دلم ميخواد بهش پيام بدم بگم بيا با هم حرف بزنيم اما نميدونم کارم درسته يا نه؟از عکس العمل بعدش ميترسم،اگه زنگ بزنم بابامم ميبرم زير سوال،بنده خدا تو اين مدت خيلی پشتم بود خواهش ميکنم ازتون راهنماييم کنيد...
تشکرشده 34 در 14 پست
دلم ميخواد بهش پيام بدم بگم بيا با هم حرف بزنيم اما نميدونم کارم درسته يا نه؟از عکس العمل بعدش ميترسم،اگه زنگ بزنم بابامم ميبرم زير سوال،بنده خدا تو اين مدت خيلی پشتم بود خواهش ميکنم ازتون راهنماييم کنيد...
تشکرشده 213 در 91 پست
عزیزم بهش پیام نده فعلا از مادرشوهرت یا دوست مشترکی استفاده کن بذار یکم نرم بشه بعد شروع کن فعلا صلاح نیست شما پاپیش بذاری یکم از شوهرت بیشتر بگو خصوصیات منفی ومثبتش تابهتر کمکت کنیم اینطوری چیزی به نظرم نمیرسه
تشکرشده 34 در 14 پست
کيانا جان اگه الان پيام بدم جای اميد هست اما هفته ديگه وقت دادگاه مهريه است اگه مهريه بريده بشه ديگه فکر نکنم بشه کاری کرد خيلی مغروره اگه من پا پيش نزارم بميره هم از خر شيطون پايين نمياد،با خانوادش زياد راحت نيستم،دوستامون هم از موضوع خبر ندارند و به کسی اجازه دخالت نميده.به نظرت پيام بدم بگم بياد باهاش صحبت کنم،بهش بگم بياد پيش بابام باهاش صحبت کنه اجازه بگيره،تنها خواستم ازش اينه که سرويس بهداشتی و حمام داخل خونه بسازه و اينکه يه سفر زيارتی باهم بريم و همه چيزو از نو شروع کنيم،خيلی چشم و دلش پاکه،خيلی کم پيش مياد دروغ بگه،اصلا رفيق باز نيست،از خرج زندگی اصلا کم نميذاره اما هنوز نميتونه بين زندگی شخصيمون با خانوادش مديريت کنه مشکل بزرگمونم همينه،هنوز دوسش دارم اما نميدونم چی کار کنم که اين اوضاعو سرو سامون بدم؟؟؟؟؟؟؟؟
تشکرشده 383 در 141 پست
آرام جان، يه كم صبور باش عزيزم، به نظرم بهش اصلا و ابدا نبايد زنگ بزنى الان، اگه بهش اس ام اس بدى كه يك بوم و دو هوا ميشه، خودت قهر كردى اومدى خونه پدرت، خودتم ميخواى زنگ بزنى و برگردى؟
خيالت راحت باشه، اگه همسرت دوستت داشته باشه از خر شيطون هم پياده ميشه
حتى به نظرم اگه حس مى كنى بايد الان يه قرارى بذارين صحبت كنين از يه بزرگترى بخواه كه واسطه باشه واسه صحبت، مبادا خودت بردارى زنگ بزنى و باز هم مجبور شى بدون هيچ تغييرى برگردى تو اون خونه و قدرتو ندونن و روز به روز هم تحقير بشى، بذار شوهرت مجبور شه يه تكونى به خودش بده، يه تغييرى ايجاد كنه
هم آوا (سه شنبه 02 دی 93)
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
سلام
من یه چیزی رو نفهمیدم چرا شما خواستید که همسرتون یه خونه جدا بگیره؟مشکل با خودش دارید یا با مادرش؟
چرا انقدر زود کار رو به داگاه کشوندین اخه ؟
به نظرم فعلا دست از مهریه گرفتن و این بازیها دست بکش.اجازه بده که هم اون اروم بشهو هم شما.مهریه اجرا گذاشتن وقتیه که شما واقعا تصمیم به جدایی گرفته باشید.گذشت زمانیکه از مهریه به عنوان یک حربه برای ترس مردها استفاده میشد....
الان هیچ اقدامی انجام نده....نه ارتباط برقرار کن و نه کسی رو واسطه کن....کمی زمان به هر دو تون بدین...شما به هیچ عنوان هچ اقدامی برای طلاق نکن
چون اگر این کارو بکنی همه چیز به ضررت تموم میشه
فقط صبر صبر و صبر رو سرلوحه کارت کن.الان اگر خودت برگردی اشتباه کردی...اگر اقدام به طلاق کنی اشتباه کردی ....الان فقط سعی کن این مهریه رو قضیه اش رو حل کنی.و منتظر عکس العمل همسرت باشی.
بهترین کاری که باید انجام میدادی به جای مهریه اجرا گذاشتن میرفتی پزشکی قانونی و یک نامه میگرفتی و یه جایی میذاشتی که کسی ندونه.اون نامه به شما برای ادامه زندگی و یا جدایی کمک میکرد.
آرام جان
خلاصه میکنم برات:
1.جریان کارهای دادگاه رو متوقف کن و بیشتر از این سردی وارد نکن.
2.هیچ ارتباطی با شوهرت و اقوامش برقرار نکن.
3.مثل اسمت ارام و صبور باش شاید این پروسه بازهم زمان بخواد.
4.نگران اینده نباش
5.بگذار همسرت بفهمه که تحت هیچ شرایطی نباید روی شما دست بلند کنه
6.در صورتیکه سر و کله اشون برای طلاق پیدا شد محکم و با جدیت بگو که قصد طلاق ندارم.
موفق باشی
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
تشکرشده 2,704 در 676 پست
سلام
دیر کردی امیدوارم دست پر بیای من تاپیک شما رو دنبال میکنم . منتظرم تا آخرین وضعیتت رو برامون بگی البته امیدوارم راه درست رفته باشی .
دادگاه متوقف کرده باشی و به کوچکترین قدم همسرت از جانب هرکسی برا برگشت قدم بلندی برداری . برگرد برا ترمیم بی حرمتی همسرت به شما راه وجود داره فعلا یکی شدن زیر یه سقف مستقل مهمتره .
ترس من از طلاق عاطفی فیمابین شماست که خیلی خطرناکتره . تلاشتو برا برگشت بذار. سنگ تراشی تو این مرحله جایز نیست چون در وضعیت قانونی قرار گرفتی و نه یه قهر خانوادگی معمولی. دقت کن و دوباره پست بخون .عمل کن
جرات اختیار گرفتن زندگیتو داشته باش و با بسته ها و پیشنهادات غلط راه برا خودت نبند . از هر گون تخریب دوری کن .
منتظریم
هم آوا (یکشنبه 14 دی 93)
تشکرشده 34 در 14 پست
parsa1400 (سه شنبه 16 دی 93)
تشکرشده 34 در 14 پست
سلام آقای پارسا،ممنون که پستامو دنبال ميکنيد ،دادگاه مهريرو برگذار شد،همسرم با سه شاهد برای اينکه مهرو قسط بندی کنه اومده بود ،جلوی اون سه نفر کاملا به من توهين کردو منم در کمال ارامشو و سکوت اجازه گرفتمو جمعو ترک کردو همراه پدرم برای نفقه رفتم دادگاه،دم در دادگاه گوشيمو تحويل دادم وقتی برگشتيمو گوشيمو پس گرفتم ديدم دو دفعه به گوشيم زنگ زده منم با اجازه پدرم باهاش تماس گرفتم،گفت ميخواد ببينمت،اول بهش گفتم ميام خونه مابقی لباسامو برميدارم و با هم حرف ميزنيم اما چون پدرم همراهم بود ازش خواستم بياد دنبالم سر کارم،وقتی ديدمش ديدم چقدر داغون شده!بهم گفت تو اين مدت دائما به فکرت بودم،لباساتو بو ميکردم،فهميدم بهتر از تو برام نيست و همدم دوران پيريم فقط تو هستيو،...بهم گفت الان سه تا راه داری،اول اينکه همين راهو که داری ميريرو بريو مهرو نفقتو بگيريو منم طلاقت نميدم.دوم اينکه مهرو ببخشيو دوستانه جدا بشيم و سوم اينکه با 14تا سکه بيای سر زندگيتو هر وقت پول دستم اومد از اون خونه بريم،منم تا آخر عمرم نوکريتو ميکنمو...خيلی خيلی خلاف انتظارو باور من راه سه را انتخاب کردم،همسرم هم اومد با پدرم صحبت کردو دستشو بوس کردو اظهار ندامت کرد،پدرم هم بهشون گفت تا خونه مستقل نگيری اجازه نميدم دخترم برگرده،تو اين مدتم خانواشم هيچ اقدامی نکردندو به مدت 1هفته هر روز ميومد و همديگرو ميديديم ولی اصلا دلم به حرفی که زده بودم راضی نميشد تا اينکه بهش پيام دادم که من نه مهرمو ميبخشم نه توی اون خونه ميام فکراتو بکن بهم خبر بده که با اين شرايط ميتونی زندگى بکنی يا نه الانم داره فکر ميکنه،...خبری بشه حتما در جريان ميذارمتون.
- - - Updated - - -
سلام آقای پارسا،ممنون که پستامو دنبال ميکنيد ،دادگاه مهريرو برگذار شد،همسرم با سه شاهد برای اينکه مهرو قسط بندی کنه اومده بود ،جلوی اون سه نفر کاملا به من توهين کردو منم در کمال ارامشو و سکوت اجازه گرفتمو جمعو ترک کردو همراه پدرم برای نفقه رفتم دادگاه،دم در دادگاه گوشيمو تحويل دادم وقتی برگشتيمو گوشيمو پس گرفتم ديدم دو دفعه به گوشيم زنگ زده منم با اجازه پدرم باهاش تماس گرفتم،گفت ميخواد ببينمت،اول بهش گفتم ميام خونه مابقی لباسامو برميدارم و با هم حرف ميزنيم اما چون پدرم همراهم بود ازش خواستم بياد دنبالم سر کارم،وقتی ديدمش ديدم چقدر داغون شده!بهم گفت تو اين مدت دائما به فکرت بودم،لباساتو بو ميکردم،فهميدم بهتر از تو برام نيست و همدم دوران پيريم فقط تو هستيو،...بهم گفت الان سه تا راه داری،اول اينکه همين راهو که داری ميريرو بريو مهرو نفقتو بگيريو منم طلاقت نميدم.دوم اينکه مهرو ببخشيو دوستانه جدا بشيم و سوم اينکه با 14تا سکه بيای سر زندگيتو هر وقت پول دستم اومد از اون خونه بريم،منم تا آخر عمرم نوکريتو ميکنمو...خيلی خيلی خلاف انتظارو باور من راه سه را انتخاب کردم،همسرم هم اومد با پدرم صحبت کردو دستشو بوس کردو اظهار ندامت کرد،پدرم هم بهشون گفت تا خونه مستقل نگيری اجازه نميدم دخترم برگرده،تو اين مدتم خانواشم هيچ اقدامی نکردندو به مدت 1هفته هر روز ميومد و همديگرو ميديديم ولی اصلا دلم به حرفی که زده بودم راضی نميشد تا اينکه بهش پيام دادم که من نه مهرمو ميبخشم نه توی اون خونه ميام فکراتو بکن بهم خبر بده که با اين شرايط ميتونی زندگى بکنی يا نه الانم داره فکر ميکنه،...خبری بشه حتما در جريان ميذارمتون.
parsa1400 (پنجشنبه 18 دی 93)
تشکرشده 653 در 231 پست
خواهر خوبم ... تشویق به جدایی ت نمیکنم ولی دارم فکر میکنم که چرا شما باید مهریه ت رو به 14 سکه کاهش بدی ؟؟؟؟؟ مگه اشتباهی کردی که میخای با اینکار حسن نیتت رو ثابت کنی!!!!
همسر شما توانایی پرداخت مهریه رو نداره بنابراین با این شیوه پا پیش گذاشته تا با یک تیر دو نشون بزنه و هم مهریه رو برای بعدها کاهش بده و هم اینکه قائله رو ختم کنهلطفا اگه قصد دارید به زندگی تون برگردید بدون اینکه از مهریه بگذرید اینکارو بکنید ... دیگه برگشتن شما شرط و شروط نداره که ... از یک طرف میگه شما رو دوس داره از اون طرف میگه 14 سکه مهریه کن ... چه جالب
![]()
تشکرشده 213 در 91 پست
خیلی خوشحالم که داری به یک جاهایی میرسی اما رفتار اخرت بی سیاست بود هم قبول کردن انی شرطش هم اینکه پیام دادی یک مورد مثل شما بودکه مدیر همدردی میی گفت که نباید انی این موضوع قبول کنی چون انگار داری از چیز بی ارزشی میگذری باید چند تا چند تا می اومدی پایین بعدش چرا دوباره پیام دادی می تونستی رودر رو این موضوع وحس تواز این جریان کم کردن سکه بگی
kelidemard
نمیدونم رفتار جرات مندانه رو خوندی یا نه ولی حتما این فایل دانلود گوش کن
zolal (پنجشنبه 18 دی 93)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)