RE: مشکلم خیلی خیلی جدی شده.....
سلام بازم مشکل زندگی من یعنی امامزاده داوود
بعضی وقتا فکر می کنم قادر به حل مشکلات زندگیم نیستم
زندگی من شده هر جوری که شوهرم می خواد حتی حرف زدن و رفتارام مطابق با سلیقه اون باید باشه سه روز تعطیلی همه دوست دارند در کنار همسرشون باشند ولی من مجبور شدم تنهایی بدون اون برم با خانوادم مسافرت تا ایشون بتونند با خیال راحت و دور از مزاحمت های من برند امامزاده داوود
وقتی دیروز بهم رسیدیم من ازش ناراحت بودم و سرسنگین اون می خواد که من اینقدر ناراحتی هم نداشته باشم و هیچ حرفی نزنم ولی با این حال سعی کردم عصبانی نشم و فقط ناراحت بودم و ازش گلگی کردم
احساس میکنم دچار افسردگی شدم رفتار من اشتباه یا رفتار اون من که همه چیزایی که اون دوست نداشتو گذاشتم کنار و دارم مطابق با خواسته اون زندگی می کنم ولی این مسئله باعث خودم هیچ لذتی از زندگیم نبرم نه تعطیلی دارم نه وسط هفته
نه باید بهش محبت کنم نه ابراز احساسات کنم و ازش هم نباید چنین توقعی داشته باشم
پنج شنبه ها و جمعه ها و تعطیلات نباید ازش توقعی داشته باشم چون ایشون امامزاده داوود هستند حرف از بچه دار شدن نباید بزنم و توقعی نداشته یاشم
از ایشون نباید تو قع بیرون رفتن داشته باشم ولی هرباز که دلم خواست با خانوادم و دوستام می تونم برم بیرون ولی با اون نه.....
میشه راهنماییم کنید
[align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)