به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 مرداد 93 [ 10:57]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    875
    سطح
    15
    Points: 875, Level: 15
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 115 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم بگو کدوم قسمت رو می‌خوای برات با مثال توضیح بدم؟

    من از گفته‌های شما به این نتیجه می‌رسم که یکی از دو طرف، که در اینجا خانم هستند دچار یه جور انعطاف کاذب شده... به عبارتی می‌شه این طور توصیف کرد... گرمای علاقه‌( نمی‌گم عشق) باعث شده اعتقادات ایشون فعلا نرم بشه و قابل انعطاف... وقتی این گرما از بین بره، که شک نکن می‌ره( و هیچ ربطی به صداقت عشق نداره)، اعتقادات ایشون سفت و سخت به حالت اول بر‌می‌گرده.

    در مورد شما دلیل وابستگی به هم و شور این وابستگی هست که مانع درک شرایط می‌شه...وقتی که رابطه تموم شه، به طور موقت دچار دردی می‌شی، بعد از گذر زمان یواش یواش می‌فهمی که داشتی چه اشتباهی می‌کردی و متوجه می‌شی که وابستگی چه طوری یه نقض واضح رو برات به یه معمای پیچیده تبدیل کرده. اشتباهی که کردی این بوده که تا اینجا پیش اومدی...اشتباهی بزرگی که من دیدم امثال شما انجام می‌دن این هست که کسی رو وارد جریان شناختشون نمی‌کنند.

    ببین عزیزم تو همیشه در روابط شناختت کسانی رو وارد کن... کسانی که تو رو خوب می‌شناسن و البته امین و دلسوز تو هستند. اگر چنین رابطه‌ای رو بتونی با یکی از اعضای خانواده خودت برقرار کنی که خیلی عالیه، در غیر این صورت اقوامی که با تو دوست هستند و با شخصیتت آشنا هستند و در نهایت دوست(‌به معنای حقیقی) و بعد از اون اگر دیگه نشد مشاور. هرچه طرف نسبت به تو دلسوزتر باشه و تو رو بیشتر بشناسه بهتر می‌تونه بهت کمک کنه. وقتی ما انسان‌ها در این روابط قرار می‌گیریم، دست خودمون نیست، وابسته می‌شیم، و قدرت شناختمون کم می‌شه و به نوعی از انعطاف شخصیتی موقت دچار می‌شیم، یعنی فکر می‌کنیم کاری رو می‌تونیم انجام بدیم که نمی‌تونیم یا برعکس.

    کسی که به شما نزدیک هست و شما رو می‌شناسه و نسبت به شما احساساتی مثل حسادت، کینه و ... نداره، می‌تونه به خوبی تشخیص بده که آیا شما به این حالت دچار شدید یا نه. یعنی با درک طرف مقابل شما و با شناختی که نسبت به شما داره خیلی سریع نقض‌ها رو می‌بینه و به شما گزارش می‌ده.در مورد شما به نظر من خانم هست که دچار این حالت شده، یعنی گویا ایشون به تصور کاذبی از انعطاف شخصیت رسیدند. اگر زمانی بگذره خودشون متوجه می‌شن که چقدر با شما در تناقضند. در مورد خود تو وابستگی و اگر اشتباه نکنم حس دلسوزی هست که رابطه رو نگه داشته که شدیدا بهت توصیه می‌کنم مراقب حس دلسوزی باش. این حس در روابط شناخت برای ازدواج هیچ جایی نداره. اگر فکر می‌کنی حس دلسوزی داره نقشی در ادامه‌ی رابطه ایفا می‌کنه، سریع خبر بده، که برات بیشتر توضیح بدم.
    ویرایش توسط myself : شنبه 05 مرداد 92 در ساعت 16:54

  2. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مرداد 93 [ 22:48]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    1,326
    سطح
    20
    Points: 1,326, Level: 20
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 65 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون myself عزیز،بیا یکم باهات صحبت و درددل کنم و شما بشو همون دوست و مشاور،خوب به حرفام دقت کن و بعد بگو،بعنوان ی نفر سوم که نظرش میتونه مهم باشه و بدون نیت خاصی و عاقلانه تصمیم می گیره،اگه حاضری بگم واست

    اول اینکه همه جا میگن بشینین ببینین میانگین طرف مقابل چقدره،ویژگی های مثبت و منفیش رو لیست کنین و بهش نمره بدین،خوب من اینکارو کردم، حالا به شما میگم شما نمره بده.
    ویژگی های دختر خانم:خوش اخلاق،مهربون(بقول خودش کپسول مهربونی)،زیبا،سفیدرو،قد بلند،خوشتیپ،باهوش،علاقه به فوق لیسانس و پیشرفت،خانه دار،آشپزیش خوبه، بشدت به شوهر

    اهمیت میده،به نظر میاد آدم گرمی باشه، تو روابط جنسی مهمترین چیز خاست شوهره، به تمیزی خودش و لباس مرتب و زیبا تو خونه فوق العاده اهمیت میده، تو عروسی های زنانه تیپ میزنه،میرقصه،دوستاش از همه طیفی هستن با ایمان تا دختر بدای بی حجاب، با خوانوادش و خواهرش بشدت مهربونه، با بچه ها خیلی مهربونه،تو این 7ماه یبار هم گیر نداده کجابودی

    چرا رفتی با دوستات نرو،درکش بالائه،علاقه مند به رفت و امد و مهربونی با خانواده شوهره،من الان سربازم مادیات واسش اولویت نیست،دلش آدم سالم میخاد،بسازه و تو نداری قطعا پشتیبان منه،قانعه،میریم بیرون بهانه الکی نمیاره،اهل گردش و تفریحه،از دید فامیل دختر خوبیه و گفته که چندتا خاستگار تو فامیل داشت که این از دید من ویژگی مثبته چون فامیل همدیگه رو خوب

    میشناسن،لوس نیست و میره یه ماه خابگاه میمونه چیزی که من نمیتونستم بیشتر از ی هفته بمونم نشون میده مستقله،اقتصادی و اهل زندگیه،.اقعا پاک و نجیبه و گذشتش فوق العاده پاکه،بمن علاقه مند شده،تابحال حتی با ی خاستگار بیش از 1 جلسه حرف نزده که نشون میده الکی وابسته نمیشه و ملاکاش معلومه،من واقعا دوسش دارم،این ویژگی ها که گفتم نگین

    بخاطر عشقه ، نه واقعا همش حقیقته و توش شکی ندارم.


    حالا خاست دختر خانم از من که یکم باعث نگرانیم شده،احیا بریم مسجداما من دلم میخاد تو خونه،هرزگاهی بریم جمکران و شاه عبدالعظیم که اگه سالی یکی دو دفه باشه مشکلی ندارم،2-3شب محرم بریم خیابون،یکی دو شب فاطمیه بریم بیرون،نماز جمعه نگفت و تاکید کردم نمیام،اگه شد و من خسته نبودم بریم دعا،بقول خودش یدفه امکانش هست ماهی 2دفه

    یدفه 3ماه یدفه،مثلا همین دعای ندبه جمعه صبح تاکید داشت که جمعه صبح آدم استراحت میکنه و اصلا واسش مهم نیست،یا مثلا ماه رمضون خیلی ها شبا میرن مسجد میگه دلش میخاد بیشتر خونه باشه و فیلم ببینه تا مسجد،میگه هرزگاهی اگه شد نماز جماعت،بشدت تاکید داره که درک میکنه و اگه من خسته باشم و نتونم ازم نمیخاد،از آن سمت خیلی به جنبه

    های دیگه مثل تفریح و مهمونی و رفت و امد و باهم بودن و حتی استراحت تو خونه تاکید داره و میگه همه چیز کنار هم.
    اینا رو گفتم حالا نظر من،پیش خودم حساب میکنم خاست آن نهایتا سالی 20 شبه،چیزی که از بنیان باهاش مخالف نیستم شکلش فرق داره،پیش خودم فکر میکنم اینهمه ادم میرن احیا

    خوب منم برم،بدیش چیه ،یا محرم من که همیشه 2-3 شب اخر میرم بیرون حالا چون اون تاکید کرده دارم جبهه میگیرم،یا سالی 4-5 دفه دعا،خواست آن فقط همیناست،این منم که دارم جبهه میگیرم و لجبازی میکنم،میبینم الان میانگینش بالائه،کلی ویژگی مثبت که شاید تو هرکسی نباشه، صحیحه بخاطرسالی 20 شب که قلبا" باهاش مخالف نیستم همه چیز بهم

    بخوره، به نظرت ویژگی های مثبتش کم و منفیاش زیاده،اصلا متعصب آنچنانی نیست،فقط تاکیدش به ایمان و رضایت خدا و ارامشیه که دین میده،منم باهاش موافقم،دیشب واقعا خسته بودن خابم برد،الان میبینم دلم میخاست منم شب احیا دعا میکردم، نمیدونم منعطف شده یا نه اما آخه وقتی خودشم تو این مدت به این چیزا خیلی عمل نکرده و دلش میخاد که اگه

    خاست بره شوهرش مخالفت نکنه.منم نمیدونم چکار کنم اما طبیعیه که توی زندگی درک باید باشه و کوتاه امدن.من میبینم این دعا و این چیزا میخاد خیلی هم باهاش مخالف نیستم و دلم میخاد میزان معنویات تو زندگیم بیشتر بشه چون از قبل هم توم بود،من بدون اینکه کسی بگه نماز میخونم و روزه میگیرم،5شنبه جمعه با اینکه کارم خیلی سخت و زیاد بود تو افتاب روزه

    گرفتم،نمیدونم شاید خیلی معتقد به روزه نباشم ولی اگه نگیرم حس خیلی بدی بهم دست میده یا نماز،دلم میخاد بخونم و از وقتی این امده نمازام مرتب تر شده.
    مثلا اگه ی دختر دیگه توقعات دیگه ای داشته باشه آن خوبه،مهمونی انچنیانی و قناعت نداشته باشه،این دختر ویژگی های مثبتش زیاده،مامانم میگه شاید اصلا باعث شه ماها هم

    نمازمون رو اول وقت بخونیم.اما مشکل همون درکه،مثلا تو مسافرت وقت نماز شد واکنشش چیه،همون لحظه یجایی رو پیدا کنیم یا دیرتر هم میشه،جواب دقیق نمیده بهم،من مشکلم با عدم درکه که تاکید میکنه همه چیزو باهم میخاد و تنها چیزای معنوی نیست.واقعا تند نیست و نمیدونم چکار کنم.ویژگی های مثبتش زیاد و منفیاش از دید بعضیا که مثبته و از دید من درکش

    بالائه و نمیخاد من به سختی بیفتم.حالا لطفا نظراتتون رو بگین و منو بیشتر راهنمایی کنین.
    ویرایش توسط ahmad3930 : یکشنبه 06 مرداد 92 در ساعت 11:04

  3. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 مرداد 93 [ 10:57]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    875
    سطح
    15
    Points: 875, Level: 15
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 115 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به این نکته دقت کن که خانم‌ها گاهی شیفته‌ی مردی می‌شن فقط به خاطر یک صفت. یعنی در دایره‌ی صفت‌های اون مرد، یک نقطه توجهشون رو جلب می‌کنه و بهش خیره‌ می‌شن... شاید شنیده باشی می‌گن عاشق غیرتش شدم، عاشق صداقتش شدم، عاشق مرامش شدم و ...

    ایشون تاحالا بهت گفته که از چه ویژگی‌ تو خوشش اومده؟

    البته تصور بالا معمولا در مورد روابط کوتاه مدت پیش میاد... اینکه شما ۷ ماه هست که در ارتباطید، باعث می‌شه احتمال فوق کمرنگ‌تر بشه... اما بد نیست کمی بهش فکر کنی...

    از کمالات ایشون گفتی... اولاً که عرض کنم بسیاری از نام‌برده‌هات رو تمام خانم‌ها دارند! و برخی از اونها رو تمام امروزی‌ها دارند! و حقیقتاً صفتی منحصر به ایشون دیده نشد... مهم عمق این صفات هست واگرنه که اکثراً همه رو دارند... بگذریم... فرض بر این هست که ایشون با کمالات هستند... و اصلاً بحث ما و مشکل ما این نیست... فرض ما بر این هست که شما ایشون رو می‌پسندید و دوست دارید و اصل هم همین هست.

    من نگران شما نیستم توی این رابطه، بلکه نگران ایشونم... می‌دونی چرا؟... شما در مورد ایشون خیلی رک و صریح بودید و این خیلی خوبه... یعنی هر چه می‌خواستید رو گفتید و از گفتن چیزی که نمی‌خواستید هم ترسی نداشتید... این سازش ایشون در مورد خواسته‌های شما اگر موقت و گذرا نباشه که از صفات برترشونه... ولی بنده نگرانم که ایشون وقتی وارد زندگی شما بشن و ببینن که علاقه‌مندی‌هاشون ارضا نمی‌شه... چقدر صبر خواهند کرد... ۱ ماه؟ ۱ سال؟‌ ۱ عمر؟

    باید در این رابطه ایشون رو درنظر بگیری... ببین می‌تونی بابت این همه چیزی( به گفته‌ی خودت) که به تو می‌ده، علاقه‌هاش رو تأمین کنی؟

    اگر علایق ایشون مادی بود... بنده عرض می‌کردم به خاطرشون این کار رو بکن... اگر می‌تونی برطرفش کنی برو جلو واگرنه که هیچ... اما مشکل اینجاست که نیازهای ایشون و علایقشون معنوی هست... این کار رو مشکل می‌کنه.

    اگر بخوام این بحث رو باز کنم طولانی می‌شه... سربسته بگم که در مسأله‌ی دین و مذهب نباید انسانی ملاک باشه، باید فقط به پروردگار فکر کرد، باید فارغ از هر کسی و چیزی (از جمله یک انسان) رفتار کرد.

    اما روزنه‌ای از امید اینجا وجود داره... اینکه شما در هسته‌ی اعتقادات یکی هستید... اما پوسته هست که تفاوت داره. اگر بتونی فارغ از فکر به ایشون و بدون در نظر گرفتن ایشون متقاعد شی که تغییری در رفتارت ایجاد کنی که مانعی دیده نمی‌شه... چون نیازها معنوی هست نباید کسی رو واردش کنی.

    یه چیزی هم هست و اینکه خانم‌ها اصلا دلشون نمی‌خواد رابطه‌ی اولشون رو قطع کنند... ایشون به وضوح رابطه‌ی اولشون هست و اگر اشتباه نکنم شما هم همین طور... من نگرانم که نکنه ایشون دچار حالتی وسواسی شده باشند از اینکه بخوان حتما این رابطه به ازدواج ختم بشه... می‌دونید چرا عرض می‌کنم... چون این خانم با توجه به عقایدی که دارند، اگر این رابطه به ازدواج ختم نشه، دچار عذاب وجدان و احساس گناه می‌شه... چرا که مدتی طولانی رو به رابطه با پسری گذرونده که در نهایت به ازدواج ختم نشده... پس این موضوع رو هم در نظر بگیر

    ازش بخواه و سعی کن بفهمی که چه چیزهایی در تو رو دوست داره... اگر دیدی که زیاد متقاعد کننده نیست... احتمال فوق پررنگ می‌شه.

    در مورد خانواده‌ی ایشون چیزی هست که دونستنش مفید باشه؟

    من حدس می‌زنم که ایشون خیلی هم اعتقاداتشون به شکل ایمانی نیست، از دست بنده ناراحت نشید، منظورم جسارت به ایشون نیست... اما وقتی خانمی در چنین رابطه‌ای اون هم به شکل دراز مدت قرار می‌گیره... نشون دهنده‌ی این هست که زیاد تابع مسایل عملی دین نیست... و این یعنی اینکه زیاد بی شباهت به شما نیستند... و این درخواست های ایشون ممکن هست از روی ناز کردن باشه! شاید باور نکنید اما بنده بسیار دیدم که خانم‌ها چیزی رو از آقایون می‌خوان در دوران خواستگاری صرفاً برای اینکه چیزی خواسته باشن! در واقع دوست دارند که این طوری عشق و علاقه‌ی مرد رو نسبت به خودشون بدونند... معمولا هم چیزی رو می‌خوان که می‌دونند انجامش برای طرف مقابل کمی سخته!

    شما دیگه نباید بیش از این به این وضع ادامه بدید، یعنی باید تصمیم بگیرید که برید خواستگاری یا رابطه رو برای همیشه قطع کنید.





  4. 2 کاربر از پست مفید myself تشکرکرده اند .

    maryam240 (یکشنبه 10 اسفند 93), sara 65 (دوشنبه 14 مرداد 92)

  5. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مرداد 93 [ 22:48]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    1,326
    سطح
    20
    Points: 1,326, Level: 20
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 65 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از اینکه همراه منی و به من کمک میکنی،خوب قطعا یکسری ویژگی داشتم که خوشش امده وگرنه تا الان زن یکی دیگه شده بود،بیشتر به صداقت و پاکی من تاکید میکنه و اینکه ذاتم پاکه و از آنور تحصیلات و هوش و شاگرد اول بودن

    واسش مهمه،چون خودش باهوش و خیلی زرنگه دلش میخاد شوهرش تحصیلات داشته باشه و باهوش باشه.خانوادش اهل دین و ایمان هستن بیشتر از ما ولی خودش ایمانش بیشتر از خانوادشه که من عمدتا" بعلت جو خابگاه و دوستان فوق العاده مذهبیش می دونم.

    من نگرانیم الان نیست،نگران 20سال بعدم که همه زندگیش بشه مسجد و سفره و روضه که میگه اصلا این شکلی نیست و اشتباه فکرمیکنم.من فقط نگرانم،ویژگی هایی که ازش گفتم واقعا به شدت عمیق توش هست،عمیق،یعنی مهربونیش خیلی زیاده،بعدشم تو این مدت تابحال رفتارهای خاص مذهبی ندیدم،خیلی کم،نه نمازجمعه،نه جمکران،فقط نزدیک خابگاه ی امامزاده بود که زیاد میرفت،ولی اهل گردش هم خیلی هست،ویژگی های مثبتش زیاده و من ترسم از اینده است،از آنور به قول مامانم زندگی اینقدر سخته که آدم تعدیل میشه بجای اینکه افراطش زیاد بشه،از آنور میخاد فوق لیسانس بخونه،امسال مهندسیش تموم شد و میخاد کار کنه،امروز گفتم که توی طول هفته من خسته از سر کار برمیگردم و نمیتونی

    ازم توقع داشته باشی،همش میگه من درک میکنم،به نظرت صحیحه من الان بگم نه،وقتی مطمئنم این صفاتی که داره با این عمق خیلی سخت توی یکی دیگه پیدا میشه،تو بگو چندتا دختر میشناسی وقتی اولین بار شام با خانوادش امدن خونه ما خودش همه ظرف ها رو بشوره،یعنی اهل کار و زندگیه،آمدیم و یکی پیدا شد بی ایمان،انموقع چی،چکار کنم،قبول کن نه

    من نه اون نمیتونیم فراموش کنیم،منم هیچوقت باهیچکس نبودم اما واقعا ویژگی های مثبتش زیاده،تو فکر کن تمام ویژگی هایی که ازش گفتم خیلی عمیق توش باشه،حالا نظرت چیه؟؟؟؟


    نمیشه از الان اینده رو پیش بینی کرد،اگه تفکرات و آینده عین افکار الانش باشه من مشکلی نمیبینم،فقط ترسم از عوض شدنه،حالا به نظرت تضمینی هست دختر بعدی که میاد تو زندگیم تا ابد عوض نشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    بنا قول الانه، قول داده و گفته اصلا اینجور نیست و مذهب همه زندگیش نیست و اصلا از آدمایی که همش دنبال این چیزا هستن و به فکر خونه و شوهر و بچشون نیستن خوشش نمیاد و میگه گناهه،میدونی ایمانش قلبیه و ایمان قلبی خوبه،اگه

    ظاهری باشه باید ترسید،به نظرم نباید جا بزنم چون هیچ تضمینی نیست نفر بعدی مذهبیش شبیه من باشه ولی عاشق شوهرش ،مهربون،خانواده شوهر را دوست داشته باشه و اهل قناعت و زندگی باشه،خوبی دخترهای مذهبی اینه شوهر همه زندگیشونه و همه تلاششون رو برای آرامش شوهر میکنن.
    منم باهات موافقم و همیشه واسم سواله که چطور ی دختر مذهبی اینقدر صمیمی شده قبل از محرمیت،الانم ترسش آزمایشه و میگه بعد آزمایش از نظر عاطفی حتی بدون محرمیت بهتر میشه،یه زمانی که نگو فوق العاده عاطفی و کلی

    دوست دارم و عزیزم میگفت،دوستاش خیلی ازش تعریف میکنن و میگن فوق العاده است،واقعا هم همینه،هیچوقت توقع بیجا نداشت و فقط توقع درک داره،همین، میتونی واسم چندتا مثال بزنی از مشکلات احتمالی؟

    واقعا ازت ممنونم،راستی خودت گفتی قبلا" تجربش رو داشتی میتونی بیشتر برام بگی؟؟

  6. #35
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما بیشتر از اینکه به حرف های خانم اهمیت بدهی به اعمالش دقت کن. ببین الان که مجرده و وقتش آزاده دقیقا چند بار در هفته این اعمال را انجام می ده. قدر مسلم این است که وقتی ازدواج کند و مسئولیت زندگی را قبول کند دیگر مثل سابق نمی تواند به علاقه هایش برسد و احتمال زیاد از الان هم کمتر انجام می دهد. یعنی اگر الان در دوران مجردی هفته ای سه بار مسجد برود بعد از ازدواج کمتر می شود و به شب پنجشنبه موکول می شود. تازه آن هم اگر مهمان داشته باشید یا کاری پیش بیاید مثلا در خانه چیزی خراب شود یا ... که معمولا زیاد است اگر عاقل باشد صرف نظر می کند. تازه شما می گویی همین الان هم زیاد انجام نمی دهد. اما راجع به دوران پیری که نگرانی. همین الان پیرزن پیرمرد های اطرافت را ببین اوضاع دستت می آید. به طور طبیعی هر وقت مسجد می روم نود درصد پیرزن ها هستند. اما وقتی کافی شاپ می روم نود درصد زیر سی سال . منظورم را متوجه شدید؟
    راجع به عقاید سیاسی هم وقتی باید نگران باشی که برود عضو احزاب سیاسی شود. وگرنه اینکه به چه کسی رای میدهد به خودش مربوط است. اصلا من از کسی نمی پرسم به چه کسی رای داده است. نکته دیگر آنکه هر چه قدر خودت اهل حرف های سیاسی باشی او هم بیشتر بال و پر می گیرد. اما وقتی شما به این موضوع ( واقعا غیر ضروری ) نپردازی چه می شود؟ الان من خودم کلی عقاید سیاسی با دلیل و مدرک دارم اما فقط برای خودم است و راستش را بخواهی حالم از بحث سیاسی به هم می خورد. فامیل های من کلا جناح مخالف من هستند و اتفاقا پایه کارهای سیاسی . اما من خودم اجازه نمی دهم کسی با من بحث کند و همیشه می گویم مملکت ما (سیاست زده ) است و برای همین عقب افتاده ایم. کلی عقاید سیاسی دارم و کلی هم دلیل و مدرک می توانم بیاورم اما فعالیت سیاسی ام فقط در حد رای دادن است و چون معتقدم بحث های سیاسی ما را بدبخت کرده است با هیچ کس حرفی نمی زنم مگر نزدیک ترین کسانی که هم رای من هستند. پس بسته به شخصیت افراد و نوع فعالیت سیاسی و اهمیتی که برای این مسایل قائل هستند دارد.

  7. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    maryam240 (یکشنبه 10 اسفند 93)

  8. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmad3930 نمایش پست ها
    سلام و باتشکر
    myself میتونین یکم واضحتر و با مثال برام توضیح بدین، باهاتون مخالف نیستم اما واقعا مستاصل شدم.
    خانم deljoo-deltang دارم به صحبتاتون فکرمیکنم،میتونین مثال های دیگه ای رو که گفتین برام بزنین
    ممنون
    ببینید من دلم می خواد بیشتر دقت کنید و اگر اختلافی در حال حاضر دیدید ودر اخر فکر کردید برایند خوبیها بیشتر از بدیها هست سعی کنید در مورد اختلافات حد اقل قبل از هر تصمیمی شفاف سازی کرده و به یک توافق برسید. (کاش 8 سال پیش کسی بود که من رو قدم به قدم در این راه یاری می کرد). حالا برای اینکه مثالهای بیشتری داشته باشید من دوباره از شما یک لیست سوال می پرسم: 1- نظر شما و دختر خانم در مورد خمس دادن از مال اضافه سر سال چیه (منظورم از نظر چگونگی عملکردتون در شرایط واقعی هست)؟ 2- نظر هر یک از شما در مورد رهن کامل یک خونه چیست، آیا الان خونه دارید یا اگر بخواهید خانه ای تهیه کنید به چه صورت می خواهید اونو تهیه کنید (از نوع اجاره)؟ 3- نظر هر یک از شما در مورد گرفتن وام با نزول چیست؟ 4- نظر دختر خانم و شما در مورد موسیقی در خانه و یا مجالس چیست (انواع موسیقی ها)؟ لطفا همین ها رو فعلا جواب بدید ضمن اینکه اگر نظر دختر خانم رو در مورد سوالات قبلیم می دونید هم بنویسید.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  9. کاربر روبرو از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده است .

    ویدا@ (دوشنبه 14 مرداد 92)

  10. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 مرداد 93 [ 10:57]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    875
    سطح
    15
    Points: 875, Level: 15
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 115 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از اینکه همراه منی و به من کمک میکنی،خوب قطعا یکسری ویژگی داشتم که خوشش امده وگرنه تا الان زن یکی دیگه شده بود،بیشتر به صداقت و پاکی من تاکید میکنه و اینکه ذاتم پاکه و از آنور تحصیلات و هوش و شاگرد اول بودن

    واسش مهمه،چون خودش باهوش و خیلی زرنگه دلش میخاد شوهرش تحصیلات داشته باشه و باهوش باشه.خانوادش اهل دین و ایمان هستن بیشتر از ما ولی خودش ایمانش بیشتر از خانوادشه که من عمدتا" بعلت جو خابگاه و دوستان فوق العاده مذهبیش می دونم.


    در اینکه شما ویژگی‌های خوبی دارید قطعاً هیچ شکی نیست...
    ببین جانم... گاهی ما در برخورد و آشنایی با آدم‌ها، جنس موافق و مخالف فرقی نداره... فقط بعدی از اونها رو در نظر می‌گیریم... بنده نگرانیم این بود که شاید ایشون چیزی رو در وجود شما دیده باشند که خیلی براشون مهم بوده و درنتیجه کل شخصیت شما رو یکجا در نظر نگرفته باشن.

    اینکه ایشون از بعد معنوی شما تعریف می‌کن، خوبه، اما بنده از روی تجربه می‌گم که خانم‌ها اصولاً زیاد به روی آقا نمیارن که از بعد مادیش هم خوششون میاد که مبادا فکر کنه که به خاطر مادیات(نه فقط پول بلکه هر مادیاتی مثل زیبایی، تحصیلات و ...) شیفته‌ی او شده‌اند.

    اگر خیالتون راحت هست که همه‌ی ویژگی‌های شما رو درنظر گرفته که دیگه نیازی نیست به بحث بالا ادامه بدیم... به خصوص که خانم‌ها توی این مورد معمولا خیلی خوب عمل می‌کنن... و معمولا نقطه ضعف آقایون هست که دچار دید محدود می‌شن.

    من نگرانیم الان نیست،نگران 20سال بعدم که همه زندگیش بشه مسجد و سفره و روضه که میگه اصلا این شکلی نیست و اشتباه فکرمیکنم.من فقط نگرانم،ویژگی هایی که ازش گفتم واقعا به شدت عمیق توش هست،عمیق،یعنی مهربونیش خیلی زیاده،بعدشم تو این مدت تابحال رفتارهای خاص مذهبی ندیدم،خیلی کم،نه نمازجمعه،نه جمکران،فقط نزدیک خابگاه ی امامزاده بود که زیاد میرفت،ولی اهل گردش هم خیلی هست،ویژگی های مثبتش زیاده و من ترسم از اینده است،از آنور به قول مامانم زندگی اینقدر سخته که آدم تعدیل میشه بجای اینکه افراطش زیاد بشه،از آنور میخاد فوق لیسانس بخونه،امسال مهندسیش تموم شد و میخاد کار کنه،امروز گفتم که توی طول هفته من خسته از سر کار برمیگردم و نمیتونی

    ازم توقع داشته باشی،همش میگه من درک میکنم،به نظرت صحیحه من الان بگم نه،وقتی مطمئنم این صفاتی که داره با این عمق خیلی سخت توی یکی دیگه پیدا میشه،تو بگو چندتا دختر میشناسی وقتی اولین بار شام با خانوادش امدن خونه ما خودش همه ظرف ها رو بشوره،یعنی اهل کار و زندگیه،آمدیم و یکی پیدا شد بی ایمان،انموقع چی،چکار کنم،قبول کن نه


    شما نیازی نیست نگران اون سال‌ها باشید... در ضمن یک زن در اون سن حق داره که کمی از شوهرداریش کم کنه.

    بله، ویژگی‌های ایشون تا جایی که شما گفتید و بنده فرض رو بر قبول اون گذاشتم خوبه... یه کم گیج شدم... شما عقد کردید؟... اینکه رفت و آمد خانوداگی دارید... با توجه به مذهبی بودن ایشون و خانوادشون برام جالب هست... شستن ظرف‌های شام توی خونه‌ی شما واقعا من رو متعجب کرد! ... یعنی شما هم گذاشتید این کار رو بکنن؟

    اگر شما به صفاتی که گفتید مطمأنید... کافیه فکر کنید که اگر بار احساس نبود و شما ۷ ماه با هم نبودید و حرف‌های عاشقانه رو هم فاکتور گرفتید... باز هم به ایشون علاقه دارید یا نه... چون رابطه‌ی اول شما هست... ممکن در وضعی قرار گرفته باشید که فقط بخواید ادامه بدید...

    این همه مدت و اینکه شما هنوز تصمیم به خواستگاری نگرفتید... آدم رو به شک می‌اندازه... وقتی دو نفر به دل هم بشینن و شرایط ازدواج هم مهیا باشه، دیگه این همه دو دل نمی‌شن... این نشون می‌ده که ممکن هست شما یا حالتی از دودلی داشته باشید توی تصمیماتتون و یا اینکه از روی عادت و طولانی شدن رابطه و تحت تأثیر ویژگی‌های رابطه‌ی اول قرار گرفته باشید.

    من نه اون نمیتونیم فراموش کنیم،منم هیچوقت باهیچکس نبودم اما واقعا ویژگی های مثبتش زیاده،تو فکر کن تمام ویژگی هایی که ازش گفتم خیلی عمیق توش باشه،حالا نظرت چیه؟؟؟؟


    قطعاً نمی‌شه از روی چند خط توصیف در مورد یک نفر نظر داد، ولی بنده از بین چیزهایی که شما تعریف کردید، صفت مطیع بودن ایشون به نظرم شاخص اومد... اگر به سلامتی ازدواج کردید، قدر این صفت رو بدونید و با احترام به ایشون، باعث بشید که این صفت روز به روز بیشتر بشه، و همچنین ایشون عزت نفسشون خدشه دار نشه.

    نمیشه از الان اینده رو پیش بینی کرد،اگه تفکرات و آینده عین افکار الانش باشه من مشکلی نمیبینم،فقط ترسم از عوض شدنه،حالا به نظرت تضمینی هست دختر بعدی که میاد تو زندگیم تا ابد عوض نشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    عوض شدن ممکن هست پیش بیاد... به این صورت که ایشون نیازهاشون توسط شما جواب داده نشه و در نتیجه انگیزشون رو از دست بدند. شما نمی‌تونید بدون اینکه نیازهای ایشون رو برآورده کنید انتظار برآورده کردن نیازهاتون رو داشته باشید.

    بنا قول الانه، قول داده و گفته اصلا اینجور نیست و مذهب همه زندگیش نیست و اصلا از آدمایی که همش دنبال این چیزا هستن و به فکر خونه و شوهر و بچشون نیستن خوشش نمیاد و میگه گناهه،میدونی ایمانش قلبیه و ایمان قلبی خوبه،اگه

    ظاهری باشه باید ترسید،به نظرم نباید جا بزنم چون هیچ تضمینی نیست نفر بعدی مذهبیش شبیه من باشه ولی عاشق شوهرش ،مهربون،خانواده شوهر را دوست داشته باشه و اهل قناعت و زندگی باشه،خوبی دخترهای مذهبی اینه شوهر همه زندگیشونه و همه تلاششون رو برای آرامش شوهر میکنن.
    منم باهات موافقم و همیشه واسم سواله که چطور ی دختر مذهبی اینقدر صمیمی شده قبل از محرمیت،الانم ترسش آزمایشه و میگه بعد آزمایش از نظر عاطفی حتی بدون محرمیت بهتر میشه،یه زمانی که نگو فوق العاده عاطفی و کلی

    دوست دارم و عزیزم میگفت،دوستاش خیلی ازش تعریف میکنن و میگن فوق العاده است،واقعا هم همینه،هیچوقت توقع بیجا نداشت و فقط توقع درک داره،همین، میتونی واسم چندتا مثال بزنی از مشکلات احتمالی؟


    مشکل احتمالی اینه... ایشون وارد زندگی شما می‌شه... توقعاتش برآورده نمی‌شه... اوایل تحمل می‌کنه... بعدها دل‌سرد می‌شه... زندگی براش خسته کننده می‌شه... دیگه‌ انگیزه‌ای نداره که نیازهای شما رو برآورده کنه... برای خودش زندگی می‌کنه... می‌شه از اون زندگی‌ها که باید سوخت و ساخت.

    یه نگرانی که من دارم اینه که این رابطه طوری هست که شما باید بله‌ی آخر رو بگید... من از روی دیده‌هام می‌گم که این طور ازدواج‌ها خوب در نمیاد...

    واقعا ازت ممنونم،راستی خودت گفتی قبلا" تجربش رو داشتی میتونی بیشتر برام بگی؟؟


    سربسته بگم که... اختلاف عقیدتی وجود داشت... خیلی کم‌رنگ‌تر از مال شما... اونجا هم اصرار بر انعطاف و هماهنگ‌سازی بود... در نهایت تصمیم که به قطع رابطه رسید... به نظر هر دو طرف ناراحتند... اما بعد از مدتی که صحبت شد... هر دو طرف راضی بودند و خرسند از اینکه از یک اشتباه بزرگ قسر در رفتند.

    همون طور که گفتم این موضوع بیشتر در رابطه‌ی اول بوجود میاد.

    یه وسواس فکری هم این جا محتمل هست برای خانم پیش اومده باشه، ببینید اگر ایشون واقعا مذهبی باشند، براشون خیلی سخته که رابطه‌ای با این عمق به ازدواج ختم نشه... البته برای هر خانمی و هر انسانی دردناک هست ولی برای یک خانم مذهبی در رابطه‌ی اول خیلی خیلی خیلی سخت‌تر هست.

    بنده دیگه کمک به خصوصی نمی‌تونم بکنم واگرنه که وقت ارزش شما رو نداره...

    در اینجا خانم‌ها به نظرم مفید فایده‌تر باشند...

    به صحبت‌های ❊deljoo_deltang❊ گرامی خوب دقت کنید... سعی ایشون بر اینه که شما رو متوجه توقعات احتمالی این خانم در آینده بکنند... توقعاتی که اگر شما متوجه اون نشید و جوابگو نباشید... به مرور باعث سردی ایشون به زندگی و شما می‌شه.




    ویرایش توسط myself : سه شنبه 08 مرداد 92 در ساعت 00:12

  11. کاربر روبرو از پست مفید myself تشکرکرده است .

    ویدا@ (دوشنبه 14 مرداد 92)

  12. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مرداد 93 [ 22:48]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    1,326
    سطح
    20
    Points: 1,326, Level: 20
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 65 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    اول به سوالات deljoo-deltang عزیر جواب بدم:
    1-من به خمس معتقدم و اگر شرایط مالیم خوب بشه و احتیاجات اولیه زندگیم رو تامین کنم و بهم خمس تعلق بگیره حتما میدم.فکرکنم اونم موافقم باشه

    2-حقیقتش من نسبت به رهن کامل و رهن و اجاره دید بدی شبیه به نزول دارم ولی شرایط الان اینشکلیه و کاریش نمیشه کرد.تاجایی که میدونم دخترخانم خودشون یجا مستاجرن با رهن و اجاره و جای دیگه خونشون رو با همین شرایط اجاره دادن.گمون نکنم واسش مهم باشه نپرسیدم اما مهم نیست واسش.

    3-والا وام الان خودش نوعی نزوله ،با وام بانکی مشکلی ندارم ولی با نزول و آن شکلی که تو بازاره قطعا مخالفم.گمون نکنم اونم مخالف وام بانکی و موافق نزول باشه و عین من فکرمیکنه.

    4-مشکل خاصی نداریم و موافقیم و تو صحبتایی که تا الان شده و دیدم مشکل خاصی نیست.گفتم که بهتون تو مهمونی ها مجلس زنونه کلی تیپ میزنه و میرقصه حتی،حتی همین رقص هم تو خونه واسه شوهر به شدت موافقه،تا الان هم نشده تو ماشین اهنگ بذارم و چیز خاصی بگه.ضمنا ماهواره دارن و نگاه میکنه و مخالفش نیست.

    حتما الان میگید که اینکه عین خودمونه و مذهبی نسیت،منم همین فکرو میکنم،مذهب به آن شکل که صحبتشو میکنه تو زندگیش نیست،تو خونه قران میخونه اگه بتونه ولی فیلمم میبینه،قبلا هم گفتم کلامش بیشتر از عملش مذهبیه ولی میگه دلم میخاد اگه رفتم احیا شوهرم مانع نشه و بیاد،محرم بیاد و اگه دلم خاست برم دعا بیاد،تو این چندوقت شاید 3دفه هم

    دعا نرفته،یکم میترسه و این گیر دادنش بعلت ترس باعث نگرانی من شده.دلش میخاد همراهش باشو این چیزا از زندگیش خذف نشه،روی این جمله حذف و ترسش از حذف خیلی تاکید میکنه،منم میگم اگه حتی موافق نباشم و همراهیت نکنم قطعا مخالف نیستم ولی یه همراه همیشگی میخاد.

    myself عزیر از راهنماییها و نظراتت متشکرم.
    قسمت به قسمت بهتون جواب میدم بهمون ترتیبی که نوشتین.

    بله باهاتون موافقم،خیلی چیزها رو درنظر گرفته،مثل اینکه کاری هستم و دلم میخاد از نظر مادی پیشرفت کنم،خوب اولش اینو نگفت ولی کم کم میشد فهمید و گفت،بعدشم آره از تیپ و قیافم خوشش امده، از شوخ طبعیم و اینکه اینو خیلی دوس داره و از اینکه واقعا بهش اهمیت میدم،یبار گفت دلم میخاد صبح که از خاب پا میشم اس ام اس تو رو ببینم چون اگه نباشه نگرانت میشم،از

    آن روز همیشه اول صبح 2-3تا اس عاشقانه یا جوک براش میفرستم،منم بهش و خاسته هاش اهمیت میدم،اونم اس عاشقانه نمیده و میگه بوقتش و الان صحیح نیست،اینم دید مذهبیش که میگه الان نمیشه و بعد عقد همه چی فرق داره،دوست دارم هم زیاد میگفت این 1ماه که یکم جفتمون نگران شدیم نمیگه،بهش حق میدم ولی دلم صمیمیت و درک بیشتر میخاست.

    عقد نه،یدفه اونا شام امدن خونه ما یدفه ما رفتیم،خونه خودشون خودش و خواهرش همه ظرفا رو شستن خونه ماهم اصرار کرد و اینکه مامانم خسته شده بابت تدارک شام باز خودش و خواهرش شستن،ما گفتیم نه ولی شست،چکار میشد کرد البته بماند از این کارش خیلی خوشم آمد.

    مشکل اول دانشجو بودن ایشون و اینکه موندیم امتحانات تموم شه،دقیقا 1ماه پیش روزی که شبش میخاستیم بریم یکی از اقوام ما فات کرد و عقب افتاد،قراره بعد عید فطر بریم که نگرانیم خیلی زیاده،هم نگرانی اون هم من.

    مطیع که چه عرض کنم اما فکر کنم حرف و خاست شوهر واسش خیلی خیلی مهم باشه اما قطعا مطیع به آن معنا که هرچی بگی بگه چشم نیست،منم چنین توقعی ندارم اصلا.

    دیروز باهاش صحبت کردم،گفتم ما خودمون رو نمیشناسیم و باید فکر کنیم،طولانی ،حداقل6ماه،خوشش نیومد ولی مخالفت نکرد ولی واکنش خانوادش قطعا خوب نخواهد بود،البته 6ماه بدون رابطه خاصی،تلفن،اس،ملاقات و همه چی،بدون هیچی،فکر تا اول خودمون و خاستمون رو بشناسیم.

    گفتم دلم میخاد تو بیشتر از اینکه به عمل من توجه کنی به تفکر پشت عمل توجه منی،کلی مثال زدم از اقوام و اشنایان که خانم اهل نماز و روزه ولی اقا نیست،یا همین مامان بابای خودم،بابام هیچوقت روزه نگرفته و نمازنخونده ولی صبح ها مامانم رو واس سحر بیدار میکنه،گفتم این شکلی میخام،احترام. یا مثال زدم فلان خانم اهل نماز روزه نیست ولی واس شوهرش

    سحری و افطار میپزه و سحر بلند میشه به شوهرش غذا بده،نمیدونم منظور منو متوجه میشید،این یعنی احترام به شخصیت،همونطور که من با اینکه موافق چادر نیستم ولی به تفکر پشت چادری که داره واقعا احترام میذارم و هیچوقت نخاهم خاست اجبارش کنم بابت پوشش.گفتم خط قرمزهامون باهم فرق داره و مشکل اینجاس،خط قرمز من حجاب و لباس تنگ و

    کوتاه نپوشیدنه،چادر نیست،حتی نمازم نیست،اگه نماز نخونی نمیگم دوست ندارم چون خط قرمزم نیست اما مهربونی و احترام به همه خط قرمزم،میگه از کجا مطمئن باشو 10سال بعد نمازمیخونی میگم از هیچ جا چون هیچ ادم عاقلی قول چیزی که خط قرمزش نیست رو نمیده،اما قول میدم تا ابد حلال و ناموس و خیانت و مهربونی خط قرمزم باشه،قول نمیدم روزه بگیرم

    چون خط قرمزم نیست،میگم اگه نماز نخوندم نمیتونی بگی دوست ندارم چون قول نمیدم ولی اگه نون حرام اوردم حق با تو،من گناهکار و دیگه دوسم نداشته باش،مشروب نخوردم و نمیخورم،خوردم طلاق بگیر،بد گفتم واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟

    احساس میکنم به زمان 6ماه احتیاج داریم،خوبه بیشتر واسه خودشناسی تا ببینیم اولا ایا عشقی هست و عمقش چقدره و اینکه میتونیم به طرف مقابل و فکرش احترام بذاریم یا نه؟؟

    از آنور نگران آزمایشیم میگم دلت میخاد بدون گفتن به خانوادت بیا بریم ازمایش بدیم من محضردار آشنا دارم قبول نمیکنه،اگه قراره ازمایش باعث جدایی بشه الان بفهمیم نه 6ماه دیگه،حالا نظر شماها چیه،بد گفتم؟6ماه بده؟اگه دید واقعا به من احتیاج داره بگه من میرم واس خاستگاری.گفتم اگه بگی یا الان یا هیچوقت میگم قطعا هیچوقت ولی اگه بگی بهت احتیاج دارم پشتتو خالی نمیکنم و عیدفطر میام خاستگاری،ضمنا ان دوتا مهمونی بین خانواده ها فقط مهمونی بود و هیچ صحبت ازدواج نشد و قضیه مهریه اینا تلفنی حل شد،میگه واس ازمایش یدفه بعنوان خاستگاری بیاین نه مهمونی،

    حالا کسی میتونه کمک کنه یا پیچیده شده اوضاع؟؟؟اما جدی الان که نزدیک عیدفطرشدیم ترسیدم،دلم میخاد یکم عقب بیفته و بیشتر فکر کنیم و تصمیم بگیریم.قطعا خانوادش راضی نمیشن نمیدونم چه کنم،؟؟اما میگم6ماه بدون هیچی،واقعا هیچی شایدم سخت باشه ولی واقعا به این فاصله احتیاج داریم.

    ببخشید طولانی شد...........

  13. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مرداد 93 [ 22:48]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    1,326
    سطح
    20
    Points: 1,326, Level: 20
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 65 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام،همین،دیگه هیشکی بیاد من نیست یا موضوع پیچیده و یا خیلی سادس،لطفا یکی یه کمکی کنه

  14. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مرداد 93 [ 22:48]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    1,326
    سطح
    20
    Points: 1,326, Level: 20
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 65 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اینقدر هیشکی کمک نکرد که همه چیز تموم شد، قرار شد جمعه هفته قبل باهم راجب نگرانیامون صحبت کنیم برای من کارواجب پیش اومد 5شنبه گفتنم نمیام شر به پا کرد یا فردا یا هیچوقت گفتم هیچوقت، شبش زنگ زدم 1ساعت اصرار که بیا گفت نمیام، دیگه به زنگ و اس جواب نداد،کلا 3تا اس داده تا الان،2شب پیش گفتم تا 3شنبه تصمیم بگیر همه شرایطمو گفتم،قطعا قبول نمیکنه و منم دیگه نمیخامش، دفه اولش نیست که قهر میکنه،وقتی هم قهر کنه فقط من باید منت بکشم،دیگه خسته شدم، دلم میخاد تموم شه،گفتم با چیزای مذهبی که میگه مخالفم و اجازه نمیدم فعالیت مذهبی کنی چون هنوز عقلش انقدی زیاد نشده که تفاوت مذهب و سیاستو بفهمه،راست هم میگم،از دید آن جلیلی یعنی مذهب، چرا میگین اینا مهم نیست، این نشون دهنده افکارشه،نمیتونم دهن همه مملکتو ببندم به نظام چیزی نگن که خانم بدش نیاد وقتی قطعا حق با اون نیست، از اول گفتم مخالفم گفت من فقط مذهبیم نه سیاسی ولی مذهب اون دقیقا سیاسته، بعدشم من زن با ایمان میخاستم نه مذهبی، 2ماه بعد رابطه صحبت دعا و نمازجماعت شد منم عاشق گفتم فکر میکنم و نمیدونم خوشم میاد یا نه، حالا اصرار که منو عوض کنه،مهریه گفته 150 تا با 3تیکه جهاز میگه کوتاه اومدم،میگه واست زیاد کوتاه اومدم ،با خدمت و بیکاریت ساختم درصورتیکه که بهترین جا خدمت و جدا از اون کار میکنم،حقوق من دو سوم حقوق باباش با 2تا بچه است بعد بمن میگه کوتاه اومدم درصورتیکه از اول قبل دیدن تلفنی گفتم که اگه مخالفی نیا حالا سرکوفت میزنه بعد میگه منظور نداشتم و نزدم، دیگه اصلا نمیخامش،مطمئنم،کسی که از الان گیر داده به خانوادت وابسته ای در حالی که ازش دلیل بخای جواب نداره زن زندگی نیست، کسی که گوشی رو روی من خاموش کنه نمیخام،مگه علم غیب داشتم میخاد از من اخوند بسازه، حتما پس فردا میگه بریم نمازجمعه،هیچی بعید نیست چون از خودش فکر نداره،تا بهش گفتن جلیلی گفت بهترین آدمه میگم چرا جواب نمیده، اصلا یه حرفایی میزنه ادم دیوانه میشه،میگه باید بمب اتم بسازیم تا شیعه رو از نابودی نجات بدیم کسی تهدیدمون نکنه،فک کن افکارش خطرناکه،میدونم تو جو قرار گرفته ولی کی تضمین میده خوب شه، همش میگه فاطمه زهرا مهریه داشت فلان داشت منم عین اون. مامان من گفت 3تا تیکه جهز میدم واس کمک به پسرم کلی شاکی که مامانت منت میذاره سر من واینا بعنوان شیربهاست و حق منه، بابام به باباش گفت ما از شما اصلا توقع جهیزیه نداریم باباش گفت مگه دخترم بیوه است جهاز کم بدم درصورتیکه وضعشون خوب نیست، یا قبلا گفته بودم 500تا سکه زیاده گفت مگه من مطلقه ام مهرم کم باشه، فرهنگامون زمین تا اسمون فرق داره، دیگه نمیخامش اما نمیاد با صحبت تموم کنیم.من ازش کینه ندارم اگه میخاد کینه کنه بمن چه مشکل خودشه نمیاد صحبت،به نظر شما واقعا باید بازم تلاش کنم؟بخدا دلم خونه از کاراش هرچی که گفت تو عمل فرق داشت.گفت سادگی حالا شده بهترین جهیزیه و خونه 2خابه، وضع مادیشون هم پایینتر از ماست،نه پایین عین هم، فکر میکنه چون باحجابه همه دخترای کم حجاب خرابن تهدید میکنه برو از اون دخترا بگیر بعد عکس بی حجاب تو عروسی میندازه تو گوشی فامیلش میگم شوهرش میبینه میگه نه عقلش اینقده، این تفاوت نیست یا عکس بی حجابش پس زمینه موبایلشه من ندیدم ولی واقعا یعنی کسی نمیبینه،تو تاکسی بغل دستیش، فقط میخام زودتر تموم شه ازش بدم میاد بشدت سرد شدم و همش تقصیرخودشه،گفت سیاسی نیست اما بشدت هست،جرات دارین جلوش علیه نظام بگین به باباش جرات نمیکنه چیزی بگه ولی من باید خفه شمفما پسرا واقعا ساده ایم،فک میکردم دخترا دنبال ی جوان ساده و پاک و باتحصیل و اهل کارن،بخدا 6صبح میرم 12 شب برمیگردم،چون تنبل نیستم، ازکجا میدونستم قم و جمکران و دعا و نظام و جلیلی تو کاره...............ولش کن واقعا خسته ام


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سندروم سی سالگی را بشناسید
    توسط delkhaste در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 24 مهر 95, 23:13
  2. حماسه سیاسی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن معارف و مناسبت ها
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 خرداد 92, 16:15
  3. رسیدن به کسی که او را مناسب می دانم
    توسط skf در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 فروردین 91, 21:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.