به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 103
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 92 [ 02:49]
    تاریخ عضویت
    1391-6-27
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    140

    تشکرشده 140 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مگه ازدواج بچه بازیه؟؟ یعنی چی اول اردیبهشت نیای دوم بیای قهرم؟؟؟برادرم این نشونه ها رو جدی بگیر مهم نیس چند وقته میشناسیش احتمالا تمام این دو سال خیلی چیزها رو ندید گرفتی...رفتار این خانم چند تا پیامد داره که شما به عنوان هشدار باید جدی بگیریش.
    1-این خانم از علاقه شما با خبره و بجای قدردانی از ویژگی مثبت شما داره از علاقتون سواستفاده میکنه
    2- این خانم هیچ حرمتی برای حرف مادرتون به عنوان بزرگتر قائل نیس وگرنه دست از سماجت بچه گانه برمیداشت..حالا ماه تولدش نرین خواستگاری خوشبخت نمیشین؟چرا انقد سطحی نگر هستید...میدونید تو ازدواج چه مسائل ریز و درشت مهمی هست که روز و ماه خواستگاری توش گمه؟
    3-این خانم به عنوان همسر آینده شما شرایط شما رو درک نمیکنه و امکانش هست بعد از ازدواج هم برای رسیدن به خواسته هاش با توجه به شخصیت وابسته شما همیشه شما رو تحت فشار بذاره
    ازتون میخوام کمی تامل کنید اگه کسی حاضر نیست بخاطر شما دو ماه صبر کنه چه تضمینی هست تو روزهای سخت زندگی کنارتون باشه؟؟اینکه 2سال با هم بودین هیچ گارانتی برا ازدواج موفق محسوب نمیشه...دوباره همه چیزو سبک سنگین کنید.از بیرون به عنوان شخص سوم به رابطتون نگاه کنید تا بهتر تصمیم بگیرید...من به عنوان یه زن بهتون میگم اگه خانمی مردی رو دوس داشته باشه بخاطرش چند سال هم صبر میکنه.2ماه که جای خود داره.موفق باشید

  2. 6 کاربر از پست مفید gelareh تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 01 اردیبهشت 92), hanie_66 (جمعه 06 اردیبهشت 92), mahan26 (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), nahale1 (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), شیدا. (دوشنبه 02 اردیبهشت 92)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 92 [ 13:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    71

    تشکرشده 10 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Tavajoh

    نقل قول نوشته اصلی توسط gelareh نمایش پست ها
    مگه ازدواج بچه بازیه؟؟ یعنی چی اول اردیبهشت نیای دوم بیای قهرم؟؟؟برادرم این نشونه ها رو جدی بگیر مهم نیس چند وقته میشناسیش احتمالا تمام این دو سال خیلی چیزها رو ندید گرفتی...رفتار این خانم چند تا پیامد داره که شما به عنوان هشدار باید جدی بگیریش.1-این خانم از علاقه شما با خبره و بجای قدردانی از ویژگی مثبت شما داره از علاقتون سواستفاده میکنه2- این خانم هیچ حرمتی برای حرف مادرتون به عنوان بزرگتر قائل نیس وگرنه دست از سماجت بچه گانه برمیداشت..حالا ماه تولدش نرین خواستگاری خوشبخت نمیشین؟چرا انقد سطحی نگر هستید...میدونید تو ازدواج چه مسائل ریز و درشت مهمی هست که روز و ماه خواستگاری توش گمه؟3-این خانم به عنوان همسر آینده شما شرایط شما رو درک نمیکنه و امکانش هست بعد از ازدواج هم برای رسیدن به خواسته هاش با توجه به شخصیت وابسته شما همیشه شما رو تحت فشار بذارهازتون میخوام کمی تامل کنید اگه کسی حاضر نیست بخاطر شما دو ماه صبر کنه چه تضمینی هست تو روزهای سخت زندگی کنارتون باشه؟؟اینکه 2سال با هم بودین هیچ گارانتی برا ازدواج موفق محسوب نمیشه...دوباره همه چیزو سبک سنگین کنید.از بیرون به عنوان شخص سوم به رابطتون نگاه کنید تا بهتر تصمیم بگیرید...من به عنوان یه زن بهتون میگم اگه خانمی مردی رو دوس داشته باشه بخاطرش چند سال هم صبر میکنه.2ماه که جای خود داره.موفق باشید
    باورتون نشه شاید ولی توی این مدت هیچ بدی ازش ندیدم خیلی وقتا شده که بخاطر ندونم کاری خودم ، ناراحتش کردم اما بعدش اشتباهمو قبول کردم و همین باعث شده گذشته بدمونو فراموش نکنه. به نظر خودم خیلی زندگیو سخت می گیره آدمای مثل ما که دو رو اطرافمونن از زندگی لذت می برن اونوقت ما بیخودی و الکی روزامونو سیاه میکنیم.من از خودش بیشتر ناراحتم که بازم نتونستم سر قولم وایسم اما از طرفیم میگم چرا بی دلیل باید قهر کنه ! انقد بهش وابسته م که نمی تونم حتی چند ساعت ازش بی خبر بمونم چه برسه چند روز و ماه !!!بخداااااا کلافه شدم .... نمیتونم بیخیال باشم و بی تفاوتی هاشو نسبه به خودم نمی تونم تحمل کنم..کاش همکلاس نبودیم ... نمیتونم طاقت بیارم که مثه غریبه ها باهام برخورد کنه ...چیکار کنم آشتی کنه ؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟

  4. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 92 [ 13:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    71

    تشکرشده 10 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Icon2008

    چرا دیگه کسی جوابمو نمیدهههههههههه

  5. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array
    برای اینکه هر کی هر چی مینویسه باز شما میای حرف خودتو تکرار میکنی که:

    انقد بهش وابسته م که نمی تونم حتی چند ساعت ازش بی خبر بمونم چه برسه چند روز و ماه !!!بخداااااا کلافه شدم .... نمیتونم بیخیال باشم و بی تفاوتی هاشو نسبه به خودم نمی تونم تحمل کنم..کاش همکلاس نبودیم ... نمیتونم طاقت بیارم که مثه غریبه ها باهام برخورد کنه ...چیکار کنم آشتی کنه ؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟

    اعضا تلاش میکنند به شما بگن که وابستگیت رو کم کنی و عینک احساس را از چشمت برداری تا بتونی دنیای روشن را بوضوح ببینی.

    اما شما ظاهرا فقط دنبال راهی برای آشتی هستی. آشتی کردن نباید کار سختی باشه. یه چند بار دیگه بهش التماس کنی و خواسته اش رو تمکین کنی بر میگرده.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد


  6. 7 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), gelareh (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92), mahan26 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92), saraamini (شنبه 07 اردیبهشت 92), taraneh89 (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92), شیدا. (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92)

  7. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 تیر 99 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1391-9-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    7,727
    سطح
    58
    Points: 7,727, Level: 58
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 100 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ماهان
    اینقدر نگین 2 سال باهم بودیم تفاهم داشتیم پی در آینده هم خواهیم داشت. منم 2سال با همسرم دوست بودم(با اطلاع خانواده ها) الان 1.5ساله عقد کردیم تو این مدت فهمیدم که واقعا قبلا همسرم رو نمیشناختم نه اینکه همسرم آدم بدی باشه و من تازه فهمیده باشم نه اما شناختم از همسرم با اون 2 سال کلی فرق کرده تازه بعضیا میگن زن و مرد تا زیر یک سقف نرن نمیتونن همدیگه رو کامل بشناسن و من هم به این نتیجه رسیدم که برای شناخت دقیق همسرم راه زیادی در پیش دارم.
    همچنین دوست عزیز به نظرم رفتار این خانم نتیجه عدم صلابت و وابستگی شماست باور کنین اگه همین جور ادامه بدین مشابه این رفتارها رو از این خانم در آینده هم بسیار میبینید.محکم باشید

  8. 3 کاربر از پست مفید tati تشکرکرده اند .

    gelareh (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92), بی دل (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), شیدا. (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92)

  9. #36
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tati نمایش پست ها
    سلام ماهان
    اینقدر نگین 2 سال باهم بودیم تفاهم داشتیم پی در آینده هم خواهیم داشت. منم 2سال با همسرم دوست بودم(با اطلاع خانواده ها) الان 1.5ساله عقد کردیم تو این مدت فهمیدم که واقعا قبلا همسرم رو نمیشناختم نه اینکه همسرم آدم بدی باشه و من تازه فهمیده باشم نه اما شناختم از همسرم با اون 2 سال کلی فرق کرده تازه بعضیا میگن زن و مرد تا زیر یک سقف نرن نمیتونن همدیگه رو کامل بشناسن و من هم به این نتیجه رسیدم که برای شناخت دقیق همسرم راه زیادی در پیش دارم.
    همچنین دوست عزیز به نظرم رفتار این خانم نتیجه عدم صلابت و وابستگی شماست باور کنین اگه همین جور ادامه بدین مشابه این رفتارها رو از این خانم در آینده هم بسیار میبینید.محکم باشید
    نقل قول نوشته اصلی توسط tati نمایش پست ها
    سلام فرشته عزیز خودتو دست کم نگیر
    منم هم سن توام منم قبل ازدواج شرایط تو رو داشتم اما با یکی ازدواج کردم که خونواده باکلاسی داره خودشم استاده تازه آشناییمونم سنتی بود.
    فقط میخوام بهت بگم که فقط آدمای کوته فکر به خاطر همچین چیزی طرفشونو رد میکنن تو اگه خونه تونو عوض کنی به احتمال زیاد میتونی با یکی از اون آدما ازدواج کنی اما خوب فکر کن ببین آدمی که به خاطر خونه تون تو رو نمیخواد در آینده میتونه پشتوانه خوبی برات باشه.
    در ضمن عزیزم خودتو دست کم نگیر من وقتی همسرم اومد خواستگاری اصلا هول نشدم تازه شک داشتم باهاش ازدواج کنم یا نه چون فکر میکردم سنم برا ازدواج زوده(22 سالم بود)

    ؟؟؟؟؟

  10. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92)

  11. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 تیر 99 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1391-9-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    7,727
    سطح
    58
    Points: 7,727, Level: 58
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 100 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام شیدا خانم
    ببخشید که باعث سردرگمی شدم. براتون توضیح میدم.
    من نوشتم سنتی چون خواهرش ما رو به هم معرفی کرد(ما همدیگه رو پیدا نکردیم معرفی شدیم) قرار بود ازدواج کنیم ولی چون من اون موقع دانشجو بودم و شهری که من دانشجو بودم با شهری که همسرم کار میکرد 5.5 فاصله داشت و اینکه من نمیخواستم قبل از خواهر بزرگترم ازدواج کنم و یک سری دلایل مربوط به رسوم خانواده ها(اگه لازم بدونین براتون توضیح میدم) ما همون موقع عقد نکردیم. برای فرشته نوشتم سنتی چون اگه مشکلش رو بخونین تا حدی این بود که طرفش در آغاز رابطه که علاقه ی خاصی وجود نداره شرایطش رو قبول نمیکنه در حالی که اگه علاقه وجود داشته باشه خوب طرف کوتاه میاد من فقط میخواستم به فرشته بگم که من حتی قبل از ایجاد علاقه همسرم شرایطم رو قبول کرده بود و من نمیتونستم همه اینا رو براش توضیح بدم برای همین از واژه سنتی استفاده کردم.
    اما برای ماهان خوب من 2 سال با همسرم دوست بودم و در این قسمت تا حدی شرایطم شبیه اونه.
    دوست عزیز من دروغ نگفتم اگه ابهام برطرف شده خوشحالم و اگه نه من مشکلی ندارم که مثل قبل فقط خواننده باشم و نظر ندم.

  12. 3 کاربر از پست مفید tati تشکرکرده اند .

    gelareh (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92), شیدا. (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92)

  13. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 92 [ 13:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    71

    تشکرشده 10 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل نمایش پست ها
    برای اینکه هر کی هر چی مینویسه باز شما میای حرف خودتو تکرار میکنی که:

    انقد بهش وابسته م که نمی تونم حتی چند ساعت ازش بی خبر بمونم چه برسه چند روز و ماه !!!بخداااااا کلافه شدم .... نمیتونم بیخیال باشم و بی تفاوتی هاشو نسبه به خودم نمی تونم تحمل کنم..کاش همکلاس نبودیم ... نمیتونم طاقت بیارم که مثه غریبه ها باهام برخورد کنه ...چیکار کنم آشتی کنه ؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟

    اعضا تلاش میکنند به شما بگن که وابستگیت رو کم کنی و عینک احساس را از چشمت برداری تا بتونی دنیای روشن را بوضوح ببینی.

    اما شما ظاهرا فقط دنبال راهی برای آشتی هستی. آشتی کردن نباید کار سختی باشه. یه چند بار دیگه بهش التماس کنی و خواسته اش رو تمکین کنی بر میگرده.
    بالاخره با صحبتای دوستان قرار شد بریم خواستگاری - یعنی خانوادم راضی شدن قبل امتحانا بریم خواستگاری ...
    امیدم اول به خدا بعد به دعای شما دوستای خوبمه .... :o

  14. کاربر روبرو از پست مفید mahan26 تشکرکرده است .

    صاعد (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92)

  15. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array
    من که یادم نمیاد دوستان همچین توصیه ای به شما کرده باشند!
    آنچه که شما شنیدی و بهش عمل کردی، ندای دل و احساست بود برادر!

    به هر حال برات آرزوی خوشبختی میکنم.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد


  16. 4 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    asemani (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92), mahan26 (جمعه 06 اردیبهشت 92), taraneh89 (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92)

  17. #40
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    همه دوستان آگاهی ها و هشدارهای لازم رو بهتون دادن. متاسفانه شما شدیدا در دام احساساتتون افتادید و کاملا چشم و گوش بسته عمل می کنید ، تا حدی که حتی جوابی در پاسخ به این همه نگرانی دوستان که به شما گفتن به دنبال علت اصرار این خانم باشید ، ندادید !!!
    امیدوارم خانواده کاملا منطقی عمل کنند و تمام جوانب این ازدواج رو به خوبی بسنجند.
    موفق باشی.

    - - - Updated - - -

    همه دوستان آگاهی ها و هشدارهای لازم رو بهتون دادن. متاسفانه شما شدیدا در دام احساساتتون افتادید و کاملا چشم و گوش بسته عمل می کنید ، تا حدی که حتی جوابی در پاسخ به این همه نگرانی دوستان که به شما گفتن به دنبال علت اصرار این خانم باشید ، ندادید !!!
    امیدوارم خانواده کاملا منطقی عمل کنند و تمام جوانب این ازدواج رو به خوبی بسنجند.
    موفق باشی.

  18. 2 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    mahan26 (جمعه 06 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92)


 
صفحه 4 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. 4 روش سریع برای ترمیم ناخن شکسته
    توسط meinoush در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 آبان 93, 20:56
  2. با عشقم ازدواج کنم یا خواستگارم؟باید سریع جواب بدم تا دو روز دیگه
    توسط nanila در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 51
    آخرين نوشته: شنبه 06 آبان 91, 12:45
  3. جواب منفی و ضایع شدن در خواستگاری
    توسط asemani_113 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 دی 89, 01:58
  4. چرا پسر ها اینقدر ضایع هستند(طنز)
    توسط jazire در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 20 شهریور 87, 21:03

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.