به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 57
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 22 بهمن 95 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-30
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    4,750
    سطح
    43
    Points: 4,750, Level: 43
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 200
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    10

    تشکرشده 916 در 198 پست

    Rep Power
    36
    Array
    الهام جان
    با این کارهایی که تو حموم انجام دادی، اصلا موندم چی بگم.
    دختر تو گوشیش هر چی که هست به خودش مربوطه.
    می گی چرا؟؟
    چون الان وقتشه که به فکر خودت باشی.
    الهام عزیز فقط کافیه به خانوادت بگی. از این افکار پریشون و تصمیم های نصفه و نیمه به کجا رسیدی؟
    به خودکشی؟؟؟
    پدر و مادرت به هیچ وجه دوست ندارن که دختر دلبندشون رو از دست بدن.اونها رو وارد ماجرا کن بسه هر چقدر تنهایی تلاش کردی.
    آدما یه وقتایی مثل الان شما تازه می فهمن که چقدر به کمک خانوادشون نیازمندن.
    خودتو بکش کنار. کاملا نه نصفه و نیمه که فکر کنه تو همون الهامی هستی که با یک دوستت دارمو فدات بشم دلت واسش می تپه.
    بذار این تپیدن ها مال کسی بشه که لایقش باشه.
    عزیزم شما فقط 21 سال داری. نگذار زمانتو از دست بدی. نگذار 5 سال دیگه بیای بگی شوهرم از دست رفت...
    به جای تصمیم خودکشی برای زندگیت یک تصمیم اساسی بگیر.

    عزیزم چرا رو خودت کار نمی کنی؟؟؟
    حیف شما نیست که جوونی و هنوز برای تصمیم آخر وقت داری ولی تعلل می کنی؟؟
    الهام جان اصلا به حرف های من توجه نکن. به حرف های مشاورت لااقل عمل کن

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Somebody20 نمایش پست ها
    مشاور ازم خواسته که فقط به خودم فک کنم.یه مدت هیچکدوم از رفتارای شوهرمو نبینم و فقط فقط فقط به خودم .رفتارام.ارامشم فک کنم.و اینکه کار درستو و منطقی رو انجام بدم.
    گفت بیا دیگه راجع به همسرت حرف نزنیم.

    فعلا میخوام فقط رو این کار کنم:

    قوی باشم.
    هیچکس حق نداره به من توهین کنه.
    منم حق ندارم به خاطر هیچ کسو هیچ چیز خودمو مچاله کنم
    .

    اینا حرفای خودته گلم.
    موفق باشی

    تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن
    در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن


  2. 3 کاربر از پست مفید Kamelia-94 تشکرکرده اند .

    paiize (یکشنبه 06 مهر 93), Somebody20 (دوشنبه 07 مهر 93), terme00 (یکشنبه 06 مهر 93)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    این همه تصمیمهای بی پایه واساس گرفتی روشون موندی....حالایه بارکه تصمیم درست کرفتی دوروزبعدقاطی کردی!!!!
    الهام جون ببخش اینجوری میگم اما دیوااااانه ای که اینکارهاروباخودت کردی!!!آخه خودکشی هم شد راه کار!!!
    میدونم خسته ای عزیزم اماحداقل یه هفته اون مشاوره هایی که گرفتی رو عملی کن....اگه ازت انرژی میگیره دنبال یک منبع انرژی هم باش که درکنارتلاشهات گاهی که شارژت تموم میشه خودت رودوباره شارژکنی
    غصه خوردن ممنوع اگه بخوای بشینی وغصه بخوری هیچ کاری نمیتونی بکنی!!میخوای منم ازغم وغصه ام واست بگم؟اوووواگه بخوام بگم که تایک سال بایدبشینی فقط گوش بدی!!!حوصله شوداری؟!!!!
    فکرنکن فقط تویی که مشکل داری...نه عزیزم...همه دارن...هرکسی به نوعی..اماهمه امیدشون به خداست...پس توهم ناامیدنشو واین فکرهای بچگانه روبندازبیرون...ماشالا توی این دوسال حسابی پخته ترشدی نسبت به سنت....پس دیگه این فکرهاروبزارکنار...
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  4. 5 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Somebody20 (دوشنبه 07 مهر 93), terme00 (یکشنبه 06 مهر 93), رزا (یکشنبه 06 مهر 93), سرگشته دوست (یکشنبه 06 مهر 93), شیدا. (دوشنبه 07 مهر 93)

  5. #33
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    مشکل شما اینه که میدونی باید چیکار کنی ولی صبر و تحملت کمه و عجولانه تصمیم میگیری بنظرم مرگ یکبار شیون هم یکبار.

    فقط روی خودت کار کن برای خودت زندگی کن انگار ازش جدا شدی من نمیدونم شما چرا اینقدر میترسی که ازش جدا بشی چی میشه مگه؟یکی از فامیل هامون توی همین دوران عقد جدا شده چند هفته قبل هم عروسیش بوده و از شوهرشم خیلی راضیه.یکی دیگه از فامیل های خودمون هم شرایط شما را داره احتمال زیاد تصمیمش به جدایی هستش تمام شد و رفت چرا اینجوری میکنی با خودت خودکشی یعنی چی؟
    البته یه علتش هم برمیگرده به سایت همدردی و بچه هاش ببخشید انتقادیه ولی این مسیر که طلاق را وحشتناک نشان بدیم و با مراجع جوری برخورد کنیم که همش اون مقصره و مثبت نگر باشه درست نیست برای بعضی ها مثل ایشون تاثیر منفی میزاره.

    چیزی که من میدونم اینه فعلا هیچگونه تصمیمی نگیر نه اینکه در این مورد بر یخونشون یا زنگ بزنی یا پیامک یا با خانوادت در این مورد حرف بزنی هیچ کاری انجام نده فقط بشین با خودت خوب فکر کن برو مشاور یکم بخودت برس تا آرامشت بیشتر بشه کارهایی که بهت کمک میکنه ارام بشی را انجام بده بعد یکماه بشین یه تصمیم قاطعانه بگیر اگه توی این زندگی بخوای بمونی وضعیت همینه بهتر میشه ولی اول باید خودت قویتر بشی مثل بانو فرشته مهربان یا بانو بالهای صداقت تا شوهرت تحت تاثیر شما به مرور زمان بهتر بشه یا اینکه بعد این مودت که خوب فکر کردی به این نتیجه برسی توان اینکه خودتو قوی کنی در این حد و اینکه شوهرت تغییر کنه و باید صبور باشی برای چند سال را نداری و حق هم داری دلیلی نداره اینهمه خودتو عذاب بدی و تصمیم به جدایی بگیر یو یه زندگی جدید را تجربه کنی ولی در هر صورت مشاور را برو از انجمن آزاد استفاده کن اول خودتو اماده کن وقتی ازدواج کردی نه مهارت داشتی نه آماده بودی برای تشکیل زندگی فقط میخواستی کنار خودت داشته باشیش همین

    پ.ن:جدایی پایان زندگی نیست بلکه ورود به یه دنیای جدید و تازه هستش با یه تجربه تلخ ولی این تجربه بعدها خیلی بدردت خواه خورد احتمال اینکه یه زندگی مشترک موفق دیگه را تجربه کنی خیلی زیاده ولی نیازه که مهارته های خودتو افزایش بدی و صبور تر و قویتر باشی
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  6. 4 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    Somebody20 (دوشنبه 07 مهر 93), terme00 (یکشنبه 06 مهر 93), رزا (یکشنبه 06 مهر 93), سرگشته دوست (یکشنبه 06 مهر 93)

  7. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    ممنونم.
    امروز رفتین مشاوره.
    جوری زفتار نکرد که انگار شوهرم خیلی مقصره.به منم خیلی چیزا گفت.راجع به این که زیادی حساسم و کنترل گر.
    شوهرمم بهش گفت این خانوم من به خواهرزاده 6 ماهه من حسودی میکنه.بعد به دوستام نکنه؟ مگه میشه من فقط مال ایشون باشم و بس؟
    مشاورم گفت این اسمش حسودی نیست.خانومت اگه احساس کنه دوسش داری و باورش شه دیگه نه با خواهرزادت مشکل داره نه دوستات.
    ولی بهش نگفت دوستاتو بذار یا کنار... فقط گفت بهش ثابت کن دوسش داری.

    این در حالیه که من هیچ حساسیتی به اون بچه نشون نمیدم و الان بیشتر از شوهرم بهش توجه میکنم.

    تو راه که برمیشتیم گفت من دیگه نمیدونم چیکار کنم بفهمی دوست دارم.
    اینهمه بغلت میکنم اینهه...حالا من بخوام 4روز دیگه تولد یکی بشه بالای 50 تومن یه کادو بگیرم باز شروع میکنی.همه اینا هیچ میشه میگی دوسم نداری و ....
    (کلا الان دو ماهه داره برا تولد خواهرزادش لحظه شماری میکنه.فهمیدم منظورش اونه)
    گفتم دوست داشتن ؟؟ واسم مثه روز روشنه تو هرنقطه ای از زندگیمون یه چیزی پیش باد منو میفروشی.به همه.به شغلت.به خونوادت .به دوستات...
    تو کمترین چیزا.
    بحث رفت سر جریان مالی و کادو اینا...
    من داشتم میگفتم من هیچکاره م.
    گفت خب بستگی داره.ببین الان نامزدیم.من مثلا میخوام 17م تولد خواهرزادمه براش یه پلاک بگیرم.اره اینو الان تو نمیتونی بگی چرا میگیری.پول خودمه.اختیار دارم.مام نامزدیم.
    گفتم یعنی چی؟ خخب نباید ببینیم خواهرت برا ما چیکار کرده تا حالا/!
    (به خدا سه تا عید میریم خونش نفری 20تومن عیدی میده.که مثلا نامزدیم و یه دونه برادر داره!!)
    گفت: خو برا تو نکرده.برا من که میکنه.به من ک کادو میده.
    -گفتم یعنی مایی وجود نداره دیگه؟
    -نه ما الان نامزدیم.بعدم من به خاطر عشقم به خواهرزادم میخرم.با خواهرم کار ندارم.یه دونه ست دوسش دارم تولدشم تا عمر دارم یادم نمیره.چون اون یه چیز دیگه ست برام.اگه نه من تولد هیچکی یادم نمیمونه.
    -من گفتم یادت بره؟؟ بخر! یه چیز معقولانه
    -دیگه اونو خودم دوست دارم بگیرم.چون برام عزیزه .توام برا هرکی دوسداری بگیر.من به پول تو کار دارم؟
    -گفتم الان منو میشوری میذاری کنار دیگه باز؟
    -نه این شستن نیست.اینا یه سری اصول زندگیمه و...

    بحث سر این بود گرییه کرد گفت ما حرف همو نفیهممیم.بیا به جدایی فک کنیم.
    گفتم باشه
    گفت حیف میشیم ولی.
    گفتم عوضش عشقت به خواهرزادت پهبرجا میمونه مثلا
    گفت باز عصر دلمون تنگ میشه
    گفتم اشکال نداره.خونوادت مهمترن
    اخرشم عصبانی شد گفت سگ تو روحت که هرچی میگم باز حرف خودتو میگی.پاشو برو خونتون.

    منم اومدم و گوشیم خاموشه الان

    همیشه همینه.منظورم همینه اصن وقتی میگم منو نمتونه به بقیه ترجیح بده اینجور وقتا حاضره طلاقم بده ولی از کادوی خواهرزادش کم نشه...
    همیشه همینه.خیلی راحت شوت میشم بیرون

    هه.اینم از زندگی من.
    اصن این مرد نه یکی دیگه.
    همه مثه همن نیستن؟؟
    الان مرگ شیرین تره یا این زندگیا؟!

    همین ادم یه ابمیوه میخواد برام بگیره کاسه گدایی دستش میگیره.که ندارم.که پر توقعی...
    حالا میبینی چه پولدار شده؟!
    به قول خودش چون عشق هست

    - - - Updated - - -

    تو این 4 سال اولین بار بود که میگفت جدا شیم.

    - - - Updated - - -

    اینم گفت.که تو گوشیه من هیچی نیست.هر وقت میگی رمزشو میگم ببین خودت.
    اینم رمز برا اینه ک حوصله بحث ندارم دیگه.همین.

    ولی دیگه برام مهم نیست نمیدونم چرا

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  8. #35
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 مهر 93 [ 19:54]
    تاریخ عضویت
    1393-5-20
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    235
    سطح
    4
    Points: 235, Level: 4
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    9

    تشکرشده 83 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    باور کن جدایی چیزی رو حل نمیکنه چرا انقدر باب شده سر هر اختلافی اسم جدایی میاد وسط
    وقتی اسم جدایی میاد وسط حریم ها میشکنه دلسرد میشن از همدیگه

  9. 2 کاربر از پست مفید Mahsa1371 تشکرکرده اند .

    Somebody20 (یکشنبه 06 مهر 93), شیدا. (دوشنبه 07 مهر 93)

  10. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    میدونی یه پلاک طلا چقد پولشه الان؟!!!!
    برا یه یخچال که 500 تومن بالا پایین نشه میدونین چند بار گریه کردم؟
    برا یه اجاره خونه که با یکی دیگه 100 تومنفرق پولش بود میدونین چقد اشک ریختم؟
    میدونین 4سال منتظر بودم که پول بیاد دستش منو ببره تا شمال؟!
    اونجا چقد رعایت مکردم که خرج اضافه نشه
    یه عیدی میخواست بگیره پاهام تاول زد تا بگردم ارزونترینارو پیدا کنم.
    بعد تو چشای نیگا میکنه میگه میخوام پلاک بکیرم ب(ه توام مربوط نیس!!!!!!!!تو حسودی!)
    همیشه همیشه این جمله هست: ندارم.از کجا اوردم؟؟ حتی برا یه شام بیرون

    انصافا این مورد حسادت نداره؟

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  11. کاربر روبرو از پست مفید Somebody20 تشکرکرده است .

    terme00 (سه شنبه 08 مهر 93)

  12. #37
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    واسه اینکه داری تو یه چیزهایی رو به هم ربط میدی که اصلا به هم مربوط نیست؟
    عشق و دوست داشتن تو، چه ربطی به کادویی که به خواهرزاده اش میخواد بخره داره؟
    چرا داری همه چیز رو با هم قاطی میکنی؟
    شدی، عین شوهر من!
    داری یه چیزهایی رو با هم مقایسه میکنی، که اصلا هم تراز نیستند.
    یعنی تو توقع داری، شوهرت به حرف تو، واسه خواهرزاده اش کادو نگیره، بعد تو خوشحال بشی که آره، چون منو دوست داشت، به حرفم گوش کرد؟
    اصلا نمی دونم، چرا؟
    داری، محبت و عشق و انرژیت رو تماما از همسرت درخواست میکنی! هیچ برنامه ای! هیچ تفریحی، هیچی واسه خودت نداری.
    همه چیزت رو خلاصه کردی توی رفتارهای همسرت. میخوای، تمام مهر و محبتی که در تمام طول سالهای زندگیت، نگرفتی رو یه جا از همسرت بگیری؛ این شدنی نیست. اون هم واسه خودش یه تعلق خاطرهایی داره.
    من نمیخوام بگم رفتارهای همسرت خوبه، درسته، که باید احساس مسئولیت بیشتری در قبال شما داشته باشه، درسته که باید درک کنه، ازدواج کرده و یه سری از رفتارهاش از چارچوب شما، و خط قرمز شما عبور کرده، اما بخدا این بحث هایی که داری باهاش میکنی، تو رو به جایی نمیرسونه!
    اینها همش مثل یه بازی روانی میمونه که راه میافته، ذهن آدم رو درگیر میکنه، بدون اینکه واقعا نتیجه ای داشته باشه!
    یه خورده صبر، بعلاوه ی مهارت، بعلاوه ی کنترل هیجاناتت، میتونه کمکت کنه که درست تصمیم بگیری!
    الهام، چرا اینقدر مرثیه سرایی میکنی، داری ذهنت رو آشفته تر میکنی و خودت و اعتماد به نفست رو از بین می بری!
    به یه stop بزرگ توی ذهنت احتیاج داری!
    البته درست، مثل خودم!
    من آروم آروم دارم ترمز احساساتم رو میکشم و میدونم و آگاهم که احساساتم بدجوری فوران کرده و داره رابطه ام رو با خودم و همسرم، تخریب میکنه!
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  13. 4 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 06 مهر 93), Somebody20 (یکشنبه 06 مهر 93), terme00 (سه شنبه 08 مهر 93), شیدا. (دوشنبه 07 مهر 93)

  14. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 95 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    6,216
    سطح
    51
    Points: 6,216, Level: 51
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,079

    تشکرشده 1,505 در 452 پست

    Rep Power
    75
    Array
    میدونی الان که دوباره پست ها تو داشتم میخوندم به چی فکر کردم که برام جالب بود؟

    اینکه الان هرچی میشه میگه پاشو برو خونتون فردا که باهم رفتید تو یه خونه لابد میخواد از خونه بیرونتم کنه!!!

    مثل اینکه مشاوره رفتن هم برای شما کارساز نبوده چون حتی برای دو روزم که شده نه تو و نه همسرت سعی نکردین رو حرفای مشاورتون فکر کنید و بهش عمل کنید

    یعنی اصلا روتون اثر نداشته به ساعت نکشید که تو راه دعواتون شد...

    الان که همسرت بهت گفت بیا جدا شیم بهترین فرصته که جدی برخورد کنی و بگی دارم بهش فکر میکنم چون خودشم ته دلش نمیخواد ازت جدا بشه ولی یکم بترسونش

    نذار این حرفم مثه بقیه حرفاش و رفتاراش عادی بشه بگو حرفت واسم سنگین تموم شد ...تو رو خدا نذار توهین و بی احترامی شوهرت بشه عادت تو و نقل و نبات

    شوهرت...بابا کشتم خودمو بس که حرص میخورم
    همه آبهای دریا هم نمی توانند یک کشتی را غرق کنند

    مگر اینکه در داخل کشتی نفوذ کنند

    بنابراین

    تمام نکات منفی دنیا روی شما تاثیر نخواهد داشت

    مگر اینکه شما اجازه بدهید...





  15. 3 کاربر از پست مفید رزا تشکرکرده اند .

    Somebody20 (دوشنبه 07 مهر 93), terme00 (سه شنبه 08 مهر 93), شیدا. (دوشنبه 07 مهر 93)

  16. #39
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 اسفند 03 [ 16:38]
    تاریخ عضویت
    1393-3-15
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    15,815
    سطح
    80
    Points: 15,815, Level: 80
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 54.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    835

    تشکرشده 424 در 189 پست

    Rep Power
    67
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط del نمایش پست ها
    واسه اینکه داری تو یه چیزهایی رو به هم ربط میدی که اصلا به هم مربوط نیست؟
    عشق و دوست داشتن تو، چه ربطی به کادویی که به خواهرزاده اش میخواد بخره داره؟
    چرا داری همه چیز رو با هم قاطی میکنی؟
    شدی، عین شوهر من!
    داری یه چیزهایی رو با هم مقایسه میکنی، که اصلا هم تراز نیستند.
    یعنی تو توقع داری، شوهرت به حرف تو، واسه خواهرزاده اش کادو نگیره، بعد تو خوشحال بشی که آره، چون منو دوست داشت، به حرفم گوش کرد؟
    اصلا نمی دونم، چرا؟
    داری، محبت و عشق و انرژیت رو تماما از همسرت درخواست میکنی! هیچ برنامه ای! هیچ تفریحی، هیچی واسه خودت نداری.
    همه چیزت رو خلاصه کردی توی رفتارهای همسرت. میخوای، تمام مهر و محبتی که در تمام طول سالهای زندگیت، نگرفتی رو یه جا از همسرت بگیری؛ این شدنی نیست. اون هم واسه خودش یه تعلق خاطرهایی داره.
    من نمیخوام بگم رفتارهای همسرت خوبه، درسته، که باید احساس مسئولیت بیشتری در قبال شما داشته باشه، درسته که باید درک کنه، ازدواج کرده و یه سری از رفتارهاش از چارچوب شما، و خط قرمز شما عبور کرده، اما بخدا این بحث هایی که داری باهاش میکنی، تو رو به جایی نمیرسونه!
    اینها همش مثل یه بازی روانی میمونه که راه میافته، ذهن آدم رو درگیر میکنه، بدون اینکه واقعا نتیجه ای داشته باشه!
    یه خورده صبر، بعلاوه ی مهارت، بعلاوه ی کنترل هیجاناتت، میتونه کمکت کنه که درست تصمیم بگیری!
    الهام، چرا اینقدر مرثیه سرایی میکنی، داری ذهنت رو آشفته تر میکنی و خودت و اعتماد به نفست رو از بین می بری!
    به یه stop بزرگ توی ذهنت احتیاج داری!
    البته درست، مثل خودم!
    من آروم آروم دارم ترمز احساساتم رو میکشم و میدونم و آگاهم که احساساتم بدجوری فوران کرده و داره رابطه ام رو با خودم و همسرم، تخریب میکنه!
    به خدا به جون مامانم نمیگم کادو نخر.
    میگم رست بگیر.چرا باید اون همه پول بده؟ پست قبلیمو خوندین> خوندین که هر هزار تومنیو به روی من میاره؟
    چرا؟ مگه فقط اینه که تو دنیا خواهرزاده داره؟

    این رفتارا رفتارای مامانشه.
    یه خودخواهی و خودپرستی دارن که تا نبینین نمیفهمین چی میگم.شورشو در میارن.
    الان مامنش برا فامیل خودش نمیدونین چیکار میکنه ها.
    یکی از افتخارات مادرش اینه که من تو سال 74 که فلان قدر پول رو که میتونستیم یه پیکان باهاش بگیریم به بچه برادرم کادو داد.
    این خوارزاده داره از حد خودش فراتر میره.
    هرروز دیدنش.کادو گرفتنش.اینعیدی گرفتنش.همه چیش....
    اخه چرا؟ چرا این زندگی هیچ چارچوبی نداره؟؟

    یعنی این روش درسته؟ ک چون دوسش داره اینکارو کنه؟
    اصن قیاس من اشتباه.
    اگه اینکارو کنه هم منو دوس داره.اصن این کار چه معنی داری؟ حالا اون نداشتن تعادل در علاقه و اون وابستگی که گفتم روشنه یا باز من حسودم.من حساسم....

    يا راهي خواهم يافت
    يا راهي خواهم ساخت

  17. کاربر روبرو از پست مفید Somebody20 تشکرکرده است .

    terme00 (سه شنبه 08 مهر 93)

  18. #40
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    ک ن ت ر ل: کنترل
    یه کلمه ی 5 حرفیه که ما هیچ کدوممون سعی نمی کنیم توی قانون زندگی مون ازش استفاده کنیم.
    این روزها دارم به این کلمه بدجوری فکر میکنم.
    کنترل احساسات
    کنترل خشم
    کنترل زبان
    کنترل هیجانات
    -----------------
    یعنی میشه، همه ی اینها رو یه جا داشت، به نظرم شدنیه، هم واسه من، هم واسه شما!
    منتها، قبلش یه ابزار مهم میخواد، اون هم داشتن آرامش درونیه، من و تو الهام احتیاج به این آرامش درونی داریم، به نظرت چه جوری میتونیم این آرامش درونی رو به دست بیاریم؟
    من میگم، یکیش ارتباط با اون بالایه، یه چیزی مثل توکل.
    یکیش تمرکز کردن روی معنی آرامش ه، احتمالا یه چیزهایی رو یه جاهایی یادمون بندازه.
    یکیش دور شدن از محیطی و فضایی هستش که اون آرامش رو از ما میگیره.
    یکیش نگاه مون به مشکلات زندگی، به صورت مساله مدارانه اس، یعنی تصحیح نگاه مون به مشکلاته!
    یکیش....
    میشه بهم بگی، به نظرت دیگه چه جوری میشه آرامش کسب کرد؟
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  19. 5 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 06 مهر 93), Somebody20 (دوشنبه 07 مهر 93), terme00 (سه شنبه 08 مهر 93), مهربونی... (دوشنبه 07 مهر 93), شیدا. (دوشنبه 07 مهر 93)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 27 اردیبهشت 93, 01:55
  2. نمی دونم دوسش دارم یانه!؟؟ و البته اونم منو دوست داره!؟؟
    توسط ramin_ad در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 بهمن 92, 00:16
  3. آیا با دوستایی که دوست پسر دارن ارتباط داشته باشم یا نه ؟؟
    توسط مهنا67 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 08 آذر 91, 13:10
  4. ارتباط جنسی به خاطر دوست داشتن قبل ازدواج؟؟
    توسط ramin00 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 12 مهر 90, 19:53
  5. پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 07 بهمن 87, 21:42

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.