به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 35 , از مجموع 35

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 دی 92 [ 02:28]
    تاریخ عضویت
    1389-2-06
    نوشته ها
    513
    امتیاز
    5,622
    سطح
    48
    Points: 5,622, Level: 48
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,129

    تشکرشده 1,123 در 399 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: >>>از عدم وجود تعادل در احساساتم بشدت رنج میبرم

    سلام دوستان همدرد
    به یه مشکل کاملا جدید برخوردم که خیلی بنظرم خطرناکه و آزارم میده
    اخیرا هیچ تمایلی به حرف زدن با همسرم در راستای حل کردن مشکلمون ندارم
    هرچی اصرار میکنه باهم در مورد مشکلمون حرف بزنیم دوست ندارم اینکارو بکنم
    چون فکر میکنم وقت تلف کردنه
    و مشکل ما باهم حل نمیشه
    اشتیاقی بیان درد دلهام با همسرم ندارم
    واقعیتش خیلی نقاط ضعفم رو تو سرم زده.بجای اینکه کمکم کنه
    قبلا خیلی دوست داشتم باهاش در مورد مشکلاتمون حرف بزنم اما الان بدم میاد.
    محبتاش اصلا بهم نمیچسبه اصلا.بدتر حرصم میگیره و عصبی میشم و فکر میکنم همش تظاهره و از ترس اینه که من ناراحت نشم
    و اینم بگم فکرم درسته.حالا از کجا مطمئنم بماند
    بازم کمکم میکنید؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید lvlahtab تشکرکرده است .

    lvlahtab (چهارشنبه 16 تیر 89)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 اردیبهشت 90 [ 12:11]
    تاریخ عضویت
    1389-2-29
    نوشته ها
    83
    امتیاز
    2,929
    سطح
    33
    Points: 2,929, Level: 33
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 121
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    240

    تشکرشده 247 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: >>>از عدم وجود تعادل در احساساتم بشدت رنج میبرم

    عزیزم مهتاب جون .
    احساست رو کاملا درک میکنم چون من حدود 6ماه یا بیشتره که اینجوری شدم.
    عزیزم این اصلا اتفاق خوبی بین زن و شوهر نیست.البته اگه یه مدت زن و شوهر یه استراحت به هم بدن و از کل کل کردن با هم دوری کنن بد نیست تا ذهنت آروم بشه.
    این باعث میشه که درک بهتری از خودت و شوهرت بگیری.
    ولی بی تفاوت شدن به زندگی و مشکلاتش آثار جالبی نداره که من تجربه کردم.
    بلاخره رن و شوهر باید همدرد هم باشن.اگه به اون نگی تو دلت تلنبار میشه و یه جور ناخوشایندی خودش رو نشون میده.
    درهمچین حالتی یک شخص سوم بی طرف خیلی کمک بزرگیست و اون میتون یه مشاور باشه.
    من اخیرا اقدام کردم و به نظرم تا حالاش خوب پیش رفته.
    البته اگه شوهرت بیاد خیلی خیلی بهتره.
    ولی اگه یه مدت هم فکرت رو آزاد بذاری بد نیست ولی نذار ادامه داشته باشه.
    من هم دقیقا حالتهای تو رو داشتم ولی الان بهترم و واقعا تصمیم گرفتم به زندگیم کمک کنم.
    سعی کن خودت رو بیشتر دوست داشته باشیو
    فکر کنم از خودت هم کمی دور شدی گلم.


  4. کاربر روبرو از پست مفید m.m.a تشکرکرده است .

    m.m.a (چهارشنبه 16 تیر 89)

  5. #3
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: >>>از عدم وجود تعادل در احساساتم بشدت رنج میبرم

    مهتاب جان

    شاید تعجب کنی اگه بگم به جای خوبی رسیدی اما درست درکش نکردی و نفهمیدیش . برای این که بهتر متوجهت کنم موضوع را باز تر می کنم .


    شما مدتی در گیر هیجانات منفی بودی و نیاز به تخلیه داشتی ، از تالار همدردی بهره بردی و به نوعی با مرحله به مرحله بیرون ریزی اونچه باهاش در درون درگیر بودی ، تخلیه شدی . اکنون با این تخلیه ذهنی آشنا نیستی و نوعی خلاء احساس می کنی و این حالت عدم تمایل به گفتن از مسائلتون به همسرت را هم منفی تعبیر می کنی . اما به نظر من این نشونه اینه که مسائل برات کمرنگ شده ( و این خوبه ) و به نوعی ریشه ای نبودن اونها بعد از تخلیه شدنش در درون برات جا افتاده ، اما چون این حال جدید و غریبه ، تصوری منفی از آن داری .

    اصلاً نگران نباش ، خودت را و این حالتت را با دید مثبت درک کن . البته چون مدتی عادت کرده بودی به این که همش مسائل منفی را ببینی و واکنش هیجانی ولو در درون داشته باشی ، کنار اومدن با این که دیگه ذهنت خیلی درگیر نشه سخته برات و چه بسا این حالت کمی کسالت روحی بهت بده و تصور کنی مشکل پیدا کردی ، اما بدان تازه رسیدی به این که قسمت عمده ای از مشکلت کمرنگ شده .

    پس از این حالت استفاده کن .

    به همسرت بگو میخواهم مدتی اصلاً به هیچ مسئله و مشکل و نکته منفی ای بین خودمون فکر نکنیم .

    نسبت به محبتهای همسرت هم دید منفی را کنار بگذار و اونها را کاملاً طبیعی و صادقانه ببین ( حتی اگر مطمئن باشی تظاهره که البته مطمئن نباش ) تا ذهنت به نوعی دیگر و از جایی دیگر شروع به منفی بافی نکنه .

    مهتاب عزیز به این نکته اساسی توجه کن :

    در تاپیکی که بی بی اخیراً باز کرده بود ، با تصور این که بی بی منظورش از جک و جونور ، اعضاء از جمله شما هستی سریعاً ناراحت شدی و واکنش منفی نشون دادی ، این بیان گر ذهن خوانی از سوی شماست . عادت به ذهن خوانی ، آنهم از نوع منفی آن بسیار مخرب است ، چون باعث می شود ما رفتار و حرفهای دیگران را اغلب غیر واقع تعبیر و تفسیر کنیم و به خود آسیب بزنیم ، آسیب روحی و روانی ، که با واکنش نشون دادن این آسیب بیشتر هم می شود .

    پس هر وقت از رفتار و گفتار کسی برداشتی منفی داشتی اول به خودت توقف بده و بگو از کجا معلومه چنینه و سعی کن بی اهمیت رد بشی ، اگر موضوع برات اهمیت داشت با بیان دوستانه و مناسب با یک سئول مناسب طلب شفاف سازی کن ، مثل نمونه ای که مدیر همدردی در آن تاپیک ارائه داد .

    عزیزم این خیلی بهت کمک می کنه .

    مشاوره حضوری هم خیلی خوب خواهد بود اگر اقدام کنی .

    موفق باشی مهتاب عزیز

  6. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه 16 تیر 89)

  7. #4
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 دی 92 [ 02:28]
    تاریخ عضویت
    1389-2-06
    نوشته ها
    513
    امتیاز
    5,622
    سطح
    48
    Points: 5,622, Level: 48
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,129

    تشکرشده 1,123 در 399 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: >>>از عدم وجود تعادل در احساساتم بشدت رنج میبرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    مهتاب عزیز به این نکته اساسی توجه کن :

    در تاپیکی که بی بی اخیراً باز کرده بود ، با تصور این که بی بی منظورش از جک و جونور ، اعضاء از جمله شما هستی سریعاً ناراحت شدی و واکنش منفی نشون دادی ، این بیان گر ذهن خوانی از سوی شماست . عادت به ذهن خوانی ، آنهم از نوع منفی آن بسیار مخرب است ، چون باعث می شود ما رفتار و حرفهای دیگران را اغلب غیر واقع تعبیر و تفسیر کنیم و به خود آسیب بزنیم ، آسیب روحی و روانی ، که با واکنش نشون دادن این آسیب بیشتر هم می شود .

    پس هر وقت از رفتار و گفتار کسی برداشتی منفی داشتی اول به خودت توقف بده و بگو از کجا معلومه چنینه و سعی کن بی اهمیت رد بشی ، اگر موضوع برات اهمیت داشت با بیان دوستانه و مناسب با یک سئول مناسب طلب شفاف سازی کن ، مثل نمونه ای که مدیر همدردی در آن تاپیک ارائه داد .


    فرشته مهربانم
    کاملا درست متوجه شدی
    خودم هم متوجه هستم اما دارم خودمو میزنم به اون راه
    اما چند روزیه که تصمیم گرفتم با این روحیه ام مقابله کنم
    ان شا ا... موفق بشم
    حرفای زیادی دارم اما وقت ندارم
    ممنونم

  8. 2 کاربر از پست مفید lvlahtab تشکرکرده اند .

    lvlahtab (چهارشنبه 16 تیر 89)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: >>>از عدم وجود تعادل در احساساتم بشدت رنج میبرم

    مهتاب عزیز من هم خوشحالم که بالاخره مشکل اصلی و وریشه ای رو شناختی و تمام سعیت رو داری انجام می دی که مشکلت هر چه زودتر حل بشه!
    فقط خواستم به شما تبریک بگم بابت فارغ التحصیلی تون و همین طور سعی و تلاش و راه جدیدی که دارید در پیش می گیرید!

  10. کاربر روبرو از پست مفید del تشکرکرده است .

    del (سه شنبه 19 مرداد 89)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تعادل روحی ندارم کمکم کنید
    توسط anjelaa در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 تیر 92, 05:43
  2. شوهرم تعادل روحی و اخلاقی نداره منو آزار می ده
    توسط paper در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 دی 90, 09:19
  3. خوابم تعبیر میشه؟
    توسط roze_bikhar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 27 مهر 90, 11:05
  4. با همسرم تعارف دارم چه کنم؟
    توسط فرات در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 مهر 90, 13:16

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.