سلام سیسیلی عزیز
اتفاقا بنظرم اومد با تسوکه خوب دارید حرکت می کنید این بود که نخواستم مسیر بحثتون عوض بشه ، اما چون ابراز کردید فقط یکی دونکته رودر حاشیه بگم :
شما با این رویه آرامش رو از خودتون می گیرید ، ضمن اینکه توقع زیادی در دیگران ایجاد می کنید و این خطرناکه. (حتی باید مواظب باشید که تو زندگی خودتون و نسبت به همسر و فرزندتون هم این اتفاق نیفته)
1- با تاثير ديگران بر خود مقابله كنيد - چقدر به نظر ديگران وابسته هستيد و به آن اهميت مي دهيد. وقتي كه ما نگران حرف مردم هستيم در حقيقت يك بار فكري به ذهن خود تحميل كرده ايم. و ناخودآگاه به سمتي حركت مي كنيم كه ديگران را خوشحال كنيم. و اين هم ايجاد آرامش فكري را غير ممكن مي سازد. مهم نيست كه ما چه كار مي كنيم يا چه مي گوييم هميشه عده اي هستند كه ايراد بگيرند. بنابراين بايد در خود روحيه اي را تقويت كنيم كه نه با ستايش و نه با انتقاد تحت تاثير قرار نگيريم. اين بدان معنا نيست كه ما افكاري متفاوت با ديگران داريم، بلكه فقط به اين معناست كه نمي خواهيم به ديگران اجازه دهيم با عقايد خود آرامش روحي و فكري ما را به هم بريزند. البته اين كار ساده اي نيست اما به مرور زمان مي توانيم اثر عقايد ديگران در زندگي خود را كمتر كنيم. رسيدن به آرامش زماني مقدور مي شود كه ما فكر كردن به حرف هاي مردم را متوقف كنيم.
2- زماني براي خود اختصاص دهيد - اجازه ندهيد تمام وقت شما صرف ديگران شود طوري كه براي خود وقت كافي نداشته باشيد.
شما با استراحت كافي مي توانيد هنگام كار با انرژي و توان بيشتري به وظايف خود را انجام دهيد كه نتيجه آن يك رضايت دروني است.
3- به خودتون بیشتر بها بدید. به خودتون بیشتر برسید.
و یه نکته دیگه که جزء تجربه های خیلی خوب من هست و لی یه کمی عجیبه اینه که " خوبی زیاد خوب نیست " وقتی زیاده از حد خوبی میکنیم ، سطح توقع دیگرون رو بالا می بریم ، باعث دلزدگی هم میشیم.
بنظر من اگه نزدیکتر بشید به خونه مادرتون بهتره ، اونموقع بیشتر بهش سر میزنید ، اما مدت زمان موندنتون کمتر میشه.
کم کم تعداد دفعات رفتن رو کم کنید. بمرور توقع مادر رو پائین تر بیارید تا خدای نکرده بهشون برنخوره و تمام زحمات قبلیتون بر باد نره.





)

شوهرمم نمی دونه چه کاری درسته!
[/size]
و بعد، اگه تونستي روزهاي بعد برو. اگه فردا رفتي، باز يه منفي گنده ميگيري.










علاقه مندی ها (Bookmarks)