به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 52 نخستنخست 1234567891011121314243444 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 518
  1. #31
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟

    سلام دوستان خوبم. می شه در یک مورد مهم منو راهنمایی کنید ؟
    همان طور که قبلا گفتم من و امین هر دو کارشناسی ارشد قبول شدیم. همسرم سربازه و فعلا تا 8 ماهه دیگه درآمد ثابت و قابل توجهی هم نداره ( البته تو دوران سربازیش این طوره وگرنه درآمد خوبی می تونه ماهانه داشته باشه ) . من هم زیر بار قسط و بدهی فراوان واسه خونه هستم . من اقدام به پیش خرید یک خونه کردم و الان هم درگیر بدهی های اونم طوری که فقط یک کرایه ماشین خیلی جزیی برام می مونه .
    متاسفانه خانواده همسرم هم هیچ کمکی به ما نمی کنند ( در جریان هستین) . حتی نصف خرج و مخارج عقد را یواشکی من به همسرم کمک کردم و اونا ندادند. الانم که یک ماه و نیم از عقد ما می گذره حتی یکبار هم ازش نپرسیدن تو که کار نمی کنی و حالا زن هم داری اصلا پول کرایه ماشین تا پادگانت تو جیبت هست یا نه ؟؟!!!!!!!!!!! اونا حتی ضامن وام ازدواجمون هم نشدند.
    ( باور کنید بچه ها تمام فشار مالی الان روی من، یک موقع هایی خیلی خسته می شوم ولی هی به خودم می گم اشکال نداره عوضش 2 سال دیگه خونه داریم )
    حالا الان بحث شهریه دانشگاه پیش اومده . شهریه منو که پدرم می ده ولی همسرم چی ؟ شهریه اون چی ؟؟؟
    تا حالا وقت نشده که بره خونه و با پدر مادرش مطرح کنه ولی اگه کرد و اونا باز هم طفره رفتن و گفتند ما نداریم و خودتون می دونید چی ؟؟؟
    به نظر شما باز هم من باید کمک کنم در جایی که تا سقف زیر بار بدهی ام ؟؟؟ ( درسته که ندارم ولی اگه بخوام انقدر اعتبار دارم که جورش کنم ولی باز هم فشار بازپرداختش رو من می مونه که )
    دوستم به شدت مخالف. می گه تا الان هر کاری کردی بس. مثل یک مرد از اول وایسادی یک جورهایی هم تمام کمبود ها رو جبران کردی . هم خانواده همسرتو بد عادت کردی هم همسرتو. می گه اونا خیالشون راحت که تو باز هم هستی. می گه بذار یک کمی احساس مسئولیت کنند. می گه خرج شهریه تو رو هم باید همسرت بده نه تو . همین قدر که مال تو رو داره پدرت می ده باید ممنونشم باشن. می گه تو با این کارت کلا داری همسرتو به خودت متکی می کنی در صورتیکه تو باید به اون تکیه کنی. می گه الان نمی فهمی ولی بعد 30 سالگی که یکهو خسته شدی و کم اوردی اون وقت به مشکل بر می خوری چون تو به تکیه گاه نیاز داری ولی کسی نیست که تکیه کنی بهش.( البته اینو بگم امین آدم بی خیالی نیست ولی من تا الان خیلی ساپورتش کردم)
    حالا موندم سر دو راهی که اگه ندادند چی ؟ اخه امین از کجا می تونه جور کنه ؟
    نمی دونم . راهنمایی ام کنید.
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  2. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 آبان 87 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1387-5-20
    نوشته ها
    245
    امتیاز
    4,088
    سطح
    40
    Points: 4,088, Level: 40
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 82 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟

    خرج تحصیل همسرت رو تقبل کن این زندگی هر دو شماست آیا از اینکه تا به حال بهش کمک کردی پشیمانی؟ فکر نمی کنی همین زندگی که الان داری به خاطر همون رد شدن از بعضی مرزهاست؟
    به نتیجه قضیه فکر کن اگه شوهرت در مقطع ارشد فارغ تحصیل بشه هم شغل بهتر و درآمد بیشتری خواهد داشت؟
    در پناه حق

  3. #33
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟

    سلام. پس چرا جوابمو نمی دین ؟؟؟؟
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  4. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟

    به نظر من دوستت درست میگه عزیزم
    درست نیست که تو خرج دانشگاه همسرتو بدی تازه یک ترمشو بدی بقیه رو میخوای چه کار کنی؟
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  5. #35
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟

    سلام. بالاخره اتفاقی که نباید می افتاد افتاد . خانوادم در جریان مشکلات من و امین با خانوادش در جریان قرار گرفتند. پدرم با امین صحبت کرد و بهش اولتیماتوم داد ( اخه این اواخر من خیلی گریه می کنم.گریه های هیستریک. داره داغونم می کنه ) مامانم هم دیشب داشت گله می کرداز امین و ... آخرش به این نتیجه رسیدن که ما اگه کمتر همو ببینیم بهتره!!! من خیلی عصبانی شدم ( خب اگه قرار بود ما همدیگر رو کم ببینیم چه کاری بود با این همه مشکلات عقد کنیم و زیر بار این همه حرف بریم ؟ باور کنید دوران 7 ماه دوستیمون من و امین بهترین زندگی رو کردیم. خودمون بودیم و خودمون . این همه مشکلاتو خریدیم به جون که بیشتر پیش هم باشیم نه اینکه شرایط بدتر بشه ). قهر کردم و خونه دوستم رفتم.دست خودم نیست دیگه نمی تونم تحمل کنم دوستان. امین زنگ زد و معذرت خواهی کرد و قول داد تا عید نوروز دیگه هیچ حرف و کلامی از خانوادش پیش من حرف نزنه و تمام مهمونی ها رو کنسل کنه تا من یک کم اروم بشوم ( نمی دونم رو قولش می مونه یا نه ؟!)
    به خدا خسته شدم دوستان. برای عیدفطر هم هیچ اتفاقی نیفتاد. نه تبریکی نه هیچی. این چیزا برای من مهم نیست. من فقط یک مدت آرامش می خوام. دلم نمی خواد جز خودم و امین و بعد پدرومادرم با کسی رابطه داشته باشم. دلم مهمونی نمی خواد. از دیدن خانواده و فامیل همسرم بیزارم. دلم می خواد یک مدت زندگی یکنواخت یکنواخت باشه. فقط بروم سر کار و عصر ها امین بیاد خونه ما . همین و همین. واقعا بعد از اون همه تنش و حرف و خستگی و... این درخواست زیادیه ؟؟؟
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  6. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟

    نگران نباش عزیزم
    اتفاقا" بهتر شد که شوهرت فهمید تو خانواده ای داری که نگران و مراقبت هستند
    موفق باشی
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  7. #37
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟

    مرسی الینای عزیز. برام دعا کن
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  8. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 آبان 88 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1387-7-06
    نوشته ها
    251
    امتیاز
    4,767
    سطح
    44
    Points: 4,767, Level: 44
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 10 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟

    سلام دوست خوبم منم تو تنهاییام همیشه به یادتم معذرت خواهی شوهرتو بپذیر و همیشه کنارش باش
    کسی رو که دوست داری چند وقت یکبار بهش یادآوری کن تا فراموش نکنه که قلبی براش میتپه.

    هر وقت تو نیمه تاریکی از زندگیت قرار گرفتی به این فکر کن شاید خدا میخاد غافلگیرتون کنه.

  9. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 03 بهمن 93 [ 17:37]
    تاریخ عضویت
    1387-3-22
    نوشته ها
    219
    امتیاز
    5,683
    سطح
    48
    Points: 5,683, Level: 48
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 83 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟

    من میفهممت خیلی سخته امیدوارم همسرت به یه درک بهتری از همسرداری برسه(ببخشید اخه من فکر می کنم یه کم اون مقصره)

  10. #40
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من حساسم با اون بی معرفته ؟؟؟

    یک کم نه و خیلی هم مقصره پونه جون. دو روزه همدیگرو ندیدیم . باور می کنی دلم نمی خواد ببینمش. دو روز از قولش نگذشته ولی دیروز که تلفنی حرف زدیم بازم می گه من که نمی تونم فامیلم رو دور بندازم . نمی شه که خانمم!!! می دونید برای همسرم و خانوادش اصلا مهم نیست که من خونه اونا بروم یا نه ولی مهمونی فامیلی چرا. چون آبروشون جلوی فامیل می ره عروسشون نباشه، چون همه مادرشو می شناسن.
    به خدا خسته شدم. یک مدت می خواهم کار به کار هیچ کدومشون نداشته باشم. شاید باور نکنی 40 روز از عقدم گذشته ولی امروز که داشتم فیلمشو می دیدم کلی به خودم لعنت فرستادم که این چه کاری بود کردی نازنین. همسرمو دوست دارم ولی هر چی باشه همسرم هم توی همون خانواده و دست پرورده همون زنه. نمی دونم. واقعا نمی دونم...
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...


 
صفحه 4 از 52 نخستنخست 1234567891011121314243444 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من مقصرم یا اون؟؟؟
    توسط bluee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 08 مرداد 95, 17:41
  2. امیدم به زندگی کم شده ( چرا من ؟؟؟ کمکم کنید)
    توسط ab96 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 شهریور 94, 13:47
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. چطور بهش بگم ؟؟؟
    توسط amir_irani در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:33
  5. با شوهر بچه ننه ام چه کنم؟؟؟
    توسط sara62 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 12:08

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.