به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 51

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array

    نمیتونم با سن ایشون کنار بیام - نه به خاطر ویژگیهای مثبت و علاقه ، جواب منفی بدم .

    سلام همدردی های گرامی


    من در آستانه ازدواج هستم
    یادمه یه زمونی خانما و آقایون که ازدواج میکردن خوشحال بودن و ذوق داشتن
    دنیا چقدر کاممون رو تلخ کرده که هیچ چیز خوشحال کننده نیست ،،
    بهتر بگم ، خوشحال کننده هست ،، اما نمیتونه این همه غم رو بشوره ببره

    بگذریم ،،
    خواستگاری دارم که صحبتای کلی رو انجام دادیم و خانواده ها هم همو پسندیدن و فقط مونده جلسه نهایی و تاریخ عقد

    توی این 2 سال اخیر ، بعد از چند جلسه که با آدمای مختلف برای ازدواج آشنا میشدم ، فهمیدم نمی تونم با چند جلسه آشنایی ازدواج کنم
    دلیلش مفصله یک دلیلش این بود که حس بدی داشتم از سر قرار رفتن . حتی وقتی قرار ملاقات توی خونمون بود . کلا خیلی چالش داشت و زمانگیر بود و انرژی و درگیری ذهنی هم داشت .

    خلاصه از خدا خواستم هر وقت ، که وقت ازدواجم رسید یه نفر باشه ، بشناسمش ( اعتقادات و اخلاق و.. )
    بهش اعتماد داشته باشم ، دغدغه هاش باهام یکی باشه ، او هم منو همه جوره قبول داشته باشه ، گذشته منو بدونه ،
    روی خانواده ام شناخت داشته باشه خلاصه از دور منو پاییده باشه و تا حدی به نتیجه رسیده باشه
    بعد بیاد بگه خوب فلانی میشه منو به غلامی قبول کنید :)
    یعنی علاوه بر اینکه شناخت و اعتمادی وجود داشته باشه ، تا حدی تصمیمشو گرفته باشه ، این من باشم که قراره به این پیشنهاد فکر کنم .


    حالا دقیقا همچین شرایطیه ،

    ** یک ساله که او رو میشناسم
    ** مسئولیت پذیره ، منعطفه ، مشورت پذیره ،
    ** خودش رو خوب میشناسه
    ** تحلیل خوبی داره ، قدرت حل مسئله داره و همکارای شرکت باهاش در مسائل مختلف مشورت میکنن
    ** شخصیت معتبر و قابل اعتمادی داره ( هم در خانواده اش هم در اجتماع )
    ** میدونه چرا منو انتخاب کرده ، یعنی یه شبه عاشق نشده ، فرافکنی نکرده . معیاراش براش مشخصه
    ** اعتقادات دینیمون شبیه همه ( افق دیدمون تقریبا یکیه )
    ** فعالیتهای فرهنگی و اجتماعیمون به هم نزدیکه
    ** تیپ شخصیتیمون به هم میخوره ( تفریحات و اوقات فراغت و علاقمندی ها )

    ** قبل ازینکه پیشنهاد ازدواج بده ، با مادرشون مساله رو مطرح کردن و مادرشون دورادور با من ارتباط گرفتن و رضایت کامل دارن
    ** منو یک ساله میشناسه ، چهرۀ رنگ و رو پریده و خسته و سردرد و همه جوره منو دیده
    ( من ظاهرم خیلی معمولیه ) .
    **تا حد زیادی به فعالیتهای اجتماعیم آگاهه و مشتاقه که ادامه بدم و حتی مایله کمک کنه
    ** گذشته منو توی این یک سال میدونست ، و هیچ مشکلی باهاش نداره - با ازدواج سابقم
    ** به انتخابش ( این ازدواج) اصرار داره و آدم پیگیری هست


    مشکل من :

    او از من یک سال کوچکتره + قبلا تجربه ازدواج نداشته
    یعنی اگه قبلا تجربه ازدواج داشت شاید این یک سال کوچکتر بودن خیلی برام مهم نمیشد

    بیشتر هم با سنشون مشکل دارم و مدام هر دومون رو تصور میکنم که 45 سالمون شده
    میدونم من ادمی هستم که زود پیر میشم . توی این دو سال اخیر هم سرعت پیر شدنم بالا بوده

    ****** میدونم با شناختی که از خودم دارم نمیتونم جلوشو بگیرم

    میدونم الان شما میگید این روزا خانمها دیگه 5 تا بچه نمیارن و کلی کار نمیکنن که زود پیر شن بلکه خانمها خیلی جوانتر میمونن
    برو به خودت برس جوون بمونی

    اما مساله اینجاست که من غذای سالم میخورم ، هر سال دندانپزشکی میرم و دندونهامو بررسی میکنم
    ورزش و پیاده روی و کوهنوردی میکنم این مدلی به خودم میرسم
    که توی این دو سال برای این کارها هم حداقل وقت رو داشتم . ولی میتونم بعد از ازدواج زمان این کارها رو بیشترش کنم .

    اما اینکه بخوام وقت بذارم که مثلا دور کمرم فلان بشه ، هر روز برم کلینیک زیبایی و مراقبت کنم و پوست صورتم نیافته ، یا هزینه جراحی زیبایی بدم ، نه اینا رو نمیتونم زمان بذارم و نه هزینه
    و وقتی سرعت پیر شدنمو دارم میبینم مطمئنم که ادمی نیستم که توی 45 سالگی 5-6 سال جوونتر به نظر بیام
    خیلی هنر کنم 5 سال پیرتر به نظر نیام

    از دیشب تصمیم گرفتم بگم نه
    حالم بده . و باید اعتراف کنم توی این مدتی که پیشنهاد دادن و فهمیدم که به پیشنهادشون اصرار دارن بهشون علاقمند شدم
    ( میگن محبت ، محبت میاره )

    نمیتونم نه بگم
    نمیتونمم با این همه دودلی تاریخ عقد رو مشخص کنیم


    ( یه مطلب دیگه اینکه - یه بنده ی خدایی رو قبلا معرفی کردن - ایشونم موقعیت خوبی داشتن
    اخلاق و ایمان و مالی و خانوادگی خوب بودن
    و دوست صمیمی و همکارم یکی از دوستانم هستن که خیلی قبولشون دارم
    ( ولی از لحاظ هم عقیده بودنمون و یکی بودن دغدغه هامون اصلا به پای همکارم نمیرسید یعنی منو همکارم خیلی باهم جفت تریم تا با این اقا )
    او کارمند بانک بود - 5 سال ازم بزرگتر بود - قبلا هم یه نامزدی 20 روزه داشت که به هم خورده بود .

    خلاصه ایشون پدرشون کرونا گرفتن و عذرخواهی کردن ( چون پدرشون بخش مراقبتهای ویژه بودن )
    منم توی این مدت پرونده شون رو بستم

    حالا که خانواده همکارم اومدن ، ایشون هم تماس گرفتن که جلسات آشناییمون رو ادامه بدیم
    منم حقیقت رو بهشون توضیح دادم و گفتم نمیشه دو نفر رو همزمان بررسی کرد
    ایشون تشکر کردن که حقیقتو گفتم و گفتن اگه به همکارم جواب رد دادم بهشون اطلاع بدم
    گفتن این موضوع براشون حساسیت زا نیست که یه خواستگار دیگه اومده و داریم بررسی میکنیم
    و اگه جواب به همکارم منفی بود او مشتاق هست که ادامه بدیم .

    خلاصه این گزینه ی دوم هم هست
    استخاره گرفتم هر دو گزینه "خیلی خوب" بود
    ولی نمیتونم پا روی دلم بذارم و به همکارم جواب رد بدم .
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  2. 2 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    Mvaz (شنبه 03 آبان 99), تبسم آسمانی (شنبه 03 آبان 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.