بچه ها یه چیزی براتون تعریف کنم هم بخندین هم علت این حالتمن را بفهمید.
آقا ما رفتیم خونه فامیل نزدیک !
بعد گفتم فامیل جان بیا نوستالوژی ها را تازه کنیم با هم! فیلم عروسیت را برای من بگذار جوانی هایم را ببینم
بعد که فیلم را گذاشت شروع کردیم حرف زدن راجع به آدم های توی فیلم.
باورتان می شه یا نه اما توی همین فیلم چند نیم ساعته پنج شش نفر آدم بودن که یا در ازدواج فریب خورده بودن ، یا شوهرشان عصبی و بیمار بود یا طلاق گرفته بودن. خلاصه من اینطوری شدم![]()
دوستان توصیه من به شما اینه که دنبال نوستالوژی نروید. آخر و عاقبت ندارد.![]()







من را بفهمید.




علاقه مندی ها (Bookmarks)