
نوشته اصلی توسط
خارپشت
بی دل جان باز به شماها
جوونای حالا که دیگه حوصله کل کل ندارن
خوب نه اینکه زمان ما یه شاهی میبردیم در مغازه باهاش 4 تا مرغ محلی و یک کیلو گوشت بره و یه شونه تخم مرغ محلی (از اون قهوه ایها ) و خلاصه جونم برات بگه ماااااادر که کره محلی و سر شیر و... آره دیگه همه اینها رو با همون یه شاهی میخردیم و میزدیم زیر بغلمون و میومدیم خونه. بخاطر همینها جون داشتیم برا کل کل.
مادرجون برامون یه قصه بگو
اما شما جوونهای امروز عینهو مرغ ماشینی همتون هم عین نی قلیون (مثلا هیکل مانکنی خدا بدووووووووور) نای حرف زدن هم ندارین چه برسه به کل کل. دماغتون رو بگیرن جون از تنوتون در میره. البته دماغتون رو نمیشه گرفت چون عمل شده بخیه هاش نمیدونم چی چی میشه مادر. لبهاتونم زیاد که کل کل کنین،
ژل و ایینهاش جابجا میشه لبتون خدایی نکرده یه وری میشه یا گوله گوله میشه. بگذریم...
اییییییییییییی
نگو تو رو خدا
دختر مهربون ، شایانا
این چه قیافه ایه واسه خودتون درست کردین
پاشین چارتا از اون تخم مرغ قهوه ایارو ریدیف کنین ببینم
آره میگفتم، دوره تیرکمون شاه و پادشاه جغجغه خدا بیامرز که ما جوون بودیم، مادر جان! زندگیها اینطوری نبود که. اون موقع ها هنوز میکروب اختراع نشده بود، اینه که مریضی هم نبود. اما حالا جوونها همه قارتشون در رفته. آره مااااااااااااااادر...

نوشته اصلی توسط
hamed65
اخسیکتی دیگه کیه؟ اسمش شبیه اسکیپی می مونه

اسکیپی رو یادتونه؟!
بی خیال بابا... شما برو هری پاتر و... اینا رو بخون.
بعد هم برو بشین اسکیپی ببین

نچ نچ نچ (با صدای اسکیپی) و از این کارتونهای فضایی و گودزیلا و بروسلی و چه میدونم از این جک و جونورها.
پ ن پ بریم کفشای میرزا نوروز ببینیم
علاقه مندی ها (Bookmarks)