درود بانو
مشکل شما اینه که میدونی باید چیکار کنی ولی صبر و تحملت کمه و عجولانه تصمیم میگیری بنظرم مرگ یکبار شیون هم یکبار.
فقط روی خودت کار کن برای خودت زندگی کن انگار ازش جدا شدی من نمیدونم شما چرا اینقدر میترسی که ازش جدا بشی چی میشه مگه؟یکی از فامیل هامون توی همین دوران عقد جدا شده چند هفته قبل هم عروسیش بوده و از شوهرشم خیلی راضیه.یکی دیگه از فامیل های خودمون هم شرایط شما را داره احتمال زیاد تصمیمش به جدایی هستش تمام شد و رفت چرا اینجوری میکنی با خودت خودکشی یعنی چی؟
البته یه علتش هم برمیگرده به سایت همدردی و بچه هاش ببخشید انتقادیه ولی این مسیر که طلاق را وحشتناک نشان بدیم و با مراجع جوری برخورد کنیم که همش اون مقصره و مثبت نگر باشه درست نیست برای بعضی ها مثل ایشون تاثیر منفی میزاره.
چیزی که من میدونم اینه فعلا هیچگونه تصمیمی نگیر نه اینکه در این مورد بر یخونشون یا زنگ بزنی یا پیامک یا با خانوادت در این مورد حرف بزنی هیچ کاری انجام نده فقط بشین با خودت خوب فکر کن برو مشاور یکم بخودت برس تا آرامشت بیشتر بشه کارهایی که بهت کمک میکنه ارام بشی را انجام بده بعد یکماه بشین یه تصمیم قاطعانه بگیر اگه توی این زندگی بخوای بمونی وضعیت همینه بهتر میشه ولی اول باید خودت قویتر بشی مثل بانو فرشته مهربان یا بانو بالهای صداقت تا شوهرت تحت تاثیر شما به مرور زمان بهتر بشه یا اینکه بعد این مودت که خوب فکر کردی به این نتیجه برسی توان اینکه خودتو قوی کنی در این حد و اینکه شوهرت تغییر کنه و باید صبور باشی برای چند سال را نداری و حق هم داری دلیلی نداره اینهمه خودتو عذاب بدی و تصمیم به جدایی بگیر یو یه زندگی جدید را تجربه کنی ولی در هر صورت مشاور را برو از انجمن آزاد استفاده کن اول خودتو اماده کن وقتی ازدواج کردی نه مهارت داشتی نه آماده بودی برای تشکیل زندگی فقط میخواستی کنار خودت داشته باشیش همین
پ.ن:جدایی پایان زندگی نیست بلکه ورود به یه دنیای جدید و تازه هستش با یه تجربه تلخ ولی این تجربه بعدها خیلی بدردت خواه خورد احتمال اینکه یه زندگی مشترک موفق دیگه را تجربه کنی خیلی زیاده ولی نیازه که مهارته های خودتو افزایش بدی و صبور تر و قویتر باشی
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)