به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array

    رسیدم به ته خط

    سلام.
    اساسی حالم خرابه.
    فکر میکنم دیگه هیچ جوری نمیتونم خودمو تحمل کنم.
    با اینکه این مدت سر خودمو گرم کرده ام و یه جورایی انگار وقت خالی ندارم ولی حالم بازم بده. نفرتی از خودم دارم که اصلا تحمل خودمو هم ندارم.
    به معنای واقعی کلمه مثل یه آدم آهنی دارم زندگی میکنم. بی روح بی حس. حتی نمیدونم این کارایی که دارم میکنم برای چیه؟ فقط میخوام وقت بگذره. دنبال هیچی نیستم.
    آخه این همه عمر به چه درد یکی مثل من میخوره؟ من دلم نمیخواد زنده باشم.
    روح توی خونه هم از دست من مرده.
    بیچاره داداشم بعد از یک ماه و نیم از سربازی اومده بود مرخصی. ولی اصلا حوصله نداشتم تحویلش بگیرم. حوصله ی هیچی ندارم. اصلا حوصله زنده موندن ندارم.
    نه اینکه غمگین یا مضطرب باشم. نه. فقط به نظرم مسخره است. خیلی مسخره. همه ی زندگی به نظرم کاملا پوچ و مسخره میاد.
    گاهی تصمیم میگیرم اوضاع رفتارمو توی خونه درست کنم و باز به اعضای خانوادم توجه کنم. ولی یکی دو بار امتحان کرذم و دیدم فایده نداره. اونقدر در ذهن دیگران شکسته ام که نمیشه درستش کرد. اوضاع همه چی اونقدر خراب شده که قابل جبران نیست.
    ارتباطم با خدا رو هم هیچ جوری نمیتونم دوباره شکل بدم. به نظرم بیهوده میاد. وقتی مثلا میخوام برم نماز بخونم یهو به خودم میگم برو بابا دلت خوشه. که چی؟
    چند وقت هم هست باز به خودکشی فکر میکنم. اما نه مثا قبل از روی اضطراب. اخیرا فکر کردن به خودکشی برام لذت بخشه!!!
    کلا من برم بمیرم فکر کنم خیلی باحال باشه. همه راحت میشن.
    آخ که چقدر دلم میخواست یه راهی بود برای اینکه کلا از وجود داشتن خلاص بشم. بشم عدم. به نظر من هیچی هیچ اهمیت و ارزشی نداره

  2. 3 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    meinoush (دوشنبه 19 خرداد 93), SpecialBoy (چهارشنبه 23 مهر 93), شیدا. (دوشنبه 19 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  3. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.