همنطور که قبلا گفتم اصلا مخالف ارتباط بین دو طرف نیستم چون ابدا آدم متجدد و با فکره بسته نیستم . اما دوست گرامی همه ما میدونیم که دوستیهای الان که ما دیدیم همش از رو هوسبازی و وقت گذرونی بوده تا کسب تجربه و شناخت ؟ پس دیگه کلاه سره خودمون نذاریم !!! اگه ما دنبال کسب تجربه و شناخت هستیم چرا این تجربه و شناخت رو تو زندگیه مشترک و بعد ازدواج با سعی خطا تو اون مرحله بدست نیاریم ؟
اينكه يه چندتا رابطه بيراهه رفته نمي شه نتيجه گرفت همش بده!!!!!
شناخت بعده ازدواج 




... شرمندم، ولي خيلي مسخره ست... مي دوني چرا؟ اگه بعده ازدواج شناخت به دست آوردين و فهميدين كه طرف به دردتون نمي خوره چي؟ چي كار بايد بكنين؟ فرض كنيم اين روش تو جامعه رواج پيدا كرد، حاضرين با دختري ازدواج كنين كه 10 بار طلاق گرفته؟
در مورد روابطي كه با خواستگاري شروع ميشه: تو هر رابطه ايي كه از اولِ اولِ اول حرف ازدواج باشه، هر دو طرف فيلم بازي مي كنن و سعي مي كنن خودشونو خوب جلوه بدن، كه به نظر من اينم به درد نمي خوره... و تا چهره واقعي طرف معلوم شه، مدتها وقت بايد بگذاري...
اصلا همين بحث خواستگاري: اينكه يكي رو انتخاب كني كه بري خواستگاري بايد يه شناخت اوليه باشه ديگه... يا مثل قديما مي خوايين برين تو محله ها بپرسين دختر دم بخت اين ورا هست؟ :D
علاقه مندی ها (Bookmarks)