به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 381 تا 383 , از مجموع 383

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    لطفا منو راهنمایی کنید

    سلام دوستای گلم
    یادمه اولین روزی که اومدم توی این سایت بعد از یه دعوای مفصل بود. دنبال مقاله های مشاوره می گشتم... این سایتو دیدم و سعی کردم با خوندن مطالبش مشکلم رو حل کنم که البته تا حدودی جواب هم گرفتم اما امشب هم همون مشکل پیداش شد...

    من و همسرم با هم عقد هستیم و هنوز ازدواج نکردیم. قبل از ازدواج من و همسرم خودمون تصمیم گرفتیم که با هم ازدواج کنیم و خونواده هامون زیاد راغب نبودن البته به دلایل مختلف.
    خونواده همسرم یه خونواده پدر سالار واقعیه که میشه ازش به عنوان دیکتاتوری یاد کرد. پدر همسرم عقیده داشت که همسرم باید با دخترای فامیلشون ازدواج کنه و چند مورد هم براش در نظر گرفته بود. پدر من هم قصد شوهر دادن منو نداشت و می گفت هنوز زوده و .... اما به هر حال همسرم سعی کرد خونوادشو راضی کنه که در این بین هم مشکلات زیادی داشتیم. خونواده هامون با هم نمی ساختن. همسرم هم می گفت بهتره که رابطه خونواده هامون با هم خوب بشه چون بعدا تو زندگیمون تأثیر می ذاره. منم نهایت تلاشمو کردم که هم رابطه خودم با اونها خوب بشه هم خونواده ام. همسرم هم همینطور.

    اما خونواده من از طرف خونواده اون خیلی تحقیر شدن خود همسرم هم از این قضیه خیلی ناراحت بود و من به خاطر اینکه می دیدم همسرم دلش و منطقش با منه زیاد جدی نگرفتم و از دو مورد خیلی بد گذشتم.

    کم کم فهمیدم که همسرم هم مثل پدرش می مونه. یه جورایی فقط فکر خودش براش مهمه. می گه هر جور که خودم دوست دارم رفتار می کنم. یا تو باید به من بگی چشم تا غرورت شکسته بشه. من شوهرتم و تو باید از من اطاعت کنی..... متاسفانه من نمی تونم همچین رفتارهایی رو تحمل کنم. ازش می خوام که منو مجبور به کاری نکنه و اجازه بده با علاقه کاری رو براش انجام بدم ولی می گه عادت می کنی. مجبورت می کنم که عادت کنی. حتی چند بار بهم گفته که زندگی رو برات زهر می کنم و استخوناتو خرد می کنم ....

    این چند وقت هم که مکه بودیم شروع کرد به قرآن خوندن. توی قرآن هم به نیکی به والدین زیاد سفارش شده و این شد برای من قوز بالا قوز. آقا از اون ور افتادن. اصلا انگار من شدم براش نفر چهارم . اول مادرش دوم پدرش سوم خواهرش چهارم هم اگه خدا بخواد من
    پدرش خیلی قد و بد اخلاقه، یعنی هر وقت خودش صلاح بدونه خوش اخلاق می شه. به من می گه رابطه ات با پدرم خوب نیست.
    من می گم هر کاری از دستم بر اومده کردم
    می گه حتما یه اشتباهی کردی که پدرم اینطوریه
    می گم اشتباهی نکردم، چند بار اومدم به پدر دست بدم باهاش گرم سلام کردم اصلا محل نذاشته و نگامم نکرده
    می گه حتما یه کاری کردی از دستت ناراحته
    البته این بماند که پدر همسرم با خود همسرم هم همینطوره و محلش نمی ذاره. حتی با مادر همسرم هم همینطوره...
    این چند وقته سعی کردم از همه چی بگذرم و زیاد چیزی رو سخت نگیرم همه اش با دلش راه اومدم. اما یه بدی دیگه ای هم که داره اینه که همه رو در جریان بحثامون یا حرفای خصوصیمون می ذاره مخصوصا خونواده خودشو. دیروز این کار رو کرد. من چیزی بهش نگفتم گذاشتم امشب بهش بگم که با آرامش حل بشه ولی شروع کرد به اینکه من صلاح دیدم بگم و بعد قضیه رفتار من با پدرشو مطرح کرد...

    ببخشید خیلی حرف زدم. اما چی کار کنم؟ بعضی وقتا اونقدر ناراحت می شم که گریه ام میگیره اونوقت اون بیشتر بهم توهین می کنه. چند بار تو دعواهامون به خونواده ام بی احترامی کرده. آخر سر هم همه تقصیرها گردن من می افته. اعتقاد داره هیچ وقت اشتباه نمی کنه و هر کس خلاف منطق اون عمل کنه گناهکاره...

    کمکم کنید

  2. 2 کاربر از پست مفید shad تشکرکرده اند .

    shad (یکشنبه 23 خرداد 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 04 مهر 93, 23:28
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.