سلام دوستان خوبم ،

هربار که نوشته های شما رو می خونم با خودم فکر می کنم چقدر سخته آدم در شرایطی قرار بگیره که احساس کنه نسبت به او بی انصافی و بی توجهی می شه و یا حقوقش نادیده گرفته می شه و ...

اما اگر بشه یه جور دیگه به موضوع نگاه کرد شاید بتونیم شرایط متفاوتی رو تجربه کنیم ...
مثلا تصور کنید شما مادری هستید که عمر و زندگیتان را به پای پسرتان گذاشته اید و متناسب با این امر ، سهم قابل توجهی از محبت و توجه او مختص شماست . در تمام مدت از زمان بارداری تا تولد و تا دوران کودکی و جوانی نفس او ، نگاه او ، لبخند او ، درددل او ، غمهای او ، شادیهای او و ... همه و همه از آن خود شماست ...و غیر از این چیز دیگری را متصور نیستید ... (همانطور که اکثریت مادران اینگونه اند )
و احساس مادرانه جز این نیست ...
حالا او را در شرایط ازدواج تصور کنید ... و کسی را ببینید در کنار او که خواه ناخواه گاهی و شاید اغلب از شما به او نزدیکترست .... و البته خواهان حقوقی نه کاملا یکسان اما مشابه شماست ... چه می کنید ؟ طبیعی ست که حتی به سرتان بزند که او می خواهد فرزندتان را از شما بگیرد و چون پسر شما او را دوست دارد و به او دلبسته است ممکن است تصور کنید که دیگر شما را دوست ندارد ... گاهی حتی می دانید که ذهنیت شما منطقی نیست اما احساسات و عواطف شما عنان اختیار را به دست می گیرد و شما حتی مبادرت به رقابت با فرد تازه می کنید به حدی که شاید قلب او را هم بشکنید ...
در اینگونه موارد اگر عروس یک عروس کاردان باشد سعی به همذات پنداری و همدلی با مادر شوهر می کند تا جایی که این احساس را به او بدهد که مهر مادری جای خودش است و با مهر ورزیدن به همسر متفاوت (همه ی مادر ها این موضوع را می دانند اما می خواهند با تمام وجود این موضوع را درک کنند )... از طرفی با این رفتار همسر خود را درگیر تعارض وحشتناک انتخاب یا مادر یا همسر نمی کند و از این طریق آرامش ، عشق و دعای پر مهر پدرها و مادرها را ضمیمه ی بلافصل زندگی خود خواهد کرد ...

البته قطعا نگاه کردن از زاویه ی دید یک مادر شوهر همیشه برای عروسها سخت و غیرقابل درک است .اما چه کنیم ؟ سعی کنید به این فکر کنید که احیانا یک روز خود شما هم مادر شوهر می شوید و ممکن است تحت تاثیر عاطفه مادری چنین احساساتی(و حتما نه چنین رفتاری ) را تجربه کنید ... و به این فکر کنید که انتظار شما از عروستان چه خواهد بود ؟ ...
به نظر من برای هر پدر و مادری (حتی شما )جدا شدن از فرزندان می تواند یک بحران باشد اما شکل پشت سرگذاشتن بحران با توجه به میزان مدیریت احساس و عقل در افراد مختلف ، متفاوت است ...

به هر حال این شما هستید که باید راهی را انتخاب کنید که کمترین آسیب و هزینه را برای خودتان و اطرافیانتان داشته باشد ...

موفق باشید .