آخه ترانه خانم دیگه تو سن 30 - 35 سالگی که همه چی در وجود انسان کم رنگ میشه از قبیل عشق و عاطفه و محبت و اخلاقیات و ... بافراهم شدن موقعیت(دکترا و خونه و...) دیگه ازدواج به چه دردی می خوره!چرا همه به فراهم شدن موقعیت مادی فکر می کنیم ولی موقعیت روحی طرفین فراموش می کنیم!!!!!
دختر خانوما توجه کنن : دیگه وقتی همه چی از نظر موقعیت مادی فراهم شد دیگه روحی نمی مونه که باهاش ازدواج کنین!فقط با جسم ازدواج می کنین.کلی عرض می کنم ،، همون روح پسر بخاطر ناملایمات از قبیل دوستی های متعدد و شکست های روحی و عاطفی و خودارضایی های مکرر و ... آسیب های سختی دیده!دیگه از آقا پسرها انتظار بیش از این نداشته باشین.انتظار نداشته باشین خوشبختتون کنه.البته این موضوع برای دختر خانوما هم مصداق داره
باور کنین بعضی اوقات تو خیابون زن و شوهرهایی که دست تو دست هم و کنار هم دارن راه می رن یه حس دلتنگیه شدیدی بهم دست میده!با خودم می گم حسین آروم بکیر!زور که نیست نمیشه!
از طرف دیگه خود این دختر خانوما هم مشکلات دوران مجردیو می کشن و تحمل می کنن.ولی نمی دونم چرا آخه نمی دونم چرا اوضاع رفته رفته پیچیده میشه!
هل من ناصرا ینصرنی
امید عزیز توکلت به خدا باشه داداش.مواظب ایمانت باش.و ایمانتو تقویت کن.
مشکل منم مثل شماست دیگه نمیشه.
باید تحمل کنیم وصبر کنیم.









.

علاقه مندی ها (Bookmarks)