RE: آخر و عاقبت شمیم
سلام شمیم عزیزم
برات خیلی خیلی خوشحالم
نه حالم اصلا خوب نیست
اوضاع هم اصلا خوب نیست و بهم ریخته است
5شنبه رفته بودیم خونه پدرشوهرم اینا قبلا گفته بودم که همسر چند ماهی میشه حقوقشو نگرفته منم با تمام احساس های بدی که از این موضوع دارم داشتم سر می کردم
پدرشوهرم جمعه رفت کربلا صحبت قربانی موقع اومدنش شد که همسرم گفت من خودم قربونی می گیرم باز یه خورده وقت گذشت صحبت گوشی واسه مامانش شد بازم به مامانش گفت من گوشی برات می خرم تو این دو سه روزه
شما بودید چه حالی می شدید مگه نگفتن چراغی که به خانه رواست به مسجد حرامست
سه چهار ماه حتی یه هزارتومنی ازش نگرفتم
به این نتیجه رسیدم فقط واسه من پول نداره
با توجه به اینکه باباش وضع مالیه خوبی داره برای چی.......
خسته شدم.......
دیشب می خواستم برم که گفت اگه رفتی دیگه برنگرد

بعدشم هی می گفت تو وجود حتی رفتن خونه باباتم نداری!!!!!!!!
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)