سلام امروز روز چندان خوبی نبود اما من همه اش سعی کردم که اخلاقم خوب باشه.
آفرین ، این من و تو هستیم که با ارزیابی مون از وقایع می تونیم روزهای خوب و یا بد رو بیافرینیم
با همسرم صحبت کردم نمیتونم بگم صحبت خوب و سازنده ای بود اما حداقل توش جنک و دعوا نبود.
آفرین ، درست داری پیش می ری
صحبت کردن بدون جنگ و دعوا ،
حالا در این جهت قدم بردار که از هر گفتگویی حتی شده از یک نکته کوچک بهره برداری کنی
یعنی چی؟
یعنی گه قبل از هرگفتگویی هدفت از اون گفتگو برای خودت روشن باشه ( عزیزم مردها زمان می برند تا یاد بگیرند چگونه تنها شنوده درد و دل های ما بشوند ، پس تا زمانی که همسرت این ویژگی رو یاد بگیره شما درصدد درد و دل کردن با او نباش و سعی کن ایم هم حسی رو از جای دیگری مثل این تالار ، یک دوست خوب ، خوندن کتاب و یا پیاده روی و صحبت با خودت در ذهن کسب کنی )
ببین خانومی روش و اصول صحبت کردن با مرد خیلی ظریف هست
و با تمرین و ممارست زیاد بدست میاد
پس در هرلحظه تلاش کن و از این تلاش ناامید نشو
هرچقدر بیشتر تلاش کنی
به موفقیت زودتر میرسی
همسرم به شدت نگران مسایل مالیه(منم بهش حق میدم) و منم بهش گفتم هر تصمیمی تو بگیری من حمایتت میکنم اما انگار به جای این که از این حرف خوشحال شه ناراحت شد(چون عملا انتظار داره مثله دفعات پیش من کمکش کنم)
تاپیک من رو که خوندی
خستگی شوهر از مسئولیت زندگی
دقیقا شما باید پیش بینی می کردی که همسرت چنین انتظاری رو داره
و شما می بایست از طریق همین تالار و خوندن راه حل ها ، گفتگوی مناسب رو در ذهنت می چیدی
که در هنگام عمل بتونی صحبت هاتون رو مدیریت کنی
این میشه همون بهره برداری از نکات
نکات یعنی مسائل زندگیتون که مهم هستند ، مثل مسائل مالی ريال مثل رفت و آمد با دیگران ، مثل زمان بچه دار شدن ف مثل خرید نوع برنج ، مثل رنگ امیزی خونه ، کلا هر نکته ای که برای تو و همسرت مهم هست از ریزش بگیر تا درشتش
بنابراین
اول ) قصدت رو از هر گفتگویی با همسرت روشن کن
دوم) از قبل نحوه گفتگو و جملاتت رو با خودت تنظیم کن
سوم) هنگام گفتگو با همسرت بی نهایت آرام و صبور باش ، سعی کن بیشتر شنونده باشی تا گوینده
در صدد نباش از شوهرت در خصوص نظراتت تایید بگیری
صرفا نکته رو بگو و رد شو ( اصطلاحا کلید نکن)
هنگامی که با موضوعی مخالف هستی سریع موضع نگیر ، خشمت رو کنترل کن .
چهارم) سعی کن بیشتر مواقع با قدردانی از نکات مثبت همسرت گفتگو را خاتمه دهی
چرا؟
چون وقتی از مردی قدردانی میشه ، تشویق به ادامه می شود ، یعنی علاقه مند میشه دوباره با تو گفتگو کنه و این یعنی فرصت که بتونی نکات مورد نظرت رو با سیاست پیاده کنی
زندگی مثل بازی شطرنج هست پس برای هر حرکت باید پادحرکتش رو داشته باشی
و خدایی نکرده نشی مصداق این پست مدیر:

نوشته اصلی توسط
مدیرهمدردی
سلام
یه sms طنز دیدم به این مضمون:
زندگی مثل یک شطرنج هست..... تو که بچه ای برو منچتو بازی کن! 
به نظرم اومد بعضی طنزها چقدر می تونند جدی باشند!
این طنز برایم
این مقاله را تداعی کرد.
نظر شما در خصوص این sms چیه؟!
آیا شما هم موارد مشابهی از طنز های گزنده ای که می تونه فرد را به فکر وادار کنه سراغ دارید؟
و گفت پس من میرم فلان جا یه خونه 50 متری میگیرم تو هم باید بیای و با این شرایط بسازی!منم گفتم باشه میام بعد یه کم عصبانی شد و بحثمون به بیراه کشیده شد(البته من میخاستم براش مثال اوایل زندگی خیلی ها رو که حتی رفته بودن 2 تا اتاق اجاره کرده بودنو بزنم که الانم خیلی خوشبختن و حتی خونه خریدن اما فوری ذهن خوانی کرد و گفت منظورت چیه و فلان و بهمان)
آهان
ببین
وقتی همسرت می بینه که باید برای زندگی مسئولیتش رو به عهده بگیره ، سختش شده؟
چرا؟
چون حمایت افراطی ، درماندگی می آموزد
حالا الان چی کار کنیم
آرام آرام باید اشتباهت رو جبران کنی ، یادت بهت گفتم حداقل شش ماه تا یکسال بدون چشم داشت برو جلو و یک تنه محبت کن؟
یادت هست گفتم توی این راه خیلی سختی ها هست
یادت گفتم ناز شوهرت رو بکش و لحن عاطفی داشته باش؟
====
سخن درست می تونه این باشه
تو هم باید بیایی و با این شرایط بسازی
ابتدا به ساکن نگو باشه میام یه کم حرفت رو بپیچون توی زر ورق
می دونی که دوست دارم
و با تو بودن برام خیلی ارزشمند هست جوری که با هیچ چیز توی دنیا عوضش نمی کنم
خونه 50-60 متری چیه
تو فقط یک اشاره بکن بریم قله قاف چادر بزنیم ببین من با سر می دوم ، چون بودن با تو و زندگی در کنار تو رو با تمام وجودم می خواهم ، چون با تو خوشبختم ، چون با تو آرامش دارم ، چون تو عشقمی ، زندگیمی ، عمرمی ، جونمی
ببین جملات بالا یعنی باشه میام تو برو خونه رو بگیر ، اما با ظرافت زنانه ، لحن گفتنت هم باید محبت آمیز باشه ، گفتم حرف و عمل باید یکی باشه = ذهن و رفتار باید یکی باشه
آخرشم حرف دلشو زد که پس خانواده ی تو چی؟
پس این پیش زمینه ذهنی رو هم داشتی لذا ناخواسته وناخودآگاه گفتگوتون توری مدیریت شد که به اینجا ختم بش
مواظب باش دختر دیگه درست مدیریت کن!
مگه نگفتی مثله همیشه حمایت میکنن(راست میگه من قبل از این که با این تالار آشنا بشم و بدونم این حمایتهای افراطی به ضرر هر دومونه این حرفا رو زده بودم) منم راستشو گفتم که اونا حرفی ندارن و من هرچقدر بخام کمک میکنن اما من نمیخام.میخام این دفعه خودمون زندگیمونو بسازیم.
خراب کردی
هر راستی رو که نمی گن دختر جان! همیشه راست بگو اما هر راستی رو نگو
آهان درستش کردی
در این خصوص سعی کن قدرت مردت رو ببری بالا و بهش اطمینان و شجاعت بده
حمایت کن ( اگه بخواهم مثال بزنم پستم طولانی میشه ، اشکال داشتی بپرس)
بعد بازم شروع کرد از جنس مغازه و غیره گفت که جنس نداره و اگر داشت روزی فلان و بهمان قدر میفروخت (آخه من قبلا قول پول جنس جورکردنو هم داده بودم.میخاستم برم از طلاهام بفروشم

) منم گفتم میتونی بری قرض کنی.)
اگر فکر می کنی فروختن طلاهایت برای زندگیت به درد می خورد
طلاهایت رو بفروش
بسنج ... نسخه هر زندگی برای اون زندگی مناسب هست ... نکات مثبت هر زندگی رو بگیر و با زندگی ئ شرایط خودت بسنج و بد اجرایی اش کن اون جوری که مناسب زندگی خودت باشه
من 60 میلیون تومن آپارتمانم رو فروختم واسه سرمایه کار دادم به شوهرم
شوهرم ماشینش رو فروخت زد به کار
ماشینم رو به نامش کردم انداختم زیر پاش
دو سال هست از این اقدام من می گذرد ... حقیقتا ضرر نکردم .... من کسی بودم که عمرا یه همچین فداکاری هایی برای زندگیم بکنم ها 
علاقه مندی ها (Bookmarks)