به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 57
  1. #31
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array
    اخه اصلا عصبانی نبود و خیلی آروم گفت که از این به بعد هر کی تنهایی بره و پدر و مادرش رو ببینه و اینجوری برای همه بهتره

    با توجه به شروع رفتنش به کوهستان که کمتر از یه ماه دیگه دوباره شروع میشه اون عملا حرفش به کرسی می شینه و اون تنهایی و منم تنهایی به دیدن پدر و مادرامون می ریم
    شرایطی که من اصلا نمی تونم تحمل کنم

    خیلی پریشونم و مضطرب و نگران بچه

    - - - Updated - - -

    فکور عزیزم پیشنهاد ندیدن بچه از سمت من بود و من گفتم حقی ندارند بچه رو ببینند

    - - - Updated - - -

    با این شرایط تو اسباب کشی و روزهای نزدیک زایمانم و زایمانم تنها می مونم
    خیلی این روزا به مادرم نیاز دارم ولی اگه تنها برم اونم تنها میره
    از تنهایی دارم می ترکم
    غروبها خیلی حالم بده و بغض می خواد خفه ام کنه
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  2. 2 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    sarah 99 (چهارشنبه 28 فروردین 92), فکور (چهارشنبه 28 فروردین 92)

  3. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array
    اقلیما جان


    دیگه پیشنهاد ندیدن بچه رو نده آخه اینم شد نظر

    خودت حاضری پدر مادرت بچت رو نبینن؟

    شوهرت هنوز برای ماجرای پیش اومده عصبانی هست و همینطور حق به جانب

    از اونجا که شوهرت حرفهای شما رو به خانوادش منتقل میکنه بهش بگو یه بار برای همیشه راجع به این موضوع صحبت میکنیم

    من در شرایط جسمی خوبی نبودم مادر شما هم واقعا فکر میکرد من حوصله اونا رو ندارم در حالیکه من فقط مریض بودم مادرت دچار سو تفاهم شد و سعی کرد به جای اون ذهنیتی که داشت به اشکال مختلف ناراحتیش رو به من نشون بده من هم ظرفیتم تمام شد و اون حرف رو زدم قبول دارم نباید میگفتم ولی مادر شما هم نباید اون حرفا رو میزد پس هر دو مقصریم


    اگه هم پیشنهاد تنهایی رفتن و ... رو داد بگو هر جور صلاح میدونی

    واقعا هم فعلا سعی کن برات فعلا مهم نباشه شما برای شرایط جسمی فعلیت استراحت نیاز داری و با دیدگاه خانواده همسرت که استراحت رو ناراحتی و بی حوصلگی میدونن پس امسال کوهستان برو نیستی و به هر حال امسال همسرت تنهایی میره اونجا چه در صلح باشید و چه نباشید به صلاح بچه ات هم هست که نری

    خونه مادرت اینا هم اگه تنها بری اشکالی نداره در حالت صلح هم زنها خیلی وقتا تنها میرن خونه مادرشون

    فعلا اینا اصلا مهم نیستند مهم آرامش شماست

    یک بار برای همیشه بحث رو جمع کن بره و در عکس العمل های حرفهای شوهرت هم توی پست قبلی گفتم بهتره چه عکس العملی داشته باشی

    اقلیما جان من بهت قول صد درصد میدم این شروط و پیشنهادات همسرت فقط تا زمان زایمانت هست

    دیگه قضیه رو بدتر از این نکن حرفهای تو به گوش اونا میرسه پس مراقب حرفهات باش شما خودت قلبا مایل نیستی با خانواده همسرت قطع رابطه کنی پس چرا این جملات رو به زبان میاری؟

    همسرت هرچی گفت بگو برای حفظ آرامش در این زمان باقی مانده هر کاری که شما صلاح میدونی من انجام میدم جبهه نگیر و کارو بدتر نک
    ن
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  4. 3 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    del (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92), maryam123 (چهارشنبه 28 فروردین 92), sarah 99 (چهارشنبه 28 فروردین 92)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 اردیبهشت 92 [ 00:34]
    تاریخ عضویت
    1390-3-15
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    1,372
    سطح
    20
    Points: 1,372, Level: 20
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 8 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام اقلیمای عزیز
    بهترین کاری که الان میتونی انجام بدی فراموش کردن همه حرفا و اتفاقایی که پیش اومده
    نمیدونم چقدر به زایمانت مونده اینو بدون که هر ساعتش هم مهمه و اثراتی روی فرزندت میذاره که تو مسئولش هستی کاری که من کردم و هیچ وقت خودمو نمیبخشم تقریبا منم دوران بارداری ماجرای تو رو داشتم بحث با مادرشوهر که کمی بیشتر بود . منجر به این شد دچار فشار خون بارداری بشم و رژیمی سخت که باید تو عین گرسنگی کاهو و سالاد میخوردم یه رژیم بدون چربی بدون گوشت بدون نمک طوری یه تخم مرغ نیمرو ارزوم شده بود تو حال ضعف بودم با فشار بالا میدونی که چقدر سخته برای یه خانم باردار
    نتیجش هم شد یه نوزاد کم وزن که میترسیدن بغلش کنن یه نوزادی که بعد تولد باید برا هر گرم وزنی که اضافه میکنه هر سانت قدی که اضافه میکنه نگران باشی تا با هم سن وسالای خودش رسیده باشه
    یه نوزادی که شب تاصبح گریه میکنه وعصبی است چون مادرش دوران بارداری عصبی بود ودائم استرس داشته


    پس فعلا بی خیال همه چیز باش معمولا زمان همه چیزو حل میکنه
    فعلا نمیخواد رفت وامد کنی اگه شوهرت نمیخواد برا تولد کوچولوت ایشالا خودشون میان و اشتی میکنن

  6. 4 کاربر از پست مفید sarah 99 تشکرکرده اند .

    maryam123 (چهارشنبه 28 فروردین 92), shabe niloofari (چهارشنبه 28 فروردین 92), she (چهارشنبه 28 فروردین 92), فکور (شنبه 31 فروردین 92)

  7. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 21 بهمن 92 [ 18:58]
    تاریخ عضویت
    1390-2-30
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Social1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    3,824

    تشکرشده 3,762 در 695 پست

    Rep Power
    78
    Array
    سلام اقلیما جان
    هر چند دیره اما تبریک میگم بابت نی نی کوچولویی که داری انشاءالله به سلامتی به دنیا بیاریش .

    اقلیما جان می خوام بدونم واقعا زندگیت ارزش اینو داره که همچنان بخواهی روزه سیزده رو برای خودت یادآوری کنی یا نه؟

    روزی که گذشته توی گذشته بوده پس دیگه نباید بهش فکر کنی و اینهمه براش وقت بزاری و فقط و فقط از روزهای گذشته درس عبرت بگیر ..
    اقلیما جان تو خودت اینهمه اظهار پشیمانی کردی که چرا از کوره دررفتی اما هنوز عبرت نگرفتی و دوباره حاضر جوابی می کنی !!!!
    البته این شرایطت قابل درکه و من هم درکت می کنم که ادم توی موقع بارداری واقعا نیاز داره تا همسرش حمایتش کنه و مادرش هم کمک حالش باشه ولی با این تندروی ها کم کم اینها رو از دست می دی...

    پس
    اولین قدم اینه که صبور باشی و ارامش خودت رو حفظ کنی
    قدم بعدی هم یادت باشه گذشته ها رو از ذهنت پاک کنی و وقتی کسی هم در موردش حرفی زد با ارامش و لبخند بگو که من دیگه به اون روزها فکر نمی کنم و الان در زمان حال هستم و کنار شما ....( نکته مهمی که داره اینه که حتی حرفی از درس عبرتی که گرفتی به کسی نگو بلکه یه راز باشه بین خودت و خودت )

    مرحله بعدی اینه که یکمی دانایی به خرج بده و با بزرگتر از خودت حاضر جوابی نکن و فقط لبخند بزن بزار اونا هر جور که دوست دارند فکر کنند پس تو خودت رو اذیت نکن و همیشه سعی کن هر وقت خواستی خانواده همسرت رو ببینی سرحال باشی شنگول .
    قدم بعدی اینکه همسرت رو سعی کن به حالت عادی برگردوونی و راضیش کنی به بهانه روز مادر با هم برید برای مادرشوهرت کادو بگیرین و بهش بگو توی رابطه من و مادرت هیچوقت دخالت نکنی بهتره چون ما عروس و مادرشوهریم و یکبار باهم بدیم و دوبار با هم خوبیم ولی من هیچوقت ترکشون نمی کنم چون برایم دوست داشتنی هستن و این روابط هم از این دوست داشتنها کم نمی کنه ..

    فقط و فقط به ارامش خودت و سلامتی همسرت و بچه ات فکر کن و اینکه یادت باشه اینها دائما کنار تو هستند و ارامشت گروی ارامش اونهاست ولی خانواده ها رو شاید در هفته یک روز ببینی که انها هم می توانند هر جور دوست دارن فکر کنن و اجازه نده کسی روی افکار و زندگیت تاثیر منفی بزاره پس قوی باش .

    اقلیما جان بچه ای که داری نوه اونها هم هست پس طوری رفتار کن که قدرتمند باشی نه اینکه به خاطر دوتا حرف حتی بخواهی انها را از دیدن نوه شان محروم کنی که این حرفت نشون دهنده ضعیفی تو هست و مطمئن باش مردها زن های قوی محکم رو بیشتر دوست دارن .
    هیچگاه دلت را به روزگـــــــار مسپار که دریایی از ناامیدی هست ...
    دلت را به خــــــدا بسپار که دریایی از امید است...

  8. 5 کاربر از پست مفید چشمک تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (پنجشنبه 29 فروردین 92), maryam123 (چهارشنبه 28 فروردین 92), فکور (شنبه 31 فروردین 92), ویدا@ (چهارشنبه 28 فروردین 92), شیدا. (چهارشنبه 28 فروردین 92)

  9. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array
    اقلیما جونم سلام

    خوبی دختر گلی؟

    میگما تو هم یکم مغروری ها ، چاره درد تو صبور بودن (البته بدون خود خوری و پرداختن به افکار منفی) و پیدا کردن یک راه حل مناسب واسه برقراری

    صلح و صفاست
    کارایی که برای تغییر و بهتر شدن فضای خونست رو که بهت گفتم انجام دادی؟

    اصلا با لحنی متفاوت سعی کردی به همسرت بگی اشتباه کردی؟

    همونجور که گفتم؟

    عصبانی بودن که به لحن نیست ، الان همسرت از دست کار تو ناراحته.

    باید دنبال یک فرصت طلایی باشی و تو اینبار همسرت رو درک کنی و پیش قدم بشی!

    به جای غصه خوردن و دق کردن و فکر کردن به اینکه باید تنها بمونی و تراژی سازی ، به این فکر کن که چطور دل همسر تو بدست بیاری!

    واسه غصه خوردن همیشه وقت هست!

    از تو حرکت ، از خدا برکت.





    روزی تو خواهی آمــــــــد از کوچه های باران

    تا از دلـــــــم بشويي غمهاي روزگـــــاران...





  10. 2 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    ویدا@ (پنجشنبه 29 فروردین 92), چشمک (پنجشنبه 29 فروردین 92)

  11. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    عزیزم سلام
    اینقدر ذهنت درگیر مسئاه سیزده به در هست که مسائل و مشکلات جدید داری برا خودت می سازی اون اتفاق تموم شد و گذشت الان باید تو وضعیت های جدید خودت رو کنترل کنی و لحظات شاد بسازی وقتی از صبح تا شب 5 کلمه حرف هم نمی زنی و اتفاق جدیدی نمی سازی ذهن خودت و شوهرت به مسائل گذشته مخصوصا روز 13 بر می گرده خاطرات جدید بساز بگو بخند از پسرت این که فکر می کنید شبیه کی شه و آرزوهاتون بگو فیلم بگیر لحظات شاد بساز از خودتون وارزوهاتون در مورد بچه فیلم بگیر تا وقتی به دنیا اومد خاطرات زیبا بسازید
    اصلا هم فکر قطع رابطه نباش مردی که حاضر شه مادرش رو نبینه یه روزی همسرش رو هم می ذاره کنار و برعکی اونی که به مادرش پای بنده به همسرش هم پای بند می مونه
    خودت هم می دونی اون روز مقصر بودی پس با ساختن لحظات شاد اون روز رو برای همه کم رنگ کن
    برو خونشون ازشون نظر بخوا برای اسم بچه نظر همه رو بپرس و احترام بذار بهشون
    نباید ازشون متنفر باشی باید محبت ایجاد کنی خودت می تونی مطمئن باش یه زن برای حفظ روابطش می تونه کوه رو جا به جا کنه با صبر و مهربونی برو ببینم چی کار می کنی
    موفق باشی

  12. #37
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array
    سلام
    به همه دوستان که همراهیم کردید
    این چند وقت هیچ حرفی از اونا به همسرم نگفتم
    فقط دیروز بهش گفتم که منم باهات خونه ی پدر و مادرت می ام و نمی ذارم تنها بری که اونم گفت مگه دست تو و یکم بحثمون شد

    خلاصه روال همون طوری و من همش انگار یه غمی تو دلمه

    مثل اینکه مادرشوهرم به شوهرم گفته که چرا اینجا نمی این که اونم گفته فعلا همین طوری بهتره که مادرشوهرم گفته لااقل خودت بیا تا ببینمت که شوهرم گفته تلفنی باهم حرف می زنیم دیگه...........

    همسرم همه هدفش قطع رفت و امد من با اوناست و دوست داره تنها بره و بیاد

    با این اوضاع برای روز مادرم راضی نمی شه که با هم بریم اونجا چون لجباز تر از این حرفاست

    شده یه گره کور که با هیچی باز نمی شه
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  13. #38
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    خب عزیزم نذار گره کورت بدتر شه
    غرورت رو بشکن و بگو دلم براشون تنگ شده ...
    به همین سادگی
    ولی بعد از این دیگه زندگی رو شاد کن
    توی حاملگی آدم خیلی حساس می شه من تو اون دوران هر کی بهم حرف بدی می زد حتی کوچیک بغضم می گرفت چندین و چند بار گریه کردم خیلی حساس شده بودم
    عزیزم می گذره این روزهای سخت

  14. کاربر روبرو از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده است .

    ویدا@ (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  15. #39
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط eghlima نمایش پست ها

    فقط دیروز بهش گفتم که منم باهات خونه ی پدر و مادرت می ام و نمی ذارم تنها بری که اونم گفت مگه دست تو و یکم بحثمون شد

    مثل اینکه مادرشوهرم به شوهرم گفته که چرا اینجا نمی این که اونم گفته فعلا همین طوری بهتره که مادرشوهرم گفته لااقل خودت بیا تا ببینمت که شوهرم گفته تلفنی باهم حرف می زنیم دیگه...........

    همسرم همه هدفش قطع رفت و امد من با اوناست و دوست داره تنها بره و بیاد
    یک هفته دیگه می شه دو سال!
    دو ساله که اقلیما اینجا از شوهرش و خانواده شوهرش غر می زنه

    و دیگر هیچ!!

  16. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    she (یکشنبه 08 اردیبهشت 92)

  17. #40
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array
    راست می گی شیدا جان
    همه کلافه شدن
    نمی دونم چی کار کنم
    صمیمی شدم فایده نداشت
    گذاشتمشون کنار بازم فایده نداشت
    متعادل رفتار کردم بازم...............

    دیگخه خسته شدم
    احساس خفگی می کنم تو این زندگی
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  18. کاربر روبرو از پست مفید eghlima تشکرکرده است .

    she (یکشنبه 08 اردیبهشت 92)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو ارتباط با دخترها تو اجتماع مشکلی ندارم، اما وقتی دختری رو دوست دارم برعکسه
    توسط amir800 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آبان 95, 22:01
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 مهر 94, 23:08
  3. من خیلی نقص دارم هم تو رفتارم هم تو ظاهرم نمیتونم خودمو دوست داشته باشم
    توسط پونیو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 43
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 مرداد 93, 00:20
  4. تو انتخاب کمکم کنید تو تصمیم درست مرددم روحیم داغونه
    توسط mona_joon در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 دی 89, 14:23
  5. لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 فروردین 87, 04:37

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.