به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 69

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 16 شهریور 93 [ 19:25]
    تاریخ عضویت
    1393-3-05
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    368
    سطح
    7
    Points: 368, Level: 7
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    119

    تشکرشده 116 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Icon2007 فریب در ازدواج !( مورد فریب قرار گرفتم )

    سلام من تازه وارد این سایت شدم . وقتی مشکل دار شدم توی اینترنت دنبال موضوعات طلاق میگشتم تا رسیدم به اینجا و حرفای شما رو خوندم و عضو شدم. منم دوست دارم داستان زندگیمو بنویسم ..
    من بهمن 92 ازدواج کردم و فروردین ماه امسال دچار مشکل شدم با همسرم.
    شوهر من با فریب و دروغ با من ازدواج کرد . شوهر من قبلا یعنی حدود 6 سال پیش ازدواج کرده بود و توی عقد از هم جدا شدن ولی به من نگفته بود جریان ازدواجشو. با شناسنامه ی جعلی ازدواج کرد . به عنوان پسر مجرد..شوهر من خیلی بد دل بود و خیلی فحاشی و دست به زن داشت . آب دهنشو شبانه روی من انداخته بود و حتی به من میگفت باید از نجاست من بخوری تا من بفهمم که دوستم داری ..حتی تمام عکسا و فیلمامو از بچگی تا بزرگی برداشته و توی لپ تابش ریخته و شناسنامه و کارت ملی منم برده .
    بد دلیش بیش از حد بود حتی توی خونه مون من باید با روسری و چادر راه میرفتم . به من میگفت باید برده گی منو بکنی .. مشت میزد توی دهنم خیلی اذیت شدم توی این 2 ماه من 10 کیلو از وزنم کم شد.
    من خیلی دوستش داشتم با تمام وجودی که تحقیرم میکرد و کتکم میزد دوسش داشتم و هیچ حرفی به خانواده م نمیزدم که شوهرم با من چه رفتارایی میکرد ولی خانواده م فقط میدونستن که کمی بد دله یا به قول خودش مراعات میکنه. توی خونه ی مادر شوهرم منو حبس کردن و وقتی مادرم نگران من بوده و اومده بوده دنبالم که مادر شوهرم درو روی من توی اتاق قفل میکنه و منم گریه میکنم پدر شوهرم رو میکنه به مادرم و میگه دخترت اینجا نیست و مادرمو از اون خونه بیرون میکنه منم به خاطر بی احترامی که کردن تا خواستم جیغ بکشم شوهرم رگ دست چپمو با وسایل تابلو فرش مامانش میزنه و دستم خونی میشه بعد از اینکه مادرم از خونه رفت بیرون . پدر شوهرم گفت زود برسونیمش خونه شون تا شکایت نکنن که دخترشون و ما حبس کردیم. تا وقتی من به خانواده م رسیدم و با دست خونی مجبور شدم تمام اتفاقایی که برام افتادو برای خانواده م بگم.
    شوهر من خیلی تشنج میکرد موقع عصبانیت و به من میگفتن از دوست داشتن زیاد انقدر روت متعصب هست.
    حالا یک جلسه از دادگاهم گذشته تمام کارایی که با من کرده و براتون نوشتم توی دادگاه کتمان کرده من توی دادگاه گفتم که این آقا بیماری روانی داره و تشنج و صرع داره . حالا قراره ببرنش پزشکی قانونی .
    من چیکار کنم که سریعا فسخ نکاه بشه و فسخ نکاه باعث میشه که مهریه بهم تعلق نگیره ؟ شوهرم منو نمیخواد طلاق بده ولی من طلاقمو میخوام . منو توی ازدواج فریب داده و منم ثابت کردم این فریب ددر ازدواج چه حکمی براش داره . فقط میخوام زندانی شه چون خیلی منو اذیت کرد ...من خیلی تحمل کردم و با صبوری باهاش ساختم .. با وجود تمام تحقیراش...

  2. 14 کاربر از پست مفید Farzane-F تشکرکرده اند .

    Aram_577 (دوشنبه 19 خرداد 93), capitan (شنبه 17 خرداد 93), dokhtare kordestan (سه شنبه 20 خرداد 93), khaleghezey (شنبه 21 تیر 93), Less Than Nothing (پنجشنبه 19 تیر 93), m.reza91 (شنبه 17 خرداد 93), meinoush (شنبه 17 خرداد 93), omid65 (شنبه 17 خرداد 93), parsa1400 (یکشنبه 18 خرداد 93), pasta (شنبه 17 خرداد 93), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 08 تیر 93), مامان فربد (سه شنبه 20 خرداد 93), معاون کلانتر (شنبه 17 خرداد 93), افتابگردون (یکشنبه 08 تیر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.