وقتی خواب خوابم میرم برگشتنه میگم اااااااااا چرا ساعت 7 شد؟ مگه 6 نبود

یا 1 وقتایی از خواب که پا میشم
نیم ساعت فکر می کنم الان صبحه یا عصر و من باید الان چی کار کنم. 1 گاهی هم جمعه ها پا میشم حاضر
میشم میرم سرکار (این دیگه شاهکاره )
مامان وسطای راه زنگ میزنه کجا رفتی نیستی امروز جمعس
پیش میاد غصه نخورین. [/color][/b]
به به لطفا دیگه از شاهکاراتون نفرمایید بد آموزی داره!
بد نبود. فقط یکم تمرین میخواد و اینکه یکم سلیقه. آخه آدم با قابلمه که عکس نمیندازه از اثر هنریش برادر من. اما
آخه قابلمه اش هم خودش یک اثر هنری بود
به قول
"گوستو در رَتِ تویل" هر کسی میتونه 1 آشپز فوق العاده باشه. من که عاشق آشپزیم و عجیبه واسم چرا
این اسم رو از خودت درآوردی برا خنده یا واقعیه؟
بی دل جان
حریره بادوم رو مگه آدم بزرگا هم میخورن؟ بعد این افطاری که نوشتی یکم سنگین نیست؟ ما افطار چای و خرما و گردو و نان و پنیر و سبزی و در نهایت سوپ میخوریم و تمام! نوشیدنی هم
کنارش شربت خاک شیر یا آب طالبی میخوریم. دیگه ای جایی برای شام نمیمونه.[/[/b]
این دو تا را به هیچ وجه نباید همراه غذا خورد : "دکتر بی دل!"
ضمن اینکه گفتم حریره بادوم نگفتم سرلاک و شیر خشک که! تازشم، اینکه بچه ها غذاهای مغذی و لطیفی مثل حریره بادوم یا شیر برنج و تخم مرغ آب پز و فرنی و اینا میخورن معناش اینه که اینا غذای بچگونه است؟!!! نه عزیزم این غذاها چون هضم و جذبشون راحته (البته باید با قندهای طبیعی مثل عسل درست بشن نه شکر!) فوق العاده برای وعده افطاری که دستگاه گوارش به مدت زیادی تعطیل بوده خوبن. ضمن اینکه قراره یه پیاله خورده بشه نه یک تغار که دیگه جا برای شام نمونه. یا اینکه به جای اونها یه چای و خرما بعدش هم شام. شما فکر کنم مثل همسر بنده یه قوری چای (اندازه کتری) میذارین بغل دستتون با یه پیش دستی پر خرما و زولبیا و بامیه (که قاچاقی و یا با اعمال زور میاره خونه!) بعدش هم یه دیس برنج و خورش و... نوش جان میکنه تازه بعدش میگه من فعلا میل به میوه ندارم بعدا میخورم!!!! (خوردن میوه با غذا هم کار صحیحی نیست) البته خدا رحم کرده که همسر ما دیگه همراه اون شام و افطار مختصر!!! میل به میوه ندارند.
ضمنا اینقدر از آشپزی ات تعریف نکن! مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطارش هی بگوید هی بگوید! آش دسپخت منو اگه بخوری، اونوقت شما هم منو چپ چپ نگاه میکنی!:)
علاقه مندی ها (Bookmarks)