به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 76

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 آبان 97 [ 18:56]
    تاریخ عضویت
    1395-7-29
    نوشته ها
    594
    امتیاز
    9,965
    سطح
    66
    Points: 9,965, Level: 66
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    646

    تشکرشده 951 در 409 پست

    Rep Power
    116
    Array
    سلام
    1. شما یه مشکلی به اسم ازدواج رو که برای همه وجود داره برای خودتون تبدیل به یک بحران روحی کرده اید. تاحدی که عزت نفس و غرور و ناز دخترانه رو هم کلا کنار گذاشته اید. مطمئن باشید این نوع برخوردها جاذبه شما رو درنظر افراد کمتر می کنه.
    2. از اولین پستی که من از شما خواندم و جواب دادم تقریبا همه چیزهائی رو که بهتون گفته شده بود پشت گوش انداختید. مخصوصا اون هائی که ازتون خواسته شده بود کارهائی رو انجام بدید. مثل همین پست آخری که براتون گذاشتم و خواستم مطالبی رو تهیه و بهم تلگرام کنید (البته فرشته مهربان عزیز زحمت کشیدند و اون قسمت رو حذف کردند، احتمالا دلشون سوخته بود که مبادا بازهم خودم رو درگیر یه مشکل چند ماهه دیگه کنم )
    3. شما از ابتدا روی این موضع بوده اید که من ( یعنی شما) یه دختر خوشگل، دوست داشتنی، تحصیل کرده و تاحدی مرفه هستم که با داشتن این همه مزایا این پسرای فلان فلان شده قدر همچو منی رو نمی دونند و تا وضعیت دوستی دختر و پسر بین مون باشه حضور دارند ولی وقتی صحبت ازدواج جدی میشه فلنگ رو می بندند و پر می کشند به دیار خودشان (تهران ...)
    آخه این که نمیشه. یا شما اونقدری که خودتون فکر می کنید امتیازات ندارید یا مسائل حاشیه ای وجود داره. اگر من هم همینطور صرفا با قضاوت از روی نوشته های تان و براساس حدس و گمان بخواهم درباره تان قضاوت کنم طوری ناامید میشید که اون قرص ها رو یه جا می خورید.
    ما که شما رو ندیده ایم و نمی شناسیم. خانواده تان رو هم همچنین. امکان و اجازه ارتباط مستقیم هم که اینجا نیست. می فرمائید چکار باید کرد؟


    یه نمونه کوچک تجزیه و تحلیل (شناختی) رو می نویسم خودتون بگیرید که چرا میگم اینجا و با نوشتن چند خط نمیشه مشکل شما ( و بعضی کاربران دیگه) رو حل کرد.

    "سلام و عرض ادب خدمت شما جناب اقای جوادیان
    از اینکه وقت باارزشتونو در اختیار من قرار دادین بسیار سپاسگزارم
    راستش دقیقا جای ما برعکس شده
    و این بدلیل اینست که من بیش از حد نگران به هم خوردن خواستگاری بودم
    و بعد اینکه از خونمون رفتند گفتن خانواده ام بسیار راضی ان
    فرداش که داشتیم میحرفیدیم حرف طولانی شد یهو همینجوری پرسیدن
    اگه خانواده ها چه تو چه من فقط یه درصد ناراضی نباشن چی
    که من شدیدا جبهه گرفتم مگه چی شده ؟گفتن به جونه مادرم هیچی
    اما فرداش گفتن ناراضی ان
    خودم احساس میکنم بخاطر پیگیری های بسیار زیاد من و نگرانی هام اینجوری کردند
    و به اصطلاح خواستند نمیدونم چرا به کسی ارزش میدی رفتارش عوض میشه"


    * متن تون کلی غلط املائی و گفتاری داره (ما هم غلط می نویسیم ولی نه تا این حد تابلو) که برای یه دختر تحصیل کرده جای تفکر داره و تو ذوق میزنه. چرا؟ ازنظر خواننده فورا این سوال پیش میاد که این شخص همین سبکی هم صحبت می کنه؟ موقع نوشتن وضعیت روحی مناسبی نداشته؟ اهمیت نمیده چی می نویسه و دیگران چی فکر می کنند؟ همیشه و در همه موارد اینقدر بی توجه هستش؟ ...
    * آیا خانواده اون آقا هم متوجه نگرانی بیش از حد شما شده بودند؟
    * چرا شدیدا جبهه گرفتید؟ دقیقا چه واکنشی نشان دادید؟ و چه تاثیر مثبت یا منفی داشت؟
    * اخلاق تون تنده؟ پرخاشگر هستید؟ (مسلما انتظار جواب صحیح از خود شما رو ندارم. این رو باید خودم یا فرد دیگری قضاوت کنه)
    * دقیقا با چه جملاتی گفتند خانواده شان ناراضی هستند؟ خودشان چه احساسی داشتند؟ و ...
    * سعی کردند دلیل بیاورند یا خیلی قاطع و مختصر گفتند؟ تو حرفاشون اما و اگر، چونکه، فعلا و نظایر این ها بود؟
    * "داشتیم می حرفیدیم" یعنی چه؟ اینجا که با کسی خودمونی نیستید با این نوع کلمات صخبت می کنید. با دوستان صمیمی و خواستگاران تان ازجمله این آقا هم همینطوری صخبت می کنید؟ جلو خانواده شان هم همینطور؟ فکر نمی کنید این لحن صحبت کردن توسط یه دختر تحصیل کرده در سن و موقعیت شما چه اثر و قضاوتی در ذهن دیگران مخصوصا پدر و مادر اون آقا به جا می گذاره؟ (با فرض اینکه جلو اون ها هم ...)
    * طولانی شد هم دیگه بدتر. مگه چند ساعت با هم حرف می زدید؟ وقتی حرف زیاد بشه مشکل هم پیش میاد. شخصیت فرد هم پائین میاد و راحت میشه ازش دل کند. حاضرم شرط ببندم راحت خودتون رو دردسترس قرار داده اید. نه نازی، نه تکبر دخترانه، نه دوری جستن حساب شده و نه هیچی. خب بنده خدا طلا هم که زیاد بشه قیمتش میاد پائین. نمیگم دست نیافتنی باشید که بی خیال تون بشند ولی کم باش گرون باش. صبر کن دو قدم به سمت تون بردارند بعد شما یه قدم جلو بگذار. نه اینکه مثل الان جلوتر از خود پسر بدوید.
    * برای افراد ارزش قائل باشید. ولی برای هرکسی به اندازه ظزفیتش. نه خیلی کم که بهشون بر بخوره نه خیلی زیاد که خودشون رو گم کنند. این هم با شناخت طولانی مدت قابل انجام است.
    * "به اصطلاح خواستند" چی؟ خواستند چیزی بگند؟ خودی نشون بدند؟ کلاس بگذارند؟ خودشون رو بگیرند؟ ... بسته به جواب شما میخوام بفهمم اون ها یا شما چه ذهنیتی نسبت به دیگری دارید؟ چه مبنا و پایه ای داره؟ چقدر این تصور ذهنی درست است؟ ... و سوالاتی که پیش می آیند
    * اینکه در اون جلسه و بعد از اون چه صحبت هائی شد؟ مخصوصا مسائلی مانند کار، محل زندگی، روابط، مهریه، .... بماند که معلومه اینجا نمیشه بیان کرد.
    .
    .
    .
    ویرایش توسط Ye_Doost : پنجشنبه 30 آذر 96 در ساعت 20:19

  2. 3 کاربر از پست مفید Ye_Doost تشکرکرده اند .

    Erica (پنجشنبه 30 آذر 96), maryam123 (جمعه 01 دی 96), بانوی آفتاب (پنجشنبه 30 آذر 96)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 خرداد 97 [ 16:28]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,218
    سطح
    19
    Points: 1,218, Level: 19
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 89 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عسل جان به نظر من مشکل شما طرز فکر خودت هست و نه هیچ چیز دیگه ای.
    شما نه از نظر ظاهری مشکلی داری اینطوری که میگی نه تحصیلات نه وضعیت مالی و نه گفتارت مشکل خاصی داره. و حتی اگرم این ها مشکلی داشته باشن بازم مسئله مهمی نیست این همه دختر که ازدواج میکنن و این شرایط شمارو هم ندارن. الان اکثر جوون ها هم همینطوری حرف میزنن و این چیزی نیست پس زننده به این قدرت باشه. هیچ عیب و ایرادی به خودت نچسبون و اجازه هم نده کسی بهت بچسبونه.
    تنها مشکلی که داری که خیلی هم مهمه اینه که ارزش برای خودت به قدر کافی قائل نیستی و این انقدر شدید در رفتارت هویدا شده که هر پسری رو پس میزنه.
    شما حاضری با این توصیفاتی که از خودت کردی با پسری که وضع مالیش از شما بدتره و رفتار منفعلانه و بی انگیزه ای هم در مورد ازدواج باهات داره ازدواج کنی و حتی میای براش تاپیک میزنی و اسم این آدم رو میذاری عشقت!
    به فرض اگر با همچین آدمی ازدواجم بکنی میخوای تمام عمر خودتو از هر نظر خوار و خفیف کنی تا ولت نکنه و باهات بمونه؟ نمیشه که کم میاری عزیزم. نیاز پیدا میکنی به اینکه مورد عشق قرار بگیری
    مردها هم از همچین رفتاری خوششون نمیاد. دختری که خیلی راحت میشه بهش رسید براشون جذابیتی نداره چه برسه کسی که داره اصرار و یه جورایی التماسم میکنه که بیا منو بگیر!
    باید یاد بگیری خودتو بگیری برای خودت ارزش قائل باشی یکم ناز کنی برو جلوی آینه روزی نیم ساعت قربون صدقه خودت برو چرا اجازه میدی هرکس و ناکسی دغدغه و عشقت بشه؟
    من اگر جای شما بودم با این وضعیت روحی که داشتم خودم رو محدود به انتخاب یه سری پسر خاص میکردم که سطحشون نه حتی برابر با من که از هر نظر از من بالاتر باشه. که تواضع و فروتنی بیش از حدم باعث توهم و خودبزرگ بینی طرفم نشه یعنی کمبودی نداشته باشه که از طرف شما و با این رفتار شما بخواد جبرانش کنه. چون شما با این رفتار وقتی با پسری که از خودتم پایین تر هست آشنا میشی باعث میشی اون آدم هم اگر مشکل روحی روانی و عقده ای داشته باشه قشنگ این عقده ها و کمبودهاشو سرت خالی کنه و این وسط فقط دل و روح و روان شماست که میشکنه و آسیب میبینه.
    توصیه فعلی من به شما اینه که یه مدت کلا قید هر نوع آشنایی رو با هر پسری بزنی و فقط با خودت باشی خودت رو عاشقانه دوست داشته باشی به خودت برسی نه برای جلب توجه دیگران برای خوشحالی خودت. ازدواج نکردی که نکردی این همه آدم ازدواج نمیکنن کلا. دنیا به آخر نمیرسه که ذهنتو باز کن بذار اونی که لیاقتت رو داره به وقتش بیاد سراغت. خودت رو الکی جلوی دست و پای این پسرها ننداز پسرها از این مسئله بینهایت لذت میبرن ولی هرگز با همچین دختری ازدواج نمیکنن اگرم بکنن یا ولش میکنن یا بهش وفادار نمیمونن. اگر میخوای یه ازدواج و عشق واقعی و سالم داشته باشی فعلا دست نگه دار چون خیلی روت فشار اومده انگار و بی تحمل شدی. سعی کن یه مدت تنهایی یا با دوستای دخترت خوش بگذرونی و فکر ازدواج و پسرو کلا از سرت بیرون کن. آدمی که عاشق خودش نباشه کسی رو هم نمیتونه عاشق خودش کنه.

  4. 3 کاربر از پست مفید Fariba.89 تشکرکرده اند .

    Erica (جمعه 01 دی 96), میشل (شنبه 02 دی 96), عسل28 (شنبه 02 دی 96)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 خرداد 97 [ 16:28]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,218
    سطح
    19
    Points: 1,218, Level: 19
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 89 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه نکته دیگه یادم رفت بگم. الان اعضای اینجا بخصوص شاید مردها میان حرفاتو میخونن ممکنه فکر کنن واه این دختره چقدر داره خودشو میگیره میگه من خوشگلم تحصیلاتم فلانه پولدارم و بعد تصور کنن که شما خودشیفه ای یا اعتماد به نفس بالایی داری و دنبال علت و عوامل دیگه میگردن. در حالی که من درکت میکنم که این نگاه شما و این توضیحاتی که میدی اصلا از روی اعتماد به نفس بالات نیست اتفاقا برعکس روحیه و اعتماد به نفستو در این طرد شدن ها باختی و داری شدیدا انتقادی به خودت نگاه میکنی و واقعا قدر داشته هاتو نمیدونی. میگه من که اینارو دارم چرا نمیشه چرا کافی نیستم. درسته؟
    مثل نوجوونی که تمام روز آینه دستش گرفته و داره خودشو نگاه میکنه و به نظر دیگران میاد که وای این چقدر به قیافه ش اهمیت میده و چقدر خودشو دوست داره در حالی که اون داره تمام مدت به جوش صورتش نگاه میکنه و رو خودش عیب و ایراد میذاره.
    ظاهر و پول و تحصیلات اصلا اونقدرها در ازدواج کردن دخترها مهم نیست. شما که قرار نیست خرج زندگی طرف مقابل رو بدی که پول یا تحصیلت تعیین کننده اصلی باشه.
    هر دختری هم زیبایی خاص خودشو داره نه زیبای مطلق داریم نه زشت مطلق. لازم نیست کسی بیاد شمارو قضاوت کنه که زیبا هستی یا خیر. اونی که باید بیاد بپسنده میاد میپسنده اگر بهش فرصت بدی بیاد و هول نباشی!
    شما باید فعلا فقط روی اعتماد به نفست روی عشقت به خودت کار کنی.
    اینکه پسرها میان باهات دوست میشن ولی با حرف ازدواج ولت میکنن دلیلش همینه که خودتو دوست نداری و برای خودت ارزش قائل نیستی. پسرها باهات دوست میشن چون با تحقیر و کوچیک کردن خودت به اونا اعتماد به نفس کاذب داری میدی و اینو پسرها دوست دارن ولی بحث ازدواج هیچ پسری دلش نمیخواد با دختری که خودشو واقعا دوست نداره و به دست آوردنشم کاری نداره ازدواج کنه. ببین مردها از زمان های قدیم دوست داشتن برن ماجراجویی کنن برن دنبال گنج. این زن ها هستن که دوست داشتن مرد بیاد و بهشون جواهر کادو بده مرد دوست داره خودش بره جواهرو پیدا کنه و برای بدست آوردنش تلاش کنه جواهر حاضر آماده مردهارو واقعا شیفته و مجذوب نمیکنه و به تقلا نمیندازه.
    دیگه ببخشید شمارو با شی مثال زدم خواستم شفاف سازی بشه برات.

  6. 3 کاربر از پست مفید Fariba.89 تشکرکرده اند .

    Erica (جمعه 01 دی 96), میشل (شنبه 02 دی 96), عسل28 (شنبه 02 دی 96)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    سلام.

    خیلی خلاصه بگم:

    آویزونی!! گریزوووونه!!

  8. 3 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    Erica (جمعه 01 دی 96), بانوی آفتاب (دوشنبه 04 دی 96), عسل28 (شنبه 02 دی 96)

  9. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 آذر 97 [ 11:46]
    تاریخ عضویت
    1396-5-22
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    2,650
    سطح
    31
    Points: 2,650, Level: 31
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 100
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    88

    تشکرشده 115 در 65 پست

    Rep Power
    27
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط صبا_2009 نمایش پست ها
    سلام.خیلی خلاصه بگم:آویزونی!! گریزوووونه!!
    سلام
    ممنون صبا جان از وقتی که واسم گذاشتین .
    مرسی گلم .

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 آذر 97 [ 11:46]
    تاریخ عضویت
    1396-5-22
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    2,650
    سطح
    31
    Points: 2,650, Level: 31
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 100
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    88

    تشکرشده 115 در 65 پست

    Rep Power
    27
    Array
    سلام فریبا جان
    ممنون از پست و راهنمایی های قشنگت
    من بارها پستتونو خوندم و هر بار انرژی مثبت گرفتم
    بخدا قسم من هیچ چیز رو اغراق نکردم و واقعبتو گفتم و اصلا خودشیفتگی ندارم برعکس بقول شما خودمم باختم چون کسی که ده مرتبه لااقل از لحاظ مالی از من پایینتر بود و من همه چیزو قبول کرده بودم حتی عروسی نخواستم خرید نخواستم منو پس زد

    اما دوستانی همچون اقای یه دوست منو به سخره گرفتن و گفتن عیب از شماست و چیزایی که قبلا به بعنوان درد دل گفته بودم به عنوان پتک کوبیدن سرم . اینکار درستی نیست کسانی که اینجان برا همدردی اومدن نه زخم زبون . یکیش خود من که دو روزه تحت درمان متخصص اعصابم . ایشون حتی بحث خودکشی منو مسخره کردن و گفتن یکجا بهتره بخوری قرصها رو و......یا طرز حرف زدنه منو دلیل ترک پسره یاد کردن من حتی تایپ به زور میتونم بنویسم چون حالم خوب نیست . پست ایشون عوض اینکه حالمو بهتر کنه بدتر دگرگونم کرد و دلم ازشون شکست اما همینکه وقت گذاشتن بازم از بزرگواریشون ممنونم

    فرمایش شما کاملا متینه وقتی درست فکر میکنم میبینم من خیلی خودمو زیر پاشون انداختم در ابتدا ایشون اصرار کرد اما وقتی وابسته کرد راحت جاهامون عوض شد اخرشم بعد خواستگاری اومدن گفتن شما پولدارین در یک حد نیستیم در حالیکه واقعیت جامعه رو ببینیم هر پسری ارزوشه با دختر پولدار ازدواج کنه

    من بیش از حد بهشون بها دادم و ایشون خیلی راحت حس خدایی گرفت من کلا بیخیالشون شدم فقط دیگه اون ادم نیستم بخاطر قرص اعصابهایی که دکتر تجویز کرده 24 ساعته تو تختم . و حس ناامیدی تنهایی خلا و بی هدفی وجودمو گرفته
    فقط دعا کنین به زندگیم برگردم و بتونم همون دختر شاد شم بدون هیچ قرصی ������
    ویرایش توسط عسل28 : جمعه 01 دی 96 در ساعت 21:50

  11. کاربر روبرو از پست مفید عسل28 تشکرکرده است .

    Fariba.89 (جمعه 01 دی 96)

  12. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 آذر 97 [ 11:46]
    تاریخ عضویت
    1396-5-22
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    2,650
    سطح
    31
    Points: 2,650, Level: 31
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 100
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    88

    تشکرشده 115 در 65 پست

    Rep Power
    27
    Array
    سلام فریبا جان
    فقط اومدم اینجا بگم امیدوارم خدا جواب دل مهربونتو بده چون بیشتر از قرصهام حرفای تو آرومم کرد
    من چند روزه صبحا ساعت 5 حس میکنم یکی نشسته رو قفسه سینه ام و خفه ام میکنه
    به طوری که از خواب میپرم و اصلا نمیتونم نفس بکشم
    امروز صبح هم این حالت تکرار شد داشتم خفه میشدم ناخوداگاه گوشی رو برداشتم و متنای شما رو خوندم و کلی گریه کردم آروم شدم .....
    ممنون خواهر عزیزم
    ویرایش توسط عسل28 : شنبه 02 دی 96 در ساعت 08:55

  13. کاربر روبرو از پست مفید عسل28 تشکرکرده است .

    Fariba.89 (شنبه 02 دی 96)

  14. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط عسل28 نمایش پست ها
    سلام فریبا جان
    فقط اومدم اینجا بگم امیدوارم خدا جواب دل مهربونتو بده چون بیشتر از قرصهام حرفای تو آرومم کرد
    من چند روزه صبحا ساعت 5 حس میکنم یکی نشسته رو قفسه سینه ام و خفه ام میکنه
    به طوری که از خواب میپرم و اصلا نمیتونم نفس بکشم
    امروز صبح هم این حالت تکرار شد داشتم خفه میشدم ناخوداگاه گوشی رو برداشتم و متنای شما رو خوندم و کلی گریه کردم آروم شدم .....
    ممنون خواهر عزیزم
    سلام

    عسل خانم حرفایی که دوستان برای شما زدن همه اش به این جمله منتهی میشه که : قدر خودتو بدون ..تو عیب و ایرادی نداری که بخوای واسه ازدواج خودتو کوچیک کنی.. تو ناخواسته و یا سهوا دچار رفتاری
    شدی که باعثه سو تفاهم برای خواستگاراتون شده و چون این کار چن بار تکرار شده باید بشینی و انالیز کنی ببینی مشکل از کجاست..)

    من نمیدونم این قرص خوردن چیه که تا یه مشکل کوچیکی پیش میاد فورا میرن سمتش و بعد هم واسه خلاص شدن ازش و عوارضش یه پروسه دیگه ای شروع میشه..

    قرص خوردنو تعطیل کن و بذار زمان خودش رابطه تو کم رنگش کنه .. راهای ورودی و خروجی به این اقا رو ببند تا هم اون نتونه باهات تماس بگیره و هم خودت.. یه مدت ذهنت تو رو سمت ایشون خواهد کشید

    ولی مقاومت کن و نرو..

    و خودتو برا خواستگارهای جدید اماده کن و عزت نفستو حفظ کن .. الان شما ناراحتی افسرده ای دپرسی و طبیعیه..فقط باید تحمل کنی تا کم کم روزهای شاد و پر انرژی برگردن

  15. 3 کاربر از پست مفید جوادیان تشکرکرده اند .

    maryam123 (شنبه 02 دی 96), میشل (شنبه 02 دی 96), عسل28 (شنبه 02 دی 96)

  16. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 خرداد 97 [ 16:28]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,218
    سطح
    19
    Points: 1,218, Level: 19
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 89 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
    جون من راست میگین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    نظرتون این کار شادی بقیه رو مضاعف نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟

    ممنون که موجبات شادی ملت میشین

    دور از شوخی حالا بگم فریبا خانوم عزیز باهاتون موافقم

    ولی هم اقای ی دوست هم بقیه کاربرها .... همینو می گفتن...نه؟؟

    نکته های اقای ی دوست هم پر بیراه نبود....

    الانه که بیان تاپیک و قفل کنن...
    عزیزم منظور من اینه که اگر اعتماد به نفس و روحیه شادی داشته باشین با هر سر و وضع و ظاهر و امکاناتی میتونین خواستگار داشته باشین. با گونی یا پالتو خز فرقی نداره.
    با گونی اگه کسی رو پیدا کردین بهتره اتفاقا چون میتونین با اطمینان بیشتری بگین شمارو برای خودتون میخوان نه فقط برای ظاهری که درست کردین
    اگه تاپیک عسل از بحث منحرف نمیشد برات یه جریانی رو تعریف میکردم خودت به گونی ایمان می آوردی

    نکته های همه دوستان خوب و در یک جهت هست ولی بین گفتن بفرما و بشین و بتمرگ تفاوت زیاده. وقتی میخوایم به کسی مشاوره بدیم باید بیشتر حواسمون به حال و شرایط مخاطب باشه اینکه چه شخصیتی داره در چه شرایط روحی ای فعلا هست اینا مهمه و مهم نیست دیگه ایشون حرفی بزنه من رو هم ناراحت کنه چون قصد من کمک کردن بوده نه اثبات خودم یا چیز دیگه و خوشحالی و ناراحتی من اینجا مطرح نیست. تا شرایط طرف مقابل رو هم درک نکنیم و بهش این اطمینان خاطر رو ندیم که حرفش رو کاملا متوجه هستیم نمیتونیم انتظار نتیجه گرفتن از راهنماییمون داشته باشیم.
    باید بستری فراهم کنیم که شخصی که داره مشاوره میگیره توش احساس امنیت کنه که حرفش فهمیده میشه باور میشه اهمیتش درک میشه و مورد قضاوت یا تمسخر یا هر چیز منفی دیگه ای هم قرار نمیگیره. به عنوان مثال بهتره با دختری که داره حرف از خودکشی میزنه در مورد خودکشی کردنش شوخی نکنیم چون ما نمیدونیم چقدر داره این حرفو جدی میزنه و بهرحال از سر ناراحتیشه و شوخی معنی ای نداره در این مورد و نمیشه هم با حدس و گمان جلو رفت بهتره جانب احتیاط رعایت بشه. البته من قصد نقد هیچ پستی رو ندارم هرکسی میاد نظر خودشو میده و خواننده خودش باید عاقل باشه ولی یه سری مسائل رعایت بشه اثرگذاری حرفای خوب بیشتر میشن. تا بستر لازم رو فراهم نکنیم نمیتونیم انتظار نتیجه گیری مثبت هم از حرفمون داشته باشیم یا باعث ناراحتی و کدورت میشیم یا جبهه گیری. قرار نیست حرفی بزنیم که خوشش بیاد و جای مشاوره دادن ترحم و دلسوزی کنیم ولی قرارم نیست بیشتر باعث ناراحتی و مشکل بشیم.
    ممنون که شما هم فضارو شاد کردین بعد از پیام من.


    نقل قول نوشته اصلی توسط عسل28 نمایش پست ها
    سلام فریبا جان
    فقط اومدم اینجا بگم امیدوارم خدا جواب دل مهربونتو بده چون بیشتر از قرصهام حرفای تو آرومم کرد
    من چند روزه صبحا ساعت 5 حس میکنم یکی نشسته رو قفسه سینه ام و خفه ام میکنه
    به طوری که از خواب میپرم و اصلا نمیتونم نفس بکشم
    امروز صبح هم این حالت تکرار شد داشتم خفه میشدم ناخوداگاه گوشی رو برداشتم و متنای شما رو خوندم و کلی گریه کردم آروم شدم .....
    ممنون خواهر عزیزم
    عسل هرچی گریه کنی خوبه ما زن ها امتیاز بزرگی نسبت به مردها داریم که میتونیم ساعت ها از ته دل و عمیق گریه کنیم مردها سینه شون بگیره سکته میکنن می افتن میمیرن (شوخی میکنم ایشاالله همه سلامت باشن) خلاصه امتیاز خوبی داریم. با گریه سبک میشی و دردت میریزه بیرون هیچ اشکالی نداره هرچی میتونی عمیق تر گریه کن بذار این زخم زودتر جوش بخوره.
    صبح که اینجوری میشی سر جات نمون
    بلند شو بشین یکم قلبتو ماساژ بده. نفس عمیق بکش چندبار حتی اگه سخته. دو شماره دم، چهار شماره حبس نفس و هشت شماره بازدم. حداقل چهار پنج بار اینکارو تکرار کن.
    اگر میتونی و هوای شهرتون کثیف نیست صبح بیدار شدی یکساعت برو بیرون پیاده روی تند بکن.
    اگر نمیتونی تمرین های ساده یوگارو از نت سرچ کن و هر صبح بیست دقیقه انجام بده.
    برو یه عطر جدید و عالی برای خودت بخر و هر روز صبح که بیدار شدی بزن به دستت عمیق بوش کن حس خوبی میده.
    هر روز صبح به خودت برس حتی اگه قراره خونه باشی و جلوی آینه از زیبایی های خودت تعریف کن. قربون صدقه خودت برو حتی اگه به نظرت اولش مسخره میاد در روحیه و اعتماد به نفست خیلی تاثیر میذاره. با خودت تکرار کن که دوست داشتنی و لایق احترام و عشق هستی. و هر حرف مثبت دیگه ای که فکر میکنی. با تکرار حرف های مثبتی که حتی موقع گفتنش به نظرت مسخره میاد این حرفا در ذهنت باور و تثبیت میشن.
    شب ها قبل از خواب تو اتاقت چندتا عود و شمع روشن کن فوق العاده آرام بخش و نشاط آوره به خواب راحت هم کمک میکنه.
    اسطوخودوس که مریم جان اشاره کردن خیلی عالیه. گل گاوزبون همینطور. اگر قرص بخوری بدنت بعد یه مدت به داروهای گیاهی خوب جواب نمیده و معتاد به مواد شیمیایی میشه.
    آهنگ غمگین گوش نکن. ترجیحا اصلا آهنگ ایرانی یا هر زبونی که میفهمی یه مدت گوش نده. فیلم های کمدی ببین.
    با هیچ پسری ابدا تا وقتی حالت خوب نشده و روی خودت کار نکردی وارد هیچ نوع آشنایی و رابطه ای نشو. حتی اگه خواستگار پیدا شد بگو بعدا بیان. دور باطل طی نکن هی که اینجوری بهت فشار بیاد و کم بیاری.
    با دوستای دخترت وقت بگذرون و راجع به رابطه با پسرها هم با کسی صحبت نکن و پای این حرفا هم نشین. جاش بشین کتاب راجع به تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس بخون. (کتاب راجع به اینکه چطوری دل پسرهارو ببریم هم نخون!!!)


    قرص مشکل شمارو حل نمیکنه خودت باید از جات بلند بشی و تغییراتو شروع کنی. باید یاد بگیری خودتو دوست داشته باشی نه برای اینکه فقط شوهر کنی برای اینکه کسی که خودشو دوست داشته باشه نمیذاره دیگران بهش ضربه بزنن و زندگی شادتری داره. این توی تمام روابط اجتماعیت و حتی خلوت خودت اثر داره. هرچی حس بهتری نسبت به خودت داشته باشی احساس خوشبختی بیشتری میکنی.
    نمیدونم داستان قطعه گمشده رو میدونی یا نه. یه تیکه از دایره بود که دنبال نیمه گمشده ش میگشت که با هم بشن یه دایره کامل و وقتی بعد از آشنایی های مختلف قطعه مکملشو پیدا کرد و با هم مچ میشدن بعد از یه مدت دید هردو دارن بزرگتر میشن و دیگه تو هم جا نمیشن و جدا شدن. وقتی تونست خودش یه دایره کامل بشه رفت با یه دایره کامل دیگه همسفر شد. اشتباه آدم ها اینه که فکر میکنن باید یکی بیاد مکمل ما بشه و مارو تکمیل کنه مارو خوشبخت کنه مارو از تنهایی دربیاره فلان مشکل مارو حل کنه! در حالی که قطعه ای که امروز مکمل تو میشه فردا ممکنه دیگه اندازه ت نباشه. هر آدمی روح مستقل و آزادی داره که اگر خودش به تنهایی در راستای تکامل و خوشبختیش کار کنه میتونه یک روح آزاد و مستقل و خوشبخت دیگه رو جذب خودش کنه بدون وابستگی و ترس و نگرانی بیمارگونه برای از دست دادنش. ما همراه و همسفر زندگی میخوایم نه کسی که بیاد خلاهای زندگی مارو پر کنه. وقتی خلاها پر شدن چی کار میخوای بکنی اگر عشقت واقعی نباشه؟


    اینو به خودت یاد بده بعد از این: هیچ کس جز خانواده آدم ارزش نداره غرورتو بخاطرش زیرپا بذاری.

  17. 4 کاربر از پست مفید Fariba.89 تشکرکرده اند .

    Happy.girl.69 (شنبه 02 دی 96), میشل (شنبه 02 دی 96), خانم مهندس (شنبه 02 دی 96), عسل28 (شنبه 02 دی 96)

  18. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 آبان 97 [ 18:56]
    تاریخ عضویت
    1395-7-29
    نوشته ها
    594
    امتیاز
    9,965
    سطح
    66
    Points: 9,965, Level: 66
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    646

    تشکرشده 951 در 409 پست

    Rep Power
    116
    Array
    سلام

    محض رضای خدا بس کنید. من کی شما رو مسخره کردم؟ اصلا وقت مسخره کردن شما و نه هیچ کسی رو ندارم. مگه بیکارم؟ چیزی که گفتم این بود که اگه خیلی ازتون ایراد بگیرم این دفعه طوری تاامید میشید که خودکشی می کنید و واضحه که داشتم شوخی می کردم.

    ظاهرا هرچی هم که ما میگیم شما منظور ما رو متوجه نمیشید یا بروی خودتون نمی آورید.

    موفق باشید


 
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.