شبی نپرسی و روزی که دوستدارانم
چگونه شب به سحر میبرند و روز به شام
ببردی از دل من مهر، هر کجا صنميست
مرا که قبله گرفتم، چه کار با اصنام
به کام دل، نفسی با تو التماس منست
بسا نفس که فرو رفت و بر نيامد کام
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
شبی نپرسی و روزی که دوستدارانم
چگونه شب به سحر میبرند و روز به شام
ببردی از دل من مهر، هر کجا صنميست
مرا که قبله گرفتم، چه کار با اصنام
به کام دل، نفسی با تو التماس منست
بسا نفس که فرو رفت و بر نيامد کام
دختر مهربون (سه شنبه 18 مرداد 90)
تشکرشده 1,120 در 173 پست
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
شاید تکراریه ولی قشنگه.
hadieh (سه شنبه 18 مرداد 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
معا شران گره از ز لف یا ر با ز کنید
شبی خوش است بدین قصه اش در ا ز کنید
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
حضو ر خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان یکاد بخو انید و در فرا ز کنید
محمدابراهیمی (یکشنبه 06 شهریور 90)
تشکرشده 4,928 در 1,071 پست
هم موسم بهار طرب خيز بگــــــــــذرد ،؛، هم فصل ناملايم پاييز بگــــــــــــــذرد
گر نا ملايمـــي به تو کرد از قـضـــــــــا ،؛، خود را مساز رنجه که اين نيز بگــذرد
هستی (یکشنبه 06 شهریور 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
محمدابراهیمی (یکشنبه 06 شهریور 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
ای نسیم سحر ارا مگه یا ر کجاست
منزل ان مه عاشق کش عیا ر کجاست
محمدابراهیمی (یکشنبه 23 مرداد 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
اتش طو ر کجا موعد دیدار کجاست
محمدابراهیمی (یکشنبه 06 شهریور 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
سینه از اتش دل در غم جا نانه بسو خت
اتشی بود در این خانه که کاشا نه بسوخت
محمدابراهیمی (یکشنبه 06 شهریور 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
خلوت گزیده را به تما شا چه حاجت است
چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است
محمدابراهیمی (شنبه 05 شهریور 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)