مائده !!من نگفتم واسه تفریح برید شهرشون که! ای بابا ای بابا

عزیزم من اینطور متوجه شدم که پدرتون از شما جدا زندگی میکنن درسته؟ولی خب در جریان این خواستگاری هستن، و ازدواج دخترشون مسلما به ایشون هم ارتباط داره هر چند باهاتون زندگی نکنن،
خب پدر شما خودش تنها ،یا با یکی دیگه از بزرگای فامیلتون (چون احتمالا همراه مادرتون نمیرن گفتم یکی دیگه هم میتونه همراشون باشه)، به شهر اونا میرن، شما هم نیازی نیست برید فعلا! اونا میرن واسه تحقیق
پس شما تا الان که نرفتین شهرشون و خونه اشون چطور تحقیق کردید؟ یعنی در واقع شما هنوز هیییچ تحقیقی نکردید ،تازه میخواستین نامزد هم کنید؟!؟؟!
عزیز من اگه پدرت هم نرفتن، عمویی یا دایی بزرگی نداری که همراه مادرت برن؟
شما باید تحقیق کنید، باید خونشون و همه اعضای خانوادشون (خواهربرادرا ) رو ببینید، محل کار آقا پسر رو ببینید و پرس و جو کنید. نذارید هم دیر بشه وقتی که دیگه شما کاملا به هم وابسته شدید..
اصلا از دکور خونه،وسایل خونه، افراد خانواده، مهمان نوازیشون، صحبت کردنشون با همدیگه، و..... خیلی چیزا دستگیره آدم میشه.
برای تفریح هم بعدش میتونید با هم برید، نمیدونم خانوادتون چطورن، ولی بعضی خانواده ها دیدم سفر هم میرن با همدیگه برای شناخت بیشتر...
فقط عزیزم مائده جان،تو فعلا رو هیچی حساب نکن! یعنی هنوز فرض کن همه چی 50 50 هست، بهش وابسته نشو اصلا
موفق باشی
- - - Updated - - -
در ضمن از من میشنوی خیلی هم رفت و آمد نداشته باشید، به اندازه باشه
لازم نیست هر روز همو ببینید، همون هفته ای 2 ،3 بار هم کافیه!تازه زیادم هست!
علاقه مندی ها (Bookmarks)