به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 40

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array

    کمک جهت آماده شدن برای کنار آمدن با ورشکستگی عن قریب و آینده پر اضطراب .

    خانمی 34 ساله هستم ودو فرزند دارم .
    چند سالی است دور از خانواده خودم و همسرم در شهر دیگری زندگی می کنیم .

    همسرم کار جدیدی را با سرمایه هنگفتی که همه وام بود بر خلاف نظر بنده شروع کردند . که البته طبق نظر مشاور بنده بنا به مصلحت روابط سعی در همراهی ایشان داشته ام.جوری که حتی یکی از وام ها به نام بنده می باشد وضامنین آن خانواده ام می باشند.

    حتی همین وام را هم مایل نبودم که بگیرم اما باز هم زیر نظر مشاور ناچار به همراهی شدم.

    همسرم واقعا تلاش خودش را انجام داده چه بی خوابی ها و کارهای شبانه روزی سخت و طاقت فرسایی که انجام نداد و من شاهد بودم گه از جان برای این کار مایه می گذاشت.

    اما خوب اشتباهاتی در داشت که هر چه دیگران مخصوصا پدرم و من به ایشون می گفتیم بدون هیچ تردیدی از حصول نتیجه نظریات وپیشنهادات ما را رد می کرد و خوب باز هم چاره ای جز همراهی و حمایت عاطفی از ایشان نداشتم.

    مدتی است چک ها پاس نمی شود وبرگه می خورند ، حقوق کارگرها همه عقب افتاده ، در آمد با هزینه ها به هیچ وجه همخوانی ندارد ، طلبکارها صبرشون تمام شده یکی پس از دیگری با وجود قایل بودن احترام زیاد برای همسرم در قبل ، حرمت شکنی می کنند .شاهد خورد شدن و ناامید شدن همسرم هستم وهیچ کاری از دستم بر نمی آید.

    قبض های آب ، برق ، گاز همه اخطاریه قطع آمده .
    از خورد شدن همسرم در مقابل خانواده ام واهمه دارم .چرا که محل کار جدید همسرم در شهر خانواده ام می باشد و همسرم با آنها در رفت و امد زیاد است ومی دانم پدرم از عملکرد همسرم ناراضی است.

    همسرم بیشتر ماه آنجا است و از ما دور است واین تنهایی ها هم بیشتر هر دوی ما را ناتوان ورنجور کرده است.

    هر روز آب شدن همسرم را می بینم و اینکه ساز نا امیدی را دایم می زند ، اینکه عن قریب به زندان می رود . کسی که برای خودش کسی بوده . می خوام با دید باز وارد این مرحله از زندگی پر از التهاب و اضطراب بشم.
    می دونم اینم یک مرحله از زندگی است و می گذرد ، می خوام شما دوستان یک چشم اندازی از چنین شرایطی به من بدهید که با کمترین آسیب آن را پشت سر بگذارم.نگران بچه هام، نگران آبروی همسرم هستم، نگران آبروی خانواده ام هستم ،نگران ضامنین و وامی که به نام من می باشد، نگران سلامتی همسرم ، نگران خرج و مخارج . نگران رابطه خودم با همسرم نکنه تحت تاثیر این مشکلات قرار بگیره . نکنه نتونم مدیریت کنم.

    اسم خانواده همسرم را فقط نیاورید که طی این سال ها آنها میزان برادری شان را ثابت کرده اند و هیچ بخاری از دیگشان بلند نمی شود.

    با تشکر از همراهی تک تک دوستان.
    ویرایش توسط بی نهایت : پنجشنبه 03 تیر 95 در ساعت 01:00

  2. 7 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (پنجشنبه 03 تیر 95), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 07 شهریور 95), نیکیا (پنجشنبه 03 تیر 95), باغبان (پنجشنبه 10 تیر 95), دختر بیخیال (پنجشنبه 10 تیر 95), شمیم الزهرا (پنجشنبه 10 تیر 95), صبا_2009 (پنجشنبه 03 تیر 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.