم ولی واقعاً نابودم کرد چرا که بر همه اعمال من از جمله :
    اخلاق، حوصله، درس و مدرسه وهمه چیز من تأثیر منفی گذاشت.

    امیدوارم تجربه من راهنمایی برای تو دوست عزیز باشد اما پیشنهاد من اینه که فراموشش کن و دیگه عاشق نشو چرا که تا وقتی عاشقی و از معشوقت دوری یه جور داغونت میکنه و وقتی هم که به او نزدیک میشوی بدتر داغونت میکنه.
    که البته فراموش کردنش کاری نداره فقط باید بشینی و فکر کنی و بتونی با خودت کنار بیای ...
    همچننین توکل به خدا یادت نره چرا که بزرگترین معشوق و سرچشمه همه عشق ها اوست...
    این فقط یک پیشنهاد برادرانه بود امیدوارم که خودت راه درست را انتخاب کنی و همیشه در زندگی موفق باشی.

    خدا همیشه پشت و پناهت
    آمیرزا (ح.ق)
    به ثانیه های رفته نمی توان رسید، با ثانیه های در حال گذر همراه شو و به فکر ثانیه هایی باش که خواهند آمد....
    آمیرزا


 
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.