داشتم داخل پستهای قدیمی این تاپیک دور میزدم که یه دفعه به این پست جناب امین برخوردم و حسابی هم ترسیدم. چون این جرم اهانت به علوم انسانی که ایشون به خاطرش مجازاتمون کرد رو من چند ماه بعدش در تاپیکم انجام دادم, یعنی قصاص قبل از جنایت شامل حالم شد.
حالا هم چون دیگه مجازاتمو کشیدمو برای یک جرم بیشتر از یک بار محاکمه نمیکنن, با خیال راحت میتونم کمی قضیه رو باز کنم.
البته ایشون همون اولشم یه خودزنی مشتی کردن که روانشناسی رو مذهب دنیای مدرن معرفی کردن! خوب برادر من, یعنی جایی که مذهبشون روانشناسی نیست مدرن نیست؟! بگذریم....
بعدش افاضه کردن که پیچیدگی اثبات یک قضیه در علوم انسانی از فیزیک بیشتره! من خواستم با این حرفشون هم مخالفت کنم اما کمی که دقت کردم دیدم همچین بیراه هم نمیگنها!
پیچیدگی یک امر نسبیه, انصافا ده ها نفر از این علمای اعلام علوم انسانی, برای اینکه اثبات کنن که املای درست کلمه ای که با پسوند "ها" جمع بسته میشه به شکل سرهمه یا جدا, باید روزها و هفته ها و ماه ها با همدیگه تشریک مساعی کنن و فسفر مغز بسوزونن تا به نتیجه برسن. خوب پیچیدگی همینه دیگه!
یعنی فقط مهمه که رسیدن به جواب یه مساله برای حل کننده چقدر سخت باشه. برای یکی رسیدن به املای صحیح این کلمه ها انقدر سخته, برای یکی هم پیدا کردن یه روش علمی و به صرفه برای استخراج سوخت از لایه های هیدرات متان در کف اقیانوسها.
البته آخر پستشون که بعضی از فعالیتهای این موجودات مخرب"مهندسها" رو نام بردن من یکی رو که به طور کامل "آچمز" کردن.
برای اینکه لیستشون کامل بشه چند تا هم من اضافه میکنم, مثلا همین کامپیوتر و شبکه اینترنت که این همه برای دنیا ایجاد ضرر کرده یا رادیو و تلویزیون و موبایل یا پالایشگاهها و تاسیسات تولید نفت و گاز که انقدر بی خاصیتن یا اصلا همین ماشین و قطار و هواپیما که انقدر چندش آورن, در مقابل دستاوردهای بزرگ علوم فاخره انسانی مثل مقایسه علمی و مستدل شعر نو و شعر سنتی چه حرفی برای گفتن دارن؟
وای من که دیگه داخل عرق شرم خودم غرق شدم.
تنها باید حقیقت را بیان کرد، نه دروغی را که حقیقی انگاشتنش خوب است.
"بخشی از پیام برتراند راسل برای آیندگان"
علاقه مندی ها (Bookmarks)