به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 46
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 تیر 92 [ 23:18]
    تاریخ عضویت
    1389-11-07
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    2,964
    سطح
    33
    Points: 2,964, Level: 33
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,263

    تشکرشده 1,270 در 233 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    نادیا خانم، شرایط سختی رو تجربه کردید، شیر زنی هستید واقعا

    با خوندن مطالبتون میخکوب شدم، تحمل این همه سختی فقط از عهده ی مادری عاشق مثل شما بر میاد.

    مطمئن باشید الان در دل شکسته ی شما خدا جای گرفته، و اشک هایی که میریزید تکه الماس هایی از این دل شکسته است که ارزش صبر و بردباری در اوج دلتنگیه یک زن تنها رو به رخ نامردا میکشه.

    شما حتما فرزند خودتون رو در آغوش میکشید، و اون لحظه بهش میگید

    گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم... چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی


  2. 10 کاربر از پست مفید arash1348 تشکرکرده اند .

    arash1348 (چهارشنبه 11 مرداد 91), نادیا-7777 (جمعه 21 فروردین 94)

  3. #32
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    [b]ممنونم آقا آرش.میدونم یه روزی پسرمو دوباره در آغوش میکشم
    ایناییکه اینجا نوشتم ذره ای از درد و غم و بلاهاییکه سرم اومد هم حتی نبود

    2سال در شهر دیگه توی خونه مادر شوهر باهاشون زندگی کردن و تمام کارای خونشونو کردن..وقتی مهموناشون از عراق 1ماه 2 ماه میومدنو میموندن و من باید کلفتی همشون و بچه هاشونم میکردم و از بچه خودمم مراقبت میکردم.
    به خاطر همین چیزاست که خانوادش هنوزم بهم زنگ میزنند و اشک میریزند و ازم حلالیت میخوان.

    ای بابا اگه بخوام داستان اون 4 سال و بنویسم یک کتاب میشه.
    ولی الان خوشحالم و خدا داره نتیجه تمام سختیامو بهم میده.

    الان 8 ماهه سر کار میرم و خیلی روحیم خوبه.با اینکه از نظر مالی نیازی ندارم ولی واقعا از نظر روحی خیلی کمکم کرد.
    محیط کارم خداروشکر فوق العادست و همکارام فرشته اند.
    خانواده و فامیل و دوستای خیلی خوبی دارم که واقعا کمک حالم هستند و باهاشون شادم.

    3روز آخر هفته هم تعطیلم و میرم خونه تابستونیمون و با خانواده و فامیل خوش میگذرونم.
    انرژی منفی هم ممنووووووووع.

  4. 21 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    maryam240 (شنبه 30 خرداد 94), فدایی یار (چهارشنبه 19 فروردین 94), نادیا-7777 (یکشنبه 15 مرداد 91), بارن (چهارشنبه 19 فروردین 94)

  5. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دیروز [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    نادیا جان

    امیدوارم همیشه در پناه خدا شاد و پیروز باشی.

    از اینکه تاپیکت رو دوباره بالا آوردم و باعث شدم خاطرات گذشته به یادت بیاد و ناراحتت کنه معذرت میخوام.

    ای کاش سیب سرخ مال دست چلاق نبود و همه هم کفو ها با هم ازدواج میکردن هرکسی با کسی شبیه خودش و کاش بعضی از آقایان و خانواده ها اصرار نداشتن که آدم زود بعد ازدواج بچه دار بشه که بعدش هم مجبور نشه تا مدتها به خاطر بچه اش یک آدم حقیر رو تحمل کنه.

    باز هم معذرت میخوام از بالا آوردن تاپیکت و ناراحت کردنت.

    برات بهترینها رو آرزو میکنم

  6. 4 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    فکور (چهارشنبه 11 مرداد 91), نادیا-7777 (جمعه 21 فروردین 94)

  7. #34
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    [b] فکور ازت ممنونم که تاپیکمو بالا اوردی..باعث شد کمی خودمو خالی کنم و سبکتر بشم.
    حتی از نازنین هم با اون لحن تندش ممنونم که منو مجبور به حرف زدن کرد.

    مخصوصا از ویدا@ [size=medium]ممنونم که دوباره نیومد بگه:

    تو تاپیکای تاریخ گذشته پست نذاررررررررررررررررید

    همتونو دوست دارم عزیزای من

    من اومدم تو این تالار تا نذارم دخترای گلم سرنوشتشون مثل من بشه و بیوفتن تو چاه..(البته با ازدواج نادرست) وگرنه که از خدامه جوونا برن سر خونه زندگیشون و خوشبخت بشن.

  8. 9 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    فدایی یار (چهارشنبه 19 فروردین 94), نادیا-7777 (چهارشنبه 11 مرداد 91)

  9. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 31 فروردین 92 [ 19:02]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    158
    امتیاز
    898
    سطح
    15
    Points: 898, Level: 15
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    564

    تشکرشده 567 در 144 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    نادیا خانم
    درس زندگی رو باید از شما و امثال شما یاد گرفت.شما رو تحسین می کنم .تو این شرایط کمر مشکلات رو شکستی
    نادیا خانم گفتنی ها رو دوستان گفتند اما پستهای شما رو که خوندم نکته ای به نظرم اومد:
    همش فکر میکردم چه انگیزه ای باعث شد اینهمه مقاومت کنی و سالها با این رفتارهای همسر سابقت بسازی؟
    که فکر میکنم جوابش رو از پستهاتون متوجه شدم
    همین طور که گفتید از نوجوانی عاشق این بودید که مادر بشید و صاحب فرزند...
    من حدس میزنم این موضوع،روی انتخاب همسرت تاثیر گذاشته.یعنی شتاب شما برای مادر شدن باعث شد که دقت لازم رو در انتخاب همسر نکنید و با عجله خواستی وارد زندگی مشترک بشی و چشمانت رو به روی حقایق بستی.و اصطلاحا بدون اینکه در نظر بگیری مادر شدن کافی نیست و بچه به پدری مهربان و فداکار هم احتیاج داره ازدواج کردی....
    با توجه به خلا عاطفی که دربارش صحبت کردید و میلتون به بچه ،این پست رو زدم چون نگران شدم که مبادا باز این اشتباه رو مرتکب بشید.
    شما یکی از اعضای تاثیر گذار همدردی هستی و آرزو داریم همین طور که این مدت آگاهانه زندگیتو ساختی از این به بعد هم با آگاهی بیشتری بری جلو

  10. 9 کاربر از پست مفید Amiran تشکرکرده اند .

    Amiran (چهارشنبه 18 مرداد 91), نادیا-7777 (جمعه 21 فروردین 94)

  11. #36
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    [b] [color=#800080]ممنونم از شما امیران عزیز

  12. کاربر روبرو از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده است .

    نادیا-7777 (چهارشنبه 11 مرداد 91)

  13. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 13 تیر 93 [ 06:44]
    تاریخ عضویت
    1391-4-22
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    1,849
    سطح
    25
    Points: 1,849, Level: 25
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 203 در 57 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    سلام نادیای عزیز.

    تاپیک رو خوندم. از خوندن عذابهایی که کشیدین هم شوکه و هم بسیار متاثر و غمگین شدم.

    من الان نزدیک حرم امام رضا زائر هستم، از ته دل برای شما و پسرتون دعا میکنم خوشبختی زندگیتون رو مالال کنه و روز به روز بیشتر به عافیت دنیا و آخرت نزدیک بشید.

    میگن نفرین خوب نیست... نمیدونم. شوهر سابقتون و هر چی آدم از این دست رو به خدا میسپرم. انشاالله متناسب با اونچه کردند و میکنند عقوبت بشن.



    ...

    خیلی چیزا دلم میخواد بنویسم و خیلی همدلی ها هست اما باور کنید دیشب تا حالا نخوابیدم و حرم بودم، فقط یه سوال خیلی مهم دارم، شما گفتین:

    "من اومدم تو این تالار تا نذارم دخترای گلم سرنوشتشون مثل من بشه و بیوفتن تو چاه..(البته با ازدواج نادرست) وگرنه که از خدامه جوونا برن سر خونه زندگیشون و خوشبخت بشن."


    نادیاجان چی شد که با این آدم ازدواج کردین؟ به نظر و تحلیل خودتون چجوری میشه که این فاجعه رخ میده؟

    متشکرم.

  14. 8 کاربر از پست مفید رازقی تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (جمعه 21 فروردین 94), رازقی (چهارشنبه 18 مرداد 91)

  15. #38
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    رازقی جان ببخشید من الان تازه دیدم سوالتون رو..امیدوارم اخطار نگیرم بابت تایپ کردن تو تاپیک تاریخ گذشته...

    نادیاجان چی شد که با این آدم ازدواج کردین؟ به نظر و تحلیل خودتون چجوری میشه که این فاجعه رخ میده؟

    عاشق شدم..همین..
    من 25سالم بود و اون از اول نقشه کشید تا منو بدست بیاره..من خیلی احساساتی بودم و اونم برای دیدن من از شهر خودشون میومد تهران(6ساعت راه) تا منو ببینه.و همه جور دروغ و خالی بندی هم میکرد تا دل منو بدست بیاره.

    میدونید چرا دوست داشت ازدواج کنه؟
    میخواست پدر بشه و یک کلفت داشته باشه..یک برده

    میگفت: آدم وقتی میخواد ازدواج کنه و بچه دار شه باید از یک نژاد خوب زن بگیره تا بچش واقعا خوب و خوشگل و قوی و سالم باشه!!! (یعنی آآآآآآآآآخر طرز فکر)

    این طرز فکرو قوم بربرها هم نداشتند(البته همون اول اینارو نگفتا وقتی بچه دار شدم گفت--خداییشم واقعا همچین بچه ای تحویلش دادم)!!!

    واسه همین الان همش خودمو به درو دیوار میکوبم و به دخترای عزیزم میگم: عاشق نشید قبل از عاقلانه انتخاب و تصمیم گرفتن

  16. 6 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (دوشنبه 18 دی 91)

  17. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1389-12-08
    نوشته ها
    390
    امتیاز
    3,339
    سطح
    35
    Points: 3,339, Level: 35
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,374

    تشکرشده 1,334 در 350 پست

    Rep Power
    55
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    [b]نادیای عزیز ،سلام

    اتفاقی اومدم تو تاپیکتون،از یه تاپیکی که لینک گذاشتید

    امدم بهتون تبریک بگم،....

    شاید این پستم پاک شه ،اما باید حرفم رو بهتون میگفتم

    امیدوارم شاد و سلامت باشید

    یک سوال،چه جوری پس باید این آدم ها رو شناخت؟ اگه همش دروغ باشه و خالی بندی ،آدم ممکنه متوجه نشه...

  18. 6 کاربر از پست مفید شوکا تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (جمعه 21 فروردین 94), شوکا (دوشنبه 18 دی 91)

  19. #40
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: من یک مطلقه هستم

    پست شما پاک نمیشه عزیزم ولی ممکنه پست من پاک شه ;)

    راستش خیلی وقتا زبان انسان برای گفتن خیلی چیزا قاصره ولی من میگم:
    شاید درست نباشه ولی از نظر من بعضی چیزا هندونه در بستست!!
    میدونم با این نظر من الان خیلیا ممکنه مخالف باشند و بیان و بگن:
    نه اصلا هم اینطور نیست و سرگذشت آدمارو خود آدما رقم میزنند و بستگی به اعمال و رفتار و کارها و تصمیمها و انتخابهای خود آدمها داره و ......

    ولی من (نه فقط در امر ازدواج) که در امور دیگه هم دیدم که خیلی چیزا دست خود آدما نیست و هرچقدرم که درست برند و درست رفتار کنند بازم یه بدش گیرشون میاد.

    البته خودم رو با این مساله قانع میکنم که:
    حتما حکمتی تو کار بوده و قرار بوده من باتجربه تر بشم و به تکامل بالاتری برسمو یا اینکه امتحانی بوده و یا اینکه شاید گناهی کردمو اینجوری عوضش دراومده و چه و چه و چه
    شایدم همینطور بوده

    ولی خب جدای از مسائل مادیش...روح آدم خیلی میشکنه

    در نهایت خانم شوکا باید بگم که:
    جوابی برای سوالتون ندارم...چون زندگی فرمول ریاضی نیست که اعداد رو توش بذاریمو به جواب یکسان برسیم

  20. 4 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    فدایی یار (چهارشنبه 19 فروردین 94), نادیا-7777 (دوشنبه 08 آبان 91)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.