به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 57
  1. #31
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    سلام شميم،‌
    روي موضوع قبلي بازنگري كنيد!
    تا چه اندازه مقصر بوده ايد؟
    چقدر ديگران مقصر بوده اند؟
    سعي كنيد هيجان زده به افكارتون عكس العمل نشون ندهيد... شما تو اين شش ماه خيلي مسائل رو يادگرفته ايد!
    پس هيجان زده و غير منطقي به داستان نگاه نكنيد...

    در ادامه براي فردا بنويسيد:
    اگر رفتار شما چگونه بود اينگونه نمي شد؟ / چه رفتار و ويژگيهاي منفي داريد؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید sci تشکرکرده است .

    sci (شنبه 10 دی 90)

  3. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    سلام دوستان،‌سلام جناب Sci
    ببخشيد دير شد

    اگر رفتار شما چگونه بود اينگونه نمي شد؟
    -اگر تحمل نميكردم و فكر نميكردم اين تحمل به خرج دادن يعني فرصت دادن به طرف مقابل براي پي بردن به اشتباهاتش
    -اگر خواسته هامو كامل مطرح ميكردم و اصرار ميكردم
    -اگر از دعوا نميترسيدم
    -اگر تو هر قهري پيش قدم نميشدم
    -اگر خودمو بيشتر از همسرم دوست ميداشتم و فكر نميكردم عشق يعني ترجيح كسي كه دوستش داري بر خودت
    -اگر محبت و وظيفمو هميشه كامل انجام نميدادم تا شوهرم متوجه اشتباهاتش بشه
    -اگر هربار با يه معذرت خواهي ساده همه چي رو فراموش نميكردم
    -اگر وقتي بي منطق ميشد و عصبانيم ميكرد،‌ميتونستم جوابشو ندم

    چه رفتار و ويژگيهاي منفي داريد؟
    -زيادي مسئوليت پذيرم حتي اگه طرف مقابلم مسئوليتشو انجام نده
    -بي حساب محبت ميكنم و اين باعث ميشه بقيه عادت كنن و وظيفه اي احساس نكنن
    -خيلي تحمل ميكنم،‌تا جائيكه ديگه تواني برام باقي نمونه و بعدش ديگه ميبرم و كارايي ميكنم كه تو اين سايت به همش ميگن رفتارهاي هيجاني (دوسال شوهرمو تحمل كردم و ديگه بريدم نميدونم زمانش كافي بوده يا نه)
    -از حرف بي منطق ناراحت ميشم و نميتونم در مقابلش سكوت كنم
    -وقتي ناراحت ميشم قيافم كاملا نشون ميده
    -وقتي خيلي ناراحتم حتي تو جمع نميتونم نقش بازي كنم و همه متوجه ميشن با وجود اينكه سعي ميكنم بگم و بخندم ولي نميدونم چرا همه متوجه ميشن
    -زيادي صداقت دارم تا جائيكه چيزايي رو به همسرم گفتم كه شايد نبايد ميگفتم


  4. 4 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (چهارشنبه 14 دی 90)

  5. #33
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    دوستای خوبم سلام
    من یه خبر خوش دارم ولی با یه عالمه سوال و ترس از اشتباهات دوباره :
    دیشب ساعت 8 شوهرم اومد دنبالم، البته اس ام اس داد که برم، منم رفتم تو ماشین باهاش صحبت کردم دیدم پشیمونه و بهم گفت کتاب خونده و سعی کرده ریشه مشکلاتمونو پیدا کنه و متوجه بعضی اشتباهاتش شده ولی بازم گفت که منم اشتباه داشتم که خب من قبول کردم
    وقتی دیدم اینطوری فکر میکنه و خیلی نرم شده، بهش گفتم فقط یه شرطی برای برگشتن دارم، اینکه بریم مشاوره
    گفت اگه تو بخوای میریم، مشکلی نیست
    منم وسایلمو جمع کردم و دیشب اومدم خونه، خیلی خوب بود، برعکس قبل دائم بهم توجه میکرد و بغلم میکرد،
    من طبق معمول عشق و عاطفمو ول کردم ولی یه دفعه جمعش کردم، هربار که بهش محبت کردم و یا جواب محبتشو دادم، یکی از درون بهم میگفت "بازم احمق شدی؟"
    اینبار دارم درگیر یه وسواس میشم، احساس میکنم ضربات قبلی که خوردم مال این بود که جای درخواست عشق و محبت برای همسرم نزاشته بودم و دائم بهش میدادم، حالا نمیدونم، باید جلوی فطرتمو بگیرم و بزارم اون محبت و ابراز عشقش بیشتر از من باشه یا خودمو رها کنم و مثل قبل بی دریغ عشق بورزم؟
    الآن بای چکار کنم؟ چه اشتباهاتی نباید تکرار بشه؟ چه کارهایی باید انجام بدم که تا حالا انجام نمیدادم؟
    خواهش میکنم
    الآن بیشتر از هر زمان دیگه ای به کمک نیاز دارم
    منتظر نظراتتون هستم
    جناب Sci کمکم کنین، ممنون

  6. 7 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (یکشنبه 11 دی 90)

  7. #34
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    259
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    تعادل ، تعادل ، تعادل

    افراط و تفریط ممنوع !

  8. 8 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (شنبه 10 دی 90)

  9. #35
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    سلام اقلیما جونم
    خوبی؟
    باز که تاپیکتو بستن
    چه خبر؟ اوضاع روبراهه؟

  10. کاربر روبرو از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده است .

    shamim_bahari2 (شنبه 10 دی 90)

  11. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 آذر 91 [ 15:41]
    تاریخ عضویت
    1390-8-02
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    1,745
    سطح
    24
    Points: 1,745, Level: 24
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    393

    تشکرشده 401 در 117 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    شمیم جان خوشحالم که بر گشتی همیشه هر شب که میخواستم بخوابم برات دعا می کردم خیلی خوشحال شدم موفق باشی
    به نظرم تمرین کن که منفعل نباشی در هیچ زمینه ای .

  12. کاربر روبرو از پست مفید جان سخت تشکرکرده است .

    جان سخت (شنبه 10 دی 90)

  13. #37
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    سلام شمیم عزیزم
    برات خیلی خیلی خوشحالم
    نه حالم اصلا خوب نیست
    اوضاع هم اصلا خوب نیست و بهم ریخته است
    5شنبه رفته بودیم خونه پدرشوهرم اینا قبلا گفته بودم که همسر چند ماهی میشه حقوقشو نگرفته منم با تمام احساس های بدی که از این موضوع دارم داشتم سر می کردم
    پدرشوهرم جمعه رفت کربلا صحبت قربانی موقع اومدنش شد که همسرم گفت من خودم قربونی می گیرم باز یه خورده وقت گذشت صحبت گوشی واسه مامانش شد بازم به مامانش گفت من گوشی برات می خرم تو این دو سه روزه
    شما بودید چه حالی می شدید مگه نگفتن چراغی که به خانه رواست به مسجد حرامست
    سه چهار ماه حتی یه هزارتومنی ازش نگرفتم
    به این نتیجه رسیدم فقط واسه من پول نداره
    با توجه به اینکه باباش وضع مالیه خوبی داره برای چی.......
    خسته شدم.......
    دیشب می خواستم برم که گفت اگه رفتی دیگه برنگرد

    بعدشم هی می گفت تو وجود حتی رفتن خونه باباتم نداری!!!!!!!!
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  14. 3 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (شنبه 10 دی 90)

  15. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    جان سخت عزیزم ممنون
    میدونم دعاهای شما دوستان خوبم تأثیر داشته تا دوباره زندگیم سرو سامون گرفت
    هیچوقت خوبیهاتونو فراموش نمیکنم
    هیچوقت

    اقلیما جونم
    سلام
    بمیرم الهی، میدونم چی میگی، منم این بلا سرم اومده، میدونم چه سوزناک و دردناکه
    اقلیماجون
    من نمیخوام به رفتن ترغیبت کنم، خیلی سخت و نفس گیره، خیلی خیلی خیلی
    ولی برای من نتیجش خوب بود، همسر من که هیچوقت سعی نمیکرد فکر کنه و تلاش کنه، یه کم فکر کرده و تصمیم گرفته تلاش کنه، البته تا الآن که در حد حرفه ایشالا با دعاهای شما عملی هم میشه
    اگه فکر میکنی مثل من هرکاری از دستت برمیومده انجام دادی، یه اتمام حجت کن و اگه دیدی فایده نداره بزار برو
    مردها وقتی کاملا خجالت زده بشن میشینن سرجاشون و زندگی میکنن، من تقریبا تو تمام زندگیهای دور و برم دیدم که اول زندگی زن زده بیرون و رفته خونه باباش و بعد همه چی درست شده
    قبلا فکر میکردم این بیفکریه، هرچی هست تو خونه باید حل بشه، ولی بهم ثابت شد نمیشه
    شوهر من هرچی بهش گفتم بیا خودمون مثل دوتا دوست بشینیم مشکلاتمونو حل کنیم، بابا دشمن هم که نیستیم
    گوش نداد
    ولی حالا که خجالت زده بابا و مامانم شده، تازه به این نتیجه رسیده که من راست میگفتم
    به نظرم شوهرت دیگه اینقدر تلنگر خورده ، دیگه متوجش نمیشه، باید بهش ضربه بزنی
    نه از نوع بدش، از نوعی که به خودش بیاد
    من به شوهرم گفتم هیچی به خانوادم نگفتم و فقط بهشون گفتم که تو طلاق خواستی
    و به پدر مادرم هم گفتم به روش نیارن که من چی گفتم
    یعنی فقط در این حد که سه هفته منو گذاشت خونه بابام بمونم، داره خجالت میکشه
    نمیدونم
    این نظر شخصی منه، شاید خودت و خیلیهای دیگه قبول نداشته باشن
    ولی فکر میکنم سلامتی و عمر آدم ارزشش بیشتر از اینه که بخواد برای حداقلهای زندگی 10سال وقت بزاره
    به خدا اقلیما جان، هر شب و هر روز به یادتم و برات دعا میکنم
    از خدا میخوام به زودی زود مشکلاتت حل بشه
    راستی پیش مشاور نمیری؟

  16. 2 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (شنبه 10 دی 90)

  17. #39
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    تاپيكهاي قبليتون رو بخونيد! يه خلاصه درست از اونها تهيه كنيد
    مهارت رفتار جرات مندانه رو ياد بگيريد و تمرين كنيد.. تمرين كنيد.. تمرين كنيد... تمرين كنيد... تمرين كنيد
    توي كارگاهي كه با همين عنوان هست شركت كنيد ( كارگاه رفتار جرات مندانه توسط كارشناس محترم آقاي Baby )
    به تاپيكهايي كه آموزشي هستند و به سطح مهارت شما كمك مي كنند سر بزنيد و از مطالعه تاپيكهايي كه تبيين مشكلات فردي است، پرهيز كنيد
    ياد بگيريد با مسائل چگونه برخورد كنيد...
    خيلي از ويژگيهاي منفي كه گفتيد رو بايد با مهارتهايي كه طي تاپيكهاي قبلي برطرف كنيد.
    دنبال مقصر نباش و زندگيت رو بســـــــــــــــــــــــ ــــــــــــاز
    موفق باشيد

  18. 4 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (شنبه 10 دی 90)

  19. #40
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: آخر و عاقبت شمیم

    شمیم حوصله هیچیو ندارم حتی زدون تاپیک جدید
    از دیشب تاحالا فقط از خدا می خوام که بمیرم همین
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  20. کاربر روبرو از پست مفید eghlima تشکرکرده است .

    eghlima (یکشنبه 11 دی 90)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.