یار گرفتهام بسی چون تو ندیدهام کسی
شمع چنین نیامدست از در هیچ مجلسی
تشکرشده 19 در 11 پست
یار گرفتهام بسی چون تو ندیدهام کسی
شمع چنین نیامدست از در هیچ مجلسی
تشکرشده 2,234 در 570 پست
یارا قدحی پر کن از آن داروی مستی
تا از سر صوفی برود علت هستی
عاقل متفکر بود و مصلحت اندیش
در مذهب عشق آی و از این جمله برستی
تشکرشده 37,362 در 7,160 پست
یا رب دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریــه سحرگاهم ده
تشکرشده 192 در 78 پست
هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند .
تشکرشده 715 در 251 پست
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را
تشکرشده 926 در 486 پست
او را رها کنید،شیران پر حضور،دیگر شکار سوخت
از نغمه ای بلند،جز ناله های پست چیزی نمانده است
*ترلان و آتنا؛ اشعارتان را با توجه به حرف پایانی هر بیت آغاز کنید،ناسلامتی داریم با هم مشاعره می کنیم،هر شعری را نمی توان آورد . . . . . .*
تشکرشده 2,234 در 570 پست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست
تشکرشده 2,234 در 570 پست
تا دست رسد شبی به گیسوی توام
می ایم و آشفته تر از موی توام
تشکرشده 192 در 78 پست
می نشینم چو گدا بر سر راهت ای دوست
شاید افتد به من خسته نگاهت ای دوست
به امیدی که ببینم رخ زیبای تو را
می نشینم همه شب بر سر راهت ای دوست
تا شب تیره ما روز دل افروز شود
پرده بردار از ان چهره ماهت ای دوست
تو پناه دو جهانی چه شود این دل ما
دمی آرام بگیرد به پناهت ای دوست .
( برای تعجیل در ظهور خورشید حقیقت صلوات )
تشکرشده 926 در 486 پست
تا توانی دلی بدست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)