به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 93
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: هرچي ديدم دم نزدم

    سلام دوست عزیز
    می دونی چرا کسی شما رو راهنمایی نمی کنه؟ چون اینجا کسی کسی و تشویق به طلاق نمی کنه. همه می ترسن بگن چنین کاری و بکن بالاخره عواقبی داره.
    چیزایی که شما از همسرتون گفتید یه مرد تنوع طلب و رفیق باز و تو ذهن ما جا انداخته. نه می شه بهت گفت ادامه بده شاید روز به روز بدتر بشه کسی که یه بار مزه چنین کاری رفت زیر زبونش مگه خدا کمکش کنه که بتونه از چنین راهی برگرده. و نه می شه بهت گفت طلاق بگیر.
    به نظرم با مادرت موضوع رو مطرح کن یا به یه مشاور برو شاید قطعی ترین راه و اونا پیش پات بذارن.
    موفق باشی عزیزم
    [size=medium][size=small]اگر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم [/size][/size]

  2. 2 کاربر از پست مفید sisili تشکرکرده اند .

    sisili (سه شنبه 28 دی 89)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مهر 91 [ 06:01]
    تاریخ عضویت
    1389-6-11
    نوشته ها
    189
    امتیاز
    3,988
    سطح
    40
    Points: 3,988, Level: 40
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    562

    تشکرشده 569 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: هرچي ديدم دم نزدم

    سلام يه سوال دارم خواهش ميكنم جواب بدين
    كشوري كه همسرم زندگي ميكنه 3:30 تفاوت داره با ايران الان ساعت 12:30 شب به ميگه همين الان مشتري اومد اين اتاق گفت واسش انجام بدم من پاي اينترنت داشتم باش حرف ميزدم كه رفت به نظر شما مشتري اين موقع شب كار يادش ميفته البته مشتريه توي شركت همسرمه اما خب جاي تعجب داره اين موقع شب بگه بيا چيزي واسم يادداشت كن نظر شما چيه به خدا قسم دارم ديوونه ميشم

  4. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: هرچي ديدم دم نزدم

    دوست من، چه اصراری داری با این آقا زندگی کنی؟
    میشه دلایلت رو اینجا به ما هم بگی؟

  5. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مهر 91 [ 06:01]
    تاریخ عضویت
    1389-6-11
    نوشته ها
    189
    امتیاز
    3,988
    سطح
    40
    Points: 3,988, Level: 40
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    562

    تشکرشده 569 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: هرچي ديدم دم نزدم

    ميدونيد من بغير از خدا كسي رو ندارم دوستش دارم مهربونه واسه اينكه از جدا شدن ميترسم واسه اينكه نميدونم با چه رويي برم پيش مادرم واسه اينكه ميدونم حاضر نميشه باهام زندگي كنه واسه اينكه ميدونم اطرافيان چطور نگاهم ميكنن واسه اينكه نميدونم چطور تنهايي زندگي كنم

  6. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: هرچي ديدم دم نزدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط shomila
    نميدونم با چه رويي برم پيش مادرم واسه اينكه ميدونم حاضر نميشه باهام زندگي كنه
    عزیزم مگه شما الان تنها زندگی می کنی؟
    چه مشکلی با مادرت پیدا کردی که الان این حس رو داری؟
    مادرها هیچ وقت بچشون رو تنها نمی ذارن، حتی اگه ازش رنجیده باشن.
    بنظرم قبل از هر کاری برو سراغ مادرت و سعی کن دلش رو بدست بیاری.


  7. 2 کاربر از پست مفید هستی تشکرکرده اند .

    هستی (سه شنبه 07 دی 89)

  8. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مهر 91 [ 06:01]
    تاریخ عضویت
    1389-6-11
    نوشته ها
    189
    امتیاز
    3,988
    سطح
    40
    Points: 3,988, Level: 40
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    562

    تشکرشده 569 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: هرچي ديدم دم نزدم

    اسمون ابی عزیز الان که ازدواج کردم خدارو شکر با مادرم مشکلی ندارم قبل ازدواج داشتم یکی از اعضای تالار یه مشکلی داشت که عنوان تاپیکش این بود دختری در آستانه خودکشی منم تقریبا مشکلات اونو داشتم که الان خدارو شکر تموم شده میدونی دلم برای مادرم میسوزه که با هزارو یک شوق و آرزو واسه من خرید میکنه خیلی خوشحاله اصلا وقتی میبینمش دلم نمیاد حرفی از نارضایتیهام بزنم یه دفع به صورت غیر مستقیم بهش گفتم گفت عیب نداره شوهرت خوبه توی اون کشور آزاد اینقدر رعایت میکنه همیشه به فکرته مادرم واسش فرقی نداره که شوهرم ازم دوره

  9. #37
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: هرچي ديدم دم نزدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط shomila
    اسمون ابی عزیز الان که ازدواج کردم خدارو شکر با مادرم مشکلی ندارم قبل ازدواج داشتم یکی از اعضای تالار یه مشکلی داشت که عنوان تاپیکش این بود دختری در آستانه خودکشی منم تقریبا مشکلات اونو داشتم که الان خدارو شکر تموم شده میدونی دلم برای مادرم میسوزه که با هزارو یک شوق و آرزو واسه من خرید میکنه خیلی خوشحاله اصلا وقتی میبینمش دلم نمیاد حرفی از نارضایتیهام بزنم یه دفع به صورت غیر مستقیم بهش گفتم گفت عیب نداره شوهرت خوبه توی اون کشور آزاد اینقدر رعایت میکنه همیشه به فکرته مادرم واسش فرقی نداره که شوهرم ازم دوره
    ببین دوست عزیزم
    مشکل "دختری در آستانه خودکشی" را دوست من هم دارد که آنرا در تاپیک "میکروفن" عنوان کردم، دوست من یک دوره در دوران مجردی به این مشکل رسید و بعد از یک دوره سخت حل شد و فراموششش کرد. ازدواج کرد اما الان بعد از ازدواجش هم با این مشکل مواجه شده، هم از جانب خانواده اش و هم شوهرش.
    من حرفم را گفتم، دیگر برداشت از حرفم با خودت است.


  10. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: هرچي ديدم دم نزدم

    سلام دوست خوبم
    به نظر منم اگه خدایی نکرده بعد از ازدواج به بن بست بخوری راه برات سختر می شه و برگشت هم برات سختتره.
    من نمی تونم و نمی خوام پیشنهاد جدایی بهت بدم. خودت بهتر صلاح زندگیت و می دونی اما واقع بین باش و احساسی تصمیم نگیر.
    بعدشم به نظر من اصلا جالب نیست شما با وجودی که خودتون خانواده دارید در دوران نامزدی با خانواده همسرتون زندگی می کنید. البته نظر منه. اگه شما پیش مادر خودتون باشید بهتر هم می تونید براش دردل کنید و او هم به عنوان یک مادر خیلی بهتر و مفید تر از ماها شما رو راهنمایی می کنه.
    موفق باشید
    [size=medium][size=small]اگر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنیدیم و اگر سختیها ی زندگی نبود ، چگونه خوبیهای آنرا حس می کردیم [/size][/size]

  11. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 شهریور 89 [ 19:32]
    تاریخ عضویت
    1389-6-31
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    1,768
    سطح
    24
    Points: 1,768, Level: 24
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: هرچي ديدم دم نزدم

    چی باعث شد بهش بی اعتماد بشی؟ چه دلایل محکمی داری که دوباره بهش اعتماد کنی؟ همینجوری رو حساب حرف که نمیشه آدم به یکی اعتماد کنه و بعد بنای یه ازدواجو بذاره؟ رابطه با جنس مخالف داشتن که به همین سادگی از سر مردها نمیفته.... هنوز روانشناسا نتونستن درمانی براش پیدا کنن بعد شما به همین ساذگی پذیرفتی که اون عوض شده؟؟؟

  12. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مهر 91 [ 06:01]
    تاریخ عضویت
    1389-6-11
    نوشته ها
    189
    امتیاز
    3,988
    سطح
    40
    Points: 3,988, Level: 40
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    562

    تشکرشده 569 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: هرچي ديدم دم نزدم

    اخه من از کجا بدونم مردا چطورن اصلا نمیدونم چرا قبول کردم میدونید خسته شده بودم از دست مادرم تا یه خواستگار الکی میومد مجبورم میکرد تن به ازدواج بدم همش آبروی منو جلو همه میبرد خسته شده بودم از دست کاراش اول راضی نبودم به این ازدواج تن بدم ولی دوباره همونطور که گفتم با هم رابطه داشتیم میگم که خیلی بهم محبت میکرد و میکنه خیلی باهام مهربونه خوب بلد حرف بزنه شما میگید اصلا درست نمیشه؟؟؟؟؟؟راستی دیشب یه عروسی رفته بودم یه دختری اونجا بود که قبلا با همسرم رابطه داشت اونجا بود که همسن من هم هست از اول تا آخر عروسی حرص میخوردم به روی خودم نیاوردم تازه با دختره هم صحبت کردم چون خواهر زاده ی جاریم بود


 
صفحه 4 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.