به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 44
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 تیر 97 [ 17:42]
    تاریخ عضویت
    1391-8-16
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    5,053
    سطح
    45
    Points: 5,053, Level: 45
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    71

    تشکرشده 49 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت دوباره

    سلام دوست عزیز
    اولا بابت این همه صبوری باید بهت تبریک گفت میتونم تصور کنم زجری که میکشی چقدر خراشنده و دردناک است تنها چیزی که میتونم بهت بگم اینه که داری راه درستو میری ناامید نشو هرکاری که از دستت میاد برای زندگیت بکن امیدوارم بتونی زندگیتو نجات بدی

  2. کاربر روبرو از پست مفید روژینا تشکرکرده است .

    روژینا (سه شنبه 23 آبان 91)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 اردیبهشت 92 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1391-6-12
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    608
    سطح
    12
    Points: 608, Level: 12
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 59 در 27 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت دوباره

    همون طور که بقیه دوستان گفتن شما نقش 1 مادر رو بازی کردی ببین وقتی تو همه زمینه ها به خصوص مالی دخالت بیش از انداره کردی این حس رو به همسرت القا کردی که من فقط خودم رو قبول دارم اونم بیخیال شده با خودش میگه حالا که اینطوره چرا من خودمو خسته کنم چه انجام بدم چه انجام ندم اون از خودش مایه میزاره شما حتی در ارتباط با خیانتها و ارتباطاتش مثل 1 مادری رفتار کردین که بچه اش بدون اجازه اش رفته بیرون اونقدر که راحت در موردش با شما صحبت میکنه و پشیمون هم نیست همسرم 1 بار به من گفت وقتی تو کاری که به تو مربوط نیست دخالت میکنی خودت رو کوچک میکنی و این حرفی بود که من بارها دیدم به مادرش میزد میخوام بگم جای شما با هم عوض شده زن شاغل اونقدر خسته میشه که حوصله خودش هم نداره درسته اما ارتباط جنسی شما شاید یکی از عوامل این مسله باشه اما درمورد خونه به هیچ عنوان به نام همسرت نکن چون مطمن باش پشیمونی داره

  4. کاربر روبرو از پست مفید کارو تشکرکرده است .

    کارو (پنجشنبه 18 آبان 91)

  5. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اسفند 91 [ 15:06]
    تاریخ عضویت
    1391-8-08
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    394
    سطح
    7
    Points: 394, Level: 7
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت دوباره

    حقیقتش اینه که من یک هفته است با یه اقایی اشنا شدم که از لحاظ اجتماعی تو یه سطح هستیم . پسر خیلی خوبیه . دارم بهش علاقمند می شم. اون میدونه که در آستانه جداییم. یه مقدار کمکم کرد. ولی بهم میگه برگرد سر زندگیت . اولویتت سازش با همسرت باشه. اگه نشد ، رو من حساب کن

    وقتی می بینم بعد از این همه سال زندگی ، همسرم زیبایی ، نجابت ، وفاداری ، اخلاق ، موقعیت اجتماعی و ... منو ندید ، چطور میتونم بهش اطمینان کنم ؟ نمیگم میخوام طلاق بگیرم و با این اقای جدید ازدواج کنم ، ولی وجود این اقای جدید باعث میشه احساسی تصمیم نگیرم .
    میتونم به این فکر کنم که هنوز زندگی برای من جریان داره . هنوز 30 سالم نشده . هرچند همسرم ظاهرا سعی می کنه دل منو بدست بیاره ولی خب کاری نمی کنه . همین طور خونه پدرم هستیم ، دعوا می کنیم و ....
    احساس میکنم سلایق ما مشترک نیست . چیزی که برای من ارزشه ، برای اون ضد ارزشه . مثلا تحصیلات . من میخوام دکترا بخوونم . همسرم نمیگه نخوون . ولی وقتی خودش دیپلمه ، من احساس بدی بهم دست می ده
    در مورد بچه دار شدن هم همینطوره . اون نمیخواد ولی من میخوام که حداقل یکی داشته باشم وگرنه خونه سه خوابه به چه دردم میخوره
    یا مثلا مسافرت دو نفره. در طول نه سال گذشته ما یک بار مسافرت دو نفره نداشتیم !!! دوست نداره تنها باشیم . همیشه باید یکی دو خانواده با ما باشن

  6. #34
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت دوباره

    نقل قول نوشته اصلی توسط SOMA
    حقیقتش اینه که من یک هفته است با یه اقایی اشنا شدم که از لحاظ اجتماعی تو یه سطح هستیم . پسر خیلی خوبیه . دارم بهش علاقمند می شم. اون میدونه که در آستانه جداییم. یه مقدار کمکم کرد. ولی بهم میگه برگرد سر زندگیت . اولویتت سازش با همسرت باشه. اگه نشد ، رو من حساب کن

    وقتی می بینم بعد از این همه سال زندگی ، همسرم زیبایی ، نجابت ، وفاداری ، اخلاق ، موقعیت اجتماعی و ... منو ندید ، چطور میتونم بهش اطمینان کنم ؟ نمیگم میخوام طلاق بگیرم و با این اقای جدید ازدواج کنم ، ولی وجود این اقای جدید باعث میشه احساسی تصمیم نگیرم .
    میتونم به این فکر کنم که هنوز زندگی برای من جریان داره . هنوز 30 سالم نشده . هرچند همسرم ظاهرا سعی می کنه دل منو بدست بیاره ولی خب کاری نمی کنه . همین طور خونه پدرم هستیم ، دعوا می کنیم و ....
    احساس میکنم سلایق ما مشترک نیست . چیزی که برای من ارزشه ، برای اون ضد ارزشه . مثلا تحصیلات . من میخوام دکترا بخوونم . همسرم نمیگه نخوون . ولی وقتی خودش دیپلمه ، من احساس بدی بهم دست می ده
    در مورد بچه دار شدن هم همینطوره . اون نمیخواد ولی من میخوام که حداقل یکی داشته باشم وگرنه خونه سه خوابه به چه دردم میخوره
    یا مثلا مسافرت دو نفره. در طول نه سال گذشته ما یک بار مسافرت دو نفره نداشتیم !!! دوست نداره تنها باشیم . همیشه باید یکی دو خانواده با ما باشن

    یه زن نجیب ایرونی هیچوقت اینکارو نمیکنه شما زنا برعکس ما مردا هستین ایکاش یکمم از شماها یاد میگرفتیم بجای اینکه بهتون بگیم ضعیفه

    اون رابطه رو تمومش کن فقط خودت اذیت میشی همین و بس قرار نیست از کسی انتقام بگیری بزرگترین ضربه گرفتن خودت ازشه یعنی طلاق پس اون رابطه رو اگه فکر میکنی میخوای بهش ضربه بزنی و آروم بشی تمومش کن میدونم خیلی زجر میکشی ولی این راهش نیست.

    مشکل اصلی تو خیانته شوهرته همین بقیش بهونست.

    من خودم میگم بعنوان یه مرد هنوز نتونستم این موضوع رو درک کنم واسه چی اینکارو میکنن؟خوب اگه من بعنوان شوهر اینکارو کنم همسرمم چنین حقی داره که با کس دیگه ای باشه چه حسی پیدا میکنم وقتی اینو بفهمم؟!!!

    حرکت ایشون خیلی زشته ولی کاری که انجام میدی هم درست نیست ذات شما بانو با شوهرتون خیلی فرق داره بدرود
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  7. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    khaleghezey (جمعه 26 آبان 91)

  8. #35
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    شنبه 15 شهریور 93 [ 12:45]
    تاریخ عضویت
    1391-8-02
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,429
    سطح
    21
    Points: 1,429, Level: 21
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    61

    تشکرشده 64 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت دوباره

    سلام
    بله اولویت شما حل مشکل با همسرتونه ( شما در حالی که دارید خیانت همسرتون رو نکوهش میکنید دارید اینکارو خودتون با همسرتون می کنید!!!!)
    اگه مشکل فعلیتون با همسرتون حل شد خدا رو شکر
    اگه نشد هم نباید با این اقا که میگید ازدواج کنید چون مشکلات زندگیتون رو دقیق میدونه بعدا براتون خیلی مشکل ایجاد میشه ( باید کمی فکر کنید که نکنه بخاطر مسائل خوب مالیتون به شما الکی ابراز علاقه میکنه)
    مواظب باشید از چاله نیافتید توی چاه

  9. 2 کاربر از پست مفید فلورا تشکرکرده اند .

    فلورا (چهارشنبه 24 آبان 91)

  10. #36
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: خیانت دوباره

    نقل قول نوشته اصلی توسط SOMA

    دانشگاه هم درس می دم . یکی از همکارام که مجرده مدتیه به من گیر داده . خوب من هم تو موقعیت حساسی قرار دارم . از لحاظ روحی اینقد شکننده ام که به راحتی میتوونم باهاش ارتباط برقرار کنم


    نقل قول نوشته اصلی توسط SOMA
    حقیقتش اینه که من یک هفته است با یه اقایی اشنا شدم که از لحاظ اجتماعی تو یه سطح هستیم . پسر خیلی خوبیه . دارم بهش علاقمند می شم. اون میدونه که در آستانه جداییم. یه مقدار کمکم کرد. ولی بهم میگه برگرد سر زندگیت . اولویتت سازش با همسرت باشه. اگه نشد ، رو من حساب کن


    هشدار !!!!!
    از چاله در نیا بیفت توی چاه
    عزیزم ، این کار بازی با آتش هست ، علاوه بر اینکه مانع از تصمیم گیری درست می شود ، آیا حاضری انگ خیلی چیزها به شما بخورد ....
    من به صداقت و وفا داری شما احترام می گذارم ، اما آیا کسانی که شما را با این آقا می بینند ، نیز همین طور فکر می کنند ؟
    اگرچه شما پاکدامنی ات را حفظ کرده و خواهی کرد ، اما آنچه دیده می شود و در اجتماع برداشت می شود این هست :
    soma هنوز طلاق نگرفته ، با مرد دیگری آشنا شده ... شاید هم از قبل آشنا بوده ... شاید هم طلاقشون سر همین آقا هست .. زن و شوهر هردوتا شون با افراد دیگر رابطه دارند ، اما همدیگر رو متهم می کنند





    وقتی می بینم بعد از این همه سال زندگی ، همسرم زیبایی ، نجابت ، وفاداری ، اخلاق ، موقعیت اجتماعی و ... منو ندید ، چطور میتونم بهش اطمینان کنم ؟ نمیگم میخوام طلاق بگیرم و با این اقای جدید ازدواج کنم ، ولی وجود این اقای جدید باعث میشه احساسی تصمیم نگیرم .





    اشتباه نکن ، اگر این آقا ، شخص متشخص و خوبی بود ، صبر می کرد ، چنانچه شما طلاق گرفتید رسما از شما خواستگاری می کرد
    نه اینکه در زمانی که شما از نظر احساسات در نوسان هستید ، و به شدت آسیب پذیرید با شما از در آشنایی وارد شود.




    با اراده ای که دارید می توانید مشکلاتتون را مدیریت کنید

    این تاپیک رو بخون ( کلیلک کنید) ... مشکلاتش از شما اگه بیشتر نباشه ، کمتر هم نیست ،
    به نتیجه رسید
    شما هم می توانید به نتیجه برسید




  11. 8 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (دوشنبه 29 آبان 91)

  12. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اسفند 91 [ 15:06]
    تاریخ عضویت
    1391-8-08
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    394
    سطح
    7
    Points: 394, Level: 7
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت دوباره

    الان میگه همه چیو ببخش. ماشین و خونه رو برمیگردونم.بجاش جایی نگو که مشکل اصلیمون چی بوده و طلاق
    یا اینکه همه چیو فراموش کن و زندگی کن ولی با همون روش قبلی . که بار زندگی بر دوش من باشه. بچه دار هم نشیم

  13. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اسفند 91 [ 15:06]
    تاریخ عضویت
    1391-8-08
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    394
    سطح
    7
    Points: 394, Level: 7
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت دوباره

    نمی دونم بهش فرصت بدم یا نه ؟ اگه بعد از 4 سال دیگه فهمیدم چی ؟ اون موقع تمام موقیتهای زندگیو از دست دادم
    واقعا نمیتونم بهش اعتماد کنم

  14. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 فروردین 93 [ 11:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-21
    نوشته ها
    208
    امتیاز
    1,973
    سطح
    26
    Points: 1,973, Level: 26
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    743

    تشکرشده 765 در 189 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: خیانت دوباره

    سومای عزیز

    منظورت رو نفهمیدم. آیا از خیانتهایی که کرده پشیمون شده؟! یا منظورش اینه که به کاراش ادامه بده و شما هم همینجور زندگی کنی! بعدش هم مرد باید خرج زندگی رو بده و اصلا کوتاه نیا! و اینکه طلاق بگیری بدون اینکه کسی بفهمه علت اصلیش چی بوده برای این هست که میخواد همه تقصیرها رو گردن شما بندازه!! به نظر من که هیچ جور بهش باج نده و با سیاست رفتار کن. مرد باید توی زندگیش احساس مسئولیت داشته باشه و اینکه میگه بچه دار نشیم، میخواد از مسئولیتهای زندگی متاهلی شونه خالی کنه! به نظر من که یک مدت باید تمام مسئولبتها رو که مربوط به زندگی مشترک میشه رو به گردن خودش بندازید. حرف طلاق رو خیلی پیش نکشید! و سعی کنید به زندگی برگردید و بهش اعتماد به نفس بدید که خودش متونه این زندگی رو اداره کنه و شما هم تا میتونید کمکش میکنید. خونه و ماشین رو هم سعی کنید هر چه سریعتر به اسم خودتون کنید. البته با نرمی و سیاست تا نتونه به وسیله اونها گرو کشی کنه!
    عزیزم به نظر من تمام تلاشتو برای نجات زندگی مشترکتون انجام بده تا اگه به نتیجه نرسیدی لاقل پیش خودت رو سفید باشی که همه تلاشتو کردی. برات دعا میکنم که زودتر مشکلت حل بشه. عزیزم قوی باش و سعی کن بهش باج ندی

  15. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اسفند 91 [ 15:06]
    تاریخ عضویت
    1391-8-08
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    394
    سطح
    7
    Points: 394, Level: 7
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 28 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت دوباره

    زیبا جون منظورم اینه که روال سابق زندگی مون حفظ بشه ، اینکه من تو هزینه ها سهم اصلی رو داشته باشم . تو خونه من زندگی کنیم ( تا 7 یا 8 ماه دیگه آماده میشه ) آزادی هاش هم حفظ بشه
    در ضمن به نظر اون من خیلی بد اخلاقم . به نظر خودم من با یه دختر که ساعت 10 تازه از خواب بیدار میشه و موقع قرارملاقاتش با همسرم ، تونسته هزار و یک قلم به خودش برسه مطمئنا فرق دارم . در این حالت خوبی های من دیده نمیشه . چون مردها با چشمشونو فکر می کنن.
    2 تا مقاله داشتم و معدلم خوبه .از مهر سال دیگه دکترای دانشگاه خودمون درس میخوونم . حالا فک کنین شوهرم هنوززززز دیپلمه من دارم دکترا می گیرم
    بهش میگم تکلیف درست چی میشه ؟ میگه بخاطر حرف مردم دارم به زور می خوونمش وگرنه تا حالا ولش کرده بودم همین که زمینه رو برای تحصیل تو فراهم می کنم خودش خیلیه.
    ولی من اینو قبول ندارم ، به نظرم اگر من پیشرفت کردم ، عامل اصلیش همت و سعی خودم بوده ، هرچند همراهی اون بی تاثیر نبوده ولی قدم اصلی رو خودم برداشتم.
    منم میتونستم تو محیط دانشگاه دنبال دوست پسر و ... باشم و درسمو رها کنم ویا به جنبه تفریح نگاش کنم

    اینی که میگیم تا یکسال هیچ کس نفهمه ، به دلیل اینه که خودمونم به این نتیجه برسیم که واقعا طلاقمون کار درستی بوده .
    اصلا احوالی از پسرشون نمی گیرن. گفتم اگه جدا بشیم ، چیکار می کنی ؟ تو این شهر که خونه ای نداری کسی رو نداری ؟ میگه میرم تهران پیش پدرم . در صورتی که الان 6 ماهه از پدرو مادرش هیچچچچ خبری نیست
    در مورد بچه هم نظرمون مخالف همه . به نظرم ما میتونیم حداقل1 بچه داشته باشیم مگر همکارای دیگه ام چیکار می کنن. ایشون نمیخواد مسئولیتش بیشتر بشه
    خدا فقط خودش بهم کمک کنه . بعد از 9 سال خیلی برام سخته . شاید بهش عادت کردم ولی احساس می کنم زندگی خوبی بعد از اون نخواهم داشت.
    به ازدواج که اصلا فکر نمی کنم . ممکنه شرایط من نسبت به هر دختر 30 ساله ای عالی باشه ولی هرچی که باشم ،قبل از همه عناوین و اتیکت هام اول میگن بیوه است.

  16. 2 کاربر از پست مفید SOMA تشکرکرده اند .

    SOMA (سه شنبه 30 آبان 91)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.