ممنون دوستان عزیزم
فرشته مهربان عزیز نه من به امید تایید مثبت در رابطه با او گرفتن نیستم.اگر قبلا به ادامه این رابطه فکر میکردم در حال حاضر اصلا به ادامه فکر نمیکنم.
فقط میخواستم تحلیلتون رو از حرفامون بدونم.
ایشون همونطور که قبلنم گفتم بعداز مدتها اس دادند که میخوام بیام خواستگاری ولی تا 1 هفته گفتند که مسافرت هستند .بعد هم درخواست من برای اینکه ازش میخواستم جبران کنه و اینکه همش ایراداتشونو گوشزد میکردم اینکه دمدمی مزاج هستی ،اینکه چند مدت پیش میگفتی رابطه داشته باشیم ولی حالا راضی شدی بیای ولی بدون رابطه! من همش میخواستم که دلیل بیاره منو قانع کنه ولی جواب درستی نمیداد.میگفت دیگه میخوام خوب باشم و گفت که دمدمی مزاجی هم خودتی،ببین طرز حرف زدنتو..
این حرفا زشت بودن؟آیا این حرفها انقدر بد بودند که ایشون دیگه ازتصمیمیشون حرفی نزدند؟چون مثلا قرار بود 1هفته بعدش بیاد خواستگاری!
من بیشتر از این ناراحتم که از اول هر حرفی هر تصمیمی هر چی که بود بین ما پیامکی بود.هیچوقت نرفتم درست رودررو حرفامو بزنم و حرفاشو بشنوم.
به هر حال این رابطه برای من تموم شده هست.
یا میشه گذاشت به حساب اینکه واقعا بلدنبود نمیدونست باید چطور رفتار کنه تصمیم بگیره، ثبات شخصیت نداشت دمدمی مزاج بود ویا به این حساب که قصدش فقط وابسته کردن من و لذت جنسی خودش و نگاه و استفاده ابزاری از دخترها بود.که من قربانی این ماجرا بودم.
کاش از اول هم چنین کابوس وحشتناکی بدلیل سادگی و خامی من بوجودنمیومد که حالابشه این اوضاعی که الان دارم.
![]()







علاقه مندی ها (Bookmarks)