[align=justify]سلام
به نظرم همسرتون داره علت آشفتگیش رو جستجو می کنه و فعلا اشتباه گرفته! (علت رو اشتباه تشخیص داده)
بهتره ازش سوال نپرسید، چون در این مرحله خودش هم نمی دونه دقیقا چی فکر می کنه و چی می گه!
از این حرفها هم ناراحت نشید، چون اینها نتیجه یک ذهن آشفته ست. آیا شخصی که یک ذهن آشفته و درگیر داره، اعماق قلب خودش رو حس می کنه؟ نه! پس این حرفها رو جدی نگیرید که جدی نیستند.
برای محافظت از احساسات خودتون و همسرتون، زیاد روی این وضعیت ایشون تمرکز نکنید. فقط یک محیط آروم فراهم کنید، اما خودتون رو خیلی درگیرش نکنید.
یادتون باشه اگه در این فاصله به خودتون نرسید، و از شادی هاتون غافل بشید و به خودتون فشار ذهنی و روحی بیارید، نتیجه این می شه که وقتی وضعیت همسرتون رو به راه شد، اونوقت نوبت شما می شه که افسرده و به هم ریخته بشید و خانواده تون وارد مرحله جدیدی از آشفتگی می شه!
حتی اگه کتاب "مردان مریخی و زنان ونوسی" رو قبلا خوندید، بهتون پیشنهاد می کنم که یکبار دیگه بخونیدش. در مورد این حالات همسرتون توضیحاتی داده که براتون مفید واقع می شه.[/align]






}
شايد به خاطر وضعيت روحي خرابم باشه اما
.....بيخيال....مادر گلم دوست عزيزم فكر ميكنم مرور زمان مشل كوچيك شما رو حل ميكنه نگراني خودت رو بيشتر و بيشتر نكن.....سعي كن به همه خوبي هاي اين زندگي قشنگ كه من توي تصورم توش غرق شدم فكر كني.....زندگيت عاليه....قدرشو بدون

علاقه مندی ها (Bookmarks)