بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
تشکرشده 19 در 11 پست
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
تشکرشده 303 در 128 پست
یک روز رسد غمی به اندازه کوه
یک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است گلم
در سایه کوه باید از دشت گذشت
تشکرشده 715 در 251 پست
تا چند عمر در هوس و آرزو رود
ای کاش این نفس که برآمد فرو رود
مهمان سراست خانه دنیا که اندرو
یک روز این بیاید و یک روز آن رود
تشکرشده 37,361 در 7,159 پست
دل مثال آسمـــــان آمد زبان همچون زمین
از زمین تا آسمانها منزل بس مشکلست
تشکرشده 303 در 128 پست
تو مپندار که سعدی زکمندت بگریزد
چون بدانست که در بند تو خوشتر ز رهایی
تشکرشده 1,965 در 675 پست
سلام به همه دوستان مخصوصا زينب خانم كه مشتقانه به اين تاپيك مشاعره علاقه نشون مي دن
يك رنگُ بوي تازه از عشق بگير
پُرسوزترين گدازه از عشق بگير
در هر نفسي كه مي تپد اي دل
يادت نرود اجازه از عشق بگير
تشکرشده 715 در 251 پست
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
تشکرشده 8 در 5 پست
دیوانه ای که مزه ی دیوانگی چشید
با صد هزار سلسله عاقل نمی شود
تشکرشده 1,965 در 675 پست
دلي دارم ز دلتنگي در او جز غم نمي گنجد
غمي دارم ز دلتنگي كه در عالم نمي گنجد
تشکرشده 303 در 128 پست
دانم که بگذرد ز سر جــــرم من که او
گرچه پری وشست ولیکن فرشته خوســت
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)