به نام خدا
سلام
نازنین خانم!
به نظر من "فرشته مهربان" و "مدیر همدردی" و "بالهای صداقت" سفارشی ترین پستهایی رو که تا الان دیدم رو براتون نوشتند و جان کلام رو براتون گفتند.
.
اما....
.
من میخوام یک زاویه بالاتری (و به قولی Long Shot )قضیه رو براتون به تصویر بکشم!
.
من بعنوان یک مرد که تجربه مشابه شوهر شما رو داشته برای شما راه پیش روی زندگی مشترکتون رو توصیف خواهم کرد.(موضوع خودم رو در تاپیکم گفتم و البته اتفاقات جدیدتر رو در آینده نزدیک خواهم گفت) نگران موضوع حال حاضر نباشید قطعا این مسئله شما برطرف خواهد شد. اماااااااا ریشه رفتاری شما تا برطرف نشود مطمئن باشید که مشکلات دیگری در آینده زندگی شما انتظارتان را میکشد.(شک نکنید!!) درست هست که عزیزان کارشناس سایت گفته اند که ما باید به آرامش فعلی شما و تمرکز شما بر این موضوع بپردازیم اما بعضی مطالب در تب چهل درجه برای افراد قابل فهم هست و بعد از سرد شدن درک درستی از آن موضوع نخواهند داشت!!
.
نازنین خانم ریشه این مشکل فعلی و اکثر مشکلات گذشته وآینده شما در نگاه اشتباه شما به : انسانهای دیگر و حقوق آنها و وظایف شما نسبت به دیگران هست.
.
تا وقتی که نگاه از بالا به پایین به همسر و یا هر انسان دیگری داشته باشید کشتی زندگی شما دائما در تلاطم خواهد بود. این موضوع به صورت بسیار مشهود در جملاتتان آشکار است.
شما باید ابتدا تکلیفتان را با نگاهتان به جایگاه زن و مرد مشخص کنید سپس به حل مسئله های پیش آمده بپردازید.
وقتی نگاهتان فمینیستی باشد قطعا توصیه های مطرح شده کارشناسان به دلتان نمی نشیند چه برسد به اینکه صبورانه اجرا نمایید. در عوض از توصیه های بعضی دوستان غیرکارشناس که در تاپیکهای دیگران به تمایلات فمنیستی خود اذعان کرده اند ، ابراز خرسندی خواهید کرد و به روش اشتباه خود ادامه خواهید داد. و این همان گره زنی امور به دست خویش است!!
خانواده سالم عرصه جولان افکار طالبانی و یا فمینیستی نیست! ساختن زندگی خوب و آرام نیاز به خودشناسی و کنترل نفس دارد. تا سختی استنتاخ از نفس را تجربه نکنیم ، شیرینی روابط خوب را نخواهیم چشید. اگر خودمان افکار و اعمالمان را به راه درست نیاوریم و سختی آنرا تحمل نکنیم ، اتفاقات زندگی و مشکلات آن به اجبار این کار را برایمان خواهند کرد(البته این در صورتیست که لطف هدایت خدا شامل مان باشد و الا با سرعت هیجان انگیزی به سمت تک روی و انزوا پیش خواهیم رفت و هیجان کاذب این پیشرفت قهقرایی مانع از درک رفتارهای اشتباهمان خواهد شد.)
.
و اما در مورد این موضوع اخیر شما :
تا وقتی که پیش خودتون شرمنده نباشید هیچکس از دورترین افراد تا نزدیکترین آنها به شما که همسرتان است بوی خوبی از جملات حتی عشقولانه شما به مشامشان نخواهد رسید حتی نوشته هاتون در این تالار هم اون بو را ساطع خواهند کرد که دوستان اینجا احتمالا آنرا درک کرده اند. لذا اول پیش خودت و خدات به شرمندگی برس بعدا میتونی رابطه رو درست کنی و بعد از همه اینها فکر و اشتباه همسرت خود به خود تصحیح خواهد شد.("از تو حرکت از خدا برکت") لازم نیست برای خودت دلسوزی کنی و حرکت شوهرت رو نقد کنی ، اول خودت رو نقد کن شوهرت خود به خود نقد میشه و نقد میشه! (عجب ایهام تو این جمله اخرم بودها کیف کردم!!).
.
بسیاری از مردان در چنین شرایطی هم نیاز به تایید ابتدایی شخصیتشان از طرف همسرشان دارند و هم نیاز به حس رابین هود بودن و نجات دادن همسر خود دارند این دو را باید در جملاتتان به ایشان منتقل کنید. کوچکترین حرف یا حرکت مغرورانه شما یعنی تقویت صد چندان حس فانتزی سازی در روابط اتفاق افتاده بین شما و استادتون در ذهن شوهرتان. اخطار میکنم هر گونه دفاع از عملکردتان و انتقاد از نوع واکنش شوهرتان در این موضوع یعنی کشیدن کبریت به زندگی مشترک حال و آینده تان شک نکنید!
.
در حرفاتون نیازی نیست از پاک بودنتون حرف بزنید (البته فعلا) فقط باید جنبه غذر و درخواست کمک و همراهی از شوهر رو داشته باشید. ضمنا اگر دوست دارید سوژه جدیدی برای آینده درست کنید حتما به شوهرتون بگید که ایشون خواستگار قبلیتون بودند. (حتما ها). نازنین خانم فقط باید شما کل ماجرا رو با صداقت کامل بگید و نگید اون خواستگارتون بوده بگید یک استاد بوده که قبلا ایمیلهای درسی باهاش داشتم الان هم پاشو از گلیمش بلندتر کرده همین.
.
در پناه حق.









علاقه مندی ها (Bookmarks)