هر درخواستی که اگر کس دیگه ای از ما بکنه بی چون و چرا ردش میکنیم!
تشکرشده 2,844 در 585 پست
هر درخواستی که اگر کس دیگه ای از ما بکنه بی چون و چرا ردش میکنیم!
یک زن امیدوار (چهارشنبه 10 اسفند 90)
تشکرشده 4,874 در 1,141 پست
بچه ها من تاپيكشون رو خوندم.فكر كنم پيدا درست ميگه. دوست دختر دوست پسرن.نوشته اصلی توسط چشمک
گلنوش67 (چهارشنبه 26 بهمن 90)
تشکرشده 582 در 62 پست
سلام به دوستاي خوبم كه بخاطر مهم ترين هدف زندگيشون يعني بهبود روابط با همسر اينهمه وقت و انرژي ميذارن.
مهم ترين وبزرگترين درخواست نابجا كه همه ما خانوما داريم اينه:
در خواست تغيير رفتار و اخلاق يه شبه بعد از سي سال اونم فقط بخاطر ما
چون من دوست ندارم اونجا نريم ولي اينجا بريم.
چون من مي خوام اينو بخريم .چون من گفتم بايد گوش مي دادي...چون من ميگم پس حتما درسته...
يه لحظه بايستيم بچه ها...پس شعور شوهرامون چي ميشه؟قبل از ما چكار مي كردن كه حالا ما نماينده تام الختيار كميته اصلاح شديم و كوتاه هم نميايم؟
پس قبل ما چرا خونواده هاشون همين جوري با همين اخلاقا دوسشون داشتن؟قبل ما چرا هيشكي ازشون انتقاد نكرد؟چون همين جوري خيلي هم خوب بودن.ما اينجوري هستيم.اولش بدي هاشو نمي بينيم ولي امان از بعدش ميشيم ناظم تركه به دست و با قهر و انتقاد و ادا مي افتيم به جون طرفمون و انتظارم داريم توجه كنه اخه ما زنشونيم!!!مهم ترين ادم زندگيشون!!!
خداييش انصافا تا حالا دقت كردين ما چقدر اونا رو تاييد مي كنيم و اونا چقدر ما رو؟
ما چقدر مستقيم و غير مستقيم انتقاد مي كنيم و اونا چقدر؟چرا وقتي از مهموني برميكرديم اول ادا هاي ماست كه چرا محلم ندادي اينجوري گفتي اونجوري كردي پس ما چي؟ما همه كارمون درست بوده و هيچ ايرادي نداشتيم خداييش چقدر به فاميلش تيكه ميندازيم اونم دوستشون داره ولي هيچي نمي گه؟بابا مامان ما خوبن فقط بابا مامان اونن كه دخالت مي كنن و بدن؟
ما خانوما گاهي اينقدر به فكر اصلاح و بهبود رفتار طرفمون مي شيم كه اصلاح خودمون يادمون ميره.گاهي اونقدر به فكر مسئوليت هاي ديگرانيم كه مسئوليت خودمون يادمون ميره.چطور اون وظيفشه نفقه بده و پول نگيره از من ولي من وظيفه م نيست كه هميشه غذاي گرم و تازه اماده كنم؟چطور اون وظيفشه منو ببره ددر بچرخونه ولي من وظيفه م نيست لباساشو بشورم و اطو كنم؟اون وظيفشه بخاطر من رابطه شو با عزيزترين كساش قطع كنه ولي من وظيفه ندارم رفتارمو با مادرش بهتر كنم؟
فرشته سفيد (چهارشنبه 26 بهمن 90)
تشکرشده 3,297 در 818 پست
فرشته سفید حرفات جالب بود مخصوصا قسمتی که راجع به تیکه انداختن به خانوادش بود.و یا قسمتی که راجع به مهمونی رفتن گفته بودی
فقط یه جا رو خواستم اصلاح کنم البته امیدوارم دوستان سواستفاده نکنن
فرشته جان نفقه دادنو تامین وسایل آرامش در زندگی وظیفه مرده ولی کارای خونه وظیفه زن نیست.و اگه امتناع کنه می تونهنوشته اصلی توسط فرشته سفيد
به خاطر همین خانه داری خیلی اجر بالائی داره.حالا هی بعضی دوستان بگن خدا چرا فرق گذاشته بین زن و مرد.اگه فرقی هم گذاشته به نفع زن ها بوده نه مردا
امیدوارم با خوندن این مطلب نرید سر شوهراتون منت بذارید من وظیفم نیست ولی انجام می دم.این مطلبو همسرم به من گفته ولی با وجود تنبلیم هیچ موقع نگفتم وظیفم نیست به من چه
رایحه عشق (چهارشنبه 10 اسفند 90)
تشکرشده 582 در 62 پست
سلام رايحه عزيز
اتفاقا وقت نوشتن اين مطلب مي دونستم حتما هم چين سخني پيش مياد ولي منظورم اينه اگر بخوايم اينقدر مو شكافانه به حد و مرز گذاشتن واسه وظايف و نقش ها گير بديم واسه خودمون خيلي بد ميشه.اخه ما فقط تكاليف اونا و حقوق خودمونو ميبينيم.ولي اگه اون وظيفشه كه كار كنه ما هم وظيفمون مثلا تمكينه همه جوره ست.كي حاضره قبول كنه صددرصد تمكين كنه ؟اون حق داره اگه بخواد چهار تا زن بگيره مثلا؟...مي دونين منظورم اينه كه يه جاهايي ما خودمونو جدا مي گيريم مثل بحث پول و حقوق يه جاهايي باهاش يكي ميشيم مثل كاراي خونه..
فرشته سفيد (پنجشنبه 17 فروردین 91)
تشکرشده 9 در 6 پست
دوستان ما دوست بودیم یه مشکل داشتم که به کمک سایت حل شد و الان تقریبا نامزد رسمی به حساب میایملطفا لطفا زود در مورده کسی قضاوت نکنین
مرسی بابته همه نظرات
دلدادهه (چهارشنبه 03 اسفند 90)
تشکرشده 3,297 در 818 پست
یه موقع پیش می یاد همسرمون تنهائی می ره خونه مادرش نباید انتظار داشته باشیم مو به مو بگه چه اتفاقاتی اونجا افتاد و چه حرفهائی رد و بدل شد.این حساسیت نشون دادن ها تصویر خوبی در ذهن همسرمون نخواهد ساخت
رایحه عشق (پنجشنبه 10 فروردین 91)
تشکرشده 3,297 در 818 پست
دوستای عزیز یه سوال دارم
همسرم گاهی بد جور می ره تو لاک خودش.شاید بگید مردا گاهی می رن تو غار خودشون.بله می دونم ولی همسرم گاهی گریه هم می کنه.اوایل باهام درد و دل می کرد که تو این سالها چه طور کمبود پدر رو حس کرده.اما الان دیگه چیزی نمی گه.اینکه انتظار دارم بگه دلیل ناراحتیشو بی جاست؟
فکر کنم همگی قبول داشته باشید چقدر سخته گریه مرد رو ببینید.
رایحه عشق (چهارشنبه 03 اسفند 90)
تشکرشده 3,762 در 695 پست
اگه این کار او یعنی گریه کردنش به صورت مدام باشد باید پیگیری جدی داشته باشی..
ولی اگه اندک است من فکر می کنم که بعضی مواقع خوبه که آدمها فکرشون و ذهنشون رو با گریه کردن تخلیه می کنند![]()
چشمک (چهارشنبه 03 اسفند 90)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
نوشته اصلی توسط رایحه عشق
عزیزجان
معلومه این مواقع خیلی نگران همسرت میشی و دلت نمیخواد در این حال بیبینی او را. از این بابت تحسینت می کنم![]()
نگران نباش ، هر وقت همسرت در این حال است ، راحتش بزار و اجازه بده که زمانش طی بشه، بعدش خیلی گرمتر از همیشه با او برخورد کن ، نوازشش کن و ازش بپرس حالت بهتر شده ، و کاری هست از من بر بیاد برات . و بگو خیلی دلم میگیره وقتی تو را ناراحت می بینم ، دیدن ناراحتیت برام سخته ، اما اینمواقع هیچی ازت نی پرسم که اذیتت نکنم و سعی می کنم مزاحمت نشم که تو راحت باشی ، می ترسم اگر ازت بپرسم مسئله چیه چرا ناراحتی ، بدتر ناراحتت کنم . دلم میخواد با من درد دل کنی تا سبک بشی . و در ادامه تا می تونی قربون صدقه اش برو و از اینکه او را داری ابراز رضایت و شکر گذاری کن .
کار اساسی از سوی شما همین هست . محبت و همدلی و راحت گذاشتنش .
هر وقت هم برات درد دل کرد هم حسی و با ظرافت ،امید و قوت بهش دادن و اعتماد به نفسش را بالا بردن مهمترین کار شما می تواند باشد
خوش باشی خانمی مهربان و دلسوز
.
فرشته مهربان (دوشنبه 15 اسفند 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)