من میخوام یه واقعیت رو اینجا بگم. به نظر من اگه فکر میکنی بعد ازدواج ممکنه اصلا ظاهرش برات مهم نباشه اشتباه میکنی! اگه فکر میکنی خوبی هاش میتونه جای بدی هاش رو بگیره اشتباه میکنی.
نمیگم همین الان بذارش کنار. اتفاقا بخاطر سیرت خوبش باید به اون و به خودت فرصت درست شدن همه چی رو بدی. ولی هم باید روی خودت کار کنی و هم اون. اول خودت باید تمرکز بیشترت رو بذاری روی باطنش. روی خوبی های رفتاریش. بعد سعی کن جذابیت هایی در ظاهرش برا خودت پیدا کنی. مثلا چشم هاش یا موهاش. و روی این زیبایی هاش متمرکز بشی.
تو این مورد که اینقدر روی نگاه دیگران حساسی یه بار تو خیابون دقت کن. الان دیگه از بس دخترا حسابی به خودشون میرسن معمولا(و نه همیشه) هر زوجی رو که میبینی دختره به پسره سره! بنابراین اینقدر حساس نباش.
همسر منم قدش تقریبا کوتاهه. تازه لاغر هم هست. ولی از خودم 10 سانت بلندتره. از اونجائیکه کل مردای فامیل من قد بلند هستند اوایل خونواده ام با قدش خیلی مشکل داشتند. خودم هم خیلی به این خاطر حرص خوردم. اما آروم آروم وقتی همه دیدن همسرم از نظر برخورد و زیبایی چهره و شخصیت و کلاس و لباس پوشیدن چقدر سطحش بالاست دیگه کسی حتی به خودش جسارت بد گفتن از قدش رو نمیداد. بی نهایت مودب و خوش پوشه. و غیره. اینا رو گفتم که بدونی با خیلی چیزای دیگه میتونی مساله ی قد یا ظاهر رو جبران کنی.
ولی اینکه میگی اون زیاد به رعایتش پایبند نیست یه چیزیه که باید با صحبت کردن باهاش حلش کنی. به همین صراحت بهش بگو که خیلی حرص میخوری از ظاهرش. موضوع رو براش باز کن و بذار از نظر اینکه روی علاقه ی تو تاثیر میذاره احساس خطر کنه.






علاقه مندی ها (Bookmarks)