دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل می رسانی نه به قتل می رهانی
تشکرشده 7,657 در 1,487 پست
دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل می رسانی نه به قتل می رهانی
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
ساقی و مطرب و می جمله مهیا ست ولی
عیش بی یا ر مهیا نشو د یا ر کجاست
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
سا ل ها رفت و زیادم نرو ددوست هنو ز
تا چه کردم که مرا دشمن جان اوست هنو ز
تشکرشده 1,724 در 298 پست
من بی می ناب زیستن نـتـوانم
بی باده کشید بار تن نـتـوانم
من بنده ان دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
مي خواره و سرگشته و رنديم و نظرباز
وآن کس که چو ما نيست در اين شهر کدام است
hamed65 (یکشنبه 15 خرداد 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
شب فرا ق نداند که تا سحر چند است
مگر کسی به زندان عشق در بند است
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا
تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد
محمدابراهیمی (دوشنبه 16 خرداد 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
صبر بر جو ر رقیب چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خا ری هست
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
صبر بر در دنه از همت مردانه ی ماست
درد از او صبر از او همت مردانه از اوست
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است؟ *** خُم گو سر خود گیر که خُمخانه خراب است
افسوس که شد دلبر و در دیدهی گریان *** تحریر خیال خط او، نقش بر آب است
توضیح در رابطه با بیت اول:
می گوید خیالات خوشی که درباره تو در سر داریم ما را چنان مست کرده که نیازی به شراب نداریم، پس به خم بگو که در فکر خود باشد؛زیرا در اثر بی توجهی ما به می، میخانه بی مشتری مانده و خراب شده است.
« سر خودگیر» به این معنی نیز اشاره دارد که سر خم را تا رسیده شدن شراب با خشت و گل می پوشانند.به اصطلاح گل می گیرند. و این جا مراد این است که به خم بگو سر خود را بسته نگهدار که جنس درونت مصرفی ندارد – خم خانه بی مشتری است.
منبع
(سایت خوبیه. شرح یک سری از اشعار حافظ رو نوشته)
hamed65 (سه شنبه 17 خرداد 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)